رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱۴ جماد أول ۱۴۴۰
  • 2019 Monday 21 January

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۱
  • کد خبر : 3214
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : چه کسی سود می‌برد؟
سخنی با اعضای شورای شهر سنندج

چه کسی سود می‌برد؟

انگار همین دیروز بود اوضاع و احوال به خوبی پیش می‌رفت و شهردار وقت با تمام توان کار می کرد که به‌ناگاه خبر رسید که شورا درصدد عزل شهردار است. «حسام شریعتی» را می گویم، شهردار وقت سنندج؛ چهره‌ای مردمی و متخصص که همه او را به نیکی و پاکدستی می‌شناسند. شریعتی سرانجام تحت لجاجت […]

انگار همین دیروز بود اوضاع و احوال به خوبی پیش می‌رفت و شهردار وقت با تمام توان کار می کرد که به‌ناگاه خبر رسید که شورا درصدد عزل شهردار است. «حسام شریعتی» را می گویم، شهردار وقت سنندج؛ چهره‌ای مردمی و متخصص که همه او را به نیکی و پاکدستی می‌شناسند. شریعتی سرانجام تحت لجاجت شورا کنار رفت و مهندس «کامیاب شادمان» را بر کرسی شهرداری گماردند. شادمان نیز دوسال بیشتر دوام نیاورد و تازه با امور کار آشنا شده بود که دوباره خبر رسید شورا درصدد عزل وی است. در اینجا داستان طولانی استیضاح وی و بهانه‌هایی که می‌تراشیدند خود مثنوی هفت من است و بررسی آن در این مجال نمی‌گنجد. شادمان نیز کار می‌کرد اما باز هم در کمال ناباوری زمزمه انتخاب یک شهردار از کرمانشاه در کوی و برزن پیچید. بله درست بود اعضای شورای دور چهارم شهر به ریاست دکتر غریب سجادی، منوچهر فخری را با سماجت هرچه تمامتر انتخاب کردند و البته آنچه در آن زمان به جایی نرسید فریاد عقلای شهر بود!
اینک فخری نیز اگرچه در ابتدا مخالفین زیادی داشت اما الحق والانصاف توانست در این دوسال توانایی خود در مدیریت بر سازمان هزارتوی شهرداری را به خوبی اثبات و بسیاری از طرح‌های ناتمام را به سرانجام برساند. جالب اینکه همان مخالفینش امروز مدافع سرسخت وی هستند.اما امروز نیز درحالیکه شهرداری سنندج غرق در مشکلات و مسایل عدیده است شورا با لجاجت تمام فخری را عزل کرد تا برنامه بی‌ثباتی در شهرداری همچنان ادامه یابد. نگارنده به دنبال دفاع از فرد خاصی نیست و علیرغم اینکه عملکرد فخری را تایید و قابل دفاع می‌داند اما به هزار و یک دلیل بر خلاف رای اعضای شورای دور چهارم، وی را گزینه‌ای مناسب برای دارالاحسان نمی‌داند و معتقد است که حق با انتخاب فردی از میان هزاران جوان تحصیل کرده و متخصص و دلسوز همین شهر است.

الغرض، روزی نبود از این پارلمان محلی خبری خوش به گوش شهروندان برسد. همواره محل نزاع و درگیری بوده و به‌جای اینکه مامنی برای شنیدن درد دلهای شهروندان باشد خود به کانون بحران تبدیل شد و بجای تعریف و تثبیت آرامش در جامعه بی‌ثباتی را در مدیریت شهری دامن زد. شورا در این سال‌ها، انگار موجودیت خود را در بی‌ثباتی در شهرداری می‌بیند.

بگذریم؛ اگر اصل پیشرفت و توسعه را بر ثبات مدیریت بدانیم چرا شورای سنندج، اسرار بر جابجایی زودهنگام مدیران شهرداری دارد؟ آیا رازی در این جابجایی‌ها نهفته است و شهروندان ازآن بی خبرند؟ شورای شهر ظرف ۱۰ سال گذشته ۱۲۰۰ نیرو به شهرداری تحمیل کرده و میلیارها تومان به آن ضرر رسانیده است. آیا بهتر نیست به دنبال وصول مطالبات از سازمانها، ادارات و نهادهایی باشند تا لااقل حقوق نیروهای خود در شهرداری به تعویق نیفتد؟ نگارنده باتوجه به تجارب چندین ساله، به ضرس قاطع اعلام می‌کنم شهردار آینده تا دوسال دیگر قادر به انجام هیچ کاری نخواهد بود و اطمینان هم دارم بعد از دوسال دوباره این سریال تکرار خواهد شد و آنچه بی پاسخ می‌ماند سوالات عدیده شهروندان و طرح‌های ناقص‌الخلق و زدو بندهای پشت پرده و شهری بی سامان با مردمانی هاج و واج که نمی‌دانند چه‌کار کنند. قسم حضرت عباس این را و یا دم خروس آنرا باور کنند! و جالب اینکه در این کشاکش نافرجام، سازمان‌های غیر رسمی و اعضای آن که عمدتا کارشناسان خبره هستند و بنیان شهرداری و بسیاری از دیگر دوایر دولتی را تشکیل می‌دهند با آرامش خاطر و فارغ از بازخواست به غارت و چپاول بیت‌المال می‌پردازند.

عبدالقادر سجادی- کارشناس شهرداری

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

به یاد کاک رحیم ذبیحی

هژیر الله‌مرادی انگار همین دیروز بود به دفتر روژان آمد، مانند همیشه با چهره‌ای خندان و چند ایده جدید که انجام هرکدام می‌توانست چراغی روشن فراروی نسل آینده باشد، کاک رحیم تنها یک کارگردان و فیلمساز عادی نبود. او غم مردم داشت و پشت هرکدام از آثارش می‌توان انبوهی از رنج و مرارت را دید. خود می‌گوید: غمی انسانی از من یک فیلمساز ساخت. در باره روژان نیز گفت: همان نشریه‌ای است که سالها انتظار بودنش را داشتیم. مرگ حق است اما افسوس که برای رحیم ذبیحی زود بود و طرحهایش ناتمام ماند. از تهیه فیلمی بنام «روزی، روزگاری شهرمان بانه» حرف می‌زد که نگاهی به وقایع تلخ روزهای جنگ و بمباران شهر داشت، وقایعی که بخشی از تاریخ فرهنگ پایداری کردستان را می‌توانست ثبت کند، فراخوان طرح را ما در روژان هم منتشر کردیم اما حیف که دست اجل مهلت نداد و خیلی زود روح بلندش به آسمان پرکشید و همه ما را در غم فقدان خود سوگوار کرد، روحش شاد و یادش گرامی.