رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷
  • الخميس ۶ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Thursday 15 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۶ - ۲۰:۲۵
  • کد خبر : 3353
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : پیامدهای رفراندم اقلیم کردستان عراق

عقلانیت سیاسی حکم می‌کند که دولت ایران با توجه به اوضاع سیاسی- اقتصادی داخلی و تقابل منافع با دولت‌ها و قدرت‌های بزرگی چون ایالات متحده در منطقه، قوای سیاسی و نظامی خود را مصروف درگیری با کُردها نکند.

ناسیونالیسم مفهومی برساخته توسط زبان است که در متن مدرنیته عینیت یافته و کماکان در عصر پسامدرن و جهانی شدن نیز به ویژه بعد از فروپاشی سیستم سیاسی اتحاد جماهیر شوروی، در حال احیاء، بازسازی و بازتولید است. ناسیونالیسم نوعی به خود هویت ملی بخشیدن است. در چارچوب رهیافت گفتمانی، غیر/دگر به مثابه هویتی متفاوت و متمایز از من، به من در آگاهی از هویت ناسیونالم کمک می کنند. ناسونالیسم نه ازلی است و نه ابدی، بلکه نوعی نماد سازی هویتی به شمار می رود که کُردها برای ابراز موجودیت متفاوت و متمایز خود در مقابل غیر/دگر اتخاذ می کنند. مخالفان هویت کُردی، سهم بسزای در ایجاد و توسعه این تمایز گذاری هویتی استقلال ساز، ایفاء می‌کنند. برای مثال داعش که دارای استراتژی تکواره‌ی هویتی توام با خشونت بود نه تنها نتوانست به اهداف خود برسد بلکه بنیادهای ناسیونالیستی کُردها را استوارتر از همیشه ساخت. تاریخ گواه است هر چه چرخه مخالفت با هویت کُردی و استقلال بیشتر باشد بازتولید، تقویت و انسجام آگاهی ملی در میان کُردها بیشتر شده است. بنابراین بخش عمده‌ای از هویت ملی کُردها، معطوف است به بازشناسی مرز میان خودی و بیگانه و مخالفین استقلال کردستان با تجدید این مرزبندی در واقع در خدمت انسجام بیشتر هویت و آگاهی ملی کُردها عمل می‌کنند. این آگاهی کُردها از خویشتن به مثابه هویتی متمایز و نه لزوماً برتر در عصر انفجار اطلاعات، پشتوانه مبارزات آنها شده است. در چند سال اخیر نیز رشد ناسیونالیسم فرهنگی که در خدمت تولید و بازتولید آگاهی ملی عمل می‌کند موجب تقویت ناسیونالیسم سیاسی و در نهایت استقلال‌خواهی کُردها شده است. استقلال نیز یعنی اینکه یک گروه قومی یا ملی از انقیاد و سلطه یک گروه و ملت دیگر رها شوند. بنابراین تلاش کُردها برای رفراندم استقلال، بازتاب تمایزگذاری هویتی و احترام به تکثر هویتی در عصر جهانی شدن است. ذکر نکات زیر در رابطه با رفراندم و آینده استقلال دولت کُردی خالی از فایده نیست.
۱- رفراندم برای استقلال‌خواهی یک ارزش و مکانیزم تعبیه شده در حقوق بین‌الملل است. هر چند که شورای امنیت با توجه به مقتضیات سیاسی و امنیتی منطقه با آن مخالف کرد، اما حکم شورای امنیت برای کُردها الزام آور نیست. نفس اعلام رفراندم استقلال کردستان یعنی به چالش کشیدن دولت‌های شبه وستفالیایی منطقه. بنابراین قطعاً تشکیل دولت مسقل کُردی برای بسیاری از آنها مقبول و پذیرفتنی نخواهد بود.
۲- از منظر فلسفه تحلیلی زبان و تئوری بازی‌های زبانی ویتگنشتاین، هر واژه در هر متن و بافت سیاسی می‌تواند معنای خاصی را به ذهن مخاطب متبادر کند. بدین معنا که واژه رفراندم برای کُردها مفهوم«استقلال از سلطه و رهایی»، برای کشورهای دموکراتیک مفهوم «حق تعیین سرنوشت و احترام به دموکراسی» و برای برخی از سیستم‌های سیاسی منطقه مفهوم «تجزیه طلب». متناسب با این درک ذهنی کشورها از مقوله رفراندم است که زبان و ادبیات سیاسی و موضع سیاسی آنها در قبال رفراندم استقلال کُردها، می‌تواند له یا علیه آن باشد. پشت این درک ذهنی و کنش سیاسی دولت‌ها، مسئله منافع نهفته است. مخالفت ایران و ترکیه از منظر به خطر افتادن تمامیت ارضی و امنیت ملی قابل تفسیر است. موافقت ضمنی امریکا و صریح اسرائیل، به منافع اقتصادی- سیاسی و نظامی بر می‌گردد؛ موافقت عربستان و برخی کشورهای عربی به خاطر هم‌سوئی منافع این کشورها با امریکا و مقابله با ایران شیعی بر می‌گردد. در نتیجه این تضاد منافع و تعدد بازیگران که اتفاقاً با هم تضاد منافع هم دارند فرصت خوبی برای اعلام رفراندم و آینده دولت مستقل کُردی ایجاد کرده است چرا که در آینده به هر میزان منافع متضاد و متقاطع بر محور دولت کردستان بیشتر شود دولت مستقل کُردی می‌تواند نقش بازیگر موازنه گر را بین آنها ایفاء کند. بنابراین در صورت استقلال بر خلاف تحلیل بسیاری از تحلیل گران دولت کُردی در تنگنای ژئوپلیتیک قرار نمی گیرد بلکه بلعکس فرصت عمل بیشتری برای نقش آفرینی خواهد داشت.
۳- نباید فراموش کرد که کُردها در گذشته تجربه خودمختاری و سیستم شبه دولت را داشته‌اند و در چند سال اخیر نیز تجربیات فراوانی در زمینه مدیریت پارلمانی، نیروهای مسلح کارامدتر و سیستم اطلاعاتی و امنیتی قوی‌تر که در میدان مبارزه با داعش به خوبی آزمون مثبتی از خود به نمایش گذاشت، تجربه روابط دیپلماتیک بیشتر با جهان، داشتن حمایت افکار عمومی داخلی و منطقه‌ای و جهانی، جلب دوستی و حمایت قدرت‌های بزرگ، سرمایه گذاری‌های شرکت‌های خارجی و بین‌المللی و وابستگی متقابل بین ادبیل با این کشورها، تجربه جامعه مدنی نسبتاً رشد یافته و مهمتر از همه مردمی با انگیز و دلیر، همه این موارد سرمایه‌های محسوب می شوند که امروزه کُردها از آن برخوردار هستند و این یعنی نسبت به گذشته از توان و ظرفیت داخلی بیشتری برای اعلام رفراندم و حفظ استقلال خود برخوردار شده‌اند.
۴- در عصرجهانی شدن اقتصادی و وابستگی متقابل اقتصادی کشورها، دیگر نمی‌توان از محاصره ژئوپلتیک و کارامدی تحریم‌های اقتصادی مثل گذشته علیه دولت مستقل کُردی صحبت کرد. تجربه ایستادگی قطر در مقابل تحریم‌های اقتصادی کشورهای عربی نشان داد که ابزار تحریم‌ها اقتصادی بیشتر یک تهدید اعلامی است و در صورت اجرا در اراده مردم برای استقلال‌خللی وارد نخواهد کرد چرا که کُردها تجربه زندگی در شرایط بسیار سخت را به وفور داشته‌اند. در ضمن نباید فراموش کرد که کردستان از منابع نفت، گاز، آهن، مس و طلای غنی برخوردار است. در حال حاضر روزانه هزاران بشکه نفت خام از این اقلیم کردستان از طریق خط لوله به بند جیهان ترکیه صادر می شود.
۵- در نهایت باید گفت در صورت مداخله نظامی دولت‌های مخالف استقلال کردستان و حمله شیعیان وفادار ایران به کردستان بی‌شک بحران خاورمیانه را وارد مرحله جدید خواهد کرد و باید شاهد بالکانیزه شدن دیگری، البته این بار در خاورمیانه باشیم و این به سود دولت‌های مخالف استقلال نیست؛ از این رو اگر این دولت‌ها عقلانیت استراتژیک و واقع‌گرایی سیاسی را در قبال استقلال کردستان اتخاذ کنند فواید استقلال برای آنها بیشتر از زیان‌های آن است. هم ایران و هم ترکیه امروزه نسبت به گذشته بیش اندازه قوای فکری، سیاسی و نظامی خود را مصروف مسائل و بحران-های خاورمیانه کرده‌اند و همچنین بیش از گذشته از درون ناتوان از حل مشکلات سیاسی و اقتصادی خود هستند. بنابراین منطق سیاسی حکم نمی‌کند این دو کشورها خود را درگیر یک بحران منطقه‌ای بکنند.
پیامدهای این رفراندم برای ایران در سه سطح قابل بحث است
۱- در سطح مردم مناطق کردنشین
رفراندم به مثابه سازوکاری برای احترام به اراده و اراء مردم و تحقق خواسته استقلال خواهانه کُردها می‌باشد. همه‌پرسی نمود بارزی از دموکراسی است. این رفراندم نقطه عطفی در مبازرات استقلال‌خواهی کُردها عراق محسوب می‌شود و بی شک با توجه به یگانگی فرهنگی و هویتی و زبانی و خونی کُردهای شمال عراق با کُردهای ساکن در ایران، در آینده شاهد یک رنسانس فکری و فرهنگی، یعنی بازاندیشی و بازنگری و تجدید نظر فکری و عملی در بین مردم کُردنشین ایران در ماهیت روابط‌شان با دولت مرکزی ایران خواهیم بود. این تحول فکری در عرصه کنش سیاسی اجتماعی خود را به شکل احیاء مجدد خیزش‌ها و جنبش‌های ملی‌گرایانه کُردی نشان خواهد داد. همچنین در آینده متاثر از تحولات استقلال‌طلبانه کُردهای عراق این احتمال وجود خواهد داشت که شاهد هم‌پوشانی و همراهی بیشتری بین جنبش‌ها کُردی با کلان‌جنبش دموکراسی‌خواهی در مورد آینده دموکراسی در ایران باشیم.
۲- در سطح احزاب کردی
با توجه با استقبال احزاب کُرد اپوزیسیون ایران از رفراندم استقلال و همچنین مبارزه تاریخی احزاب کُردهای ایرانی با دولت مرکزی ایران، در آینده به احتمال شاهد انسجام بیشتری در بین احزاب کُرد ایرانی خواهیم بود. این احزاب بسته به نوع واکنش ایران در قبال استقلال کردهای عراق می‌تواند رویکرد نرم‌افزارانه و یا سخت‌افزارانه و با ترکیبی از هر دو در قبال ایران اتحاذ کنند. باید گفت اگر دولت مستقل کُردی شکل بگیرد شاهد شکل‌گیری مرزیندی جدید بین دو کشور خواهیم بود و این تحول، بی‌شک در استراتژی سیاسی و نظامی احزاب اپوزیسیون کُرد ایرانی که در حال حاضر در اقلیم هستند، تاثیر عمیقی خواهد داشت. همچنین باید یاد آور شد که احزاب کُرد ایرانی که در حال حاضر استراتژیشان ایجاد حکومتی فدرالی در ایران است پس از رفراندوم ممکن است به سوی استراتژی استقلال-طلبی میل پیدا کنند البته این فرضیه بسیا بعید و دور از واقع‌‌بینی سیاسی است.
۳- در سطح نظام سیاسی
عقلانیت سیاسی حکم می‌کند که دولت ایران با توجه به اوضاع سیاسی- اقتصادی داخلی و تقابل منافع با دولت‌ها و قدرت‌های بزرگی چون ایالات متحده در منطقه، قوای سیاسی و نظامی خود را مصروف درگیری با کُردها نکند. از طرفی در صورت وقوع بحران در اقلیم، پای بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی نیز به بحران کشیده می‌شود و اوضاع را پیچیده‌تر خواهد کرد. ایران می‌تواند از حربه تحریم اقتصادی استفاده کند، اما همان طور که اشاره شد، این اقدام در سطح محدود امکان پذیر است و قطع روابط اقتصادی در سطح گسترده کار دشواری است. یکی از تبعات این تحریم گشوده شدن و تقویت بازار کشورهای دیگر به کردستان مستقل به ویژه ترکیه و اسرائیل خواهد بود. با اوصاف مذکور به رسمیت شناختن استقلال کردستان برای ایران بهترین گزینه است چرا که تشکیل یک ملت – دولت واقعی و دموکراتیک در همسایگی ایران می‌توان به معنی فراهم شدن بستر و فرصت بیشتر برای همکاری فرهنگی – تمدنی و اقتصادی و سیاسی با ایران باشد.

بازنشر این مطلب با ذکر منبع «روژان» بلامانع است

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...