رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷
  • السبت ۱۱ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Saturday 26 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۹
  • کد خبر : 2624
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : من به «او» رای نمی‌دهم

روژان: به او رای نمی‌دهم که دنباله‌رو دلالان سیاسی است و در تنها هنرش خودنمایی در بزنگاه‌های انتخاباتی است و قاپیدن رای مردم؛ او که نگاه گرسنه همسایه‌اش را نمی‌بیند و در مقابل چشمانش با پول همین شهروند با خرید ماشین‌های انچنانی میراژ می‌دهد.

انتخابات دیگری پیش رو داریم و باید برای پنجمین بار، معتمدین خود را برای شورای شهر و روستا انتخاب کنیم. صرف نظر از بایدها و نبایدهای شورا و نقد و بررسی این چهار دوره، به باور این قلم، شوراها جز تحمیل هزینه به نهاد شهرداری، آنهم در این بحران مالی دستاوردی نداشته است. برای اثبات این ادعا کافی‌است هزینه سنوات گذشته شورا را احصا کرد که با آن شهرداران می‌توانستند در این وانفسای بی‌پولی، چندین پروژه را به سرانجام برسانند؛ اما حال که قرار است رای دهیم و سرنوشت شهرمان را به دست شورا بسپاریم، بیاییم فارغ از تعلقات دوستی، وابستگی خویشاوندی و همسایگی و رودربایستی و منافع شخصی و سیاسی انتخاب کنیم. بیاییم نگاه‌ها را تجمیع و آن را در مصالح جمع معطوف کنیم. بیاییم به “او” رای ندهیم.
او چه کسی است؟ او کسی است که در ارائه طریق و گشایش راه در شرایط امروزی ناتوان است ولو دارای مدرک بالای دانشگاهی باشد. او که طوق بندگی به گردن دارد، خواه بنده فرد، یک جریان سیاسی یا میز و قدرت و پول باشد.
او که به شهر و پیاده رو رحم نمی کند و آن را به راحتی یک راحت‌الحلقوم قورت می‌دهد بدون اینکه به آینده شهر بیندیشد. او که مجوز ساخت مجتمع را در دل میدان و مرکز شهر امضا می کند. او که نماد فرهنگ من نیست. او که هویت مرا پاس نمی‌دارد و با انگشت اشاره این و آن نشست و برخواست می کند.
اگر به اقتضای زمان تصمیم بگیریم، اولویت امروز، سلامت نفس است و پاکدستی. مردم می پرسند او که تا دیروز فردی متوسط از نطر مالی بود از چه منبعی توانست یک شبه میلیاردر شود و در بهترین نقطه شهر نه یک واحد که چندین خانه بسازد یا بخرد.
به او رای نمی‌دهم که دنباله‌رو دلالان سیاسی است و در تنها هنرش خودنمایی در بزنگاه‌های انتخاباتی است و قاپیدن رای مردم؛ او که نگاه گرسنه همسایه‌اش را نمی‌بیند و در مقابل چشمانش با پول همین شهروند با خرید ماشین‌های انچنانی میراژ می‌دهد. درست است که فساد و رانت خواری و چنگ انداختن توی صورت شهروندان به یک پدیده طبیعی در سازمانها و ادارات دولتی تبدیل شده است، اما شورا را من انتخاب می‌کنم نه دولت! پس رفتار وی نباید حتی شایبه همسویی با جریان رانت ایجاد کند. او باید ثابت کرده باشد که در این پرده‌های هزارتوی فساد، سالم عبور کرده است. به او رای نمی‌دهم که انگشت اتهام افکار عمومی به سویش دراز است.
اینکه تعداد زیادی نامزد شورا شده‌اند و همین مسئله کار انتخاب ما را سخت کرده است درست؛ اما باور کنید تشخیص خوب از بد زیاد سخت نیست، کافی است در شهر دوری بزنید، همین رانندگان زحمت کش تاکسی و اصناف شریف همه‌چی را به راحتی کف دستتان می گزارند. در اینجا ذکر خاطره‌ای شاید خالی از لطف نباشد. در دوران جوانی که تند و تیزی اقتضای آن است، بنا به وظیفه اداری، موردی از تخلف یکی از کارکنان را به رییس اداره اطلاع دادم. رییس، با شنیدن موضوع، چنان برافروخته شد که اگر قدرت قبض روح را داشت درجا روحم را می‌گرفت اما روز بعد به آرامی بهم گفت «دزد نگرفته پادشاه است، ناز شستش»! ویک ماه بعد مرا به گوشه‌ای پرت کرد که هنوز پس از گذشت ۲۵ سال تاوان پس می‌دهم. به او رای می دهم که این مناسبات ناسالم اداری را بشناسد و بتواند برای شهر بیمارم نسخه‌ای از سر آگاهی و صداقت بپیچد.
و رای نمی‌دهم به او، چون قدرت تشخیص سره از ناسره را ندارد، فاقد قدرت تحلیل و وزن سیاسی است، با هر بادی به هوا می‌پرد. او باید خود، باد باشد و خس و خاشاک را از سیمای شهرم بزداید و هر روز پا به‌پای پاکبانان شهر بدون ادعا کار کند.

محسن رسولی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...