رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۲ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 23 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۸
  • کد خبر : 2890
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : حاکمیت ملی پیام کوردها را جدی بگیرد

مشارکت در انتخابات، حضور در راهپیمائی‌های حکومتی، استقبال از سفرهای داخلی و پاسخ مثبت مردم به درخواست‌های متنوع حکومتی مثل تحریم کالاهای کشوری خاص، حاضر شدن در جرگه‌های داوطلبانه نظامی، انصراف از گرفتن یارانه و حمایت مالی نشان از ماهیت ارتباط مردم و حاکمیت و میزان رضایت از عملکرد حکام دارد. تمام حکومت‌های دنیا سعی […]

مشارکت در انتخابات، حضور در راهپیمائی‌های حکومتی، استقبال از سفرهای داخلی و پاسخ مثبت مردم به درخواست‌های متنوع حکومتی مثل تحریم کالاهای کشوری خاص، حاضر شدن در جرگه‌های داوطلبانه نظامی، انصراف از گرفتن یارانه و حمایت مالی نشان از ماهیت ارتباط مردم و حاکمیت و میزان رضایت از عملکرد حکام دارد.
تمام حکومت‌های دنیا سعی خود را به کار می‌گیرند تا با ایجاد زندگی رفاهی، کاریزماتیک نمودن خود و جو شدید ایدئولوژیکی محبوبیت خود در جامعه را گسترش داده و در مواقع ضروری مردم را در راستای اهداف خویش بسیج نمایند و این را بهترین روش مانور دادن در مقابل دشمن و محکم‌ترین مکانیزم برای بقا می‌دانند.
رابطه بین مردم و حاکمیت از قابلیتی پیچیده و آسیب پذیر برخوردار است زیرا متغیرها و عوامل شکننده‌ای دارد و هر نوع ناشی‌گری، اهمال و جدی نگرفتن سبب پایان محبوبیت حکومت در کل کشور و یا بخشی از آن می‌گردد و امکان بازگشت به قبل هم وجود ندارد. این قابلیت آسیب پذیری مقبولیت حکومت و محبوبیت رهبران حکومتی در کشورهای دارای خاصیت تنوع نژادی، دینی و مذهبی از شدت بیشتری برخوردار است زیرا یک ذهنیت بالقوه بدبینی و عدم اعتماد نسبی بین دو طرف وجود دارد.
بر این اساس اگر رهبران در ایجاد عدالت در توسعه، توزیع قدرت، ایجاد بستر فعالیت‌های سیاسی و عقیدتی سازماندهی شده برای نژادها، مذاهب و ادیان کشور و به رسمیت شناختن اصالت و هویت آنها و اختصاص سهم واقعی آنها در تمام منابع و حوزه‌ها تلاش کامل را انجام ندهند بدون شک بعد از مدتی روند ایجاد شکاف بین حاکمیت و اقلیت‌ها شروع شده و اتحاد ملی، امنیت عمومی، توسعه پایدار و تمامیت ارضی به خطر می افتد و گرایش به جداخواهی و یا به اصطلاح تجزیه طلبی شکل می گیرد.

زمانی که این وضعیت به وجود آید دیگر نمی‌توان گرایش جداخواهی را برای همیشه سرکوب کرد زیرا از یک سو هرچه شدت برخورد با آن بیشتر باشد به همان نسبت گرایش مذکور نیز شدیدتر می‌گردد و از سوی دیگر سایر کشورها هم بنابر اقتضای منافع خویش از این گرایش حمایت می‌کنند و کار به جائی می‌کشد که مرزهای کشور دچار گسست دائمی شده و کشور دیگری شکل می‌گیرد که اساس آن بر دشمنی است.
رژیم صهیونیستی اسرائیل و حکومت بعث عراق با اتکاء به توان نظامی و ضعف نظامی طرف مقابل با فلسطینی‌ها و کوردها برخورد نمودند و از هیچ جنایتی در راستای سرکوب آنها دریغ نکردند اما این برخورد دقیقا مثل فوت کردن خاکستر بود که جرقه‌های ضعیف را دستاویز آتشی بزرگ می‌نماید و امروز کار به جائی رسیده که این کشورها در حال تجزیه شدن هستند.
بنابراین باید حساسیت وحدت ملی و تمامیت ارضی را درک نموده و از انجام رفتارهای خطرناک مثل اتکاء به توزیع پول، قدرت نظامی و دائمی پنداشتن سکوت و آرامش اقوام، نژادها، ادیان و مذاهب در برابر نابرابری ها خودداری کنند و تمام توانها را برای احقاق حقوق آنها به کار گیرند.
نوع لبیک مردم به درخواست‌های حکومت از بهترین معیارهای شناخت شرایط، میزان گله‌مندی از وضعیت و ضریب خطرناکی است و جدی نگرفتن آن بسیار زیان‌آور می‌باشد.
کوردها از نقطه شروع جنبش انقلابی سال ۴۲ در ایران با این حرکت مردمی بودند و پا به پای سایر هموطنان مقاومت کردند و تاوان دادند تا انقلاب پیروز شد؛ بعد از پیروزی هم به امید شکل‌گیری نظامی سیاسی مبتنی بر توزیع قدرت و منزلت بیش از یک سال به انتظار نشستند اما جو ایدئولوژیکی حاکم بر احزاب کوردی و حاکمیت کشور و شور سوزان آن دو طرف را به سمت تقابل و تنش برد که نتیجه آن تلفات انسانی، مادی و معنوی بسیاری برای دو طرف بود که برخورد حاکمیت از موضع قدرت با مطالبات آنها این روند را شدت بخشید و موضع گیری‌ها همچنان ادامه دارد.
حاکمیت در دوران تنش علاوه بر استفاده حداکثری از توان نظامی، دست به تشکیل سازمان پیشمرگان مسلمان برای استفاده از افراد محلی در مقابله با احزاب مسلح و ایجاد انشقاق در پیکره واحد کوردی نمود و احزاب کوردی هم برای افزایش توان خود دنبال هم‌پیمانان  خارجی رفتند.
این شرایط ادامه داشت تا جنگ ایران و عراق روی داد که فضا را برای احزاب مسلح و کوردهای غیر مسلح متحول نمود به طوری که احزاب یا باید مثل سازمان مجاهدین خلق( منافقین) پا به پای رژیم منحوس عراق با هموطنان خود می‌جنگیدند یا اینکه جنگ را بدون همکاری با عراق ادامه می‌دادند یا نه در مناطق کوردنشین عراق مانده وضمن انجام عملیات پراکنده نظامی برای حفظ بقای خویش از تلاشهای دلسوزان دو طرف برای مذاکره و رفع اختلافات موجود استقبال نمایند که این مورد اخیر را برگزیده و تا کنون بر این مدار مانده اند و به انتظار آینده نشسته‌اند.
کوردهای غیر مخالف نظام هم از آن زمان تا کنون یا در قالب پیشمرگان مسلمان به نظام خدمت می‌کنند یا به عنوان شهروندان عادی قوانین کشور را پذیرفته و پا به پای سایر هموطنان در تمام شرایط و احوال حاضر بوده‌اند و در هیچ مقطعی صف خود را از سایر هموطنان جدا نکرده و در مواردی گوی سبقت را از سایرین ربوده‌اند؛ برای مثال می‌توان به تحمل سختی‌ها و نابرابری‌ها اشاره کرد. اما آنچه که در این میان ثابت مانده اعتقاد تمام کوردها اعم از مخالف، موافق و بی‌طرف به ضرورت احقاق حقوق کوردها و اعمال عدالت در توزیع ثروت، قدرت و منزلت و پایان دادن به تبعیض هاست.
تمام پالس‌هائی که کورد در این مدت برای حاکمیت فرستاده است همه مملو از محبت، برادری و دوری از خشونت بوده که در مواردی این رویه را به اوج رسانده، برای اثبات این ادعا به مشارکت‌های بالای ۸۰ درصدی در انتخابات و مراسم استقبال از مقام رهبری اشاره کرد. در کنار این امر، هر جا هم که لازم دیده و یا شرایط اقتضا نموده رفتارهای اعتراضی محکم اما موقت از خود نشان داده مثل حادثه سوم اسفند۷۷، اعتراض به قتل شوانه قادری در تیرماه ۸۴، اعتراض سراسری در اعتراض به اعدام ۴ زندانی کورد، اعتراض به قتل بانوی مهابادی در هتل تارای این شهر، مشارکت حداقلی در انتخابات مجلس هفتم، مشارکت تعدادی از جوانان کورد در جریانهای افراطی مذهبی و… اشاره کرد.
اما پاسخ‌های حاکمیت مناسب این رویکرد کوردها نبوده و همچنان از توسعه اقتصادی، حضور سازماندهی شده درونی در نظام قدرت و معادله سیاسی محروم هستند. هنوز هم در حوزه فرهنگ هیچ قدرت تصمیم‌گیری نداریم، در حوزه رسانه ملی سهم واقعی و کارساز نداریم، در حوزه سیاسی بستر مورد نیاز برای حضور احزاب کوردی نداریم و هنوز هم برنامه‌ریزی برای حل اختلاف با احزاب کورد مسلح انجام نشده و احداث سد برای انتقال آب مناطق کوردنشین به استان‌های دیگر، ایجاد جاده در این مناطق برای سهولت در فعالیت اقتصادی سایر استان‌ها، صدور مجوز بهره‌برداری معدن به افراد غیر بومی و احداث پتروشیمی برای اشتغال افراد غیر بومی و انتصاب چند کورد زبان بدون گرایش سیاسی و تعصب کوردی به عنوان سفیر و معاون وزیر را به عنوان سهم کورد و صدقه سری بزرگان به رخ ما می‌کشند.
این واقعیت را باید قبول کرد که توزیع پول‌های صدقه‌ای، یارانه‌ای و…، تکیه بر قدرت نظامی و باور به تاثیر رویکرد فعلی بر گرایش کوردی و کاستن از تعصب این مردم نسبت به اصالت و هویت خود نگرشی از بنیان اشتباه است و باید این را دانست که این مردم بر اساس اعتماد به قانون و حکام کشور و امید به آینده سکوت نموده‌اند و اگر روزی برسد که از این اعتماد پشیمان شده و از بزرگان وطن نا امید شوند شک نکنید که از همه چیز خود برای دفاع از اصالت و هویت خود می‌گذرند.
در انتخابات اخیر، باوصف اینکه صف‌بندی جناح اصلاح‌طلب و اصول‌گرا کاملا نمایان بود و این انتخابات با انتخابات شوراهای شهر و روستا همزمان شده بود و علاقه کورد به اصلاحات و تعلقات عشایری به انتخابات شوراها نیز در عرصه وجود داشت اما باز هم مشارکت کوردها در رای دادن در مقایسه با گذشته بسیار پائین و معنا دار است. پس این پیامها و پالس‌ها را جدی بگیریم و همه با هم برای ایجاد روند نوینی از اتحاد و همزیستی مسالمت آمیز آماده شویم.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...