رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۲ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 27 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۶
  • کد خبر : 2653
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : حلقه مفقوده مدیریت کسب و کار

یکی از معضلات اساسی در بازارهای خرد و کلان مناطق کوردنشین فقدان دانش حقیقی در منابع انسانی موجود در این زمینه است. کسانی که آموزش‌های لازم برای حضور چندبعدی در بازار محصولات در سطح وسیعی به نام بازار که از خریداران و فروشندگان بسیاری تشکیل شده است را ندیده‌اند درحالیکه به صورت سنتی، هم اکنون […]

یکی از معضلات اساسی در بازارهای خرد و کلان مناطق کوردنشین فقدان دانش حقیقی در منابع انسانی موجود در این زمینه است. کسانی که آموزش‌های لازم برای حضور چندبعدی در بازار محصولات در سطح وسیعی به نام بازار که از خریداران و فروشندگان بسیاری تشکیل شده است را ندیده‌اند درحالیکه به صورت سنتی، هم اکنون مدیریت آن را در سطوح اجرایی به عهده دارند. شاید از عمده دلایل عدم موفقیت در هیچ سطحی اعم از محلی، ملی و جهانی همین فقدان یا ضعف دانش آگاهی از علم بازار است .
قدیم‌ها رسم بر این بود که دانش‌آموزانی که علاقه‌ای به خواندن کتاب‌ در حوزه‌های مختلف نداشته و حوصله نشستن در فضای کسالت‌آور مکان‌های آموزشی که این نیز خود مزید بر علت است را نداشتند بدون سر و صدا وارد گوشه‌ای از بازار شده و به خرید و فروش کالا و خدمات مختلف مشغول می‌شدند. در اینجا به علت ضعف ساختاری دانش کسانی که در بازار قدرت می‌گرفتند قادر به تجزیه و تحلیل دقیق و  درست محرک‌های مختلف محیطی نبوده و اغلب اوقات صرفا از دریچه نه چندان وسیع کسب و کار خود و با نگرشی محدود به دنیای پیرامون می‌نگریستند و همین موضوع مهم، یعنی عدم دانش کافی حضور در بازار باعث به وجود آمدن مشکلات بسیاری در سطوح مختلف جامعه شده است. ما بر این باور بودیم که چون از درک پیچیدگی‌های فرمولی و درک مفاهیم خطی تا حدودی ناتوان هستیم بهتر آن است که خود را هر چه زودتر تعیین تکلیف کرده و در جایی از بازار شاگرد مغازه‌داری شده و بعدا خود نیز مغازه‌ای بزنیم که نیاز به مهارت‌های آنچنانی ندارد؛ اما این دقیقا اشتباه اساسی ما بود که به علت نبود پختگی نگرشی در ما و سطح جامعه نیز تا حدودی رواج پیدا کرد.
بدون شک موفقیت در بازار نیازمند دانش وسیع در حوزه‌های مختلف علمی و تجربی است؛ ما با دایر کردن کردن یک مغازه کوچک نقش یک سازمان بزرگ اما خورد در حوزه کسب وکار خود را داریم که به دانش عمیق و کاربردی در حوزه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، جمعیتی، بازاریابی، مالی و بسیاری جنبه‌های دیگر نیاز دارد که می‌توان گفت قریب به اتفاق بازاریان ما از آن غافل هستند. وقتی که ما به عنوان کارمند به یک شرکت یا سازمانی ورود پیذا می‌کنیم، وارد حوزه‌های تخصصی و تا حدود بسیاری تکراری می‌شویم که بعد از مدتی می‌توان آنرا به صورت چشم‌بسته انجام داد؛ اما زمانی که مدیریت کسب و کارهای کوچک خود را به عهده می‌گیریم می‌بایست از زوایای مختلف به موضوع نگاه کرده و با ادراکات بالا درصدد تجزیه و تحلیل محرک‌های متنوع و گوناگون محیطی برآییم.
مثال‌های ساده‌ و زیادی در اطراف خود می‌توان به عنوان مصداق این قضیه برشمرد که مشوق و محرک فارغ‌التحصیلان دانشگاهی با چشمانی باز برای حضوری دانش بنیان در لایه های مختلف و بی پایان بازار باشد.
اخیرا، به یک نهال‌فروشی در یکی از شهرهای استان مراجعه کردم که بعد از احوال‌پرسی نه چندان مطلوب با فروشنده وارد بحث در مورد نهال‌های درخت “به” شدم . سوال حقیر از فروشنده این بود که «آیا پیوند این درخت مناسب است»؛ به نظر شما جواب ایشان چه بود؟
ایشان در جواب، محصول را این‌گونه معرفی کردند «نه! خراب است؛ اصلا به درد نمی خورد» و مدام زیر لب با زبان کوردی تکرا می کرد: “باااشه” باشه! کمی جا خوردم؛ قیمت را از ایشان پرسیدم که با لحن تندی جواب داد: «از ۲۰ هزار تومان کمتر نمی‌دهم». معذرت‌خواهی کردم که مسیر را اشتباهی آمده‌ام و سپس به راه خود ادامه دادم. آیا اگر این فروشنده دانشی کاربردی نسبت به حرفه خود داشت این‌گونه با مشتری، برخورد می‌کرد؟
روزانه به مکان‌های بسیاری سر می‌زنیم و با برخوردهایی از این دست از سوی برخی عرضه‌کنندگان کالا و محصولات در قلب بازار با مشتریان که هسته مرکزی و محور اصلی نیاز، خواسته، تقاضا، مبادله و معامله در بازار هستند روبرو می‌شویم؛ در حالی که جوانانان تحصیل کرده‌ی ما در ذهن خود به دنبال میزهای فرسود و تا حدودی ناکارامد شرکتها و سازمان‌های خسته، فرتوت و فربه دولتی برای استخدام می‌گردند. ایا وقت آن نرسیده است که جوانان با تغییر نگرش و دیدی باز وارد بخش‌های مختلف کسب و کار شده و تغییرات بنیادین در آن ایجاد کنند.

سید عادل قاسمی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...