رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۴:۱۶
  • کد خبر : 2883
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : ریشه‌های ترور در خاورمیانه

تروریسم به مثابه یک ابزار عقلانی سلطه و کنترل، ابداعی اروپایی است و در آغاز برای مردمان غیر اروپایی به کار گرفته شد، موفقیت آن در دنیای استعماری متکی بر یک واقیعت اساسی بود همانا تفوق عظیم نظامی اروپاییان؛ هرجا که با بومیان مستعمره‌ها با ضعف و شکنندگی پیش می‌رفت عمل و رویه تروریستی قاعده […]

تروریسم به مثابه یک ابزار عقلانی سلطه و کنترل، ابداعی اروپایی است و در آغاز برای مردمان غیر اروپایی به کار گرفته شد، موفقیت آن در دنیای استعماری متکی بر یک واقیعت اساسی بود همانا تفوق عظیم نظامی اروپاییان؛ هرجا که با بومیان مستعمره‌ها با ضعف و شکنندگی پیش می‌رفت عمل و رویه تروریستی قاعده استعمارگران بود. غرب و به خصوص اروپایی‌ها در عصر استعماری، متکی بر نظریه برتری نژادی بود و در واقع سلطه و هژمونی غرب در دنیای به استعمارگرفته‌شده بر آموزه‌های تفوق و برتری آنها بر بومیان وابسته بود و اروپا خود را همچون نقطه ثقل عالم و در محاصره مردمان بربر و عقب‌مانده می‌دید و از زمان هگل به بعد فلاسفه قرن هجدهم به تبیین چرایی و چگونگی این برتری و یکتایی تمدن غرب پرداختند و تئوری‌های علمی و فلسفی را برای روحی آمپریالیستی تدارک دیدند و با توسعه و علوم و دانش مختلف در دنیای عقب‌مانده و ابداع علومی چون شرق‌شناسی، به بسط و گسترش این نظریه پرداختند؛ مطالعاتی که با وجود نقاط قوت و رویکردهای مثبت، به ذات نژادپرستانه و مملو از حرص و آز کاپیتالیستی و توسعه‌طلبی استعماری متکی بود. برای غرب ماموریت توسعه فرهنگ برتر و متمدن نمودن مردمان غیر و بیگانه در قالبی ساخته و پرداخته شده بود که با برقراری نظم و سامانی محقق می‌گردید که تسلط و چیرگی امپریالیستی را رقم می‌زد و در برابر مقاومت و مخالفت با این تفوق، نسبت دادن خشونت به فرهنگ‌های عقب‌مانده، آسان و توجیه پذیر بود؛ توجیهی که غرب را محق می‌دانست برای فرونشاندن آشوب و خشونت‌ها دست به سلاح برده و منافع خود را به پیش ببرد. استعمارزده به عنوان تروریست، هدف مشروع هر نوع خشونتی می‌شد و ترور عقلانی به طور قانونی و سیستماتیک در طول دوره‌های زمانی طولانی بدون اینکه در مرکز مورد پرسش جدی قرار گیرد به کار می‌رفت. در الجزایر، لیبی، مصر، فلسطین به نام برقراری نظم و صلح و مبارزه با توحش و بربریت، اجتماعات استعمارزده به طور دسته جمعی سزا داده می شدند و منافع آنان به یغما می رفت تا جایی که استعمارزده توان دفاع منطقی و عقلانی از وی سلب می شد و در محیطی متشنج و خشونت‌بار دست به ترور می‌زد و غرب هم از این راه به اثبات برتری نژادی خود و استمرار استثمار و غارت می پرداخت. ترور استعماری نسل‌های مختلف در خاورمیانه را با خود به کار برد و بعدها در انقلابات و قیام‌ها همچون ابزاری در دست مردم خاورمیانه مشروعیت یافت و کمیته‌های ارعاب و ترور و مجازات رسمیت یافتند و به نام عدم مشروعیت دیگری و حقانیت و برتری خود، ترور و حذف فیزیکی افراد مورد توجه قرار گرفت و این روند ادامه یافت تا جایی که در ساده‌ترین شکل برای حل نزاع‌ها و دشمنی‌ها، ترور بخشی جدایی‌ناپذیر از اقدامات سیاسی شد؛ در حالی که دنیای سیاست نه در تئوری و نه در عمل، چنین مساله ای را رسما نپذیرفته است اما روان زخمی نسل‌های متوالی در خاورمیانه، سنتی بنیان نهاد تا به جای گفتگو و پذیرش همدیگر و ایمان به حل مساله از طریق گفتگو، روش ترور مدنظر قرار گیرد و بعدها به شکل مسری و گسترده، ترور عامل اثبات قدرت و حقانیت و برتری شد که اینک در ایدئولوژی‌های متنوع در این سرزمین قدعلم نموده‌اند. تفاوت‌های نژادی، قومی، عقیدتی و مذهبی مساله ای است که اینک بستری مستعد برای ترور و خشونت فراهم کرده است.
در مقابل این رویه استعماری و استثمار، دنیای عقب مانده جهان اسلام به شکل کلی سه پاسخ و واکنش عمده را به دنبال داشت. مدل اول سکولاریسم و دولت‌های ملی‌گرا بودند که عصری را بنام ناسیونالیسم و نظام‌های غیر دینی رقم زدند؛ در واقع پذیرش فرهنگ غرب و تقلید از آن. مدل دوم بنیادگرایی بود که بعدها نهضت بازگشت به دوران سلف صالح و پالایش دین از اضافات و افزوده‌های غرب و طرد فرهنگ و تمدن و تکنولوژی غرب برایند آن بود که اینک به نحوی میراث بر برتری‌طلبی و خشونت و ترور است و به نحوی با ذهنیتی متاثر از این واکنش و روش‌ها و ابزارهای خشونت و ترور به دنبال خودنمایی و کسب قدرت است. مدل سوم اصلاح طلبی بود که به دنبال راه میانه‌ای می‌گشت تا بتواند در دنیای مدرن، جایگاهی برای خود بیابد و هم در حفظ و تقویت دین بکوشد و بعدها در آثار روشنفکران دینی و نواندیشان دینی در جهان اسلام به حیات خود ادامه دادند و اینک نیز در حال بسط و توسعه این مدل هستند.
آن نظام معرفتی که گفتمان سنتی و واپس‌نگر در آن زمینه دارد در قدم اول، خود را برتر از هر تفکر و ایدئولوژی در جهان اسلام و کل جهان می‌داند، تنها قدرت مشروع را متعلق به نظامی می‌داند که در سیستم سیاسی وی بنام خلافت اسلامی نامگذاری شده و بقیه جهان اسلام را تابعی از خود می‌داند که به قدرت و نیروی نظامی باید تسلیم شود و سزای مخالفان و مقاومت کنندگان مرگ است؛ این گفتمان و گفتان‌های مشابه و برتری‌طلبانه برای تضمین برتری چشم انداز مذهبی، به طور اتوماتیک برای سلب مشروعیت از مواضع متفاوت یا مخالف، طراحی شده است؛ برای انجام این کار بر یک شیوه ارئه و عرضه مطالب تاکید می شود که برای آن فقط نوع خاصی از دانش ممکن است و در آن همه نوع دیگر دفع و طرد می‌شوند. اشکال معینی از تناقض‌های معرفتی و قالب‌های مربوط به جهل اجتماعی ترویج می‌شوند و بخشی به شکل سانسور و با تقلیل دادن پرسش‌های مهاجم به هسته هویتی با تقدس‌نمایی و سرانجام اساسی‌ترین راه اقدام به ترور و خشونت برای نشان دادن برتری خود به دیگری به شکلی که ترور هاله‌ای از تقدس را به خود گرفته و با اقدامات انتحاری سیستمی به راه می‌افتد که هم ایجاد رعب و وحشت می نماید و هم حقانیت خود را در انتحار و مرگ برای هدف نمایش می‌دهد و فرایند بهره‌برداری غرب از این وضعیت به سادگی محقق می‌شود و نمونه عینی آن را در جنگ‌افروزی ترامپ برای طرد قطر توسط جهان عرب به بهانه حمایت از تروریسم و در عین حال همزمان فروش اسلحه و جنگ‌افزار و مانور نظامی غرب با قطر است. استعمار نو در قالبی کهنه اما با رویه‌های جدید منفعت خود را در خاورمیانه تامین نموده و توجیه برتری خود و مسئولیت حفظ نظم را بر دوش می‌گیرد و در هر سر آشوب و ناامنی و جنگ و درگیری دخالت خود را به عنوان قدرت مشروع و برتر توجیه می‌نماید.
مدل بنیادگرای مذهبی از سویی، برتری جویی خود را در این شکل از آشفتگی سیاسی متاثر از خشونت و ترور می‌بیند که دیرزمانی استعمارگر برای توجیه حضور خود سازمان یافته به راه انذاخته بود و از سوی دیگر در یک پروسه طولانی‌مدت همچون ابزار تامین منافع دنیای غرب در منطقه عمل می‌کند و فضای شکل گرفته کلی به صورت آشوب و ناامنی توجیه‌گر حضور استعمارگر در عراق، افغانستان و صدها نقطه دیگر خاورمیانه می‌شود. هویت‌های شکل کرفته کنونی در خاورمیانه کم نیستند؛ آنها در سایه نژاد، زبان، قومیت، مرام سیاسی و دین و مذهب و باورها و تفسیرهای خاص پدید آمده‌اند و در هر عصری یکی از این هویت‌ها برای فرد و جامعه‌ای اولویت و ارجحیت دارند و معمولا در جایی که یکی از ابعاد وجودی مورد تهدید واقع شود فرد بدان واکنش نشان می‌دهد و تقویت و توسعه آنرا مد نظر قرار می‌دهد اما مساله جایی به بحران تبدیل می‌شود که هویت‌ها شکلی مرگبار به خود گرفته و برتری و مشروعیت مطلق می‌طلبند و ترور در این میان نقش اصلی را برای حذف و تفوق بر دیگران برعهده دارد و ترور آفتی است که تنها و تنها مرگ و خشونت را به ارمغان می آورد و موجب توقف و کند شدن سیر مدرن شدن جوامع خاورمیانه شده و حتی موجب عقب‌گرد و واپس‌روی می گردد، تسلیم شدن به ترور با فقدان تفکر صورت می پذیرد و تا زمانی که آگاهی و آزادی همچون دو مولفه واقعی نه شعاری در این جوامع فراگیر نشود امیدی به بهبود اوضاع وجود نخواهد داشت.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...