رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷
  • الخميس ۶ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Thursday 15 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ - ۰۴:۵۴
  • کد خبر : 3278
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : حاشیه‌های پررنگ تر از متن دودهه جشنواره بین المللی تئاتر خیابانی مریوان

از اینکه برای دوازدهمین سال جشنواره تئاتر خیابانی در شهرم مریوان به اجرا درآمد به خودم می‌بالم و از کلیه دست‌اندرکاران این رویداد مهم تقدیر و تشکر می‌نمایم. آنچه در پی می‌آید یادداشتی از سر مهر و دلسوزی شهروندی مریوانی و فعالی مدنی است که نه کارشناس و متخصص تئاتر و سینماست و نه ادعایی […]

از اینکه برای دوازدهمین سال جشنواره تئاتر خیابانی در شهرم مریوان به اجرا درآمد به خودم می‌بالم و از کلیه دست‌اندرکاران این رویداد مهم تقدیر و تشکر می‌نمایم. آنچه در پی می‌آید یادداشتی از سر مهر و دلسوزی شهروندی مریوانی و فعالی مدنی است که نه کارشناس و متخصص تئاتر و سینماست و نه ادعایی در این زمینه دارم و تنها لطف تدوام این جشنواره و برپایی نمایش‌های متعدد تئاتر در طول سال در شهر مریوان موجب شده است که دست به قلم ببرم و به بیان و یا ایراد انتقاداتی برای موفقیت بیشتر و بهتر این جشنواره بپردازم. امسال متفاوت و حتی منحصر به فرد بودن کارناوال افتتاحیه را باید خلاقیت و حرکتی بسیار زیبا توصیف کرد که در وسط شهر مردم و بازیگران و هنرمندان با هم احساسی مشترک از این جشنواره را به نمایش گذاشتند و می‌توان گفت بی‌نظیر بود؛ هرچند می‌توانست با اطلاع رسانی بهتر و در ساعات پایانی روز و همچون رویدادی بزرگ از وسط شهر آغاز و اینگونه مردم با تئاتر و هنرمندان همدل و همراه شوند. اما برنامه افتتاحیه چندان جالب نبود در ساعتی نامناسب و در شکل و شمایل یک جشن محلی با چند سخنرانی کوتاه و معمولی. افتتاحیه یک جشنواره بین المللی باید خود یک رویداد باشد با برنامه ها و تدارکات لازم تا شان و جایگاه جشنواره در همان ابتدا مشخص شود.

هر جشنواره و آن هم در حد بین المللی بایسته ها و شرایط ویژه ای را می طلبد و قطعا برای ایجاد شوق و تعیین کارهای برتر نیاز به داورانی متخصص و عادل است جشنواره امسال با داوری دکتر قطب الدین صادقی، دکتر فریندخت زاهدی و کورش زارعی بود هرسه از شخصیت های مطرح در عرصه تئاتر کشور و دکتر صادقی هم از کارگردانان واساتید برجسته کورد و صاحب نام در این عرصه هرچند گاه اظهارنظرهای غیرتخصصی ایشان در برخی عرصه ها موجب انتقاد و واکنش هایی می شود اما بدون شک در عرصه تئاتر وی استاد است و اهل فن و خانم دکتر زاهدی هم دکترا و پژوهشگر و کورش زارعی هم از بزرگان تئاتر و بازیگر و کارگردانی برجسته بود به هر صورت در ورای حریم های تئاتر و تصمیم گیری های برنامه سازان جشنواره این انتخاب ها بس خردمندانه و جای تقدیر است. در طول جشنواره اما پی بردم که بیشتر نمایش ها داور پسند و بیشتر حوا محور دکتر صادقی می چرخید. چندین نمایش را که حضور داشتم معمولا داوران با ده تا بیست و پنج دقیقه تاخیر بر روی صحنه می آمدند. و با وجود لطف مردن به آنها، اما آنها کم لطفی می کردند و کمتر نمایشی را دیدم که سرساعت معین اجرا شود با اینکه در چارت و اعلام قبلی ساعات برگزاری مشخص شده بود اما همیشه با تاخیر داوران و معطل شدن مردم همراه بود. چندین نمایش از روی برنامه به دکتر صادقی نقشی محول می شد در نمایشی به دست وی اسپری می دادند، در دیگری از وی توضیحات تاریخی و تخصصی تئاتر می پرسیدند و در دیگری وی را به وسط اجرا وی آوردند و تندیس اش را در شهر نصب می کردند و خلاصه هر نمایشی به نحوی به ایشان وصل می شد. اینکه ایشان مردی بزرگوار و شخصیتی برجسته است جای شک نیست و برگزاری مراسمی برای تقدیر و بزرگداشت مقام وی یک ضرورت است اما به گمان من در حد اجراهای یک جشنواره بین المللی نبود که چنین برای جلب توجه و یا هر دلیل دیگری گوشه ای از نمایش به ایشان وصل شود. یکی نگهدار عصای ایشان بود، دیگری پوشه و پرونده های داوران را حمل میکرد و معمولا هم در سر صحنه ها در چهره هایشان رغبتی به دیدن اجراها نمی دیدم و یا شاید اجراها در چنان اندازه ای نبود که توجه آنچنان را بطلبد به هر صورت یکی از انتقادات امسال جشنواره را می توان موضوع داور پسند بودن نمایش ها تلقی کرد و همچنین نبود نظم و وقت شناسی داوران و اجرای نمایش ها سر ساعت مشخص.

دوازده سال است که جشنواره تئاتر خیابانی در مریوان اجرا می شود اما هنوز متاسفانه چهار سکو و مکان نمایش روباز برای اجرا وجود ندارد مکان اجرای پارک شانو را اگر استثنا بگیریم که آن هم دور از نقد و ایراد نیست تقریبا جای درخور شان و شایسته اجرا وجود ندارد زمانی که قرار است جشنواره بین المللی باشد و از کشورهای دیگر هم گروه دعوت شود باید حداقل امکانات را فراهم نمود از فرانسه، برزیل و یا هر کشوری که در این حوزه صاحب نام است باید چهار طرح و ایده گرفت و واقعا مایه تاسف است که بعد از سپری نمودن یک دهه هنوز چهار مکان مناسب برای اجرا وجود ندارد. بخش زیادی از استقبال مردم در محوطه زریبار بود و در این محوطه لازم و ضروری است که مکانی بزرگ و استاندارد اجرای نمایش طراحی و ساخته شود چون مریوان نه تنها در ایام جشنواره بلکه در تمام طول سال میزبان اجراهای مختلف است لازم است مسئولین شهر و متصدیان برگزاری جشنواره برای این مساله فکری اساسی بکنند و امیدواریم سال آینده با چنین بضاعتی دنبال دعوت کشورهای بیشتر نباشیم و بتوانیم امکانات جشنواره را در حدی قابل قبول برسانیم تا شاهد رغبت و شوق بیشتر برای حضور گروههای داخلی و خارجی در این جشنواره باشیم.

در کنار جشنواره لازم است تورهای روزانه برای آشنایی هنرمندان و افراد مهمان با طبیعت و فرهنگ و تاریخ مریوان فراهم گردد صرف حضور و اجرا نمی تواند از لحاظ فرهنگی کمکی به شناسایی و بهبود چهره ما در سطح ملی و بین المللی نماید و بنابراین جشنواره باید دارای بخش های جنبی و حتی نمایشگاهی مختص برای نمایش سوابق سالهای گذشته این جشنواره و همچنین فرهنگ و تمدن و تاریخ این منطقه باشد. لازم است بروشورهایی با زبان مهمانان دعوت شده طراحی و از مریوان و جشنواره تئاتر و همچنین معرفی امکانات مختلف منطقه در آنها به تفصیل و جامع نوشته شود تا هرکدام از آنها سفیری برای معرفی فرهنگ مریوان و کردستان باشند.

اجراهای امسال با حاشیه ای دیگر همراه بود که به نظر بی سروصدا در حال تغییر جو و فضای اجراهای خیابانی است. خیل عظیم خبرنگاران و عکاسان در این جشنواره قابل تال و از طرفی موجب خوشحالی بود چون موجب پوشش خبری و معرفی جشنواره می شود اما مانورهای گاه و بیگاه و آلودگی تصویری در اطراف اجراها بخشی فراوان از دید تماشچیان را منحرف و به سمت خود جلب می کرد که لازم است در اجراها نحوه حضور و پوشش خبری مشخص شود تا اصل قضیه به حاشیه رانده نشود. در کنار عکاسان حرفه ای و نیمه حرفه ای تصویر جماعت موبایل به دست در حال عکاسی و فیلمبرداری نیز جلب توجه می کرد و این کار جدای از آلودگی صوتی موجب می شد تماشاچی آنچنان باید و شاید نتواند با نمایش همراه شود و بسیاری از افراد را اگر در پایان نمایش مورد پرسش قرار می دادی از توصیف و بازگویی داستان اجرا ناتوان بودند و به راستی این معضلی است متوجه فرهنگ عمومی و مردم که گمان می کنند هرجا باید با موبایل شروع به فیلم و عکس و سلفی نماید و گاهی حقارت های فراوانی را متوجه عموم مردم و یک جامعه می نماید همچون سلفی گرفتن با فاجعه پلاسکو و یا خانم موگرینی و یا سلفی گرفتن آن حاجی با شیطان و رجم کردن اش . به هرحال این تصاویر نه خوشایند است و نه برازنده هواداران و دوست داران تئاتر.و امیدوارم سالهای بعد شاهد این صحنه ها نباشیم چون قطعا با شیطنت عکاسان می شود از آنها سوژه ساخت و …

بخشی از اجراهای امسال به زبانهای غیرفارسی بود که البته در برخی اجراها تماشاچی با نمایش رابطه برقرار می کرد و تاحدودی از کل جریان آگاه می شد اما واقعا بضاعت جشنواره در این زمینه هم ضعیف و غیرقابل قبول بود من نمی دانم اصول کار چگونه است اما لازم است مخاطب زمانی که نمایشی را نظاره می کند حتما از کم و کیف دیالوگ آگاه باشد به عنوان نمونه اجرای آذربایجان به زبان تورکی بود و تمام اجرا دیالوگ بین دو مرد بود و من تا پایان مغموم و صامت نشستم و نمایش را دیدم و در پایان نتوانستم حتی یک جمله به توصیف آن بپردازم جز حضور دو مرد و با یک فرغون و طنابی که به آن بسته شده بود مردانی با لباس های کهنه و مندرس که در مورد موضوعی تا پایان اجرا گفتگو کردند. براستی برای چنین وضعی باید فکری اندیشید و لازم است حداقل در بروشوری داستان اجرا توضیح و در اختیار مخاطبان گذاشته شودند تا بتوانند از آن استفاده نمایند.

برگزاری چنین جشنواره ای در مریوان تنها یک کار تخصصی در حوزه هنر نیست بلکه رویدادی بزرگ است که به نام یک شهر ثبت می شود و می تواند تریبونی برای شناسایی و توسعه صنعت توریسم باشد. با وجود توصیف و ارائه آمارها به نظر من همراهی مردم و احساس مسئولیت آنها در برابر جشنواره قابل قبول نیست و همچون رویداد حضر داوران بین المللی برای ثبت جهانی مریوان به عنوان شهر جهانی کلاش حضور مردم مایوس کننده بود استقبال ار این جشنواره تنها استقبال از یک رویداد هنری نیست. بلکه استقبال از بین المللی شدن مریوان است. اگر شهروندان در برابر این امر همه احساس مسئولیت کنند باید در چنین زمانی آراسته و با حفظ آداب میزبانی و با پوشیدن لباس کوردی در فراخوانها و مکان اجراها حاضر شوند، با مهمانان به گفتگو بپردازند، اجرای یک نمایش در وسط شهر با صد تا دویست نفر تماشاچی اصلا جالب نیست. یکی از روزهای اجرا در میدان باوه رشید شاهد اجرایی بودم که حدود دویست نفر تماشاگر داشت اما متاسفانه در همان اطراف میدان و بلوار منتهی به آن بیش از هزار نفر پیر و جوان بر روی نیمکت ها نشسته و روزمرگی هایشان را می کشتند و یا آنها را می کشت. چرا باید چنین شود چرا باید این احساس مسئولیت در برابر شهر رشد نماید. چرا نباید شهر و کوچه و خیابان و دلها را آب و جارو زد و برای نمایش شهر به دور از اختلاف نظرهای دورنی و خانوادگی همت نمود. مگر چند رویداد این چنین و چند فرصت اینگونه پیش می آید چرا از این سکوها برای خیز به سوی جهانی شدن گام برنداریم. به راستی به اندازه امکانات و تداراکات جشنواره لازم است در سال کار فرهنگی برای جلب نظر و پرورش حس شهروندی و احساس مسئولیت مردم در قبال شهر انجام گیرد که متاسفانه بعد از یک دهه تفاوت بارزی را شاهد نیستیم چیزی که خود روزانه در آن شاهد بوده ام و هیچ آماری رسمی هم بنده را قانع نمی نماید.

اختتامیه جشنواره تئاتر خیابانی به باور من باید در فضایی باز و همراه با کارناوال و اهدای جوایز همراه باشد تا هم برای هنرمندان و مهمانان و هم مردم خاطره ای زیبا از یک جشنواره را ثبت نماید. سال گذشته این اتفاق افتاد اما امسال در ساعات روزمره همایش و سمینارها در سالن برگزار گردید که به باور من سنخیتی با هویت جشنواره ندارد و لازم است در ساعت های پایانی روز در فضایی باز و با تدارک بهترین امکانات برگزار شود. پیشاپیش باید عرض کنم متوسل شدن به کمبود و نداشتن زمان و امکانات برای چنین رویداری مهم و سالی یک بار پذیرفته نیست و چنین کاری باید با برنامه ریزی و نهایت وسواس و دقت انجام شود البته اگر دنبال بین المللی شدن جشنواره در عمل باشیم نه با دعوت چند کشور محدود و آن بضاعت و بی دقتی ها در ساعات افتتاحیه و اختتامیه و برخی ناشی گری ها که قطعا برای مدیریت چنین جشنواره ای جالب نیست

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...