رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
  • الجمعة ۸ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 19 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۲۰:۳۹
  • کد خبر : 2794
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : نقش «گۆڕان» در رویدادهای کردستان عراق
به بهانه درگذشت نوشیروان مصطفی رهبر جنبش تغییر؛

نقش «گۆڕان» در رویدادهای کردستان عراق

مروری بر زندگی‌نامه رهبر حزب گوران نوشیروان مصطفی امین، نویسنده، ادیب و سیاست مدار در سال ۱۹۴۴ در سلیمانیه به دنیا آمد. در سال‌های۶۰ مبارزات سیاسی خود را آغاز کرد و در سال ۱۹۷۶ به همراه جلال طالبا نی، حزب اتحادیه میهنی کردستان را تاسیس کرد. وی در سال‌های ۱۳۵۹-۱۳۶۷ در پیمان مشترک همکاری نیروی‌های […]

مروری بر زندگی‌نامه رهبر حزب گوران

نوشیروان مصطفی امین، نویسنده، ادیب و سیاست مدار در سال ۱۹۴۴ در سلیمانیه به دنیا آمد. در سال‌های۶۰ مبارزات سیاسی خود را آغاز کرد و در سال ۱۹۷۶ به همراه جلال طالبا نی، حزب اتحادیه میهنی کردستان را تاسیس کرد. وی در سال‌های ۱۳۵۹-۱۳۶۷ در پیمان مشترک همکاری نیروی‌های نظامی جمهوری اسلامی ایران با معارضین عراقی همراه با حزب دموکرات و سوسیالیست کردستان عراق به عنوان حزب اتحادیه میهنی در کنار نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفت و در عملیات علیه رژیم صدام نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. نوشیروان مصطفی در سال‌های پس از جنگ تحمیلی و تا سال ۱۹۹۲ و تشکیل اقلیم کردستان عراق، در لندن اقامت داشت و به نوشتن کتاب‌های تاریخ کردستان پرداخت که از جمله آنها می‌توان به «از کنار رود دانوب تا دره‌های کردستان» اشاره کرد که به فارسی نیز ترجمه شده است.
مصطفی امین در سال ۲۰۰۳ به عنوان یکی از شخصیت‌های برجسته کرد در حکومت انتقالی عراق حضور داشت و سپس حزب گوران (تغییر) را در اعتراض به آن‌چه فساد اصلاح‌ناپذیر می‌خواند در سال ۲۰۰۶ تشکیل داد که به یکی از منتقدان اصلی احزاب مسلط در کردستان عراق مبدل شده است.
جنبش گوران یا جنبش تغییر یک حزب سیاسی در کردستان عراق است. این جریان در انتخابات پارلمان کردستان در سال ۲۰۰۹ به عنوان اپوزیسیون اصلی ائتلاف کردستان متشکل از حزب دمکرات و اتحادیه میهنی مطرح و با کسب ۲۴٪ آرا ۲۵ کرسی از ۱۱۱ کرسی پارلمان کردستان را تصاحب کرد.
نوشیروان مصطفی سرانجام در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ در سن ۷۳ سالگی در سلیمانیه درگذشت و پیکر وی روز شنبه ۳۰ اردیبهشت با حضور مردم و همرزمانش به خاک سپرده شد. کارشناسان معتقدند جنبش تغییر بعد از مرگ بنیان گذار خود، انتخاب‌های زیادی پیش رو نخواهد داشت و برخی از رهبران آن قطعا به اتحادیه میهنی خواهند پیوست.

ای دسته تبر به هوش باش! در جنگل، آهن را رها کن تا بی اثر باشد.
پس از فروپاشی عثمانی و الحاق ناخواسته و اجباری بخش‌هایی از سرزمین کوردستان به کشورهای جدید، رهبران و مردم کورد در راستای خواسته ها و حقوق ملت خود شرافتمندانه تلاش کردند و علاوه بر تحمل سختی های فراوان، نسل کشی های پی در پی ملت کورد (توسط حکومتهای مرکزی عراق و ترکیه)، تاریخ در حال ثبت رشادت ها و برگهای زرین و پر افتخار ملت کورد بوده است. سران کورد هیچگاه زانوی تسلیم خم نکرده و با اتکا به ملت، ظالمترین سران دنیا را مایوس می کردند. در سه دهه اخیر، نتیجه دستاوردها و موفقیتهای چشم گیر کوردهای عراق را می توان در اتحاد دو حزب عمده کوردستان عراق جویا شد (دمکرات و اتحادیه میهنی) . تاریخ گواه می نماید که در قهر و دشمنی دو حزب، موج ناامیدی سراسر کردستان را فرا می گرفت  و در رفاقت و آشتی، امیدها و موفقیتها فزونی می یافت و نزدیک شدن به اهداف ملت کورد مشهودتر می گشت . هر چند اکثر مواقع قهرها ناشی از دخالت بیگانگان بوده و در یک مقطع زمانی نیز منجر به جنگ داخلی شده است.
نگارنده معتقد است به علت عدم سازگاری اکثر کشورهای خاورمیانه در سال‌های میانی دهۀ ۱۹۹۰ به وجود منطقه‌ای خودمختار به نام کردستان، اگر جنگ داخلی به وجود نمی‌آمد، جنگی بزرگتر و ویرانگرتر از طرف برخی کشورهای منطقه، بر کوردستان عراق تحمیل می‌شد، به نوعی جنگ داخلی آن جنگ‌ها را به تعویق انداخت، هرچند این جنگ از لحاظ مالی و نظامی برای طراحان جنگ، اقتصادی‌تر به نظر می‌رسید! به ناچار بخشی از کوردستان ظاهراً با دست کوردها دو تکه شد و کشورهای رقیب منطقه هر کدام از یکی از آن مناطق بهره‌برداری‌های اقتصادی و سیاسی می‌کردند تا اینکه رهبران کرد به خود آمدند و با درس‌گرفتن از گذشته،  با اتحاد همان دو حزب و شکار زمان در شرایط سیاسی بین‌المللی نقش آفرینی‌های جدید و با ارزشی را رقم زدند و دوباره امیدها را برای ملت خود زنده کردند. شهرهای موصل و کرکوک را در سال ۲۰۰۳ از دست بعثی‌ها آزاد کردند و سپس با همکاری آمریکا پرونده بعث را در عراق بستند. دستاوردهای ۱۳ ساله حکومت نیمه خودمختار خود را در اختیار هم پیمانان و دیگر احزاب عراق قرار دادند، بغداد را بنیاد نهاده و قانون اساسی مناسبی را با دیگر احزاب عراق به رفراندوم گذاشتند، نظام فدرالی را برپا و در انتخابات دو دوره اول مجلس و شوراهای استانی پیروزی‌های چشم‌گیری را کسب کردند و بارها از جنگ‌ها و اختلافات داخلی و فرقه‌ای کشور عراق جلوگیری کردند و یکپارچگی عراق نوین را تثبیت کردند. در روند رو به رشد اقتصادی، سیاسی، امنیتی کردستان عراق، بزرگترین دغدغه‌ای که وجود داشت اجرای ماده ۵۲ قانون اساسی موقت و ماده ۱۴۰ قانون اساسی دائم عراق در خصوص الحاق قانونی مناطق کردستانی خارج از اداره اقلیم کردستان عراق بود (مانند خانقین، دوزخورماتو، کرکوک، مخمور، شنگال و اطراف موصل) که مقاومت نخست وزیرهای مختلف عراق در برابر اجرای مقدمات اولیه ماده ۱۴۰ سبب ایجاد اختلافات اربیل- بغداد می‌گشت، یکصدا بودن کردها در این خصوص سبب حذف ابراهیم جعفری نخست وزیر وقت عراق شد، مالکی در دور اول نخست وزیریش نیز از اتحاد کوردها بیم داشت و سعی می‌کرد در برابر کردها نایستد. مالکی به خوبی می‌دانست که اتحاد کردها مانع قدرت گرفتن بیش از اندازه نخست وزیر و ایجاد سیستم دیکتاتوری در عراق می‌شود.
در این مقطع سیاسی و خلاء مورد بحث، یکی از معاونین حزب اتحادیه میهنی که در ایجاد جنگ داخلی ۱۹۹۴ هم نقش مستقیمی داشت به نام نوشیروان مصطفی که شخص دوم و یکی از بنیان‌گذاران حزب اتحادیه میهنی شاخته می‌شد نگران از موقعیت خود، کهولت سن رهبر حزبش، عدم تحمل اتحاد دو حزب عمده کردستان و وجود کینه‌های سابق از خانواده بارزانی، حزب جدیدی را با شعارهای عوام پسند ایجاد کرد که با هدایت احساسات مردم (به خصوص مسائل مرتبط با جنگ داخلی و فساد اداری) همراه بود. با تشکیل بی‌موقع آن حزب، ناقوس مرگ اتحاد کوردها زده شد و جای پای ادبیات خشن، تخریب، بدبینی و ناامیدی در راستای منافع حزبی در دنیای سیاست کردستان عراق مجدداً باز شد و بر این اساس گاهاً کردهای برکنار شده همکار صدام که در هیچ حزبی جایگاهی نداشتند به عنوان کاندیداهای انتخاباتی جنبش تغییر نمایان می‌شدند. با آمادگی خوب حزب گوران در اولین انتخابات مجلس عراق توانستند تعداد کرسی قابل توجهی را از سه استان سلیمانیه، اربیل و دهوک کسب کنند و اما در نتیجه‌ای بسیار معنی‌دار در استان‌های مورد مناقشه کرکوک، دیاله، نینوی و صلاح‌الدین حتی نتوانستند یک کرسی را کسب کنند؛ هرچند ایجاد شکاف لیست ائتلاف کردستانی سابق به چند لیست در آن مناطق مهم را سبب شد که کاهش تعداد نمایندگان منتخب کورد آن مناطق را در برداشت. نهایتاً با کاهش کرسی‌های ائتلاف کردستان و حضور گوران، انسجام کردها در مجلس عراق کاهش شدیدی تجربه کرد و آرزوی مالکی و دیگر رقبای ائتلاف کردها برآورده شد؛ تغییر رفتارها و اقدامات مالکی در دوره دوم نخست وزیری خود نسبت به کردها دلیل واضحی بر این ادعا است. در زمان بحران‌ها و موقعیت‌های حساس کردستان عراق با موضع گیری‌های احساسی حزب گوران، نفوذ رهبران، قدرت سیاسی و اعتبار کردستان عراق در بغداد و گاهاً خارج از کشور به مرورکاهش می‌یافت. با شعارها و ادعاهای کلی بدون ارائه راهکار، توان  کوردها مستهلک می‌گشت و بارها مردم بر علیه حکومت نوپای کردستان با هدف قیام تحریک می‌شدند. گوران به جای اینکه توان خود را جهت الحاق مناطق کردستانی خارج از اداره اقلیم کردستان صرف کند، صرف مبارزه‌های بی‌موقع و ناامیدکننده داخلی کرد که انرژی و توان دو حزب متحد را هم می‌گرفت. علی‌رغم اینکه لیست ائتلاف قدرتمند کوردها در بغداد از هم پاشید در انتخابات شوراهای استانی و پارلمان کردستان، با حضور حزب خام و فاقد کارنامه سیاسی گوران، شورای استانی سلیمانیه چالش‌زا و پر تنش ظاهر گشت که منجر به تعلیق حضور استاندار و تعیین هیئت‌رئیسه شورا در فاصله زمانی بسیار زیادی شد و در پارلمان کردستان نیز به دلیل عدم انتخاب هیئت رئیسه با تجربه و میانه‌رو، پارلمانی چالش‌زا ظاهر شد و اکثر توان خود را جهت مقابله با حزب دمکرات به کار بست و نهایتاً در زمان ظهور داعش و تحریک آن علیه کردستان عراق و شروع جنگ ویرانگر تحمیل شده بر کوردها، حزب گوران با فشار و حمله رسانه‌ای و تشویش اذهان عمومی مردم، توان خود را در  توجیه حذف مسعود بارزانی به عنوان رهبر اقلیم کردستان به کار بست، غافل یا آگاه از آنکه ملت بدون رهبر در چنین شرایط وحشتناک جنگی، محکوم به شکست است. اولویت‌های نامعقول آن حزب و عدم درک مناسب سران حزب تغییر از زمان، روحیه مردم و روحیه خط دفاعی، منجر به تصمیمی ناچارانه شد که پارلمان ناموفق کردستان نیزآسیب دید و به حالت تعلیق درآمد. حزب گوران به جای درس گرفتن از گذشته ناچیز پر ادعا، پرهیاهو و بی نتیجه، این بار به سمت حزبی رفت که بر خلاف خودشان عمل‌گرا و بیشتر در میدان جنگ حاضر بود. به سمت حزبی رفت که با اتحادش آخرین امیدهای اتحاد ارزشمند کوردهای عراق را خواسته یا ناخواسته نشانه رفت. با جلسات متعدد و رایزنی‌های طاقت‌فرسا منجر به عقد چند ماده‌ای اتحاد حزب گوران و اتحادیه میهنی (یه‌کیه‌تی) شد که با آن نزدیکی  شکاف و دو دستگی در حزب یه‌کیه‌تی (اتحادیه میهنی) را قوت بخشید و با شکاف ایجاد شده موجی از نگرانیها را نسبت به آینده کردستان عراق به وجود آورد (البته نمی‌توان سفر مالکی نیز به سلیمانیه را در شکاف داخلی حزب اتحادیه میهنی نادیده گرفت). تحویل بخشی از تازه خورماتو، تحویل چند روستا از شهرستان دوزخورماتو در تابستان سال گذشته، تحویل روستای بزرگ بشیر و اطراف آن  و در روزهای اخیر تحویل نفتخانه در شهرستان خانقین به حکومت مرکزی عراق که بیشتر با خون پیشمرگ‌های اتحادیه میهنی آزاد شد را دلیل بر تضعیف مقطعی و شکاف جدید ایجادشده در اتحادیه میهنی می‌توان جست. اخیراً اتحادیه میهنی ضمن ترمیم بخشی از اختلافات داخلی خود انتخابی پر ریسک و تاریخی را برای کرکوک برگزید که درس‌ها و نتایج مطلوبی را برای احزاب کردستانی داشت.حزب اتحادیه میهنی با مشورت و رضایت حزب دمکرات در آزمون اهتزار رسمی پرچم کردستان درکرکوک موفق و قدرتمندتر از گذشته ظاهر شد.
آن موفقیت و مواضع احزاب و گروهای غیر کورد در کل عراق سبب نزدیکی بیشتر دو حزب عمده کردستانی شد. اکنون هر دو حزب در حال طی تشریفات قانونی مراحل رفراندوم استقلال و جدایی از عراق هستند، اما مواضع متنوع سران حزب گوران نشان می‌دهد، به خاطر افکار عمومی صراحتاً نمی‌توانند مخالفت خود را نسبت به رفراندوم اعلام نمایند اما با شروع بهانه‌های مختلف، رفتارشان همسو با دو حزب عمده نبوده و در دوراهی و دوگانگی شدید در تصمیم‌گیری قرار دارند. اگر حزب تغییر تاکنون در بحران‌ها و موقعیت‌های حساس سیاسی اقلیم کردستان عراق نقش دسته تبر برای هیزم را ایفا کرده است به هوش بیاید و قبل از رسیدن تبر به جنگل، آهن زنگ زده را رها کند و در فکر و اهدافش به نفع ملتش تجدید نظر کندصص؛ اگر در این آزمون پیروز شود،  از مرگ تدریجی حزب یا انشقاق حزب جلوگیری خواهد نمود.
نگارنده معتقد است ثبات در کردستان ثبات منطقه را در پی دارد و در این مقطع زمانی فقط با اتحاد احزاب کردستان عراق می‌توان تصمیمات صحیح و ارزشمند را برای ملت گرفت و مقدمات آن می‌تواند به شرح ذیل باشد:
۱-  لزوم تلاش بیشتر نسبت به آشتی و همگرایی مابین جناح‌های حزب اتحادیه میهنی و از بین بردن فوری اختلافات. در میان سران، قباد طالبانی می‌تواند نقش‌آفرینی مطلوبی داشته باشد و مقدمات دلجویی از دکتر برهم صالح که یکی از رهبران آزموده کردستان عراق است فراهم آورد تا از ظرفیت‌ها و راهکارهای ایشان در این مقطع حساس استفاده گردد، ادامه عدم حضور ایشان در جلسات مهم حزب تا برپایی کنگره، آسیب بزرگی برای حزب است، نتیجه آن از دست دادن  اعضای کلیدی حزب مانند آزاد جندیانی است.
۲- لزوم اتحاد بین احزاب. اکنون اتحاد، جزو مهمترین الزامات کردستان عراق است، با اتحاد کوردها، عراق و خاورمیانه به ساحل آرامش خواهد رسید. اگر اتحاد کل احزاب به صورت خوش‌بینانه امکان‌پذیر نباشد و در کمترین زمان مواضع اعلامی همگرا نشد، لزومی به اصرار و هدر دادن زمان نیست و قطعاً با اتحاد دو حزب عمده اصلی می‌توان به اهداف ملت کردستان عراق رسید.
۳- حزب گوران در راستای پافشاری بر بازگشایی پارلمان اگر از اسرار بر ماندن رئیس پارلمان صرفنظر کند، با بیانیه‌ای مناسب می‌تواند ضمن ایجاد محبوبیت، طرفداران خود را حفظ نموده و خود را در برابر آزمونی دیگر قرار دهد که آیا گوران می تواند خود یا رهبران خود را قربانی ملتش کند؟ یا نه؟ به ویژه آنکه شاهد فقدان رهبر خود نیز می‌باشد (مرگ نوشیروان مصطفی). اگر پارلمان با ریاست فردی با تجربه سیاسی موفق، مانند آقای ارسلان باییز (ریاست پارلمان اسبق از حزب اتحادیه میهنی) مدیریت شود پارلمانی پخته و کارا خواهد بود و تصمیمات ارزشمند بدون تنش از پارلمان صادر خواهد شد و اگر حزب گوران نتواند این مسئله را حل کند، خواسته یا ناخواسته با بهانه بازگشایی پارلمان  کوششی در به هدر دادن موقعیت برپایی رفراندوم در این مقطع زمانی ایجاد خواهد نمود و بر این اساس احزاب عمده جهت حنثی‌سازی احتمالا رفراندوم را بر  بازگشایی پارلمان ترجیح دهند.
۴- هر چند انجام رفراندوم برای استقلال، برابر قانون تصویب شده در دوره قبلی پارلمان کردستان عراق، قانونی بوده و یک مسئله داخلی‌است و تنها ملت نتیجه را تعیین می‌کنند؛ اما در راستای زندگی مسالمت‌آمیز با همسایگان که بی‌تاثیر در ثبات منطقه نیست، لازم است با کشورهای هم جوار در این خصوص مذاکره گردد تا اطمینان یابند که تصمیم به نفع منطقه است، قطعاً آنها هم می‌دانند ملت کورد به علت نبود پشتوانه و جایگاه رسمی جهانی بارها مورد نسل‌کشی قرار گرفته است و هیچ کشوری نمی‌تواند در قبال منصرف شدن از تصمیم به رفراندوم، تضمین نماید که نسل کشی‌ها برای کردها در آینده تکرار نمی‌شود. قطعاً هیچ کشوری نیز خود را قیم ملتی خارج از مرز خود نمی‌داند و نهایتا پس از طی مذاکرات به تصمیم ملت کردستان عراق احترام قائل خواهند بود و در صورت اعلام استقلال جزو اولین کشورهایی می‌باشند که سفیر خود را برای حضور در کردستان منصوب می‌کنند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...