رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۷
  • الخميس ۱۰ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 17 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۹
  • کد خبر : 3077
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : گفتگوی روژان با «فردین حسین‌پناهی» ترانه سرا و خواننده سنندجی

فردین حسین پناهی ترانه سرا و خواننده سنندجی سال ۱۳۴۴ در سنندج و محله فیض آباد متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌های آزادپور و هدایت و راهنمایی را در زاگرس سپری کرد و پس از آن ترک تحصیل کرد و در مغازه کفش فروشی پدری مشغول به کار شد. دو برادر و چهار خواهر […]

فردین حسین پناهی ترانه سرا و خواننده سنندجی سال ۱۳۴۴ در سنندج و محله فیض آباد متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌های آزادپور و هدایت و راهنمایی را در زاگرس سپری کرد و پس از آن ترک تحصیل کرد و در مغازه کفش فروشی پدری مشغول به کار شد. دو برادر و چهار خواهر دارد.
شغل اصلی این هنرمند جدای از کار در مغازه پدری ترانه‌سرایی و خوانندگی است. از بد حادثه به مصرف مواد مخدر روی می‌آورد و دوران تلخی را تجربه می‌کند؛ آنگونه که خود می‌گوید ۲۱ سال هرویین مصرف کرده و یازده سال کارتن خواب بوده است اما ریشه‌های امید هرگز در دلش نخشکید و آنچه به مددش آمد موسیقی و عشق به زندگی است.
وی اینک، مدت سه سال و ۱۰ روز است که قطع مصرف کرده و پاک است.
خودش می‌گوید: «هدفم از زندگی دادن پیام مصرف نکردن مواد مخدر به همنوعانم است و می خواهم پیامم را به گوش کسانی که هنوز در منجلاب مصرف مواد مخدر هستند برسانم تا هرچه زودتر به آغوش جامعه برگردند».
فردین شخصیتی خودساخته و دوستداشتنی دارد. او هفته‌ی گذشته میهمان دفتر هفته‌نامه روژان بود و با تانی و حوصله به سوالت ما پاسخ گفت:

* کاک فردین چطور شد با آهنگ‌ها و اشعارتان تبدیل به سفیر ترک اعتیاد شدید؟
– داستان اعتیاد من بسیار مفصل است، همین‌قدر بگویم که از اعتیاد تا کارتن خوابی نمی‌دانم چطور گذشت. زندگی می‌کردم که مصرف کنم و مصرف می‌کردم که زندگی کنم.
در دوران کاتن خوابی دقیقا سه سال و ده روز پیش -که پنجشنبه بود- در قبرستان هفده شهریور سنندج نشسته بودم و مثل هر روز مواد مصرف می‌کردم که تلفن همراهم زنگ زد. فردی از آن طرف خط گفت: شما فردین حسین‌پناهی هستید؟ گفتم: بله. گفت: از کجا بدانم خودتی؟ یکی از آهنگ‌هایت را برایم بخوان. من هم خواندم و او گوشی را قطع کرد.
او دوشنبه هفته بعد دوباره با من تماس گرفت و گفت: می‌خواهم تو را ببینم. با هم قرار گذاشتیم. وقتی با او ملاقات کردم گفت: «در خوابی عجیب دیده‌ام که تو ترک کرده‌ای و بعد از خودت افراد بسیاری را از دام اعتیاد رهانیده‌ای».
او من را به همسر و خانواده خودش معرفی کرد و کمک کرد که ترک کنم. با کمک او و خانواده‌اش به کمپ ترک اعتیاد رفتم و ترک کردم.
به کمک خدا تا امروز توانسته‌ام به ۱۱۸ نفر کمک کنم تا به زندگی دوباره برگردند.
* شما یازده سال کاتن خواب بودید. در این این مدت مخارج و هزینه‌های شما چطور تامین می‌شد؟
– با فروختن شعرها و موسیقی‌هایم اندک‌پولی در می‌آوردم. شاید گفتن این حرف خیلی خوب نباشد اما اشعارم را به خوانندگان دیگر می‌دادم و بعضا به‌نام خودشان منتشر می‌کردند.
در کل اکثرا از راه فعالیت های هنری امرار معاش می کردم.
* امروز دنیا را چطور میبینی؟
– امروز شکر خدا زیبایی‌های دنیا را می‌بینم. با خداوند متعال و مردم آشتی کردم و به کانون گرم جامعه برگشته‌ام.
از کسانی که دلخورم بخشیده‌ام و از کسانی که آنها را ناراحت کرده‌ام حلالیت طلبیده‌ام.
* تا امروز کنسرت‌هایی زیادی با گروه ئه‌وین داشته‌اید. در مورد آنها بگویید.
– بله به مناسبت‌های مختلف مثل یادواره مستوره اردلان، هفته معلم، هفته پرستار، کمک به بیماران کلیوی و هفته بهزیستی کنسرت‌هایی برگزار کرده‌ایم.
آخرین کنسرتمان همین دو هفته پیش و به مناسبت هفته بهزیستی همراه با گروه ئه‌وین و با همکاری اداره کل بهزیستی و اداره مبارزه با مواد مخدر در تاریخ ۲۵و۲۶ تیرماه در تالار فجر آخرین کنسرتمان را برگزار کردیم که شعار این کنسرت از کارتن خوابی تا آرامش بود که با عنایت خداوند بسیار مورد استقبال همشهریان قرار گرفت و تمامی بلیط‌های آن به فروش رفت.
* از کردستان عراق هم درخواست همکاری داشته‌اید. هیچ وقت به فکر رفتن نیفتاده‌اید؟
– بله از کردستان عراق درخواست کار داشته‌ام، اما دلم نمی‌آید و نمی‌توانم سنندج را ترک کنم. در هیچ شرایطی و به هیچ عنوان حاضر نیستم آبیدر را نبینم.
* چرا تا به حال ازدواج نکرده‌اید؟ آیا عاشق نشده‌اید؟
– تا امروز قسمت نبوده زندگی مشترک تشکیل دهم. عاشق هم هستم اما…
* برای آینده چه برنامه‌هایی دارید؟
– آهنگ‌های جدید زیادی دارم به امید خدا اگر یک حامی مالی پیدا کنم آنها را تولید می‌کنم. من عاشق خوانندگی هستم، حتی پول قرض کرده‌ام و آنرا خرج موسیقی کرده‌ام تا سی دی هایم را رایگان توزیع کنم.
*چه سخنی با مسئولین دارید؟ آیا متولیان فرهنگ و هنر شما را حمایت کرده‌اند؟
– اتفاقا از دست مسئولین استان و گلایه دارم. چرا که در گذشته وعده حمایت دادند اما به وعده‌های خود عمل نکردند.
در این شهر یک سالن و استدیوی مجهز برای تمرین وضبط کارهایمان وجود ندارد. ما برای کنسرت آخرمان در منزل کوچک و نمور یکی از دوستان به نام آقای «افشین خرامانپور» که نوازنده درام و جاز است تمرین کردیم.
* و سخن آخر:
– آرزوی من این است که هیچ انسانی مبتلا به مصرف مواد مخدر نشود. اگر هم عزیزی در حال مصرف است پیام من را بشنود و قطع مصرف کند و با خودش و ملت آشتی کند.

گفتگو: عطا حسینی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.