رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۰ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 21 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۵ شهریور ۱۳۹۶ - ۱۲:۰۲
  • کد خبر : 3223
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : جشنواره انجیر هوارمان و یک حسرت همیشگی
نقدی بر برگزاری جشنواره انجیر در سروآباد:؛

جشنواره انجیر هوارمان و یک حسرت همیشگی

اگر هورامان در سرزمینی توسعه یافته قرار داشت اینک سال‌ها بود که جزو میراث معنوی بشر ثبت شده و از آن محافظت می شد اما افسوس منطقه هورامان اینک در وضعیتی قرار گرفته که سدسازی و هجوم تکنولوژی و مصالح و ابزارهای مدرن در حال نابودی بافت سنتی زندگی و معماری منحصر به فرد آن […]

اگر هورامان در سرزمینی توسعه یافته قرار داشت اینک سال‌ها بود که جزو میراث معنوی بشر ثبت شده و از آن محافظت می شد اما افسوس منطقه هورامان اینک در وضعیتی قرار گرفته که سدسازی و هجوم تکنولوژی و مصالح و ابزارهای مدرن در حال نابودی بافت سنتی زندگی و معماری منحصر به فرد آن است. اگر با چنین گزاره‌ای شروع به نوشتن نموده‌ام بسان یک نگرانی جدی از وضعیت کنونی است زیرا معتقدم نمی‌توان با سکوت و استمرار این وضعیت، میراثی چنین بزرگ را به دست طوفان حوادث روزگار سپرد. هورامان همچون یک موزه مردم‌شناسی از جهات مختلف منحصر به فرد و ممتاز است و این منطقه را نمی‌توان تنها به یک هنر و صنعت دستی و یا تنها روستا و بخش مرکزی آن منحصر کرد. هورامان سرزمینی است در چند بخش و شهرستان و استان و دو کشور ایران و عراق و در هر زمینه‌ای دارای توانایی‌ها و استعدادهای ویژه است. در زمینه شعر، ادبیات، عرفان، معماری، صنایع دستی، پوشاک، بازی‌ها و مراسم آئینی- سنتی، نوع و شکل خاصی از زیستن، خودکفایی اقتصادی در گذشته و حتی در نوع محصولات کشاورزی هم دارای میراث خاص خود است. بنابراین توجه به همه این ابعاد با دیدی علمی و انتقادی می‌تواند زوایای قدمت و گذشته پربار این منطقه جغرافیایی کوهستانی را روشن نماید و صدالبته جغرافیایی خاص با ترکیبی از کوه و رود و هوایی که نوع خاصی از زیستن را رقم زده است.
مردادماه گذشته جشنواره‌ای در شهر سروآباد به‌نام جشنواره انجیر هورامان برگزار شد. نفس چنین برنامه هایی برای معرفی و شناسایی استعدادهای این منطقه قابل تحسین است اما این مساله باعث نخواهد شد که از انتقاد دست کشید؛ زمانی که برنامه‌ای برای منطقه‌ای بدین وسعت در نظر گرفته می‌شود بدون شک جفای بسیار بزرگی است که هورامان را در تنها یک بخش ثبت شده رسمی در اسناد تقسیمات کشوری بنام هورامان و چند روستا محدود نماییم. این کار همچون آن است که بخواهیم برای معرفی کردستان تنها به شهری اکتفا و یا برای معرفی ایران تنها استانی را مد نظر داشته باشیم؛ چنین کاری اگر آگاهانه انجام شده باشد ظلمی بزرگ است و اگر ناآگاهانه باشد بزرگتر و غیرقابل اغماض و گذشت است. هورامان از دیرباز بیشتر با سه محصول خاص شناخته شده است؛ انجیر، انار و گردو. اعتراف می‌کنم بنده همچون فرزند این سرزمین در کودکی زمانی که در روستای «روار» زندگی کرده‌ام تلقی و تصورم از میوه تنها انار و انجیر و گردو بوده است و اینک هم ناخوداگاه هرگاه از میوه نامی برده می‌شود اولین تصور ذهنی برایم انار و انجیر و گردو است و این محصولات در بیشتر روستاهای هورامان وجود داشته و دارند و هم‌اینک در شهر نودشه و روستاهای هورامان لهون این سه محصول به همان اهمیت روستاهای هورامان تخت وجود دارند. قصد نام بردن تمام نقاطی که این محصولات را کشت نموده‌اند ندارم و بدون شک در ژاورود و تخت و لهون این محصولات زبانزد خاص و عام بوده و هستند و ارزش آنها تنها به مثابه یک میوه نیست بلکه سابقه باغداری در این سرزمین و اهمیتی که مردم برای این درختان قائل بوده اند جالب توجه است و این مساله را می‌توان در ادبیات شفاهی و اشعار فولکلور این منطقه جستجو کرد و از این حیث است که آنها را همچون آرم شناسایی این منطقه مطرح می‌نماید؛ به عنوان مثال روستای روار یکی از روستاهای هورامان از قدیمی‌ترین نقاط پرورش این درختان و بخصوص انار و انجیر بوده است و شهرت این دو میوه روستا در افواه عمومی در بیشتر مناطق اطراف زبانزد بوده است اما متاسفانه می‌بینیم در این جشنواره نامی از آن برده نمی‌شود. روستای «ژیوار» و «بلبر» و یا «گواز» نیز بخشی دیگر از این میراث‌اند اما به گواه تاریخ، روار در قدمت، از آنها جلوتر است و سابقه پرورش انار و انجیر در این نقطه دیرینه است اما چرا باید چنین موضوعی نادیده گرفته شود.
حدود پنج سال پیش هنگام تملک باغات روار برای ساخت و آبگیری سد داریان تمام باغات انجیر روار به قیمتی ناچیز و با لطف و همکاری کارشناسان کشاورزی تملک و نابود شد و متاسفانه هیچ جهدی برای حفظ این میراث هزارساله و یا ارزش‌گذاری عادلانه آن انجام نشد و در کمال آرامش و سکوت کار به پایان رسید و باغات برای همیشه از بین رفت تا با ساخت سد و انتقال آب به نقاطی دیگر دست به کشت هندوانه بزنیم و چنین وضعیت اقلیمی را برهم بزنیم اما اینک زمانی که جشنواره‌ای بنام انجیر برگزار می‌شود نه نامی از آن برده می‌شود و نه یادی از آن؛ هرچند مردم این روستا باغات جدید و مکانیزه به عمل آورده‌اند و اینک انجیر، دوباره این نشان قدیمی در کنار انار در حال بالندگی است و مردم با رنج و مشقت بسیار در حال تداوم بخشیدن به سنت باغداری خود هستند اما به راستی این فراموشی عمدی و یا غیرعمدی جفای بزرگی است در حق مردمی که چنین با سختی به دنبال حفظ این میراث‌های معنوی هستند.
دید محدود و نداشتن برنامه‌ای جامع برای چنین مناظقی فرهنگی می‌تواند خسارت‌های جبران‌ناپذیری برای اجزاء فرهنگ و ادب و میراث معنوی این سرزمین رقم بزند و اگر قرار باشد برای بخشی از فرهنگ مردم منطقه کاری درخور و شایسته انجام داد باید مرزهای فرهنگی را مدنظر داشت. تنگ‌نظری‌های مدیریتی و تلاش برای تصاحب نام و افتخارات مردم در یک بخش یا دهستان و یا شهرستان کاری غیرمنطقی و غیرقابل قبول است و زمانی که از هورامان نام برده می‌شود باید به همان اندازه که شهر هورامان تخت مدنظر است شهر نودشه، پاوه، بخش‌ها و روستاهای مختلف نیز مطرح باشند. بدون شک روستای پالنگان یا بیساران یا اویهنگ، و هر نقطه دیگر بخش لاینفک و حامل این میراث و فرهنگ هزاران ساله هستند و شایسته است که برای ثبت و ضبط این میراث نیز اسم آنان ذکر شود و از سوابق تاریخی و پتانسیل‌های مختلف آن نیز استفاده شود و این موضوع تنها محدود به این بخش و جشنواره نیست.
در موضوعات و برنامه‌های دیگر که قطعا برگزار و انجام خواهد شد لازم است چنین مساله‌ای مدنظر باشد که بسا برگزاری برنامه‌ای ناقص نه تنها راهگشا نخواهد بود بلکه خسارت‌های فرهنگی و اجتماعی را در پی خواهد داشت. حسرت از نگرش‌های کوته‌نظرانه تمامی ندارد و همیشه نگرانی از این بابت است که برنامه‌ریزی در عرصه فرهنگ دستخوش رویکردهای غیرفرهنگی گردد و چنین رویکردی بدون شک آسیب زا است و شایسته است که در امور فرهنگی کار را به مدیران و متخصصان و کارشناسان فرهنگی سپرد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...