رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۲ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 23 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۵
  • کد خبر : 3042
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : کلاش هورامی و سکونت آن در مریوان
به بهانه ثبت جهانی کلاش در مریوان

کلاش هورامی و سکونت آن در مریوان

هفته پیش به‌طور رسمی ناظران سازمان یونسکو برای بررسی پرونده ثبت جهانی کلاش هورامی وارد شهر مریوان شدند و بدین شکل پرونده برای تائید یا رد به سازمان ارجاع داده می‌شود. نشست ناظران با استاندار کردستان و اظهارات آنها نشان از امیدواری به این مسئله است که احتمالاً ثبت جهانی به انجام خواهد رسید؛ اما […]

هفته پیش به‌طور رسمی ناظران سازمان یونسکو برای بررسی پرونده ثبت جهانی کلاش هورامی وارد شهر مریوان شدند و بدین شکل پرونده برای تائید یا رد به سازمان ارجاع داده می‌شود. نشست ناظران با استاندار کردستان و اظهارات آنها نشان از امیدواری به این مسئله است که احتمالاً ثبت جهانی به انجام خواهد رسید؛ اما این برنامه و جزئیات آن و همچنین مسئله‌ای بنام کلاش هورامی بهانه‌ی نگارش یادداشت زیر است که نگارنده با توجه به اطلاعات تاریخی و تا حدودی نگرش از بیرون به مسئله، آن را مورد کندوکاو و بررسی قرار خواهد داد.
در شرایطی که انواع و اقسام کفش‌های کارخانه‌ای، بازار پاپوش کشور را در اختیار گرفته‌اند کلاش هنوز هم به عنوانی کفشی عمومی و نه تزیینی مورد استفاده قرار می‌گیرد. یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد کلاش این است که این پای‌افزار چپ و راست ندارد و فرد می‌تواند هر لنگه از کلاش‌ها را در هر یک ‌پاهایی که دوست دارد، بپوشد. این ویژگی ممتاز پیش‌ازاین در تمامی انواع گیوه‌ها دیده می‌شد اما مرور زمان و استفاده از زیره‌های ماشینی عاملی شد تا اکنون این امر به ویژگی منحصربه‌فرد کلاش تبدیل گردد. یکی دیگر از ویژگی‌های این پای‌افزار خنک بودن آن است که موجب می‌شود پا، همیشه خنک باشد و از بوی بد و عرق پاها جلوگیری کند. دیگر ویژگی قابل توجه کلاش عدم رنگ‌پذیری آن است. سرانجام اینکه کلاش بااینکه بخش اعظم کار بافت و تولید آن با زنان است، کفشی مردانه محسوب می‌شود که نسخه‌ای زنانه ندارد، هرچند در حال حاضر عده‌ای از استادکاران به دنبال ساخت نسخه زنانه آن هستند و در آینده مشخص خواهد شد که طرح موفق است یا خیر.
گیوه همچون یک پای‌افزار عمومی اگرچه انواعی از آن ازجمله ملکی، آجده، تخت چرمی و لثه‌ای در حال حاضر در بسیاری از نقاط کشور یافت می‌شود اما کلاش در این میان منحصر به فرد است و در کشورمان معمولاً به کلاش کردی و یا کلاش منطقه کرمانشاه مشهور است اما شکی نیست که کلاش هنر دست مردمان منطقه هورامان است و اولین بار در این مناطق ساخته‌شده است؛ بخصوص در هورامان لهون و تخت. شواهد تاریخی متقن و مستند و مستقل ثابت می‌کند که این پای‌افزار هنر و صنعت منحصر به فرد منطقه هورامان است. کلاش باقی‌مانده در مزار پیرشالیار هورامان، ادبیات ساخت کلاش و نام ابزارها و مراحل ساخت و بدنه کلاش که شامل زیره و رویه آن است همه به زبان هورامی بوده و همچنین ویژگی‌های مشخصه این کفش کاملاً سازگار و منطبق با منطقه‌ی هورامان است. اگرچه آوردن دلیل و سند برای اثبات این موضوع به قول عرب اظهر من‌الشمس است؛ اما لازم است که این اسناد تاریخی و کارگاهی مدون و مستند برای آیندگان و پژوهشگران ثبت شود. قطعاً همان‌گونه که کاشی و قالی کاشان و گبه شیراز و سفال لالجین، شهرت داشته و بنام آن جغرافیا و مکان شناخته‌شده است کلاش هم متعلق به منطقه هورایمان است و شهرت و نام آن و تعلق مادی و معنوی‌اش از آن مردم هورامان است و این مقدمه به استناد و ذکر قراین و شواهد نه از سر حب و بغض و تعصبات است و نه قصد جدایی و تمایز انداختن منطقه هورامان با دیگر بخش‌های کردستان، بلکه واقعیت آن است که هورامان سرزمینی است که دارای تفاوت‌های فرهنگی و زبانی معناداری با همسایگانش است و بسیاری از زبان‌شناسان را اعتقاد بر آن است که هورامی زبانی است جزو خانواده زبان‌های کوردی و بنابراین نقطه تمایزی با دیگر زبان‌های کوردی دارد، مسئله دیگر تفاوت‌های فرهنگی در عین اشتراکات با دیگر مردمان کورد و ایرانیان است که بدون شک قابل مشاهده بوده و بررسی‌های مردم‌شناسی هم می‌تواند چنین موضوعی را اثبات کند. از سوی دیگر براساس تقسیمات جغرافیایی نسنجیده، هورامان در دو استان کرمانشاه و کردستان و میان چندین شهرستان تقسیم شده و بر این مبنا متولی و مدعی فرهنگی آن نیز در چند شهرستان این دو استان پراکنده هستند به گونه‌ای که از روانسر تا مریوان هرکدام خود را مسئول و دلسوز فرهنگ مردم منطقه هورامان می‌دانند و بر این اساس هرکدام از ظن خود برای خدمت به آن در حال تلاش و خودنمایی می‌باشند و با این وضعیت پراکندگی و عدم وجود یک متولی و نهاد تصمیم‌گیری منسجم در حد شهرستان برای آن احساس می‌شود.
ثبت جهانی کلاش هورامی بدون شک اتفاقی میمون و خجسته است و باید آن را به فال نیک گرفت اما اتفاقاتی که در چند سال گذشته روی‌داده جالب توجه است. ابتدا ثبت مریوان به‌عنوان شهر ملی کلاش بود که به انجام رسید، بیست اردیبهشت امسال طی مراسمی در شهر نودشه در استان کرمانشاه کلاش ثبت ملی شد و نودشه به‌عنوان شهر کلاش شناخته شد و هفته پیش هم با ورود بازرسان سازمان یونسکو ثبت جهانی مریوان برای کلاش آغاز شد. سؤال اینجاست آیا ثبت دو شهر به‌عنوان شهر کلاش امری درست و قابل قبول است؟ و یا هرکدام از راهی ثبت شده‌اند و یا رقابت‌های مسئولین دو استان است که این وسط هنر و میراث فرهنگی هورامان را دستمایه قرار داده است؟ پاسخ هرچه باشد متولیان امر باید به آن پاسخ دهند.
اینکه مریوان ترکیب جمعیتی متوازنی از سورانی و هورامی است را کسی نمی‌تواند انکار کند و باوجود برخی کم‌وکاستی‌ها این شهر را با تسامح می‌توان شهر همزیستی و دوستی نام نهاد و از سوی دیگر بیشترین میزان استادان کلاش در این شهر وجود دارند و آمارهای رسمی و مشاهدات میدانی نشان از گسترش این صنعت و هنر در میان مردم مریوان دارد هنری که مردمان روستاهای منطقه هورامان بخصوص، هجیج، دل، اسپریز، روار، کلجی و شهر نودشه با خود به شهر مریوان آورده‌اند و هم موجبات حفظ این میراث اصیل را فراهم نموده‌اند و هم دستمایه امرار معاش هزاران خانواده در این شهر شده است که در چند سال گذشته با صادرات آن به دیگر شهرها و کشورهای همسایه رونق خاصی به آن داده‌اند و تنها رنج و زحمت و سختی مردمان سخت‌کوش منطقه هورامان است که موجب زنده ماندن این کالای گران‌بهای فرهنگی شده است و به‌حق باید گفت نهادهای مسئول تاکنون همکاری شایسته‌ای در این زمینه به عمل نیاورده‌اند. باری‌به‌هرجهت هفته گذشته با چاپ و پخش بنر و اطلاعیه و فراخوان و مصاحبه در فضای واقعی و مجازی و رسانه‌ها با همت فرمانداری مریوان مقدمات حضور بازرسان یونسکو در شهر فراهم گردید. مراسم استقبال علیرغم
پوشش خبری و دعوت از عموم با تعداد بسیار کمی از استادکاران و مسئولین برگزار گردید که بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی شهروندان مریوانی در این مراسم مایه تأسف بود؛ مراسمی که با متلک‌ها و تمسخر رانندگان عبوری همراه بود و به‌جز مسئولین شهرستان تنها همان‌هایی شرکت کرده بودند که این هنر را با خون دل تاکنون زنده نگه‌داشته‌اند. ثبت جهانی یک اثر در کمترین حالت، موجب شهرت جهانی آن و در این مورد شهرت جهانی شهر مریوان می‌شود و این راهی است برای جذب گردشگران و توریست‌های خارجی و همچنین عنایت سازمان‌های بین‌المللی و اختصاص ردیف‌های بودجه در آنجا و تمامی اینها در مرحله اول موجب رشد و شکوفایی شهر و منفعت مادی و معنوی کلیه شهروندان می‌شود ولی متأسفانه استقبال از این امر بسیار ضعیف و ناامیدکننده بود و مسئله دیگر آنکه در بیشتر مراحل حضور بازرسان و بازدیدهای آنها و پوسترهای رسمی چاپ‌شده نشانی از نام هورامان نبود و ریشه تاریخی کلاش به بوته فراموشی سپرده شده بود. بنابراین شایستگی معنوی این اثر باوجودی که بسته به سابقه و ریشه تاریخی آن است متأسفانه نادیده گرفته شد.
کلاش یا هر وسیله و ابزار و یا میراثی ثبت شود شهرتش را جغرافیایی خواهد برد که از آنجا برخاسته و آمده است. بنابراین، کلاش هورامی در صورت ثبت، در مریوان ساکن خواهد شد و در کنار زریبار می‌تواند پیام‌آور صلح و دوستی و معرفی بیشتر فرهنگ این نقطه به جهان شود؛ وضعیتی که در حال حاضر با روند رو به رشد جهانی‌شدن و جهانی‌سازی به نظر می‌رسد ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. برای ماندن و ماندگار شدن در این جمع جهانی و دهکده هزار رنگ، باید در میدان رقابت کالایی قابل عرضه داشت و خرده‌فرهنگ خود را در جهان به نمایش گذاشت و در این میان، ثبت هرکدام از این آثار، تائید رسمی نهادهای بین‌المللی بر ارزشمندی و شایستگی این میراث‌ مادی و معنوی است. امیدواریم کلاش هورامی با ثبت در یونسکو بتواند دریچه‌ای نو برای رشد و تعالی فرهنگی شهر مریوان و شناسایی بیشتر آن به جهانیان باشد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...