رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۲ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 23 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۱
  • کد خبر : 2838
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : توسعه متوازن و جامع نیازمند تفکر استراتژیک

سید هاشم هدایتی*: توسعه از جمله شاخص‌های قابل قبولی است که پس از جنگ جهانی دوم در کشورهای عقب مانده و ناپیشرفته به عنوان یک الگوی پیشرفت و موفقیت ملی به کار رفته و از سه منظر شرقی (شامل کشورهای وابسته به بلوک کمونیسم)، غربی ( وابسته به بلوک غرب سرمایه دارصی) و جهان سوم […]

سید هاشم هدایتی*: توسعه از جمله شاخص‌های قابل قبولی است که پس از جنگ جهانی دوم در کشورهای عقب مانده و ناپیشرفته به عنوان یک الگوی پیشرفت و موفقیت ملی به کار رفته و از سه منظر شرقی (شامل کشورهای وابسته به بلوک کمونیسم)، غربی ( وابسته به بلوک غرب سرمایه دارصی) و جهان سوم (وابسته به کشورهای مدعی مستقل بودن از دو بلوک شرق و غرب که بعدها در قالب جنبش غیر متعهدها ظهور یافت) مطرح شده است که با وجود فراز و نشیب‌های زیاد و با وجود فرو ریختن مرزبندی های سه گانه فوق، هنوز هم به عنوان شاخص اصلی مقایسه میزان موفقیت این کشورها خودنمایی می کند.این شاخص که چارچوبی برای تقسیم بندی کشورها، شمرده می شد بعدها در درون هر کشور نیز به کار رفته و آن را به مناطق توسعه یافته و توسعه نایافته دسته بندی نمود. مبنای این تقسیم بندی وجود فاصله جدی اقتصادی و رفاهی و فرهنگی و اجتماعی بین نواحی مختلف این کشورها است. در کشور ما نیز از چند دهه پیش، مقایسه شاخص های مختلف مناطق و استان های کشور، یک دسته بندی توسعه محور را بوجود آورد که تحت عنوان مناطق توسعه یافته، کمتر توسعه یافته و توسعه نایافته(یاعقب مانده) معرفی شده اند. البته این دسته بندی نسبی بوده و اختلاف نظر هایی را در مورد میزان صحت آن بوجود آورده و در دولت های مختلف برداشت های متفاوتی از آن ارایه شده است. کما اینکه در یک دهه اخیر تلاش زیادی شده است که با دستکاری در شاخص های جزئی تر ، واژه عقب ماندگی برای هیچیک از مناطق و استان های – حتی – محروم به کار نرود و هنوز هم سیستم برنامه ریزی کشور در مجلس،دولت و وزارتخانه های مختلف از دسته بندی استان های “توسعه یافته و کمتر توسعه یافته” استفاده می شود. غافل از اینکه نه به کار بردن واژه توسعه یافته ، یک منطقه محروم را به منطقه ای توسعه یافته تبدیل می کند و نه به کار نبردنش موجب عقب ماندگی آن می شود. آنچه قابل قبول است، نسبی بودن این تعابیر است. با این وصف می توان گفت که مناطق کاملا توسعه یافته و یا کاملا توسعه نایافته در عینیت جامعه ایرانی وجود ندارد لذا مناسب تر است گفته شود میزان توسعه یافتگی یا توسعه نایافتگی یک منطقه چقدر و چگونه است. با این نگاه و با پذیرش این برداشت از سیستم مدیریت کشور که استان هایی نظیرکردستان، ایلام و…را کمتر توسعه یافته نامیده اند تلاش خواهم کرد در این یادداشت نه چندان مفصل یکی از پیشنیازهای توسعه این مناطق – که فقدانش به یک مانع جدی در مسیر این مناطق تبدیل شده است – را مورد بحث قرار دهم. امید است صاحب نظران و منتقدان فهیم و عالم آشنا با این مقوله آن را از جنبه های مختلف، اقتصادی، جامعه شناختی و مدیریتی تحلیل نموده و ضمن ارایه طریق به برنامه ریزان ملی و محلی ، آگاهی بخشی به جامعه را به عنوان یک اصل در این فرایند جدی بگیرند چرا که امروزه در عمل به اثبات رسیده است که هرگز دولت ها به تنهایی نتوانسته اند مسیر توسعه یک کشور و منطقه را به پیش ببرند وچه بسا نقش “بخش خصوصی و نهادهای مدنی “اگر بیشتر از دولت ها نباشد کمتر از آن نخواهد بود.
مایکل تودارو صاحب نظر برجسته توسعه می گوید: برخلاف تصور اولیه ای که در آغاز توسعه را، بیشتر در قالب رشد اقتصادی معنا می کرد و تولید ناخالص ملی، درآمد سرانه و معیارهای کمی دیگررا از مهمترین شاخص های آن می دانست، پس از گذشت حدود هفت دهه ،اینک جریان توسعه یک فرایند چند بعدی، جامع و استراتژیک به شمار می رود. شاهد این مدعا کشورهایی هستند که درقالب چنین برداشتی توانسته اند به توسعه نسبی قابل قبولی دست یافته و در مقابل کشورهایی که صرفا با معیار رشد اقتصادی جریان توسعه را پی گرفته ، تاکنون نتوانسته اند غبار عقب ماندگی را از سرزمین خود بزدایند. به علاوه در این مدت صاحب نظران و محققان عرصه توسعه نیز به این قناعت رسیده اند که تک بعدی نگری جریان توسعه را با موانع جدی روبرو می سازد. از جمله تودارو سه ارزش اصلی “ معاش زندگی، اعتماد به نفس و آزادی” به معنای “قدرت تامین نیازهای اساسی، افزایش سطح زندگی، احساس شخصیت و مستقل بودن، و توانایی و گسترش دامنه انتخاب “را به عنوان سه رکن توسعه نام می برد. بنا به تعاریف جدیدی که ارایه شده می توان گفت: اولا ، توسعه یک فرایند است و هرگز نمی توان در یک مقطع خاص بااجرای چند پروژه آن را محقق ساخت ،ثانیا ، توسعه صرفا با شاخص های اقتصادی سنجش منحصرنمی شود بلکه یک فرایند چند بعدی شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است و لذا غفلت از هر یک از این ابعاد موجب ناتمام ماندن جریان توسعه می شود، ثالثا ،جریان توسعه یک فرایند چند بعدی جامع است و لذا نمی توان در برنامه ریزی های منفک اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یا سیاسی به صورت جزیره ای آن را طراحی و به پیش برد بلکه در این جریان ابعاد مختلف توسعه در یک تعامل و انسجام درونی و مرتبط ،
قابلیت تحقق خواهد یافت. کما اینکه در مقاطعی که به بهانه های اولویت بندی یکی از این ابعاد بیشتر در کشور مورد تاکید بوده و سایر ابعاد مورد غفلت قرار گرفته اند، نتایج چندانی حاصل نشده است. و رابعا، توسعه مناطق مختلف یک فرایند چند بعدی جامع و استراتژیک است. بدون وجود نگرش استراتژیک دستاورد بلند مدت و اساسی بدست نخواهد آمد. عملکردچهار دهه اخیر در کشور نشان می دهد که به دلیل فقدان تفکر استراتژیک در برنامه های توسعه منطقه ای، تغییر اساسی و ساختاری در موقعیت توسعه یافتگی مناطق مختلف توسعه نایافته کشور نظیر کردستان، ایلام، آذربایجان غربی و کرمانشاه حاصل نشده است.
پرداختن به تمام موارد فوق الذکر در این یادداشت کوتاه میسر نیست لذا به اتکای رشته تحصیلی و تجربه کاری سی ساله خود، صرفا به جنبه استراتژیک توسعه اشاره می کنم. وقتی سخن از استراتژیک بودن توسعه می شود منظور این است اولا.هرگونه طرح و برنامه توسعه از منظر رقابت و مقایسه نگریسته شود یعنی به جای مقایسه صرف روند گذشته و حال، هر منطقه در مقایسه با مناطق دیگر مد نظر قرار بگیرد. دوم. هدف توسعه استراتژیک ایجاد مزیت رقابتی برای منطقه مورد نظر است. در چنین حالتی برای هر منطقه محورهایی برای توسعه برگزیده خواهد شد که در مقایسه با سایر مناطق از موقعیت مناسب تری برخوردار و اصطلاحا دارای مزیت رقابتی باشند. سوم. کارآیی و اثربخشی به صورت توامان مد نظر قرار خواهد گرفت و تاکید بر یکی منجر به غفلت از دیگری نشود. چهارم. چشم انداز و دورنمای منطقه مورد نظر ودستاورد و نتایج مورد انتظار چنین طرح ها و برنامه هایی به خوبی روشن نماید که آخر کار، آن منطقه در مقایسه با سایر مناطق مورد مقایسه از چه موقعیتی برخوردار خواهد بود. پنجم. و مهمتر از همه اینکه شرایط محیطی شامل رقیبان، منابع، ذینفعان و کلیه نیروهای محیطی اثرگذار بر موقعیت منطقه مورد مطالعه،شناسایی و مورد توجه قرار بگیرد. این موارد را باید در دو سطح ذهنی و عینی، فکری و متدولوژیک، و با استفاده از واقعیات و قضاوت شهودی مد نظر قرار داد.از این منظر می توان مدعی شد برخورداری از تفکر استراتژیک به عنوان پیشنیاز و شرط لازم برای ورود به توسعه هر منطقه خواهد بود.
در مورد ویژگی های تفکر استراتژیک نظریات مختلفی ایرایه شده است که به منظور پرهیز از اطاله کلام به مدل خانم جین لیدکا، از صاحب نظران مدیریت استراتژیک اشاره می کنم. وی مشخصات زیر را برای تفکر استراتژیک بر می شمارد:
داشتن تفکر سیستمی: با بهره گیری از این نگرش مجموعه ای از عناصر و ارزش ها در یک بسته جامع و یکپارچه به صورت هماهنگ دیده می شوند. کل اجزا در راستای یک کل درکنار هم قرار می گیرند اجزای مختلف به جای خنثی کردن اثر یکدیگر مقوم هم بوده و سنرژی و هم افزایی ایجاد می کنند. جزیره ای عمل کردن عناصر توسعه در مناطق مختلف کشور یکی از موانع جدی توسعه بوده است. در مقاطعی نیز که سند استراتژیک تنظیم شده است بدلیل عدم مشارکت کلیه ذینفعان و فقدان آمادگی ذهنی در مدیران و مجریان یعنی نبود تفکر استراتژیک، نتوانسته نتایج مورد انتظار را محقق سازند
تمرکز بر چشم انداز مشترک و اهداف نهایی: یعنی مجموعه عوامل ذیربط اعم از مردم، نهادهای مدنی، بخش خصوصی و دولت یک چشم انداز مشترک داشته باشند تا تمام فعالیت های شان در راستای تحقق چنین چشم اندازی بسیج شود. این تمرکز موجب می شود نیرو و انرژی های مثبت به هدر نرود. متاسفانه پس از گذشت حدود هفتاد سال از برنامه ریزی توسعه در کشور تا کنون هیچ سند چشم انداز جامع و فراگیری برای مناطقمختلف کشور تنظیم نشده است.
فرصتجویی هوشمندانه: در تفکر استراتژیک کشف و درک فرصت های فراروی و استفاده بهینه از آن ها رمز موفقیت است. به استناد نظریه استراتژی اقیانوس آبی، رفتن دنبال فرصت های ناشناخته و پنهان مانده از دید دیگران،شاخصی جدی در ایجاد ارزش رقابتی و رسیدن به مزیت های رقابتی برای هر منطقه به شمار می رود. نمونه بارز بی توجهی به این اصل در دهه های اخیر بهره برداری نکردن از فرصت هم مرزی استان های غربی کشور با عراق که می توانست زمینه مناسبی برای توسعه این مناطق باشد تا جایی که می توان مدعی شد که غفلت از این امر موجب تبدیل شدن آن فرصت به تهدید شده است.
تفکر در افق زمانی بلند مدت: جوامعی که درگیر امور روزمره خود هستند و از پرداختن به مسائلی که در دراز مدت موقعیت بهتری برای آن جامعه فراهم میکند معمولا از قافله رقابت عقب مانده اند. توجه به افق زمانی طولانی یکی از عوامل جدی توسعه استراتژیک است. روزمرگی و آینده نگر نبودن یک از موانع جدی توسعه مناطق توسعه نایافته است. تغییرات مکرر و مستمر مدیران ارشد این مناطق مصداق بارز این وضعیت است چرا که غالبا تغییرات مدیریتی در کشور ما موجب قطع شدن روندها شده و کمتر مشاهده می شود مدیران جدید ادامه دهنده راه مدیران قبلی باشند.
فرضیه سازی: صرف داشتن فکر استراتژیک بدون توان مدل سازی و مرتبط کردن متغیرهای موثر توسعه نمی تواند تضمین بخش موفقیت باشد. تجربه هفتاد سال برنامه ریزی در ایران و قریب سه دهه برنامه ریزی مناطق نشان می دهد که تاکنون هیچ مدل و الگوی منسجم شفاف و قابل دفاعی برای استان های کشور طراحی نشده است.
در جمعبندی به عرض می رسانم: مادام نظام برنامه ریزی کشور و مناطق، مسلح به فکر استراتژیک نشوند، مادام سیستم مدیریت کشور دیدگاه و نگرش اسراتژیک پیدا نکند توسعه جامع پایدار و متوازن مناطقی مثل کردستان و ایلام و.. تحقق نخواهد یافت. منظور من از دیدگاه، تفکر و نگرش استراتژیک، برخورداری از ذهنیت استراتژیک است. یعنی باید منطق اسرتاتژیک و رقابتی اندیشی در وجود مدیران لانه کند. مشاهده می شود در دهه های اخیر گاه اسناد و طرح هایی با نام استراتژیک در مراجع سیاست گذاری ملی و منطقه ای تنظیم می شود و تقریبا بخش عمده از روش ها و متد استراتژیک در آن لحاظ می شود اما چون در بطن آن ها، نگرش استراتژیک وجود ندارد و بر فرض رقابتی بودن فعالیت ها و نقش ها استوارنیستند، چه در مرحله تنظیم سند و چه در مرحله اجرا موفقیت استراژیک حاصل نمی شود. منظور من از موفقیت استراتژیک این است که برنامه ریزان کشوری و منطقه ای بگویند مثلا طی چهل سال گذشته رتبه توسعه یافتگی استان هایی نظیر کردستان، ایلام و کرمانشاه در مقایسه با استان های برخوردار، چه میزان تغییر کرده است؟ اگر مشاهده می شود نه تنها پیشرفتی حاصل نشده است بلکه گاهی عقبگرد نیز بوجود آمده است اما باز متولیان امر داعیه توسعه دارند به خاطر فقدان تفکر استراتژیک است. این سوال، که یک سوال استراتژیک است، راه را بر مقایسه امروز با دیروز می بندد زیرا فقط مقایسه امروزخود با دیروزخود یک انحراف استراتژیک است چرا که در عمل اگر یک فرد، سازمان، منطقه یا کشور هیچ حرکتی هم نداشته باشد بلاخره امروزش با دیروزش فرق خواهدکرد اما ارزیابی این که رتبه آن در میان رقبا و همگنان از دیروز تا امروزچه تغییری نموده است این یک شاخص استراتژیک است. امری که متاسفانه در میان برنامه ریزان و مجریان کشور و مناطق مختلف کشور، غریب است!
* دانش آموخته مدیریت استراتژیک – عضو انجمن علمی مدیریت استراتژیک ایران

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...