رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۸:۴۰
  • کد خبر : 3152
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : چک‌های سفید بی‌محل از حساب اعتماد مردم کردستان را چه کسی پاس می‌کند؟
نگاهی به وعده‌های انتخاباتی ستاد روحانی در کردستان؛

چک‌های سفید بی‌محل از حساب اعتماد مردم کردستان را چه کسی پاس می‌کند؟

دوازدهمین دوره ریاست جمهوری دکتر روحانی آغاز شد و با برگزاری مراسم تنفیذ و تحلیف رسماً دولت دوازدهم شروع به کار کرد و اخیراً نیز با معرفی وزرا و معاونین رئیس جمهور، ساختار دولت دوازدهم مشخص گردید که متاسفانه کُردها در این بین هیچ سهمی نارند و جواب اعتماد و حمایت کُردها از روحانی، به […]

دوازدهمین دوره ریاست جمهوری دکتر روحانی آغاز شد و با برگزاری مراسم تنفیذ و تحلیف رسماً دولت دوازدهم شروع به کار کرد و اخیراً نیز با معرفی وزرا و معاونین رئیس جمهور، ساختار دولت دوازدهم مشخص گردید که متاسفانه کُردها در این بین هیچ سهمی نارند و جواب اعتماد و حمایت کُردها از روحانی، به بدترین وجه ممکن داده شد.
در تحلیل تاریخی جریانات ده روز اخیر بایسته است اندکی به عقب، یعنی آغاز سال ۹۶ برگردیم؛ زمانی که بحث انتصاب رئیس ستاد روحانی در کردستان داغ بود. اصلاح طلبان از کوچک و بزرگ، پایتخت نشین و روستا نشین و… همه دل در گرو پیروزی روحانی نهادند تا بتوانند ایشان همچنان رئیس جمهور بماند که چنین نیز شد؛ اما با مرور اتفاقات و مباحث آن روزها می‌توان به راحتی دلایل رفتار دولتمردان و مسئولین را در مراسم تحلیف و معرفی وزرا به خوبی مشاهده کرد. پانزدهم فروردین ماه سال جاری که رئیس ستاد دکتر روحانی در کردستان تقریباً مشخص شده بود، متنی را تحت عنوان «ما نیز مطالباتی داریم…» در فضای مجازی و رسانه‌ای منتشر نمودند که به خوبی مطالبات کُردها و اهل تسنن را ذکر شده بود و پذیرش مسئولیت ستاد آقای روحانی و یا احیاناً حمایت از هر کاندیدایی دیگر را منوط به پذیرش ۱۱بند ذکر شده نموده بودند که جای بسی خرسندی و شعف بود که به راستی ما نیز مطالباتی داریم. اما پس از گذشت چند روزی حکم مسئولیت ستاد روحانی در کردستان به ایشان داده شد و معلوم نشد که آیا رئیس جمهور و یا مسئولین ستاد مرکزی ستاد روحانی، اصلاً به مرقومه ایشان توجهی داشته‌اند و یا پاسخی داده‌اند یا خیر؟ که بنده در آن زمان نیز به صراحت خواستار پاسخگویی مسئول ستاد روحانی در کردستان بودم که متاسفانه ایشان هیچ‌گونه پاسخی ندادند و به صراحت عدم پاسخگویی دولتمردان به مرقومه ایشان را توهین قلمداد نموده و چنین روزی را نیز پیش‌بینی نمودم که هیچ توجهی به کُردها و اهل سنت در کابینه نخواهد شد، چرا که وقتی برای پذیرش مسئولیتی شرط و شروطی گذاشته شود و دیگری وقعی به آن ننهد و پاسخی به شروط و مطالبات ندهد طبیعی است در آینده نیز نمی توان مدعی مطالبه‌گری از دولت و بیان حق و حقوق مردم بود.
اردیبهشت ۹۶ و تب داغ انتخابات در سراسر ایران و حضور گسترده مردم در پای صندوق‌های رأی و نیز وعده‌های بسیار مسئولین ستادهای دکتر روحانی در سراسر استان و برگزاری جشن‌ها و بهره‌مندی از تمام قدرت‌های دولتی و خصوصی و مایه گذاشتن از بزرگانی همچون مرحوم مهندس ادب نماینده جاوید سنندج، باعث شد که مردم کردستان به این وعده‌ها که از زبان کسانی جاری می‌شد که خود را دلسوز و شیفته استان دانسته و بنده نیز در دلسوزی برخی از آنان شکی ندارم، اعتماد نموده و کردستانی‌ها به عنوان استان دوم با ۷۳درصد رأی به روحانی توانستند نقش به‌سزائی در پیروزی ایشان داشته باشند و به تبع آن، آرای اهل سنت ایران نیز به سبب وعده‌های دکتر روحانی و تیم همراهش مبنی بر اجرای بیانیه شماره ۳ اقوام و مذاهب و نیز همراهی مولانا عبدالحمید، پیروزی روحانی را قطعی نمود. اما متاسفانه پس از پییروزی دکتر روحانی و برگزاری جشن‌ها و عکس گرفتن‌ها و… مطالبات کُردها فراموش شد و تدوین راهبردها و استراتژی‌های مطالبه‌گری ما کُردها و اهل سنت همواره در محاق منافع حزبی و یا شخصی به تارج رفته و یا ندانسته و نتوانسته‌اند منافع مردم کردستان و اهل سنت را در راستای منافع ملی تعریف نموده و مطالبه‌گران واقعی مردم کردستان باشند و اینگونه شد که حتی یک نفر از بزرگان اهل سنت و یا زحمتکشان ستادهای روحانی در مناظق کردستان و یا اهل سنت به مراسم تحلیف دعوت نشدند و تاسف بارتر از آن، اینکه در معرفی کابینه هیچ اثری از توانمندان کُرد و یا اهل سنت مشاهده نگردید و دکتر روحانی و تیم همراه ایشان، گناه را به گردن دیگران انداخته و خود را بَری از بی توجهی نمودند که دیگران نمی‌گذارند ما وزیر کُرد و یا سنی معرفی نمائیم؛ اما سوال اینست که آیا نمی شد یکی از معاونت‌های جدید ریاست جمهوری از جمله معاونت حقوق شهروندی را به یکی از کُردهای سنی لایق و توانمند بسپارید تا کُردها نیز در این وفاق ملی، خود را سهیم در دولت دانسته و به اعتماد و سرمایه‌های آنان لطمه‌ای وارد نمی‌شد؟
البته پیگیری این موارد، می‌بایستی توسط اطلاح‌طلبان کُرد مرکر نشین و یا مسئولین ستاد روحانی در کردستان و یا احزاب اصلاح طلب- البته شاید در شرایطی که منافع شخصی‌اشان به خطر نیفتد- پیگیری می‌شد که متاسفانه هیچیک از آنان توان و قدرت لابیگری و مطالبه‌گری حقوق اصلی و اساسی کُردها که همانا سهیم بودن در تصمیم‌گیری و اداره کشوردر سطح کلان است را نداشتند و نمایندگان مجلس نیز در این وادی نتوانستند همچون سایر استانها، در سهم خواهی خویش از قدرت به منظور توسعه کردستان به خوبی عمل کنند و واکنش چندانی از آنان نیز مشاهده نشد و اعتماد و اعتقاد مردم نسبت به مشارکت در تصمیم گیری های کلان کشور بیش از پیش کمتر شده و سرمایه‌های بزرگ اجتماعی را ـ که کُردها به خوبی دارای آن هستند ـ از بین برده و مایه یاس و ناامیدی در دولت امید گردند و در آتیه نیز بلاهایی از این دست بیشتر نازل شده و روز به روز جوانان و مدیران توانمند کُرد سنی چه در سطح ملی و چه در استان نادیده گرفته شده و مدیریت‌های آتی استان نیز به تبع تقسیم قدرت در دولت مرکزی به کُردهای اهل تسنن داده نشده و یا کمتر بدانها توجه خواهد شد. بدیهی است پاسخ دولتمردان به مطالبات کُردها در این برهه‌ی زمانی، بر ناتوانی کسانی که داعیه‌دار مطالبه‌گری حقوق مردم کردستانند و هر از گاه در ایام انتخابات از مرکز به کردستان راهی می‌شوند، صحه نهاد و مردم کردستان فهمیدند که در بازی‌های سیاسی، اینگونه افراد، یارای مطالبه‌گری حقوق برحقشان نیستند و باید به راستی این سوال عمده و اساسی مطرح شود که  اکنون چک های سفید بی محل از حساب اعتماد مردم در انتخابات اخیر را چه کسی پاس می‌کند؟

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...