رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۵ شوال ۱۴۳۹
  • 2018 Tuesday 19 June

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۴
  • کد خبر : 3177
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : خاک، هر کیلو خاک ۱۰۰۰تومان!
لزوم ایجاد شب بازار در دیواندره

خاک، هر کیلو خاک ۱۰۰۰تومان!

شاید جای تعجب باشد اما در فصل برداشت و فروش گندم قیمت خاک هم بالا می‌رود و با قیمت گندم رقابت می‌کند. متاسفانه ما تاحدی بی وجدان شدیم که به قوت لایموت و برکت خدا هم رحم نمی‌کنیم و بدون توجه به عواقب کار، خاک را به قیمت گندم عرضه می‌کنیم. من دنبال مقصر نیستم؛ […]

شاید جای تعجب باشد اما در فصل برداشت و فروش گندم قیمت خاک هم بالا می‌رود و با قیمت گندم رقابت می‌کند.
متاسفانه ما تاحدی بی وجدان شدیم که به قوت لایموت و برکت خدا هم رحم نمی‌کنیم و بدون توجه به عواقب کار، خاک را به قیمت گندم عرضه می‌کنیم.
من دنبال مقصر نیستم؛ همان مسوول، همان راننده، همان کشاورز و یا همان دلال، همه جزئی از این جامعه هستند. مهم نیست چه کسی این کار را انجام می‌دهد مهم این است که ما نسبت به همدیگر احساس مسوولیت نداریم.
داستان کوردی فولکور و آموزنده‌ای هست که ذکر آن در اینجا بی‌مناسبت نیست:
می‌گویند روزی مردی گذارش به مغازه فردی شیاد می‌افتد که در ترازو تقلب می‌کرد و سنگ وزنه را گڵ (نوعی مواد خشک خوراکی نظیر پودر فشرده توت سفید که ترکیبی از گیاهان است و در منطقه سقز تولید می‌شد) انتخاب می‌کرد.
خریدار طلب قند می‌کند و مغازه‌دار هم به انبار می‌رود تا برایش آماده کند. نگاه می‌کند مشتری از گل ترازو تکه‌ای را می‌دزدد؛ مغازه‌دار چون به صرفش بود خودش را مشغول می‌کند تا مشتری مقدار بیشتری از گل بردارد اما مشتری نمی‌داند به همان میزان که از وزن گل کم شود از خیر قندی که می خرد باید بگذرد.
امروز نیز داستان افزودن خاک به گندم دقیقا مانند این کار است؛ ما برای سود بیشتر در گندممان خاک می‌ریزیم در شیرهایمان آب می‌ریزیم غافل از اینکه همین گندم و شیر را باید خودمان یا فرزندانما ن یا همسایگانمان مصرف ‌کنیم.
البته این کار علت دارد و ریشه آن هم «اُفت» گرفتن‌های غیر واقعی توسط مراکز خرید گندم است. کشاورز و یا دلال در واقع با این کار در پی جبران اُفت گندم است.
متاسفانه این حرکت شاید سود لحظه‌ای نصیب کند اما موجب پَر کشیدن اعتماد و تنگ شدن عرصه کسب و کار به روی مردم هم می‌شود.
نیاز است با توجه به پیامد نامطلوب این کار، مجازاتی برای متخلفین لحاظ نمایند تا این عمل زشت فراگیر نشود.

***

دریچه‌های فروش محصولات در دیواندره را مسدود نکنیم آنرا مدیریت کنیم؛ فروش و بازاریابی، لازمه استمرار تولید است. وقتی شهر سرشار از فروشندگان سیار است بخش دیگر را برای عرضه محصولات ترغیب کنیم.

شهرداری با انتشار آگهی‌های مختلف در تلاش است با اقناع دست‌فروشان به بهانه سد معبر آنان را از تلاش برای کسب روزی و ارتزاق بازدارد که تجربه نشان داده است این اقدام جز اتلاف وقت دستاوردی ندارد و دارای تبعاتی برای خانوارهای ضعیفی است که از طریق دست‌فروشی معیشت خود و خانوار تحت تکفل را می‌نمایند. امروزه نحوه مدیریت دست‌فروشان از مباحث عمده اغلب شهرهاست؛ زیرا اقدامات حذفی و چکشی کارساز نیست و تجربه سال‌های گذشته نیز ثابت کرده که اعمال زور و خشونت نه تنها باعث کاهش فروشندگی دراین شهر نشده بلکه منجر به حوادث ناخوشایندی هم شده است؛ لذا در این نوشتار نکاتی به عنوان پیشنهاد به مجموعه مدیریت شهری و مدیریت بازار ارائه می‌گردد.
شکستن ساختارهای سنتی کسب و کار و تغییر سلایق خریداران موجب شده است که هر روز هم تولیدکننده و هم توزیع کننده با چالش‌های جدی روبرو شوند. قلب تپنده اقتصاد، همین فروشندگان از خرده فروش گرفته تا فروشگاههای کلان هستند که با تامین مایحتاج مشتری، خون در رگهای اقتصاد شهر جاری می‌کنند.
دیواندره شهری پر است از فروشندگان رنگارنگ و فعال است که آنان به دلایل مختلف بیشتر ترجیح می‌دهند محصولات خود را کنار خیابان عرضه کنند و با توجه به امیختگی بازار قیمت محصول و تبلیغ فروشندگان، میوه و دست فروشها از آیتم مکان بر مشتری تاثیرمی گذارند.
از طرف دیگر رشد روز افزون این فروشندگان نشان از فروش مطلوب است و باید انرا مسیر دهیم نه مسدود کنیم.
شکی نیست سد معبر از زیبایی شهر می کاهد اما این شهروندان فقیر و بیکار هستند که از سر بیکاری و لاعلاجی برآن دامن می‌زند. ساختار بازار شهر دیواندره هنوز سنتی است و جلوه شهر به خود نگرفته و همین امر موجب شده که از روز اول این عرصه‌ی داد و ستد با چالش دست فروشی روبرو شود و مسیر دادن به آن اینک جزو وظایف مدیران شهری است و به‌نظر می‌رسد برای حل این مشکل باید ابتدا به‌ساکن از تغییر رفتار مصرف کننده شروع کرد. مردم واقعا دوست دارند و علاقه‌مند هستند کالا و میوه ارزان‌قیمت و باکیفیت خریداری کنند و ایجاد چنین فضایی برای کسب و کار به گونه‌ای که هم فروشنده و هم خریدار راضی باشد، مدیریت خلاقانه می‌طلبد. با ایجاد شب‌بازار دست فروشان دارای هویت مشخص و معلوم و تجمیع آنان جهت مدیریت بازار گام برداریم.
هویت دادن به دست‌فروشان مقدمه مدیریت آن است؛ با صدور کارت مخصوص و تشکیل پرونده برای دست فروش و ایجاد بازار دایمی می‌توان مشکل دست‌فروشان را مرتفع کرد. پیشنهاد می‌شود برای شروع، از پارک ۲۲ گولان اقدام گردد بعد هر هفته این بازار به صورت گردشی در یکی از محلات ایجاد شود. مطمئنا بعد از مدتی برای تغییرات فصلی هم مسیر خود را پیدا خواهد کرد و شهر هم از عارضه سد معبر بهبود می‌یابد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...