رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۶ - ۱۸:۴۳
  • کد خبر : 2995
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : درکی خطرناک از مسئله‌ای بنام بیمه

روژان: تصادف، یکی از عوامل مرگ‌ومیر در کشور است و سالانه خانواده‌های فراوانی به این خاطر داغدار و عزادار می‌شوند، آمار کشته و زخمی‌های تصادفات گاه با آمار ضررهای یک جنگ کوتاه‌مدت در گوشه‌ای از دنیا برابری می‌کند و نسلی که بزرگ می‌شوند بر سر میراث و ثروت پدرانشان نابرده رنج گنج برایشان میسر شده است و بی‌محابا و دیوانه‌وار ‌می‌تازند و می‌کشند و بیمه خطاهایشان را جبران می‌کند و آنها مغرور و سرمست از بادآورده‌ای که بلا و قاتل جان دیگران شده است.

چند قرن پیش بشر عطف به تجربیات گذشته و شاید دوران باستان، برای اولین بار پیمان‌های جمعی برای کاستن از رنج و درد و خسارت و ضرر و زیان مالی بین خود بست و اجرایی نمود. در ابتدای قرن هفده، بازرگانان و کشتی‌داران انگلیسی پیمانی را پایه‌گذاری کردند که می‌توان آن را اولین شکل از بیمه امروزی دانست؛ آنها در کافه‌ای در لندن به نام «لویدز» گرد هم آمدند و با یکدیگر قراردادی بستند تا در سود و زیان سفرهای دریایی با یکدیگر سهیم باشند. در حقیقت آنها شرکت لویدز را پایه‌گذاری کردند که امروزه نیز به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های فعال در صنعت بیمه شناخته می‌شود. در سال ۱۶۶۶ م پس از آتش‌سوزی بزرگ لندن، مسئولان و سرمایه‌داران شهر لندن در کافه لویدز گرد هم جمع شدند تا علت وقوع چنین حادثه‌ای را ریشه‌یابی کنند و مانع از تکرار آن در آینده شوند؛ یکی از راه‌هایی که مورد تصویب آنها قرار گرفت، تقسیم کردن خسارت‌های سنگین بین تعداد زیادی از مردم بود. بدین ترتیب، بیمه آتش‌سوزی بعد از بیمه حمل و نقل دریایی به‌عنوان دومین رشته بیمه در جهان مدرن متولد شد. نخستین رشته بیمه که وارد آمریکا شد، بیمه آتش‌سوزی بود. شهرهای کوچک در این کشور خانه‌هایی از جنس چوب داشتند و تجهیزات اطفای حریق در این شهرها به‌اندازه کافی وجود نداشت. نخستین شرکت بیمه در آمریکا، یک انجمن تعاونی بود که در سال ۱۷۳۵ در شهر چارلستون در ایالت فلوریدای جنوبی تأسیس شد؛ اما این شرکت شش سال بعد، در سال ۱۷۴۱ به دلیل بروز آتش‌سوزی بزرگ در چارلستون، ورشکسته شد. در سال ۱۷۵۲ نیز شرکت بیمه دیگری بانامP.C.I.H.L.F با اقتباس از شرکت‌های بیمه اروپایی توسط فرانکلین تأسیس شد که این شرکت نیز به دلیل فعالیت شرکت‌های رقیبی که پس‌ازآن در آمریکا شروع به کارکردند، در سال ۱۷۷۰ به فعالیت خود خاتمه داد.
فعالیت بیمه‌ای در ایران از سال ۱۲۸۹ شروع شد. در این سال دو موسسه روسی بانام‌های نادژدا و قفقاز مرکوری شروع به کار کردند. پس از شروع به کار این دو موسسه تا سال ۱۳۱۴، در حدود ۱۳ شرکت خارجی در بازار بیمه کشور فعالیت خود را شروع نمودند که از آن‌جمله می‌توان به شرکت‌های آلیانس انگلیس، یورکشایر انگلیس و اینگستراخ روسیه اشاره نمود. ایده تشکیل یک شرکت بیمه ایرانی در سال ۱۳۱۰ توسط فردی ایرانی به نام دکتر الکساندر آقایان (که سابقه فعالیت در شرکت بیمه روسی نادژدا را داشت) به علی اکبر داور، وزیر مالیه وقت مطرح شد و در ۱۵ آبان سال ۱۳۱۴، شرکت سهامی بیمه ایران با سرمایه دو میلیون تومان به عنوان اولین شرکت ایرانی بیمه تأسیس شد. علی‌اکبر داور در این روز، پس از سخنرانی کوتاهی که در افتتاحیه این شرکت داشت، منزل مسکونی خود را تحت پوشش بیمه آتش‌سوزی درآورد و اولین بیمه‌نامه صادره ایرانی، در همین روز به نام وی ثبت شد. نخستین قانون بیمه در ایران، در سال ۱۳۱۶ (دو سال پس از تأسیس اولین شرکت بیمه) به تصویب مجلس شورای ملی رسید. این قانون در ۳۶ ماده تهیه شده است و در حال حاضر نیز معتبر است.
سابقه بیمه در ایران یک قرن بیشتر را طی کرده است و ازآن‌پس تاکنون بیمه چندین بخش بااهمیت را پوشش داده است که شامل حمل‌ونقل دریایی، هوایی و زمینی شده است و در این میان شاید بیمه زمینی و به‌تبع آن بیمه اتومبیل مهم‌ترین و درعین‌حال بحث‌انگیزترین موضوع در حوزه بیمه بوده است. افزایش روزافزون خودرو در ایران، بدون بسترهای مناسب و فرهنگ ترافیک مسئله‌ای است که در جامعه گاه تا مرز بحران پیش رفته است؛ باوجود شعارها و برنامه‌ریزی‌ها درزمینه استاندارد و ایمن‌سازی خودروها و جاده‌ها هنوز گام‌های مثبت آن‌چنانی برداشته نشده است و بازهم تصادفات و تلفات رانندگی در کشور یکی از مسائل جدی و درعین‌حال هزینه‌بر است که سالانه هزینه‌های هنگفتی بر بودجه عمومی و شرکت‌های بیمه می‌گذارد. با توجه به آنکه بیشتر قربانیان حوادث رانندگی از جمعیت جوان و بخش فعال جامعه هستند بدون شک اگر بیمه‌ها این امور را پشتیبانی نمی‌کردند خارج از فوت و فقدان افراد مشکلات بی‌شماری برای خانواده‌ها به وجود می‌آمد آن‌هم زمانی که سرپرست خانواده قربانی حادثه تصادف شود؛ اگر بیمه و نهادهای پشتیبان در این راه گام برندارند معلوم نیست از این راه چه فجایعی به بار نخواهد نشست و چه فقر و فساد و بزه‌کاری‌هایی در جامعه به وقوع نخواهد پیوست. به‌هرحال حضور فعال و دقیق و حساب‌شده بیمه در این حوزه امری ضروری و بسیار حائز اهمیت است؛ اما آنچه علیرغم این نقطه قوت و مثبت بیمه‌ها در جامعه می‌رود به رویه‌ای ناپسند تبدیل شود درک و تصور نادرست بخشی از جامعه در قبال دیه و پرداخت خسارت تصادف به قربانیان و حادثه دیدگان تصادف است. زمانی که فرهنگ اجتماعی در دوران گذار هنوز نتوانسته باشد ماهیت جامعه مدنی و نهادها و سازمان‌های مدرن را دریابد و از سوی دیگر هنوز در کش‌وقوس نظم‌های فرسوده سنت گرفتار باشد رفتارها و هنجارهایی بروز خواهد کرد که کج‌ومعوج و مریض‌گونه می‌نماید و جامعه درصورتی‌که این فرایند را سریع طی نکند در گردابی گیر خواهد کرد که خشونت و ویرانی و انحطاط اخلاقی، تنها بخشی از پیامدهای آن خواهد بود.
شاید برایتان پیش‌آمده و یا شنیده باشید زمانی که فردی تصادف و به خودرو و عابری برخورد می‌کند در برابر واکنش مردم و وابستگان حادثه‌دیده و قربانی اولین دفاعیه‌اش بجای اظهار تأسف از تصادف و یا قتل غیر عمد یک انسان دیگر اذعان کردن داشتن بیمه است. شاید شایعه و یا طنز باشد اما بارها شنیده‌ایم که فردی تنها برای سرگرمی وسایل دست عابری را با خودرو نشانه گرفته و متأسفانه عابر پیاده را کشته است و بعدها در بازجویی‌ها اعلام داشته چون بیمه داشتم ترسی در قبال تصادف نداشتم و معمولاً بیشتر افراد خاطی و خانواده‌هایشان پس از وقوع تصادف و ایجاد خسارت و کشتن افراد دیگر، با طمأنینه و آرامش شکرگزار و راضی هستند که بیمه دارند و خسارت را بیمه پرداخت خواهد کرد و یا افرادی را مشاهده کرده‌ایم که راننده خودرو بوده و تنها چند روز پس از تصادف و کشتن فرد یا افرادی در کمال آرامش در حال قدم زدن در خیابان بوده‌اند. این جمله معترضه را عرض کنم اینکه نداشتن بیمه و گرفتاری‌های آن بر کسی پوشیده نیست اما مسئله احساس آرامش فرد در درازمدت بی‌توجهی و بی‌احتیاطی و بروز بی‌مسئولیتی در قبال رفتارهایی است که منجر به نقصان و بروز خشونت در جامعه خواهد شد. بروز چنین رفتارها و واکنش‌هایی در قبال تصادفات رانندگی و خسارت‌های مبتلابه به جامعه حتی اگر به‌صورت جوک و طنز باشد در اخلاق اجتماعی انحطاط و ورشکستگی را پدید خواهد آورد. درصد بی‌توجهی و سهل‌انگاری در خطا و اشتباه، زمانی بروز خواهد کرد که فرد از تنبیه و جریمه‌های پیش رو زیان ببیند و بر این اساس هرچه میزان این جریمه کمتر متوجه شخص شود احتمال تکرار خطا و اشتباه بیشتر خواهد شد و در ادامه رفتاری خطرناک را رقم خواهد زد.
پشتیبانی بیمه از خسارت تصادفات و پرداخت دیه به مقتولین، هرچند ازلحاظ پشتیبانی خانواده قربانی مسئله‌ای حیاتی و ارزشمند است اما افراد مقصر و خاطی، درصورتی‌که ملزم به پرداخت جریمه و تنبیه نشوند، نمی‌توانند بار سنگین این حوادث ناگوار را بر دوش خود حمل کنند و موجب بی‌مسئولیتی افراد در قبال رفتارهایی خواهد شد که منجر به‌تصادف و نقص عضو و قتل افراد خواهد شد. هنوز تصادف، یکی از عوامل مرگ‌ومیر در کشور است و سالانه خانواده‌های فراوانی به این خاطر داغدار و عزادار می‌شوند، آمار کشته و زخمی‌های تصادفات گاه با آمار ضررهای یک جنگ کوتاه‌مدت در گوشه‌ای از دنیا برابری می‌کند و نسلی که بزرگ می‌شوند بر سر میراث و ثروت پدرانشان نابرده رنج گنج برایشان میسر شده است و بی‌محابا و دیوانه‌وار ‌می‌تازند و می‌کشند و بیمه خطاهایشان را جبران می‌کند و آنها مغرور و سرمست از بادآورده‌ای که بلا و قاتل جان دیگران شده است. بدون شک اگر بخواهیم به این پدیده مخرب پایان دهیم باید مسئولیت بیمه را در این حوزه‌ها بکاهیم و جریمه و تنبیه را بر دوش خاطی و مقصر بگذاریم تا با محدودیت‌های اجتماعی و زندان افراد، عواقب کارهای ناپسند خود را دریافته و با بهبود دیگر شاخصه‌های کیفی ازجمله بالا بردن استاندارد جاده و راه‌ها و نظارت بر کیفیت خودروها به کاهش تصادفات و میزان مرگ‌ومیر ناشی از آن کمک نماییم که البته تا زمانی که خودروی داخلی بی‌رقیب و سرکش به تولید محصولات مرگبارش ادامه دهد و شرکت‌های بیمه هم ملزم به بیمه نمودن این قاتلان بی‌جان و بی‌اراده باشند نمی‌توان انتظار بهبود داشت. درهرصورت مدرن شدن و توسعه امری تک‌بعدی نبوده و نیست و توجه هم‌زمان به جنبه‌های عقلانی و ابزاری آن امری ملزوم و ضرورت آفرین است و اصلاح فرهنگ رانندگی و رفتارهای ترافیک و مسئولیت‌پذیری شهروندان نیز از قبل توجه به این ابعاد اصلاح خواهد شد.

افراسیاب جمالی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...