رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 17 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۱
  • کد خبر : 3065
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : دکل‌های مخابراتی چالش‌ها و راهکارها

هر سکونت‌گاه شهری با برنامه زمانبدی خاصی از عمر شهر، طرح‌های هادی، جامع و تفضیلی، تهیه و ترسیم می‌گردد که در آن با مطالعاتی جامع، مطابق ضوابط و قوانین کاربری زمین‌های محدوده قانونی شهر تعیین می‌گردد و زمین‌هایی با کاربری همچون تاسیسات گنجانده می‌شود و اداراتی مانند شرکت مخابرات، برق و… طی برنامه‌های توسعه‌ای خود، […]

هر سکونت‌گاه شهری با برنامه زمانبدی خاصی از عمر شهر، طرح‌های هادی، جامع و تفضیلی، تهیه و ترسیم می‌گردد که در آن با مطالعاتی جامع، مطابق ضوابط و قوانین کاربری زمین‌های محدوده قانونی شهر تعیین می‌گردد و زمین‌هایی با کاربری همچون تاسیسات گنجانده می‌شود و اداراتی مانند شرکت مخابرات، برق و… طی برنامه‌های توسعه‌ای خود، موظف به تملک آن مکان‌ها هستند. طبق برسی‌های انجام شده توسط نگارنده، بالغ بر ۱۰۰ دکل مخابراتی در سطح شهر سنندج وجود دارد که بیش از ۹۵٪ آنها در کاربری مغایر با تاسیسات، استقرار یافته و فاقد مجوز قانونی است که نشانه‌هایی از بی‌ثباتی، عدم وجود استقلال رای، تضاد اعمال قانون، عدم بهاء به علم و مطالعات در بدنه نظام مدیریتی کوردستان است. اکثر شهرداری‌ها به طور دقیق و موشکافانه پرونده تخلفات ساختمانی پیرزن یا پیرمردی که ۱۰ سانتیمتر در ساخت بنا تخلف نموده را بررسی و تا مرز تخریب اعمال قانون می‌کنند، اما جرئت رویارویی با دستگاه‌های اجرایی متخلف را ندارند. انگار اعمال ماده ۱۰۰ فقط برای قشر بدون حامی و ضعیف وضع و ابلاغ شده است و مشمول دستگاه‌های اجرایی نمی‌باشد! استقرار و نصب بدون مجوز بیش از ۹۵ دکل در شهر سنندج را چه کسی پاسخگوست؟ آن‌هم در کاربری متضاد، در حیاط منازل مسکونی، پارک‌ها، حیاط ادارت، مدارس و… اگر شهرداری توان مقابله و هدایت صحیح را ندارد پس دستگاه‌های نظارتی کجایند؟
اکثر کارکنان دستگاه‌های نظارتی قطعاً در مناطق مسکونی شهری زندگی می‌کنند و رشد قارچ‌گونه دکل‌ها را دیده‌اند، این شیوه از عدالت در مدیریت و نظارت، تا کی ادامه دارد؟ آیا از نتایج و اثرات مخرب بر سلامت شهروندان مناطق مسکونی هم‌جوار با چنین دکل‌هایی مطلع هستند؟ به دلیل تخصصی بودن موضوع به گفتگو با یکی از اساتید محترم هیئت علمی با درجه دکتری تخصصی مخابرات دانشگاه کردستان پرداختم، ایشان موضوع را بسیار خطرناکتر از تصور اینجانب ارزیابی کردند و شعاع تاثیر مخرب آن را گاهاً بیش از ۲۰۰ متر اعلام نمودند. با یکی از شهرداران شهر کوچکی نیز گفتگوی مختصری داشتم که دلیل عدم جلوگیری از نصب دکل‌های مخابراتی در بافت مسکونی را صرفه اقتصادی شرکت مخابرات و شرکت‌های مشابه مخصوصاً بحث حراست از آن اعلام کردند. شرکتهای خدماتی مخابرات، معمولا سعی می‌کنند حیاط مسکونی فردی صاحب نفوذ را برای استقرار و نصب اختیار کنند (با پیشنهاد اخذ مبلغ ماهیانه که کمتر از مبلغ حراست دکل در کاربری تاسیساتی است) تا به دلیل خصوصی بودن حریم ورود کارکنان شهرداری به محل در هنگام ساخت و نصب، شهرداری با چالش قانونی مواجه شود و نتواند از نصب دکل‌ها جلوگیری کند و پس از نصب تنها بردن موضوع به کمسیون ماده صد ممکن خواهد بود. این اقدام هم معمولا در شهرهای کوچک به دلیل نیاز مردم به آنتن‌دهی مخابراتی با مخالفت کل اعضای کمسیون (نمایندگان قوه قضایه، وزارت کشور و شورای شهر) مواجه شده است، ساماندهی چنین مشکلی به پشتوانه‌های بیشتر و حمایت دستگاه‌های نظارتی از شهرداری نیاز دارد.
علی‌رغم موضوعات فوق، شهرداری‌ها غافل از درآمد قابل ملاحظه ناشی از نصب و استفاده دکل‌ها در استان هستند به طوری که در بررسی‌های به عمل آمده، این امر در لایحه عوارضی هیچ‌کدام از شهرداری‌های استان قرار نگرفته و وجه ده‌ها میلیارد تومانی ناشی از عوارض این دکل‌ها از شرکت مخابرات و شرکت‌های مشابه اخذ نشده است (مثلاً هزینه تشعشع که به صورت ماهیانه باید دریافت شود، هزینه تغییر کابری، هزینه مجوز ساخت و نصب و هزینه‌های اجاره ماهیانه در صورت نصب در زمین‌های متعلق به شهرداری)
موضوعات مطروحه را می‌توان به سه بخش مرتبط با ۱- سلامت، ۲- مکان‌یابی و زیبایی شهر ۳- قربانی شدن منافع شهرداری‌ها به نفع شرکت‌های مخابرات، ایرانسل و… که هیچ خدمات رسانی رایگانی مانند شهرداری‌ها برای شهر ندارند دسته‌بندی کرد و در راستای ساماندهی آنان پیشنهادات ذیل به شهرداری‌ها، دفتر امور شهری استانداری و معاونت عمرانی استانداری ارائه می‌گردد.
۱- جمع‌آوری اطلاعات لازم از شهرداری‌ها توسط دفتر امور شهری (اطلاعاتی مانند مشخص کردن کروکی دقیق هر دکل در منطقه یا سطح شهر مستند به گرفتن عکس از موقعیت، اعلام مجوزدار بودن یا نبودن آن و اعلام مغایرت کاربری و…)
۲- در اختیار قراردادن اطلاعات مربوطه جهت بررسی میزان تاثیر مخرب بر ساکنین توسط گروه مهندسی برق – مخابرات دانشگاه کردستان (در قالب قرارداد مطالعاتی) تا دکل‌های بحرانی مشخص گردد.
۳- با ابلاغ اعلام نظرها برای هر شهر یا منطقه، شهرداری‌ها، کل دکل‌های فاقد مجوز را به کمسیون ماده صد ارجاع دهند تا دستور قلع بنای دکل‌های بحرانی اخذ شود و دکل‌های غیر بحرانی مغایر با کاربری جریمه گردد (با احتساب کل بدهی‌های پرداخت نشده مخابرات به شهرداری تا کنون و همچنین هزینه قابل توجه ناشی از تغییر کاربری). قطعا با اخذ مبالغ یاد شده، وضعیت مالی بحرانی شهرداری سنندج بهتر خواهد شد.
۴- در لایحه عوارضی جدید، کلیه عوارض مرتبط با دکل‌ها، پیش‌بینی و درج گردد؛ از جمله هزینه ماهیانه عوارض تشعشع و… نمونه موردی موفق را می‌توان شهرداری شبستر در استان آذربایجان شرقی نام برد که تا کنون توانسته کلیه حق و حقوق شهرداری را از شرکت مخابرات دریافت کند.
موضوع فوق صرفا به دکل‌های مخابراتی پرداخته، متاسفانه دکل‌های فشارقوی برق مخرب بر سلامت نیز در تعدادی از محله‌های مسکونی سنندج و بافت مسکونی تعدادی دیگر از شهرهای استان کردستان بدون لحاظ آیین نامه‌های مرتبط با حریم و منطقه مسکونی وجود دارد که نیاز به بررسی و تجدید نظر دارد.

هیوا حسینی- فارغ التحصیل دانشگاه علم و صنعت ایران

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.