رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۳
  • کد خبر : 3168
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : نقش رسانه‌های تصویری در جنگ نرم

مقدّمه/ صاحب‌نظران و نظریه‌پردازانِ امروز جهان، قدرت را به دوبخش تقسیم می‌کنند: «قدرت سخت» یا ملموس که پشتوانه‌ی آن منابع طبیعی، ثروت، جمعیّت، ابزار نظامی و… است و «قدرت نرم» یا ناملموس که منابع آن: دین، ارزش‌های یک جامعه، فرهنگ، باورها، ایدئولوژی و دانش هستند. در گذشته چنانچه کشوری قصد نابودی کشور یا ملتی را […]

مقدّمه/ صاحب‌نظران و نظریه‌پردازانِ امروز جهان، قدرت را به دوبخش تقسیم می‌کنند: «قدرت سخت» یا ملموس که پشتوانه‌ی آن منابع طبیعی، ثروت، جمعیّت، ابزار نظامی و… است و «قدرت نرم» یا ناملموس که منابع آن: دین، ارزش‌های یک جامعه، فرهنگ، باورها، ایدئولوژی و دانش هستند. در گذشته چنانچه کشوری قصد نابودی کشور یا ملتی را داشت ــ حتّی اگر از تبلیغات هم بهره می‌برد – در نهایت به‌طور مستقیم و با نیروی نظامی به آن حمله می کرد؛ امّا امروز برای این مقصود از جنگ نرم استفاده می‌شود. در واقع جنگ نرم به پدیده‌ای اطلاق می‌شود که یک کشور بدون استفاده‌ مستقیم از نیروی نظامی و فقط با استفاده از ابزارهای گوناگون و تبلیغات گسترده و استفاده از رسانه‌های مختلف مانند سینما، تلویزیون، ماهواره، مطبوعات، اینترنت، کتاب و انواع رشته‌های هنر و تبادل اطّلاعات پیچیده، بتواند بر کشور دیگر و مردم آن تاًثیر بگذارد و آن را دچار فروپاشی کند.
تفاوت عمده جنگ‌های روانی امروز با گذشته بیش از نوع و شیوه‌های کار، مربوط به ابزارهایی است که برای این هدف مورد استفاده قرار می‌گیرد. اینک وجود انواع و اقسام رسانه‌های راه دور که فاصله‌ها را از بین برده‌اند و می‌توانند هر خبری را در کوتاه‌ترین زمان به سراسر جهان مخابره نمایند، به خصوص رسانه‌های دیداری که می‌توانند تصاویر افراد و رویدادها را نیز به سرعت ارسال کنند، نظیر ماهواره، اینترنت، ایستگاه‌های زمینی تلویزیونی و حتّی مطبوعاتی که تصویر هر رویداد را با خبرها و اطّلاعات جدید همراه می‌نمایند، موجب شده جنگ نرم ابعاد تازه‌ای پیدا کند و این رسانه‌ها ابزارهای اصلی جنگ نرم محسوب می‌شوند. در این مقاله نقش رسانه‌های دیداری در جهان امروز مورد بررسی قرار گرفته است.

دکتر بهروز خیریه

اگر کمی دراطراف خود دقّت کنیم، بی‌شک با این نظرگاه موافق خواهیم بود که دوران ما، عصر دیداری و تصویرهاست؛ زیرا ما خواسته یا ناخواسته، از بامداد تا شامگاه تحت هجوم تصویرهای مختلف قرار داریم. از آغاز روز و هنگام صرف صبحانه با تصاویر گوناگون نقش بسته بر بسته‌های مواد غذایی روبه رو می شویم. جعبه پنیر و بطری شیر با تصویرهای زیبا و رنگینی تزئین شده که ناخودآگاه نظر مارا به خود جلب می‌کند. هنگام خروج از منزل انواع بروشور و عکس و اطّلاعیه تجاری را در صندوق پستی یا حیاط خانه و بر دیوارهای ساختمان‌ها مشاهده می‌کنیم. هنگام عبور ازخیابان تصاویری از انواع و اقسام پوستر و پلاکارد و آگهی و عکس و نقاشی و تابلوهای تبلیغاتی در مقابل چشمانمان رژه می رودو وقتی رهگدران از کنارمان رد می‌شوند انواع جمله‌ها و تابلوهای رنگارنگ را برلباس‌های آنها مشاهده می‌کنیم. بدنه اتوبوس‌ها و خودروهایی که از مقابل ما می‌گذرند، حاوی تصاویر گویا و زیبایی هستند که ناخودآگاه توجه ما را به خود جلب می‌کنند. درمحل کار هم با عکس و کاتالوگ و طرح و نقشه و تلویزیون و رایانه سروکارداریم. تمامی این تصاویر که می‌بینیم؛ اطّلاعات گوناگونی را منتقل می‌کنند و بخشی از آن خواسته یا ناخواسته در ذهن ما نقش می‌بندد. «عصر هم که خسته و کوفته از سر کار برمی گردیم، رو به تلویزیون این نو دریچه گشوده به جهان می‌نشینیم و مشتی تصویر دل‌انگیز و دلهره‌آور متحرک در برابر چشمهایمان ردیف می‌شود. حتّی تصاویر مربوط به روزگاران گذشته یا سرزمین‌های دوردست، آسان‌تر در اختیار ما هستند تا مردمی که این تصاویر برایشان درست شده. ما کتاب‌ها و کارت‌های مصّور و اسلایدهای رنگی سفرهایمان را مثل عکس خانوادگیمان و به عنوان خاطرات مخصوص خود در کنجی دنج نگه می‌داریم. پس جای تعجب نیست که گفته‌اند پا به دورانی می‌گذاریم که تصویر جانشین نوشتار خواهد شد.»۱
اهمیّت این مسئله به قدری است که اگر این قرن را دوران تصویرها بنامیم بیراه نگفته‌ایم. این مسئله زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم «بینایی، تنها حس ماست که موجب دریافت فضاهای مرتبط باهم می‌شود. دیدن فضا با چشم شامل تعدادی عمل پیاپی با سر است تا چشم را متوجّه رویداد بعدی کنیم؛ امّا همین تغییر جهت چشم که بنا به مقصودی انجام می‌شود، مستلزم آگاهی به فضای واقع در میان دو حرکت هم هست و همین آگاهی است که به دارنده چشم قدرت پیش‌بینی رویدادی در شرف وقوع را می‌دهد. فرد بینا حتّی می‌تواند به گذشته هم نگاه کند تا حلقه‌های رابط آن رویداد یعنی معلول با علتش را پیدا کند.»۲ با توجّه به ویژگی‌های جسمی و روانی انسان، برای بشر علائم دیداری ارجح است وحس بینایی- نسبت به دیگر احساس انسان – رابطه او را آسان‌تر و وسیع‌تر با عالم اطراف برقرار می کند.
بدین ترتیب باید پذیرفت که تصاویر و نمادهای دیداری می‌توانند اطّلاعات معنی‌داری را منتقل و بیان نمایند که از عهده هیچ شیوه دیگری برنمی‌آید. حال اگر این بینایی با سایر حس‌ها نظیر شنوایی و شیوه واژگانی و… ترکیب شود، بی‌شک تأثیرش عمیق‌تر و وسیع‌تر خواهد بود. در واقع رمز موفقیت رسانه‌های مدرن و تکنولوژیک امروزی همین است و کارشناسان رسانه از این ویژگی‌ها برای انتقال پیام و تبادل اطّلاعات مورد نظر خود استفاده می‌کنند.
در دوران کنونی، هر روز حجم وسیعی از اطّلاعات به‌وسیله رسانه‌های مختلف جابه‌جا می‌شود که در این میان «رسانه‌های راه دور تصویری» نقشی اساسی در انتقال اطّلاعات برعهده دارند. رسانه‌هایی که کمتر از ۲۰۰ سال از عمر آنها می‌گذرد و با استفاده از نیاز انسان، تحوّلی عظیم در جوامع بشری به وجود آورده‌اند؛ زیرا از دیرباز «برقراری ارتباط و انتقال پیام» یکی از دغدغه‌های اصلی بشر بوده است. انسان در طول تاریخ همواره سعی کرده راه‌های مختلفی را برای برقراری ارتباط و انتقال پیام کشف و ابداع کند. این تلاش‌ها بی‌ثمر نماند و بشر موفق شد در امتداد تجارب پیشینیان هر روز شیوه‌های جدیدی را ابداع و ابزار و وسایل مختلفی را اختراع نماید؛ به طوری که در جهان امروز تکنولوژی پیشرفته در خدمت علوم ارتباطی قرار گرفته، لذا کاربرد آن گسترده تر و پیچیده‌تر شده است.
هم اینک رسانه‌های راه دور با وجود عمر کوتاهشان، جهان امروز را تحت سلطه خود دارند. در حالی که انسان میلیون ها سال از عمر خود را بدون آن ها سپری نموده است. پس بیراه نیست اگر برخی کارشناسان علوم ارتباطی جهان امروز را «عصرانفجار اطّلاعات» نام نهاده‌اند.
بی‌شک آنچه موجب شده این رسانه‌ها در زندگی بشر جایگاهی مهمّ بیابند، ویژگی‌های خاص آن‌هاست. سرعت انتقال پیام، وسعت مخاطبان و سهولت دسترسی مزایایی است که توجّه انسان را در چهارگوشه جهان به این رسانه‌های مدرن جلب کرده است. مزایایی که شیوه‌های کهن فاقد آن بودند، امّا رسانه های راه دور با داشتن آن‌ها توانستند جای خود را در جامعه بشری باز کنند. تأثیراین رسانه‌های جمعی برجوامع بشری به حدی است که امروزه زندگی بدون آنها برای انسان بر روی کره خاکی غیر قابل تصّور به نظر می‌رسد و می‌توان گفت این ابزار به بخشی از زندگی انسان تبدیل شده اند.
البتّه باید بدین مسئله اشاره کنیم که «اکثر رسانه‌های گروهی به خودی خود ارزش ارتباطی کمی دارند. آنها عبارتند از فن آوری انتقال اطّلاعات و عمدتاً به عنوان محملی برای سایر رسانه های سنتی عمل می کنند. رسانه‌های چاپی به عنوان محملی برای زبان نوشتاری، نقاشی و تصاویر، به کار گرفته می‌شوند. رادیو نیز محملی برای زبان کلامی، موسیقی، ترانه و نمایش رادیویی است. از سوی دیگر فیلم و برنامه‌های ویدئویی دارای ارزش ارتباطی مشخصی هستند. چون این رسانه‌ها می‌توانند افکاری را به تصویر کشانده یا ارائه دهند که انجام آن توسط رسانه های سنتی ممکن نیست. تلویزیون را می توان به عنوان محملی چند منظوره و چند وجهی برای کلیه انواع رسانه هااعم از سنتی و مدرن دانست. تلویزیون زبان کلامی و بدنی، اشیاء و تصاویر، فیلم و تئاتر، موسیقی و غیره را انتقال می دهد.» ۳
باید این نکته را نیز یادآوری کنیم که نخستین نوشتارهای انسان، تصویری بود. انسان نخستین بار برای انتقال مفاهیم خود از نقاشی استفاده کرد. تصاویر برجای مانده بر دیوار غارها و صخره ها به خوبی گویای این نکته است. نخستین خطی هم که انسان از آن استفاده کرد، خط تصویری بود. انسان ابتدا از پیکرنگاری شروع کرد. قدیمی‌ترین علائم نوشتنی، پیکرنگاره‌های سومری متعلق به ۳۰۰ سال قبل از میلاد است. بعدها این پیکرنگاری به اندیشه نگاری تحوّل یافت، سپس نشانه‌هایی ابداع شد که نمایانگر حروف بودند و بدین ترتیب خط اختراع شد و تحوّلی در زندگی انسان ایجاد شد. با این حال دنیای تصویری اهمیّت خود را حفظ کرد، زیرا قابلیت تأثیرگذاری تصاویر بر انسان به شکلی است که هیچ حس دیگری به تنهایی نمی‌تواند جای آن را بگیرد. ما حتّی با یک آزمایش ساده هم می‌توانیم به اهمیّت تصویر نسبت به دیگر احساس انسان پی‌ببریم؛ مثلا اگر به یک کودک بگوییم عروسک یا روی یک ورق کاغذ بنویسیم عروسک و آن را به کودکی نشان دهیم، ممکن است فقط حس تمایل کودک را برانگیزد یا او را یاد عروسکی که داشته یا دارد بیندازد. امّا اگر تصویر یک عروسک را به کودک نشان دهیم حتما جذب آن خواهد شد و ممکن است تصویر را از دست ما بگیرد. هرچه تصویر رنگی‌تر و زیباتر باشد حس او را بیشتر بر می‌انگیزد. حال اگر یک عروسک واقعی را به او نشان دهیم بی‌گمان بیشتر جذب آن خواهد شد. این جذابیت دنیای الوان تصاویر در مورد بزرگسالان هم صدق می‌کند. به همین دلیل است که صاحب‌نظران علوم رسانه‌ای در مورد فرصت ها و تهدیدهای دنیای تصویر پژوهش‌های مختلفی انجام داده‌اند و سعی کرده اند ویژگی‌های ادراک تصویری را از جهات مختلف مورد بررسی قرار دهند.
قابلیّت‌ها و تهدیدهای رسانه‌های تصویری
در مورد فرصت‌ها و تهدیدهای رسانه‌های تصویری تحقیقات مختلفی انجام شده است و البتّه نتایجی که به دست آمده یکسان نیست و در چنین مقاله مختصری هم نمی‌توان به کنکاش در مورد تمامی زوایای آن پرداخت؛ لکن در یک جمعبندی مختصر می توان برخی مزیّت‌های استفاده از تصویر در رسانه‌ها را بدین ترتیب برشمرد:
– هرروز حجم وسیعی از اطّلاعات به وسیله رسانه‌های مختلف جا به جا می‌شود که دراین میان «رسانه‌های راه دور تصویری» نقشی اساسی در انتقال اطّلاعات برعهده دارند.
– بینایی تنها حس ماست که موجب دریافت فضاهای مرتبط باهم می شود.
– با توجّه به ویژگی های جسمی و روانی انسان، برای بشر، علائم دیداری ارجح است وحس بینایی- نسبت به دیگر احساس انسان- رابطه او را آسان‌تر و وسیع‌تر با عالم اطراف برقرار می کند.
– تصاویر و نمادهای دیداری می توانند اطّلاعات معنی داری را منتقل و بیان نمایند که از عهده هیچ شیوه دیگری برنمی‌آید.
– اگر این بینایی با سایر حس‌ها نظیر شنوایی و شیوه واژگانی و… ترکیب شود، بی‌شک تأثیرش عمیق‌تر و وسیع‌تر خواهد بود.
– تصاویر متحرک سینما و تلویزیون علیرغم اینکه دارای ارتباطی یکسویه است، می‌تواند مخاطب را به تفکر وادارد.
تهدیدها و ضعف های رسانه‌های تصویری
– تلویزیون به دلیل غیر فعّال بودن بیننده، وسیله مناسبی برای آموزش نیست و معمولا یک‌سری اطّلاعات یک سویه را به مخاطب منتقل می‌کند. به همین دلیل بسیاری کارشناسان معتقدند صرف‌کردن ساعات زیادی پای تلویزیون، می‌تواند به افکار ما لطمه بزند و این مسئله در مورد کودکان و نوجوانان از اهمیّت بیشتری برخوردار است.
– درک مخاطب از تصویر یک بعدی است؛ یعنی با دیدن یک تصویر اطّلاعات خاصی به ذهن بیننده متبادر می شود. امّا در رسانه‌هایی که از طریق نوشتن یا شنیدن اطّلاعات را منتقل می‌کنند، شنونده خود می‌تواند فضای دیگری را تصوّر کند و بدین‌طریق قدرت تفکر و تصوّر فرد تقویت می‌شود.
– هیچگاه نمی‌توان گفتار را به قالب تصویر درآورد. این نظریه که نمی توان گفتار را به قالب تصویر درآورد، گاهی با تردید روبه رو شده است؛ امّا با یک آزمایش ساده می‌توان به درستی این نظر پی برد. ساده ترین کار این است که از مدعی بخواهیم یک جمله را به تصویر درآورد.
به عنوان نمونه اگر روی کاغذ چنین جمله‌ای بنویسیم: «آن مرد به سوی ما می آید» حتّی اگر تصویری از مرد هم در کنار آن باشد، با کمی دقّت پی می بریم که این جمله معادل دقیق آن تصویر نیست. اگر چه این جمله یکی از جمله هایی است که آن منظره را توصیف می کند، امّا چندین جمله توصیفی صحیح در مورد آن می توان ساخت. خواننده جمله، ضمن اینکه می تواند آمدن یک مرد را تصّور کند، شکل مرد، لباسهایش، قد و ویژگی های فیزیکی او، محل آمدن و فاصله اش با ما، فضایی که مرد در آن قرار گرفته، در ذهن هر خواننده ای به گونه ای خاص شکل می گیرد؛ مثلا در ذهن شخصی مردی مسن و در ذهن دیگری مردی جوان، در ذهن یکی مردی چاق و در نزد دیگری مردی لاغر و… در ضمن در کنار این جمله، فرد می تواند جمله های دیگر را تصوّر کند؛ مثلا «مردی از پشت سر دیده می‌شود»، «مرد به سوی ما خواهد آمد»، «مرد گاهی به سوی ما می آید»، «مرد شاید به سوی ما بیاید» و … . در واقع در این رابطه کلام اوج می گیرد و تصویر برجای می ماند. این یکی از محدودیتهای دنیای تصویری است.
مثال دیگر اینکه در یک تابلوی راهنما شما فقط اطّلاعات محدودی را که تهیّه کننده تابلو مد نظرش بوده می‌بینید؛ مثلا تابلویی که تصویر ریزش کوه را نشان می دهد، یک پیام مشخص دارد، نمی‌توان از آن تصوّر فروریختن آب از آبشار را در ذهن تداعی کرد. یا تابلو توقف ممنوع معنی دیگری را به ذهن متبادر نمی‌کند؛ مگر برای کسی که با آن آشنایی نداشته باشد؛ یعنی در ارتباط تصویری تأویل سازنده تصویر با تأویل بیننده آن باید یکسان باشد. امّا اگر به کسی به صورت شفاهی بگوییم: «توقف ممنوع» می‌تواند جمله‌های مختلفی در ذهن خود تصوّر کند. کارشناسان خبره رسانه‌ای از این خاصیّت تصویر برای انتقال مفاهیم مورد نظر خود و آنچه می‌خواهند در جوامع مختلف رواج دهند استفاده می‌کنند و می‌توانند ساعت‌ها مخاطب را پای دیدن یک فیلم نگه‌دارند.
با برشمردن این ویژگی‌ها پی می‌بریم که رسانه‌ها فوائد مختلفی دارند و انسان‌ها در موارد گوناگون از رویکردهای رسانه‌ها نظیر اطلاع رسانی وتبادل اطّلاعات، آموزش، تفریحات و سرگرمی و… استفاده می‌کنند و در کمترین زمان ممکن از رویدادهای سراسر جهان مطلع می‌شوند. رسانه‌های راه دور موجب شده‌اند جهان ما بسیار کوچک شود. ما می‌توانیم هم‌زمان به تماشای یک مسابقه ورزشی در آن‌سوی گیتی بنشینیم و با بازیکنان آن حس مشترک پیدا کنیم؛ یا با دیدن یک رویداد تأسف‌بار نظیر جنگ یا حوادث طبیعی، با مردم مصیبت دیده احساس همدردی نماییم. امّا قطعا این رسانه‌ها در کنار این فوائد، مشکلاتی را نیز برای بشر ایجاد می‌کنند؛ زیرا این‌ها فقط ابزارهایی هستند در دست افراد مختلف. بی‌شک هیچ رسانه‌ای بی‌هدف ایجاد نمی شود و اگر گمان کنیم دیگران این رسانه‌ها را صرفا برای سرگرمی ما ایجاد کرده‌اند، ساده‌اندیشی است. رسانه‌ها هر کدام اهداف و استراتژی خاص خود را دنبال می‌کنند. برخی از این رسانه‌ها که با اهدافی خاص ایجاد شده‌اند، اعتقادات، باورها و ویژگی‌های فرهنگی ما را هدف قرار داده‌اند و می‌خواهند با ایجاد تشکیک در اعتقادات، باورها و ویژگی‌های فرهنگی ما به اهداف مورد نظر خود دست یابند.
از سوی دیگر ویژگی خاص رسانه‌ها می‌تواند افکار عمومی را از مسائل اصلی منحرف و به آن سویی بکشد که صاحبان و طراحان رسانه‌ها می‌خواهند و بدین‌ترتیب رسانه‌ها می‌توانند افکار مارا منحرف کنند.
حال که چنین است، این پرسش مطرح می شود که برای مقابله با این هجمه وسیع چه باید کرد؟
در پاسخ باید گفت: نخستین گام در این راه آگاهی بخشی در مورد طرز صحیح استفاده از رسانه‌ها و ایجاد دیدگاه صحیح در مخاطبان یعنی ارتقا سطح سواد رسانه‌ای مردم است. ارتقاء آگاهی و سطح سواد رسانه‌ای موجب می‌شود، مخاطبان بتوانند با دیدی انتقادی برنامه‌های مختلف را ببینند و بشنوند و برنامه های شبکه های مختلف داخلی و خارجی را تجزیه و تحلیل کنند؛ مثلا در میان اکثریت مردم ما این نکته هنوز به عنوان یک اصل نهادینه نشده است که هر برنامه‌ای برای گروه سنی و حتّی گروه اجتماعی خاصّی تهیه و پخش می‌شود و اغلب خانواده‌ها به طور دسته جمعی برنامه‌ها را تماشا می‌کنند. باید بزرگسالان ما به این باور برسند که هر برنامه‌ای را هرکسی نباید ببیند و به کودکان و نوجوانان نیز باید آموزش دهیم فیلم‌های خاص خود و برنامه‌هایی را که برای ایشان مفید است پیگیری کنند و این امر با ارتقاء سطح سواد رسانه‌ای تحقق می‌یابد. متأسفانه در شبکه‌های ملی و داخلی ما نیز اغلب در حاشیه برنامه‌های تلویزیونی نمی‌نویسند این برنامه برای کدام گروه سنی مناسب است و این نکته قابل توجهی است!
«یکی دبگر از مباحث اصلی این مطلب جایگاه فیلم به عنوان یک شیوه ارتباط است. ما این موضوع را بیش از پیش می‌شنویم که کودکانمان بیشتر به اطّلاعاتی میل می‌کنند که از طریق فیلم و تلویزیون و به صورت دیداری به آنها منتقل می‌شود. استدلال دیگری هم از این نظر منتج می‌شود و آن اینکه کودکانمان به این ترتیب یک زبان جدید دیداری یاد می‌گیرند و مربیان باید ضرورت آموزش زبان مورد استفاده در این رسانه‌ها را در مدارس بپذیرند. البتّه فیلم بارها پیچیده‌تر از ارتباط دیداری به صورت سهل و ساده است، به این معنا که توالی تصویر در فیلم به ترتیب زمانی است و این ترتیب مستلزم این است که بیننده فیلم برای درک و فهم معنای مورد نظر، مهارت داشته باشد»۴
سخن آخر اینکه رسانه‌ها در زمینه‌های گوناگون سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موجب رونق مبادلات و تبادل اطّلاعات هستند. امّا با این همه بهره اصلی در این رهگذر نصیب صاحبان رسانه‌ها می‌شود. مالکانی که با اهداف مختلف و اغراض گوناگون رسانه‌ها را در خدمت گرفته‌اند و بی‌شک فایده اصلی به کسانی می‌رسد که به شیوه بهتر بتوانند از این قابلیّت رسانه‌ها استفاده کنند.
……………………………………….
منابع: ۱ و ۲ و ۴ – اولسون، دیوید، ۱۳۷۷، رسانه‌ها و نمادها، مترجم محبوبه مهاجر، چاپ اول، تهران، سروش. ص ۱۰۵ و ۳۳۳ و ۳۳۴.
۳- بورن، اد. ۱۳۷۹، بعد فرهنگی ارتباطات برای توسعه، مترجم مهرسیما فلسفی، چاپ مرکز تحقیقات و مطالعات و سنجش برنامه‌ای صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران، تهران. ص ۱۵۹

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...