رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۷
  • کد خبر : 2945
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : مدیریت در آموزش‌ و پرورش

تعلیم و تربیت به‌واسطه کار با نیروی انسانی و تربیت نیروی مورد نیاز جامعه یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین نهادهای اصلی هر جامعه‌ای به شمار می‌رود؛ در این میان نقش مدیران و مخصوصاً مدیران ارشد وزارتی هم به دلیل اهمیت و حساسیت آموزش‌وپرورش و هم به‌واسطه تعیین شاخص‌های اصلی مثل ساختار، محتوی آموزشی، جذب نیروی […]

تعلیم و تربیت به‌واسطه کار با نیروی انسانی و تربیت نیروی مورد نیاز جامعه یکی از پیچیده‌ترین و حساس‌ترین نهادهای اصلی هر جامعه‌ای به شمار می‌رود؛ در این میان نقش مدیران و مخصوصاً مدیران ارشد وزارتی هم به دلیل اهمیت و حساسیت آموزش‌وپرورش و هم به‌واسطه تعیین شاخص‌های اصلی مثل ساختار، محتوی آموزشی، جذب نیروی انسانی، ارزشیابی و غیره بسیار پررنگ‌تر سایر مدیران در رده‌های مختلف است. برای بیان شرط ارتقاء و پیشرفت و نیل به مدیریت در آموزش‌وپرورش لازم است نحوه‌ی گماردن افراد در پست‌های مدیریتی آموزش‌وپرورش را مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
بحران وابستگی آموزش‌وپرورش ما به جناح‌های سیاسی حاکم بر کشور باعث شده است سیستم آموزشی ما در هر دوره وام‌دار حزب و جناح خاصی باشد؛ برای مثال: مدیران وزارتی، ادارات کل و حتی مناطق در دولت دهم یا باید رنگ جناح خود را عوض کرده باشند یا هیچ‌کدام از آنها در دولت یازدهم در پست‌های مدیریتی باقی نمانده‌اند، بنابراین به‌جای اینکه برنامه‌ها و شاخص‌های مدیریتی در پیشرفت و ارتقای مدیران حرف اول را بزند پیروز انتخابات ریاست جمهوری و حتی مجلس شورای اسلامی در تعیین مدیران وزارتی و حتی مدیران مناطق نقش اصلی را بازی می‌کند.
حال با این نحوه‌ی انتخاب مدیران در سطح وزارت و ادارات کل، ارتقاء و پیشرفت مدیران تا کدام سطح تضمین می‌شود؟ چه میزان هزینه صرف تربیت یک مدیر می‌شود که در یک‌چشم به هم زدن در مناسبات جناحی حذف می‌شود؟
چه میزان تخصص در رأس وزارت و بدنه اداری و برنامه‌ریزی وزارت آموزش‌وپرورش در نظر گرفته می‌شود؟
این سؤالات و ده‌ها سؤال دیگر می‌تواند رهنمودی برای رسیدن به این پاسخ باشد که آموزش‌وپرورش مدیران متخصص می‌طلبد و لازمه این تخصص نگاه فراجناحی و غیر سیاسی به آموزش‌وپرورش است؛ نگاهی که تعلیم و تربیت را مادر همه فرایندهای اجتماعی بداند نه سربار آنها!!
با این اوصاف اگرچه در پای‌بست خانه مدیریت آموزش‌وپرورش نشانی از آبادانی نیست اما صحبت کردن از ایوان این خانه یعنی مدیریت در سطح مدارس هم خالی از لطف نیست!
در حال حاضر مدیر آموزشگاه با انتخاب مستقیم رئیس آموزش‌وپرورش تعیین می‌شود اگرچه برابر آئین‌نامه در این انتصاب شرایط عمومی و اختصاصی در نظر گرفته‌شده اما گاها در انتصاب‌ها شرایط اختصاصی به فراموشی سپرده می‌شود !
در آموزش‌وپرورش‌های مترقی دنیا انتخاب مدیر آموزشگاه یکی از سخت‌ترین گزینش‌های نظام آموزشی است؛ برای مثال در ژاپن از بین معلمان کسانی به مدیریت می‌رسند که سابقه سی سال تدریس و کلاس‌داری داشته و در آزمون مدیریتی نمره حد نصاب را کسب کرده باشند تا میزان آشنایی و تسلط آنها بر کلاس درس عملاً اثبات و از دارا بودن علم مدیریت آنها اطمینان حاصل شود. حال در نظام آموزشی ما اگر فردی یک سال برابر فرم‌های انتخاب معلم نمونه به‌عنوان معلم نمونه دست‌یافته باشد در سال دیگر ممکن است با پیشنهادهای مدیریت روبرو شود!
نهایت اینکه اگر از نحوه انتخاب مدیران آموزشگاهی بگذریم جهت ارتقا و پیشرفت مدیریت آموزشگاهی کافی‌است با توجه به در دسترس بودن وضعیت موجود، ترسیمی از مدیریت آموزشگاهی مطلوب را ارائه دهیم، نمایان شدن شکاف‌های بین دو وضعیت، نشان از کمبودها و فاصله‌ای است که شرط ارتقا و پیشرفت و نیل به مدیریت در آموزش‌وپرورش رفع این کمبودها و فاصله‌هاست
اگر مدرسه را محیط اجتماعی سازمان‌یافته برای کسب مجموعه‌ای از شایستگی‌ها بدانیم مدیریت آموزشگاهی رکن اصلی این محیط اجتماعی است. به بیان دیگر مدیر آموزشگاه باید با فراهم کردن زنجیره‌ای از موقعیت‌ها، فرصت حرکت، رشد و تعالی را برای دانش‌آموزان فراهم سازد، بدیهی است حلقه‌ی اول این زنجیره، دارا بودن صلاحیت‌های علمی، تخصصی و هنری است؛ اما در مدیریت مطلوب آموزشگاهی، مدیر به اهداف و فراگردهای آموزش‌وپرورش مطلع است، منابع، امکانات و استعدادها را جهت رسیدن به اهداف، هماهنگ و سازمان‌دهی می‌کند، روابط رسمی و غیر رسمی آموزشگاه را به‌خوبی می‌شناسد، همکاری و مشارکت خود را با همکارانش در انجام امور در سرلوحه‌ی برنامه‌های خود قرار می‌دهد، وحدت و هماهنگی لازم میان اجزا و عناصر آموزشگاه را به وجود می‌آورد، عملکرد آموزشگاه خود را ارزیابی و مورد نقد قرار می‌دهد، در اجرای تصمیمات اعتماد به نفس دارد و…
این خصوصیات و ویژگی‌های بسیار دیگری را می‌توان جزو موقعیت‌های نرم‌افزاری لحاظ کرد که از شروط اساسی ارتقا مدیریت است. در کنار این ویژگی‌ها باید از وضعیت فیزیکی آموزشگاه، امکانات و تجهیزات، بودجه و سرانه دانش‌آموزی به‌عنوان خصوصیات سخت‌افزاری در مدیریت در آموزشگاه نام برد.
زمانی مدیریت در مدارس معنی و مفهوم واقعی خود را پیدا می‌کند که وضعیت فیزیکی مدارس ما مطلوب و متفاوت از منازل مسکونی دانش‌آموزان باشد، چراکه مدرسه جایی است که دانش‌آموز باید مهارت‌های اساسی برای زندگی در آینده را در آنجا تجربه کند. نقل‌مکان کردن از منزل مسکونی خانوادگی به منزل مسکونی دیگری که گاها تخریبی هم هست !موجب می‌شود انرژی زیادی از مدیر جهت سرپا نگه‌داشتن این مدارس اتلاف شود.
تأمین سرانه‌های دانش‌آموزی و امکانات و تجهیزات موردنیاز به‌مثابه‌ی ریل‌گذاری برای لوکوموتیو آموزش‌وپرورش است که می‌تواند آن را به سرمنزل مقصود برساند و برعکس…
ناگفته‌ی کلام اینکه نداشتن یا کمبود امکانات سخت‌افزاری از یک‌سو باعث شده است مدیران بیشترین تلاششان صرف تأمین امکانات و تجهیزات و سرانه‌ها نموده و فرصتی برای پردازش و اجرای سایر برنامه‌های موردنیاز دانش آموزان نداشته باشند و از سوی دیگر مظلومیت مدیران بیشتر از مدیریت آنها خودنمایی کند .
این در حالی‌است که آموزش‌وپرورش، بزرگ‌ترین دستگاه اداری و تشکیلاتی کشور محسوب می‌شود، بیشترین سطوح مدیریت را در محیط‌های متراکم انسانی دارد ولی با واقعیت تلخی روبروست که هنوز امکانات اولیه جهت اجرای برنامه‌های مدیریتی فراهم نیست. به نظر می‌رسد زمانی برنامه‌های نظام‌مند و راهبردی در راستای تربیت مدیران با درجه هوشمندی و استعداد سطح بالا مؤثر واقع می‌شود که امکانات اولیه این مهم فراهم‌شده باشد.

حیدر بایزیدی/ کارشناس ارشد علوم تربیتی و شاغل در آموزش‌وپرورش زیویه

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...