رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۲ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 23 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۳
  • کد خبر : 2807
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : ادب فارسی در ذائقه فرزانگان کرد (بخش پایانی)
چرا کردستان مرکز ذوق ادبیات است

ادب فارسی در ذائقه فرزانگان کرد (بخش پایانی)

خوانندگان گرامی؛ در بخش اول این مقاله نوشتیم، اگر برگ‌های زرین تاریخ این مرزوبوم را ورق بزنیم، خواهیم دید که از آغاز رواج زبان پارسی دری، شاعران و نویسندگان کرد آثار زیبا و وزین بسیاری به این زبان ارائه نموده‌اند که بررسی کامل آن نیازمند نگارش صفحات فراوان و تجسس در تاریخ و کتب معتبر […]

خوانندگان گرامی؛ در بخش اول این مقاله نوشتیم، اگر برگ‌های زرین تاریخ این مرزوبوم را ورق بزنیم، خواهیم دید که از آغاز رواج زبان پارسی دری، شاعران و نویسندگان کرد آثار زیبا و وزین بسیاری به این زبان ارائه نموده‌اند که بررسی کامل آن نیازمند نگارش صفحات فراوان و تجسس در تاریخ و کتب معتبر و تذکره‌های شاعران و اندیشمندان ایرانی است؛ اما ازآنجاکه به قول مولانا:
آب جیحون را اگر نتوان کشید
هم زقدر تشنگی نتوان برید
در بخش دوم این مقاله نگاهی گذرا به زندگی‌نامه و آثار برخی از این فرزانگان کرد خواهیم داشت:
تأثیر داستان‌های کهن ایرانی در «بیت‌های» کردی
یکی از گونه‌های ادبی کردی «بیت و بیت‌خوانی» است. بیت درواقع داستانی است منظوم که توسط بیت خوانان با آهنگ خاصی اجرا می‌شده و گرمی‌بخش محافل شبانه مردم دیار کردستان بوده است. تاریخچه بیت‌ها به گذشته بسیار دور بازمی‌گردد، موضوع و مضمون بیت‌ها را می‌توان این‌گونه دسته‌بندی کرد:
۱- بیت‌های حماسی و پهلوانی نظیر: «رستم و سهراب»،«عزیز و تکش»،«هفت‌خان رستم»، «برزو فرامرز» و…
۲- بیت‌های عاشقانه، نظیر: «لیلی و مجنون»، «شیرین و فرهاد»، «بهرام و گل‌اندام»، «لاس و خزال»، «برایموک» و…
۳- بیت‌های دینی و مذهبی نظیر: «فتح قلعه خیبر به دست امام حیدر (ع)»، «محمد حنیفه»، «جولندی» و…
۴- بیت‌های عرفانی، نظیر: «زنبیل فروش»، «شیخ صنعان»، «شیخ فرخ و خاتون ئه‌ستی» و…
داستان برخی از این بیت‌ها به گذشته‌های بسیار دور برمی‌گردد؛ اما جالب اینجاست که بیت سرایان و بیت خوانان کرد، برخی از داستان‌های دینی و حماسی رایج در ادبیات کهن ایران را به کردی و در قالب (بیت) به نظم کشیده‌اند. از آن جمله می‌توان بیت‌های (فه‌تحی قه‌لای خه‌یبه‌ر وه ده‌س ئیمامی حه‌یده‌ر) فتح قله خیبر به دست امام حیدر (ع) و (حه‌مه حه‌نیفه) محمد حنیفه، رستم و سهراب، هفت‌خان رستم، برزو و فرامرز، نادر و توپال، خسرو و شیرین (شیرین و فرهاد)، لیلی و مجنون و شیخ صنعان، بهرام و گل‌اندام و … را نام برد.
در اغلب این بیت‌ها اصل و درون‌مایه‌ی داستان‌ها با قصه‌هایی که در ادبیات فارسی و ادبیات باستانی ایران رایج هستند، یکی است و کمتر می‌توان تفاوت خاصی در آنها مشاهده کرد و بیت گویان کرد ضمن به نظم کشیدن این قصه‌ها، نسل‌اندرنسل این بیت‌ها را در محافل مختلف برای مردم بازگو کرده‌اند.
البته این مسئله در مورد شاهنامه‌ی کردی متفاوت است. برخی داستان‌های شاهنامه‌های کردی با داستان‌های شاهنامه‌ی فردوسی تفاوت ماهوی دارد که البته این مسئله موضوع بحث ما نیست و خود نیازمند تحقیق و پژوهش دقیق است. در مورد بیت‌های کردی بهتر است به این نکته اشاره‌کنیم که در قدیم علاوه بر مدارس علوم دینی، در کردستان مدارسی نیز برای آموزش بیت و بیت خوانی وجود داشت و جوانان برای فراگیری این هنر نزد استادان فن می‌رفتند و درازای تحصیل برای استاد خود خواروبار و قند و چای و گندم و … می‌بردند یا برای ایشان کار می‌کردند تا بتوانند به یک بیت گوی ماهر تبدیل شوند. گاه نیز یک هنرجو برای فراگیری بیت‌های مختلف ناچار بود به نزد استادان متعددی برود و از ایشان بیت‌های گوناگون را فراگیرد.
نگاهی گذرا به سی‌ساله‌ی اخیر
در ۳۵ ساله‌ی اخیر که به برکت انقلاب اسلامی فرصت‌های جدیدی برای چاپ و نشر و پژوهش فراهم‌شده است، هنرمندان کرد آثار بی‌شماری به فارسی منتشر کرده‌اند؛ چنانکه بررسی تمامی این آثار نیازمند نگارش تذکره‌ها و کتاب‌های متعددی است، زیرا کمتر نویسنده یا شاعر کردی را می‌توان نام برد که آثار وزینی به فارسی ارائه نکرده باشد. ازاین‌رو در حد گنجایش این مقاله شرح‌حال تعدادی از این بزرگان و نمونه‌های آثارشان را همچون مشتی از خروار و قطره‌ای از دریا ذکر می‌کنیم.
استاد عبدالرحمن شرفکندی (هه‌ژار)
به سال ۱۳۰۰ شمسی [در مهاباد] به دنیا آمد. وی دارای هوشی سرشار بود و در پنج‌سالگی قرآن کریم را آموخت. علاوه بر اینکه شاعری برجسته بود، مترجم توانمندی هم محسوب می‌شود و آثار متعددی را از عربی به فارسی یا از فارسی به کردی ترجمه کرده است. از آثار معروف این استاد که از عربی به فارسی ترجمه کرده، می‌توان ترجمه‌ی «قانون» ابوعلی سینا و ترجمه‌ی «سلیمانیه» را نام برد. وی همچنین فرهنگ کردی ـ فارسی «هه‌نبانه بۆرینه» تألیف کرده و ازجمله آثاری که از فارسی به کردی ترجمه کرده می‌توان ترجمه «رباعیات خیام» و «یک، جلوش تا بی‌نهایت صفر» را نام برد. یکی از کارهای برجسته استاد هه‌ژار نیز ترجمه‌ی «قران» به کردی است. این شخصیت فرزانه در سال ۱۳۶۹ دار فانی را وداع گفت و در مهاباد به خاک سپرده شد.
محمد قاضی
«عمر من تا روزی است که بتوانم ترجمه کنم»
محمد قاضی، یکی از مترجمان شهیر و برجسته‌ است که آثار بسیاری را از ادبیات اروپا به فارسی ترجمه کرده است. وی فرزند «میرزا عبالخالق قاضی» بوده که در دوران خود امام‌جمعه‌ی مهاباد بوده است و پدرش به خاطر ارادتی که به پیامبر (ص) داشته فرزند خود را محمد نام می‌نهد. وی پس از فراگیری قرآن، علوم مقدماتی را می‌آموزد و پس از تحصیلات ابتدایی و دوره‌ی دبیرستان موفق به اخذ دانش‌نامه‌ی لیسانس در رشته حقوق قضایی می‌شود. قاضی علاوه بر ترجمه، شعر هم سروده و اشعار فارسی زیادی دارد. او علاقه‌ی خاصی به حافظ و شعر او داشته و بی‌گمان یکی از مترجمان پرتوان تاریخ معاصر ایران است. محمد قاضی کتاب‌هایی چون «کرد و کردستان» اثر «واسیلی نیکی تین» و «صلاح‌الدین ایوبی» را به فارسی ترجمه کرده و به درخواست کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان پنج کتاب نیز برای کودکان ترجمه کرده است که ازاین‌قرارند: ۱- ماجراجوی جوان ـ اثر ژاک سرون ۲- پولیناو چشم‌وچراغ کوهپایه ـ اثر آناماریه ماتوته ۳- باخانمان، اثر هکتور مالو ۴- داستان کودکی من، نوشته چارلی چاپلین. ۵- پنج قصه از هانس کریستین آندرسن.
دکتر ابراهیم یونسی
متولد شهر بانه و نخستین استاندار کردستان بعد از انقلاب است. او یکی از مترجمان برجسته‌ی کرد است و آثار بسیاری را از ادبیات جهان به فارسی برگردانده است. از کارهای مشهور او می‌توان به تألیف کتاب: «هنر داستان‌نویسی» و ترجمه‌ی کتاب‌های «کردها، ترک‌ها، عرب‌ها»، «تاریخ معاصر کرد» و «جنبش ملی کرد»، «آرزوهای بزرگ»، «ادبیات آفریقا»، «داستان دو شهر»، «تاریخ اجتماعی هنر»، «اسپارتاکوس»، «تاریخ ادبیات یونان» و «جنبه‌های رمان» اشاره کرد.
ابراهیم یونسی نیز بی‌شک یکی از برجسته‌ترین مترجمان ایران است و کلیه‌ی این آثار را به فارسی زیبا و روان ترجمه کرده است.
استاد حقیقی بوکانی
آن‌گونه که خود در مقدمه دیوان اشعارش بیان کرده به سال ۲۸۰۱ هجری ـ قمری در روستای «مرجان‌آباد» منطقه‌ی مهاباد متولدشده است. در شرح دوران تحصیلات خود می‌نویسد:
در روستای «مرخوز» منطقه سقز نزد ملا قادر نامی عم جزء کلام ا… را فراگرفتم و کتاب‌های «اسماعیل نامه»، «ناگهان» و «جرم بخش» را که همگی فارسی بود فراگرفتم. «گلستان» و «بوستان» و «کیمیای سعادت» را نزد پدرم خواندم. پس از فوت پدرم کتاب‌خانه‌ای از دیوان شعرای قدیم برایم به‌جا ماند و به مطالعه آن‌ها پرداختم. کم‌کم ذوق شعری در من هویدا شد.
این هم نمونه‌ای از اشعار فارسی دوران نوجوانی استاد:
سحر در گلشن افتاد اتفاقی
که لعل ناب می‌آورد ساقی
یکی بلبل ز شاخ سرو می‌خواند
به روی گل نواهای عراقی
که‌ای سنگین‌دل بی‌مهر خون‌خوار
تو تاکی مایل هجر و فراقی
و این‌ها نمونه‌های از اشعار فارسی حقیقی است در ستایش خداوند و نعمت پیامبر اکرم (ص)
ای خالق کائنات و هستی
ای بانی هر بلند و پستی
چشم و دل و جسم و جان تو دادی
فهم خرد توان تو دادی
خلاق زمین و آسمانی
هستی همه‌جا و لامکانی
***
یا رسول مدنی دست به دامان توأم
دامن از دستِ منِ «دست به دامن» نکشی
غرقم اندر عرق شرم معاصی و گناه
ای نسیم سحر رحمت یزدان وزشی
در آثار وی می‌توان تخمیس غزل‌های «مولانا»، «سعدی»، «عبرت» و «حافظ» را مشاهده کرد که به زیبای هرچه‌تمام‌تر از عهده‌ی آن برآمده است. از کارهای مهم ماموستا حقیقی ترجمه‌ی یکصد غزل حافظ به کردی است که در نوع خودکاری بی‌بدیل و بدیع است. روانش به جنت شادباد.
سید طاهر هاشمی
سید طاهر هاشمی در زمره‌ی علمای اعلام و عارفان و مشاهیر معاصر کرد است. خود در مقدمه‌ی دیوان اشعارش می‌گوید: «از سلسله سادات حسینی هستم. در روستای دولت‌آباد منطقه روانسر از مادر بزادم. می‌گویند در سال ۱۳۳۲ هجری قمری متولدشده‌ام. در سال ۱۳۳۷ مرا به مکتب نهادند و قرآن کریم را ختم کردم. در سال ۱۳۴۷ نزد ملا «محمدرحیم سنندجی» در روستای خودمان خواندن را پی گرفتم و در حدود ۱۶ سالگی به کردی و فارسی شعر می‌سرودم». این استاد فرزانه در سال ۱۳۱۸ در بانک کشاورزی کرمانشاه استخدام و در کرمانشاه در خدمت «استاد بدیع‌الزمان مهی» خواندن را پی می‌گیرد.
وی سال‌ها نیز برنامه ادبی «هه وارگه ی دلان» را برای رادیو کرمانشاه می‌نوشت و این برنامه توانسته بود مخاطبان بسیاری را جذب کند. سید طاهر هاشمی در دین و عرفان و ادبیات فارسی و کردی استاد بود و گام‌های بسیاری درزمینه‌ی وحدت شیعه و سنی برداشت.
این استاد کرد خط نستعلیق را زیبا می‌نوشت و یکی از آثار برجسته‌ی او کتابت «صحیفه‌ی سجادیه» کتاب گران‌سنگ امام سجاد (ع) است که جزو آثار ماندگارش محسوب می‌شود. روانش شادباد.
گلشن کردستانی
استاد «سید محمود گلشنی» متخلص به «گلشن کردستانی» به سال ۱۳۰۹ هجری شمسی در سنندج و در خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود. پس از تحصیلات متوسطه و عالی در شهرهای مختلف ایران ازجمله سقز، همدان، شیراز و تهران به تعلیم و تدریس زبان و ادب پارسی پرداخت.
وی سپس به دانشکده افسری ملحق شد اما به جرم سرودن شعری در انتقاد از رژیم طاغوت به کرمان تبعید شد. در آنجا با استاد «باستانی پاریزی» آشنا شد و از محضر وی بهره‌مند گردید.
در سال ۱۳۳۲ به محافل و مجامع ادبی تهران راه یافت و در این محافل با استادانی چون «مهرداد اوستا» و «مشفق کاشانی» آشنا شد. گلشن کردستانی در غزل‌سرایی استادی کامل بود و قصایدش لطایف شاعران خراسان را به یاد می‌آورد. او بی‌گمان یکی از استادان معاصر شعر فارسی است و عشق و علاقه‌ای خاص به ایران و زادگاهش کردستان داشت. آن‌چنان‌که دریکی از اشعارش می‌گوید:
ای دلاور خیز خاک پاک کردستان من
چشم روشن چشمه‌ی زاینده ایران من
و قصیده‌ی «غار حرا»ی وی، به‌تنهایی یک دیوان شعر محسوب می‌شود. این قصیده را در خصوص بعثت پیامبر اکرم (ص) سروده و این‌چنین آغاز کرده است:
ناگهان غار حرا پرنور گشت
راز گاهی رشک کوه طور گشت
دیوان اشعار وی تحت عنوان «تندر» از سوی انتشارات کیهان چاپ‌شده است. این شاعر فرزانه در سال ۱۳۷۱ دار فانی را وداع گفت. استاد «سید ابراهیم ستوده» در فراق سید محمود گلشنی شعری سروده که چند بیت از آن را به‌عنوان حسن ختام یادمان ایشان می‌آوریم:
سیف و قلم فتاد ز دستم مگر به خواب
بینم دمی به ملک دبیری امیریم
آشفته گشت حال و پراکنده شد مقال
جز نقشی از خیال نماند از دبیریم
رفتند از برم همه آزادگان و من
درمانده بنده‌وار به بند اسیریم
سید ابراهیم ستوده
سید ابراهیم به سال ۱۳۰۵ هجری شمسی در روستای (کوچک چرمگ) (سنگ سفید) در شش کیلومتری (باینچوب) از روستاهای نزدیک سنندج چشم به جهان گشود. وی از سادات (باینچو) و نوه‌ی مرحوم (سید سعدالدین امین السادات) است. وی در حدود شش‌سالگی به مکتب رفت و پس از زحمات فراوان در سال ۱۳۲۸ از دایی‌اش ملا (محمود مفتی) اجازه فقاهت گرفت.
در سال ۱۳۲۹ به دانشکده الهیات دانشگاه تهران راه یافت و در خدمت استادانی چون مرحوم (فروزان فر) و (جلال‌الدین همایی) به ادامه تحصیل پرداخت و موفق به کسب لیسانس شد.
استاد ستوده در شعر فارسی و کردی صاحب‌نظر بود و اشعار زیبایی به زبان‌های فارسی و کردی و لهجه‌ی اکرامی سروده است. وی در سال‌های آخر عمر پربار خویش به سمت دبیر شورای شعر ایران منصوب شد.
وی با بسیاری از استادان شعر و ادب ایران مراوده داشت. یک‌بار نیز ماموستا (حقیقی بوکانی) قطعه شعری برای ستوده فرستاد که این‌چنین آغاز می‌شود:
به من ای دل غمیده نظری فکن زمانی
که بوده به‌جایت گرم از نظر نهانی
رخت ای ستوده دارد ز گل محمدی بوی
ز وجاهتش فروغی ز کرامتش نشانی
دل من ر بودی اول به پیام آشنایی
چو بدیدمت دمیدی به دل رمیده جانی
و استاد ستوده در پاسخ او غزلی سروده که سه بیت آخر آن چنین است:
ز می مجازیم جان به لب آمده است ساقی
مگر از می حقیقی به حقیقتم رسانی
چه نکو سروده سعدی سخن دل حریفان
«همه بر سر زبانند و تو در میان جانی»
نه منم که اشک‌ریزم اگرم چو شمع سوزی
که ستوده وار پروا نکنم ز جان‌فشانی
گلشن کردستانی نیز دریکی از اشعار خود جایگاه ادبی استاد ستوده را چنین توصیف کرده است:
هر نکته‌ی نغز آزموده
استاد عزیز ما (ستوده)
در کردی و پارسی و تازی
شیواست هر آنچه او ستوده
استاد ستوده اشعار بسیار زیبایی دارد که در آنها لطافت طبع، دیانت، عشق به انسان و عشق به وطن موج می‌زند.
به‌عنوان نمونه دو بیت از شعر (ای خاک پاک میهن) وی را در پی می‌آوریم:
ای خاک پاک میهن بازآمدم به سویت
دل رفت ز شتیاقت، جان شد در آرزویت
آبت به‌سان کوثر خاکت به‌سان عنبر
سنگت به‌سان گوهر، سرمه است خاک کویت
و این هم چند بیت از یک قصیده‌ی او:
نیست شایان فنا غیر از خدای ذوالجلال
آنکه دست قدرتش بنهاد خشت ماه و سال
برگی از بستان جودش هشت باغ بی خزان
خشتی از دیوان صنعش نه رواق بی‌مثال
باد از وی تحفه‌هایی از صلوه و از سلام
بر رسول مصطفی و آل فرخنده مآل
دکتر مهیندخت معتمدی
در دی‌ماه سال ۱۳۰۸ شمسی در شهر بانه چشم به جهان گشود. پدرش از فرهنگیان نامدار کردستان بود. در سال ۱۳۳۸ موفق به اخذ مدرک لیسانس در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۵۲ نیز به درجه‌ی دکتری در رشته زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه تهران نائل شد. وی اشعار نغزی به فارسی دارد که در دو مجموعه با عنوان‌های «دریای اشک» و «گل‌های آبیدر» منتشرشده است. وی همچنین کتابی تحت عنوان
«مولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او» نگاشته است.
نمونه‌ای از اشعار مهیندخت:
کاروانم گوهر است و کار من سوداگری
ارمغان آورده‌ام گنجینه‌ی نظم دری
حق‌تعالی آفرید انسان و بخشیدش بیان
با سخن داده است انسان را به حیوان برتری
در حدیث مصطفی آمدن بیان سحر حلال
شد فزون قدر سخن، زین گفته‌ی پیغمبری
که در این ابیات به آیات سه و چهار سوره مبارکه «الرحمن» و همچنین به حدیث نبوی: «ان من البیان لسحرا و …» اشاره‌کرده است. دکتر معتمدی دریکی اشعارش با عنوان «گوهر لطف دَری» این‌چنین گوهر دری را نثار دوست می‌کند:
بادلی نزدیک از این راه دور
وه، چه شیرین یادگار آورده‌ام
دوست را از گوهر لفظِ دَری
دامنی بهر نثار آورده‌ام
خوانندگان گرامی؛ بحثی که آغاز کردیم چون پای نهادن در بحری بی‌پایان است که می‌توان در آن گام نهاد، اما رسیدن به نهایتش به‌سادگی ممکن نیست. لکن تشنگان وادی علم و معرفت را از تحقیق و کنکاش گزیری و گریزی نیست و چه خوش گفته بیدلی از این دریا: «دریاست قطره‌ای که به دریا رسیده است»
بسیارند فرزانگان و اندیشمندان کرد که در دریای بیکران ادب پارسی جلوه‌گری کرده‌اند و معرفی جملگی آنان نه برای حقیر مقدور است و نه در حوصله‌ی این مقاله می‌گنجد. اندیشمندانی چون «بابا مردوخ روحانی» (شیوا)، «شکرا… بابان»، «دکتر ابراهیمی»، «دکتر خرمدل»، «دکتر رخزادی» «صدیق صفی‌زاده»، «عبدالحمید حیرت سجادی» و… بسیارند که چون اخترانی فروزان بر این پهنه‌ی بی‌کران می‌درخشند. امید که در آینده اهل قلم همت نمایند، مجال یابند و ان‌شاءالله در معرفی تام و تمام این بزرگان جهدی کنند.
………………………………
منابع مورد استفاده:
۱- تاریخ مشاهیر کرد ج ۱ و ۲ – بابا مردوخ روحانی (شیوا)، چاپ سروش ـ تهران.
۲- دیوان حقیقی بوکانی.
۳- دیوان سید طاهر هاشمی (هه وارگه دلان)
۴- دیوان اشعار سید ابراهیم ستوده (از سارال تا توچال) – چاپ ستاد منطقه ۲ کشوری سازمان تبلیغات اسلامی
۵- گلهای آبیدر ـ مهیندخت معتمدی ـ انتشارات پاژنگ – سال ۱۳۶۶ – تهران.
۶- چیشتی مجیور – عبدالرحمن شرفکندی (هژار)
۷- کیهان فرهنگی پاییز ۱۳۶۵ – گفتگو با سید طاهر هاشمی.

بهروز خیریه – دکترای ادبیات فارسی

لینک بخش اول:

جایگاه کوردها در فرهنگ پارسی/ چرا کردستان مرکز ذوق ادبیات است

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...