رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱ ربيع ثاني ۱۴۴۰
  • 2018 Monday 10 December

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۷
  • کد خبر : 3221
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : غیر بومی یا دیگری ستیزی

١- منازعات اخیر فعالان سیاسی- اجتماعی برسر انتخاب شهردار بومی، مجددا و موکدا بحث بومی و غیر بومی را مطرح و برجسته نمود. طرفداران انتخاب شهردار بومی بر رفع تبعیض و فرصت مشارکت نیروهای بومی در مدیریت محلی اصرار داشتند برخلاف کسانی که صرف نظر از بومی یا غیر بومی بودن بر شایسته سالاری و […]

١- منازعات اخیر فعالان سیاسی- اجتماعی برسر انتخاب شهردار بومی، مجددا و موکدا بحث بومی و غیر بومی را مطرح و برجسته نمود. طرفداران انتخاب شهردار بومی بر رفع تبعیض و فرصت مشارکت نیروهای بومی در مدیریت محلی اصرار داشتند برخلاف کسانی که صرف نظر از بومی یا غیر بومی بودن بر شایسته سالاری و میزان خدمت اصرار داشتند. اگرچه متاسفانه این منازعه صرفا منازعه‌ای فکری و سیاسی نبود اما باعث شد حول این موضوع، مباحث نسبتا تئوریکی هم مطرح شود.
٢- صادق خان فرزند امان‌الله خان هندی که اول به پاکستان و بعدا هم به لندن مهاجرت کرد اکنون شهردار لندن است. هند که زمانی مستعمره بریتانیا بود بود اکنون مدیریت پایتخت و بزرگترین و پر جمعیت ترین شهرش را به او سپرده است.
٣- در اصفهان، پیمان کاران کارهای عمرانی، کارگران افغان را به کارگران اصفهانی و اطراف ترجیح میدهند. دلیلش هم بسیار ساده و قابل درک است. کار بیشتر و مزد کمتر. و البته عدم نگرانی از بابت بیمه و شکایت در ادره کار و … هم روش. اما عمرا یک افغان را برای شهرداری که چه عرض کنم برای پایینترین پست مدیریتی هم انتخاب کنند. دلیش هم بسیار ساده و قابل درک است. کار کمتر و مزد بیشتر.
۴- در نظامهای توسعه یافته به دلیل امکان نظارت، بازخواست و نهایتا عزل مقامات سیاسی آن هم بدون پرداخت هزینه و تحمل فشارهای نامتعارف، کسب مناصب سیاسی لزوما به افزایش رانت، مصونیت شخصی و تسهیل کسب ثروت و قدرت صاحب قدرت و وارثینش منجر نمیشود. نگاهی به وضعیت زندگی بالاترین مقامات سیاسی بعد از خروج از قدرت گواه این ادعاست. به همین دلیل افکار عمومی به روش مسالمت آمیز شایسته‌ترین فرد ممکن را انتخاب میکنند. چون انتخابات، عملا استخدام شایستگان توسط خرد جمعی برای کسب منافع عمومی است. به همین دلیل شهروندان لندن یک هندی را شهردار میکنند چون مطمئنند آن هندی از رقبای لندنیش بهتر و بیشتر منافعشان را تامین میکند دقیقا مثل استخدام کارگر افغان در اصفهان. اما در دولتهای توسعه نیافته، پست سیاسی همچون چراغ جادوییست که تمام آرزوهای تاریخی یک خاندان را برای مادام العمر برآورده میکند. دقیقا مثل شهرداری در سنندج.
۵- سال هزار و سیصد و هفتاد در سنندج جوانی خوشنام اما ندار کاندیدای مجلس شد. مردم میگفتند: بیچاره فقیر و یتیم بار است. انگار رقابت برای کسب شغلی پر درآمد بود!!! جالب اینجاست وقتی دور بعد ( هزار و سیصد و هفتاد و چهار) شخصی دارا کاندیدا شد باز هم میگفتند: این بهتر است چون نیاز به دزدی ندارد. منطق همان منطق بود. کسب قدرت سیاسی، فرصتی برای کسب ثروت شخصی.
با چنین نگاهی به قدرت سیاسی که متاسفانه از واقعیت هم دور نیست قاعدتا عرق همشهری بودن و هم قبیله‌ای بودن که چه عرض کنم هم فامیلی بودن هم کافیست تا چنین فرصتی را به دیگری ندهند.
۶- در ایران متاسفانه رابطه مرکز با حواشی رابطه‌ای منصفانه و برادرانه نیست. از مرکز برای مدیریت و کارفرمایی به حواشی می‌روند و از حواشی برای خدمت و کارگری به مرکز. تا زمانی که رابطه مرکز- حواشی به یک وضعیت منصفانه نرسد، هم و غم حواشی، “غیر بومی‌زدایی” خواهد بود ولو ضرر به خودشان و ضربتی سخت به همبستگی ملی باشد. وقتی جناب فخری طبق قانون و با اختیارات قانونی شورا و کاملا مسالمت‌آمیز عزل شد بعضیها گفتند: سنندج را خدا آزاد کرد. این سخن فراتر از غیر بومی زدایی و کاملا غیر بومی ستیزی است. ایران همینطوری هم دارای شکافهای عمیق مذهبی، قومی و سیاسی با قدرت گریز از مرکز بالایی است. نابرابری فرصت‌ها فقط به تعمیق این شکاف‌ها کمک می‌کند.

مختار زارعی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...