رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
  • الجمعة ۸ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 19 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۵۰
  • کد خبر : 2711
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : جایگاه کوردها در فرهنگ پارسی/ چرا کردستان مرکز ذوق ادبیات است

کردستان یکی از کهن‌ترین بخش‌های ایران زمین است و کردها همواره در صیانت از مرزهای این سرزمین و پاسداشت آداب و رسوم خویش و خدمت به فرهنگ و هنر ایرانی نقش مهمی برعهده داشته‌اند و این کهن‌سرزمین از دیرباز مهد فرهنگ و ادب بوده و بررسی ادبیات شفاهی و کتبی برجای مانده از گذشتگان، موید […]

کردستان یکی از کهن‌ترین بخش‌های ایران زمین است و کردها همواره در صیانت از مرزهای این سرزمین و پاسداشت آداب و رسوم خویش و خدمت به فرهنگ و هنر ایرانی نقش مهمی برعهده داشته‌اند و این کهن‌سرزمین از دیرباز

مهد فرهنگ و ادب بوده و بررسی ادبیات شفاهی و کتبی برجای مانده از گذشتگان، موید این نکته است.
البته از منطقه‌ای که سال‌های متمادی مأمن تمدن و فرهنگ بوده، جز این نمی‌توان انتظار داشت. گذشته از اینکه اندیشمندان این خطه بر گنجینه‌ای بیکران از آثار گذشتگان ایستاده‌اند، طبیعت زیبای کردستان، کوه‌های سربلند و جنگل‌ها و چمن‌زارهای آن همراه با آهنگ زیبای آبشاران و زمزمه‌ی جویباران، موجب دمیدن روحی لطیف در کالبد کردان گشته و کرد همواره احساس خود را از پدیده‌های مختلف جهان هستی در قالب‌های مختلف هنری بیان نموده است.
در این میان شعر و ادب همواره جایگاهی والا داشته است. چنانکه اگر بخواهیم اسامی علما، اندیشمندان، شعرا و نویسندگان کرد را فهرست وار گردآوری کنیم، نیازمند چاپ چندین جلد کتاب خواهیم بود. اما آنچه محور اصلی بحث ماست، جایگاه شگرف نویسندگان و شاعران کرد در ادبیات ایران و تاثیر متقابل آنان از زبان پارسی و خدماتی است که به این زبان کرده‌اند.
بی شک ریشه‌های فارسی دری و کردی امروزی را باید در زبان‌های باستانی ایرانی جست وجو کرد، لذا مشترکات آنان به حدی است، که با نگاهی گذرا نیز می‌توان آن را دریافت. اما غیر از این پیوستگی انگیزه‌های دیگری نیز در هنرمندان کرد برای گرایش به زبان فارسی وجود داشته، که مهمترین آن در یک کلام، فرهنگ مشترک ایرانی، اسلامی است. اگر برگ‌های زرین تاریخ این مرز و بوم را ورق بزنیم، خواهیم دید که از آغاز رواج زبان پارسی دری، شاعران و نویسندگان کرد آثار زیبا و وزین بسیاری به گنجینه این زبان افزوده‌اند که بررسی کامل آن نیازمند نگارش صفحات فراوان و تجسس در تاریخ و کتب معتبر و تذکره‌های شاعران و اندیشمندان ایرانی است؛ اما از آنجا که به قول مولانا:
آب جیحون را اگر نتوان کشید
هم زقدر تشنگی نتوان برید
در حد حوصله‌ی این مقاله نگاهی گذرا خواهیم داشت به زندگی‌نامه و آثار برخی از این فرزانگان.
– بسام کرد
نخستین شاعری که از او در کتب تاریخ و تذکره نام برده شده و چند بیت از اشعار او در تاریخ سیستان ثبت شده است ((بسام کرد)) است. بسام گویا از سوی هیاتی به منظور بیعت و پیمان صلح به نزد ((یعقوب لیث صفاری)) می‌رود. هنگامی که می‌بیند ((وصیف سگزی)) شاعر دربار یعقوب قصیده ای فارسی در مدح یعقوب قرائت کرد، وی نیز قصیده ای فارسی می‌سراید که با این بیت آغاز می‌شود:
هرکه نبود اوی به دل متهم
بر اثر دعوت تو کرد نعم
و در اغلب کتاب های تاریخی از اشعار وصیف سگزی و بسام کرد به عنوان کهن ترین آثاری که از فارسی دری برجای مانده یاد شده است.
– لوکری
دیگر شاعری که از او درکتب تاریخی نام برده‌اند لوکری است.
در تاریخ سیستان آمده است: لوکری یار وهمدم ((ابوالحسین عبدالله بن احمد عتبی)) وزیر سامانیان بوده و به دعوت او از لوکر به بخارا پایتخت سامانیان رفته است. او اشعار زیبایی به فارسی دارد؛ از جمله شعری که پس از ترک بخارا در مورد علت بازگشت به زادگاه خویش سروده و برای وزیر دربار سامانی می‌فرستد، که ابیاتی از آن بدین گونه است:
«عبیدالله بن احمد وزیر شاه سامانی
همی تابد شعاع داد از آن پرنور پیشانی
به صورت آدمی آمد، به معنی نور سبحانی
خدایا چشم بد خواهم، کزان صورت بگردانی
بخارا خوشتر از لوکر خداوندا همی دانی
ولیکن کرد نشکیبد از دوغ بیابانی»
– شیخ ابوالوفای کرد
شیخ «ابوالوفای کرد» مشهور به تاج العارفین (متوفی به سال ۵۳۰ ه.ق) از مشایخ بزرگ سده ی ششم است. ابوالوفای کردی به حدی در میان عارفان و اهل علم بلندمرتبه بوده که حکیم سنایی غزنوی در یکی از قصیده های معروف خویش از وی نام می‌برد، چنانکه می‌گوید:
«قرن ها باید که تا از پشت آدم نطفه ای
بوالوفای کرد گردد، یا شود ویس قرن»
هنگام بررسی آثار سده های اخیر نیز بدین نکته برمی‌خوریم که شاعران و نویسندگان و اندیشمندان کرد آثار وزینی به فارسی ارائه کرده اند. کمتر دیوان شاعر کردی را می‌توان یافت که اشعاری به فارسی نداشته باشد. گذشته از آن بسیاری از این این فرزانگان آثار زیبایی به فارسی تالیف و منتشر کرده‌اند، که حتی برشمردن نام و آثار آنان نیازمند چاپ چندین جلد کتاب است. یکن در حد ظرفیت این مقاله به زندگی نامه ی چند تن از این بزرگان اشاره می‌کنیم.
– شیخ حسن مولان آباد
از جمله این فرزانگان یکی شیخ حسن مولان آباد است که مدفن وی در قریه مولان آباد از روستاهای بخش خورخوره سقز واقع شده است. شیخ حسن عارفی بسیار متقی و زاهدی خداترس بوده و کلام الله مجید را برروی پوست آهو به شکل بی نظیری کتابت کرده است که هم اکنون نیز با عنوان قرآن مولان آباد موجود است، طبع شعر هم داشته و ابیاتی از اشعار فارسی او برجای مانده است که به عنوان نمونه دو بیت از اشعار آن بزرگوار را در پی می‌آوریم:
تیمار کن این دل شده بیمار غمت را
ز آبی که خضر گر بچشد مست شود مست
تربتگه من ساز قدمگاه پس از مرگ
کاحیا شده در دامن لطف تو زنم دست
– امیر شرف خان بدلیسی
دیگر از این بزرگمردان می‌توان به ((امیر شرف خان بدلیسی)) مولف کتاب معروف شرفنامه اشاره کرد. براساس نوشته های مورخان وی در ۹۴۹ ه.ق متولد و در سال ۱۰۱۱ دارفانی را وداع گفته است. او بیشتر اوقات فراغت خویش را به مصاحبت با فضلا و دانشمندان سپری می‌کرده و در دربار شاه طهماسب صفوی پرورش یافته است. شرف خان تالیفاتی هم داشته که مهمترین آنها تاریخ ارزشمندی است تحت عنوان شرفنامه بدلیسی که از امهات کتب تاریخ کرد است. بدلیسی این کتاب را به فارسی تدوین کرده و تا کنون به زبان های مختلف از جمله عربی، انگلیسی، روسی و کردی ترجمه شده است.
– سید ملا ابوبکر مصنف چوری پیر خضرانی شاهویی
وی فقیهی بوده است ادیب و نویسنده و شاعر که نثر فارسی را بسیار روان و شیرین می‌نوشته و دو کتاب فارسی او «ریاض الخلود» و «سراج الطریق» هرکدام نمونه ای بسیار خوب از نثر فارسی آن دوران است. بنا به نوشته ی «هدیه العارفین» ملاابوبکر در سال ۹۰۹ ه.ق متولد شده و در سال ۹۹۹ ه.ق وفات یافته است. برخی منابع نیز سال وفات او را ۱۰۱۴ ه.ق ذکر کرده اند. این فرزانه ی کرد اشعار زیبایی هم به فارسی سروده است. از جمله اشعار او ترجیح بندی است در ستایش پیامبر بزرگوار اسلام (ص) که حروف اول و آخر هر بند یکی از حروف الفباست، یک بند از این ترجیح بند را در اینجا تقدیم خوانندگان گرامی می‌کنیم:
آفتاب رخ تو نور هدی
طلعتت شرح نص کرمنا
اوفتاده به خاک درگاهت
جبهه ی ساکنان ارض سما
آدم ار دم ز مهر تو نزدی
کی زدی دم ز علم الاسما
آیت شرح صورتت یاسین
کاشف سر سیرتت طه
ابروان تو قاب قوسینند
رمزی از قرب تست او ادنی
یا نبی رد مکن بضاعت ما
سعی فرمای در شفاعت ما
– فاضل خان گروسی
محمد فاضل خان از شعرای مطرح قرن سیزدهم است. تولد او را سال ۱۱۹۸ ه.ق و وفاتش را سال ۱۲۵۲ نوشته‌اند. وی در زمره ی نویسندگان و شاعران پارسی گوی کرد به شمار می‌رود که از آثار معروف او می‌توان به کتاب ((تذکره ی انجمن خاقان)) اشاره کرد.
دو بیت از اشعار فارسی وی را در پی می‌آوریم:
از خوشی ها همه آغوش تهی باید کرد
با غم رویش اگر دست در آغوش کنی
یار از یار فرامش نکند جهدی کن
که به زاری به ار یار فراموش کنی
– آیت الله مردوخ کردستانی
((جمال الدین محمد مردوخ)) مشهور به (آیت الله مردوخ) در سال ۱۲۹۸ ه.ق متولد شد. وی دانشمندی بود که عمری را به مطالعه و بحث و پژوهش سپری کرد. او دارای بیانی شیوا و قلمی توانا بود و نثر فارسی و عربی را در کمال روانی و فصاحت و سادگی می‌نوشت و با علوم و هنرهای مختلف نیز آشنا بود. از جمله در نقاشی مهارت داشت و شعرهای زیبایی نیز سروده است. برخی از آثار او که به فارسی چاپ و منتشر شده است بدین شرح است:
۱- فقه محمدی به فارسی مطابق مذهب امام شافعی
۲- رمز آفرینش ۳- منطق مردوخ ۴- نحو مردوخ ۵- صرف مردوخ ۶- تاریخ درباره کرد و کردستان در دو جلد ۷- فرهنگ مردوخ (دو جلد) ۸- شطرنج نامه.
آیت الله مروخ در رمضان سال ۱۳۹۵ ه.ق برابر با ۱۳۵۴ شمسی در سنندج وفات یافت و بنابر وصیت خودش در روستای «نوره» به خاک سپرده شد. در تشییع جنازه او جمع کثیری از طبقات مختلف مردم شرکت کردند.
– مجدی – ملک الکلام کردستانی
«میرزا عبدالمجید» متخلص به مجدی و مقلب به «ملک الکلام» از سلسله معروف «اختیارالدینی» است که از قدیم الایام تا سال ۱۳۰۹ ه.ق حکومت بانه را در اختیار داشته. وی از ستارگان درخشان آسمان علم و ادب است و در سال ۱۲۶۸ ه.ق متولد شد. در اثر استعداد ذاتی در اندک مدتی در فنون نظم و نثر شهرت فوق العاده ای کسب کرد. وی مدتی ریاست «دارالانشای» حکومتی را برعهده داشت. این فرزانه کرد بخشی از عمر خود را نیز در تهران گذراند و در سال ۱۳۴۴ ه.ق برابر با ۱۳۰۵ هخ.ق بدرود حیات گفت و در قبرستان آب انبار قاسم خان تهران به خاک سپرده شد. مجدی مردی دیندار و مومن بود و آثار متعددی از او برجای مانده نظیر: سفرنامه ی حجاز، مقالات، منشات و رساله های مختلفی در زمینه ی الهیات و عرفان و اندرز.
وی در سرودن اشعار عربی، کردی، ترکی و فارسی مهارت تام داشته و حدود یکصدهزار بیت شعر از آثارش برجای مانده که متاسفانه بخش کوچکی از آن چاپ شده است.
مجدی با بسیاری از بزرگان و اهل ادب هم عصر خویش مراوداتی داشته از جمله ی این افراد می‌توان امیر نظام گروسی، ادیب الممالک فراهانی ومحمد حسین خان فروغی«ذکاالملک» را نام برد.
نمونه هایی از اشعار فارسی آن فرزانه ی اندیشمند را در اینجا ذکر می کنیم.
فرمانبر حق همیشه حق بین باشد
نظم دو جهان ز دین و آیین باشد
دیندار اگر چه هست گوساله پرست
صدبار به از کسی که بی دین باشد
***
زبان حاجتم از عجز بسته است و ندانم
جز اینکه گویمت از روی اضطراب الهی
زبان حال من از تو کند سوال که یارب
حلال ده چو مرا بازداشتی ز مناهی
کسان به جاه و حشم فخر می‌کنند و لیکن
اسیر حکم تو مجدی به فضل توست مباهی
– استاد عبدالحمید بدیع الزمانی (مهی)
وی از نوادر روزگار و افراد کم نظیری بود که عمری به خدمت فرهنگ و معارف اسلامی پرداخت. بدیع در پنجم ذی القعده سال ۱۳۲۲ ه.ق در سنندج دیده به جهان گشود. از آغاز تحصیل به دلیل هوش و استعداد سرشاری که داشت او را بدیع‌الکتاب و سپس بدیع الزمان خواندند. از سال ۱۳۰۵ تا ۱۳۲۴ نام خانواندگیش «مهی فرهی» بوده و در شعر هم «مهی» تخلص می‌کرده است. اما بعد از آن نام خانوادگی خود را به بدیع الزمان تغییر داده است.
او مدت بسیاری از عمر خود را صرف تدریس کرد و از اوایل سال ۱۳۲۱ شمسی به سمت دبیری ابتدا در دبیرستان دارالفنون و بعد در دبیرستان های امیرکبیر و گوهر شاد مشغول خدمت بوده است. در ضمن از سال ۱۳۳۵ ه.ش تا اواخر عمر پربارش به دعوت دانشگاه تهران به سمت استادی در دانشکده ادبیات و علوم انسانی و الهیات اشتغال داشته است.
احمد مهدوی دامغانی در مورد وی می‌گوید: «بدیع الزمانی از حسنات دهر و برکات عصر بود…» دکتر محمود انوار استاد دانشگاه تهران که یکی از شاگردان استاد بدیع الزمانی بوده در یادنامه‌ی او می‌نویسد: «چون به تدریس می‌پرداخت گویی زمخشری تفسیر می کند. از حافظه ای بسیار قوی برخوردار بود. در مدت ده سالی که در گلستان علم و ادب آن استاد علامه به گلچینی پرداختم و در ساحل دانش و فضلش مروارید های معنی و ادب برچیدم هیچگاه اتفاق نیفتاد که سوالی را بدون جواب نیکو و صحیح و عالمانه بگذارد…» از استاد بدیع الزمان آثار متعددی برجای مانده که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- تصحیح مجمل التواریخ و القصص که در مجله گوهر چاپ شده است ۲- تعلیقات بر کتاب التوسل الی الترسل ۳- تعلیقات بر قاموس فیروز آبادی ۴- مخزن الادب ۵- معیار القریض در عروض به فارسی ۶- دیوان اشعار (فارسی وعربی)
در رباعی زیر وی به تخلص های شعری خود مهی و بدیع و محل تولد خود (سنندج) اشاره کرده است:
این بنده که ارباب ادب را رهیم
خالص به عیار چون زر دهدهیم
رخشنده دُر تاج ادب فرهیم
کردم ز سنندجم بدیعم مهیم
و اینهم سه بیت از یک غزل بدیع:
مرا شد از وصال دوست حاصل
حیاتی تازه عمری دیگر امروز
مرا این فرصت نیکو سرانجام
فراهم شد ز لطف داور امروز
«مهی از پرتو لعل لب اوست
که نظمش گشته رشک شکر امروز»
استاد علامه جلال الدین همایی ماده تاریخ وفات بدیع الزمانی را در قالب شعر زیر آورده است:
چون بدیع این زمان عبدالحمید اوستاد
آنکه در فن ادب بد صاحب و ابن العمید
در زبان و شعر تازی پایدار و مایه ور
با ذکای طبع و حفظ سالم و قول سدید
زین جهان فانی اندر جنت باقی شتافت
با ضمیر پاک و قلب روشن و روی سپید
سال فوت او «سنا» بر هجری شمسی نوشت
خیمه بر ملک بقا زد زین جهان «عبدالحمید».
که مصرع آخر به حساب ابجد برابر است با سال ۱۳۵۶ ه.ش که استاد به دیار باقی شتافته است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...