رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 17 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۴
  • کد خبر : 2726
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : شیر خدا و رستم دستانم آرزوست…

در نخستین روزهای فروردین ۱۳۵۸، شهر سنندج پذیرای هیئتی بلندپایه، مرکب از شخصیت‌های انقلابی و مسئولان کشوری بود. این هیئت با شخصیت‌های محلی درباره‌ی چند موضوع از جمله تشکیل یک شورای ۱۱ نفره که وظیفه‌ی اداره‌ی شهر سنندج را به مدت شش ماه به عهده داشته باشد، به توافق رسید. در توافق‌نامه‌ی هیئت اعزامی و […]

در نخستین روزهای فروردین ۱۳۵۸، شهر سنندج پذیرای هیئتی بلندپایه، مرکب از شخصیت‌های انقلابی و مسئولان کشوری بود. این هیئت با شخصیت‌های محلی درباره‌ی چند موضوع از جمله تشکیل یک شورای ۱۱ نفره که وظیفه‌ی اداره‌ی شهر سنندج را به مدت شش ماه به عهده داشته باشد، به توافق رسید. در توافق‌نامه‌ی هیئت اعزامی و شخصیت‌های محلی، توجه به برخی خواسته‌های محلی مورد تأکید قرار گرفت و به ویژه تشکیل شورای شهر سنندج از راه برگزاری انتخابات و با رأی مستقیم شهروندان، به عنوان دستاوردی مهم به تصویب رسید.
بر اساس توافقات به عمل آمده و با فراهم شدن سازوکار لازم،‌ در نهایت انتخابات شورای شهر در تاریخ ۲۴/۱/۵۸ در شهر سنندج مرکز استان کردستان انتخابات شورای شهر برگزار شد و طی آن ۱۱ تن به عنوان اعضای شورای شهر سنندج برگزیده شدند و به این ترتیب نخستین شورای شهر پس از انقلاب در کشور تشکیل شد.
آیت‌الله طالقانی که از مشوقان و طراحان اصلی تشکیل شورای شهر سنندج بود و اخبار وقایع و تحولات سنندج را از تهران پی می‌گرفت، پس از اعلام نتایج انتخابات، پیام تبریکی خطاب به مردم سنندج فرستاد. در بخشی از این پیام، اهمیت و حساسیت جایگاه و نقش شورای شهر سنندج به عنوان نخستین شورای شهر تشکیل شده پس از انقلاب و تجربه‌ای که در صورت موفقیت می‌تواند به دیگر بخش‌های کشور نیز تعمیم یافته و تکرار شود، مورد تأکید قرار گرفته و چنین آمده است:
«چون این شورا که در سنندج انتخاب شده اولین شورایی است که در راه رسیدن به جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرده‌اید، باید کاری کنید که … نمونه‌ی مناسبی برای شوراهای شهرهای دیگر ایران شود. من شخصاً منتظر آن هستم که شورای ۱۱ نفری هر چه زودتر شروع به کار کند.»
تشکیل نخستین شورای شهر مرکب از یازده نماینده‌ی مردم سنندج به فاصله‌ی دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تنها کم‌تر از دو هفته پس از تعیین نظام جمهوری اسلامی به اعتراف مخالف و موافق، به عنوان نمونه‌ای از باور عملی به رأی و نظر افکار عمومی و اعتقاد به دخالت مردم در تعیین سرنوشت خود در تاریخ رویدادهای پس از انقلاب اسلامی ثبت و ضبط شده است.
صرف‌نظر از تمام ابعاد و جوانبی که می‌توان در تجزیه و تحلیل تشکیل نخستین شورای شهر پس از انقلاب اسلامی مورد اشاره قرار داد، نکته‌ی اصلی و اساسی در تحلیل این واقعه‌ی تاریخی آن است که نخستین شورای شهر پس از انقلاب اسلامی در شهر سنندج مرکز استان کردستان، شهری که از نظر ویژگی‌های قومی و مذهبی حالتی متمایز و جایگاهی متفاوت دارد، شکل گرفته است. این واقعیت دست کم دو نکته‌ی ظریف را به ذهن متبادر می‌سازد نخست آن که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خواست و اراده‌ای در سطح حاکمیت برای گسترش کمی و کیفی دخالت اهالی شهر سنندج به عنوان یک شهر مهم کردنشین و اهل‌سنت در تعیین سرنوشت و اداره‌ی شهر به چشم می‌خورد و از سوی دیگر، در سطح اکثریت اهالی شهر سنندج میل و گرایش به تأثیرگذاری بر تحولات سیاسی اجتماعی شهر خود از طریق و به روش دمکراتیک و مسالمت‌آمیز و پرهیز از خشونت مشاهده می‌شود.
اکنون که ۳۸ سال از تشکیل اولین شورای شهر در سنندج می‌گذرد، چنین به نظر می‌رسد که شورا در این شهر به بی‌راهه رفته و به کلی از اهداف خود دور شده است و نگاهی به عملکرد ۴ دوره گذشته‌ی شورای شهر سنندج این ادعا را به اثبات می‌رساند.
متاسفانه هم اکنون شورای شهر سنندج به بنگاهی اقتصادی جهت انجام معاملات غیرقانونی جهت کسب درآمدهای نجومی تبدیل شده است. بیشتر کسانی که به این شورا راه یافته‌اند، به قصد زد و بند و تاراج بیت‌المال پای در این عرصه نهاده‌اند و فریاد معدود افراد امین و درستکار داخل شورا، به جایی نرسیده است و یا از سوی اکثریت ناپاکان شورا خفه شده‌ است.
کاندیداهایی که با خرج صدها میلیون تومان از بودجه بیت‌المال و یا سرمایه شخصی به شورا راه پیدا می‌کنند، یقینا به دنبال اهدافی در شورا هستند که چند برابر این پول را به جیب بزنند و بی‌گمان در این راه دست به هر کاری می‌زنند.
به راستی چرا به چنین وضعیتی گرفتار شده‌ایم؟ چرا باید شهردار سنندج از شهر دیگری انتخاب شود؟ مگر در سنندج قحط‌الرجال است؟ یعنی در این شهر نیم میلیونی با پیشینه‌ی تاریخی – فرهنگی – سیاسی- علمی یک نفر جهت تصدی پست شهرداری پیدا نشد؟
کارنامه‌ی سیاه برخی از کاندیداهای ادوار گذشته شورای شهر سنندج و وضعیت نابسامان این شهر، مسئولیتی بسیار سنگین بر عهده تک تک شهروندان گذاشته تا با بینش و دقت بیشتری به انتخاب اعضای شورا بپردازند و اجازه ندهند هر نامزد کژاندیش و طماع با رای آنان وارد شورا شود.
یکی از نامزدهایی که به حق و انصاف جزو دست و چشم پاک‌ترین افراد شهرمان است، برادر بسیار بسیار عزیزم جناب آقای «فرهاد اسماعیلی» است. فرهاد اسماعیلی جزو آن دسته از افراد خیّر و نیکوکاری است که بسیاری از همشهریان مستمندمان از وجود بابرکت وی بهره‌مند شده‌اند. وی چه در محل کارش (معاونت سرپرستی بانک تجارت) و چه در زندگی عادی، همواره منشا خدمات خیر فراوانی بوده و یکی از الگوهای درخشان خیرخواهی و نیکوکاری شهرمان است.
فرهاد اسماعیلی که داماد دوست عزیزم «خاڵۆ سهراب جلالی» است، همچون آن بزرگوار در مراسم و کارهای اجتماعی و مدنی مشارکت بالایی داشته و یکی از پیشگامان این قبیل امور است.
علاوه بر سخاوت و مناعت طبع، مهم‌ترین خصلتی که «فرهاد اسماعیلی» دارد شجاعت اوست. هرچقدر کاک فرهاد در مقابل مظلومان بسیار رئوف و مهربان و دلسوز است، به همان اندازه در برابر ظالمان و زورگویان قاطع و برّنده عمل می‌کند. همه کسانی که با «فرهاد اسماعیلی» از نزدیک برخورد داشته‌اند، به شجاعت و قاطعیت وی در برابر بی‌عدالتی ایمان دارند.
امیدوارم همشهریان عزیزم با انتخاب «فرهاد اسماعیلی»، فرد شایسته‌ای را به شورا بفرستند چرا که در این وضعیت نابسامان سنندج، وجود افرادی چشم و دست پاک در شورا بیش از هر چیز دیگری نیاز است.
– به امید موفقیت همه‌ی کاندیداهای شایسته و درستکار در انتخابات.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.