رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷
  • الأحد ۹ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 18 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۲
  • کد خبر : 3392
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : کرکوک؛ قربانی مزایده نفت و قدرت

هرچند استنادات به ترکیب جمعیتی معاصر را عده‌ای ملاک تعیین هویت قومی شهر کرکوک پنداشته و طی این سال‌ها ترکیه با ادعای اکثریت جمعیت ترکمن‌ها در این شهر حتی ادعای کرکوک را نکوده و آنرا به همراه موصل از استان‌های خود می‌پندارد اما واقعیت آن است که کرکوک در گذشته‌های دور محل سکونت کوردها و […]

هرچند استنادات به ترکیب جمعیتی معاصر را عده‌ای ملاک تعیین هویت قومی شهر کرکوک پنداشته و طی این سال‌ها ترکیه با ادعای اکثریت جمعیت ترکمن‌ها در این شهر حتی ادعای کرکوک را نکوده و آنرا به همراه موصل از استان‌های خود می‌پندارد اما واقعیت آن است که کرکوک در گذشته‌های دور محل سکونت کوردها و اعراب بوده است و بعدها در جریان مهاجرت گروه‌های صحرانورد از آسیای میانه به ایران و آسیای صغیر و بین‌النهرین قبایل ترک و ترکمن به این مناطق سرازیر شدند و بعدها در دوران عثمانی توانستند خود را در درون شهرهای خلافت عثمانی مستقر و ترکیب نمایند؛ اما به هر شکل که بخواهیم به اسناد و استنادات تاریخی تکیه کنیم کرکوک شهر با ترکیب ناهمگونی از اقوام کورد، ترکمن و عرب است و در صدسال گذشته با وجود آنکه قصد تغییر این ترکیب بارها در دستور کار دولت‌ها و گروه‌ها و احزاب قرار گرفته است اما بازهم این ترکیب همچنان باقی مانده است و فارغ از تغییرات نسبت این ترکیب، کرکوک همچنان شهری است که پذیرای گروه‌های مختلف قومی بوده و بنابراین ادعای یکدست بودن و تعلق شهر به یک گروه قومی دور از عقلانیت و نادیده انگاشتن واقعیات تاریخی است.
در جریان انفال و نابودی کوردها توسط صدام حسین و رژیم بعث، سیاست تعریب و خارج نمودن کوردها از برخی از نقاط عراق همچون کرکوک با شدت انجام شد و کرکوک اما در این میان اهمیتی سیاسی و اقتصادی ویژه داشت. دارا بودن ۴۰ درصد از ذخایر نفتی عراق در شهر کرکوک مسئله‌ای نبوده که دور از چشم دولتمردان عراق و کوردها باشد و در طول یک قرن گذشته بخش اعظم مبارزه کوردها با دولت عراق بر سر مسئله کرکوک بوده است و بارها هم به خاطر آن باهم جنگیده‌اند و درواقع نقطه اصلی اختلاف آنها را باید کرکوک به‌حساب آورد. در جریان مبارزه کوردها با دولت عراق و استمرار جنگ و خشونت موجب شده است که بخشی از مردم عراق و دولتمردانش به این نتیجه برسند که امکان زیستن برادرانه میان کوردها و اعراب غیرممکن است و به نظر می‌رسد خودمختاری و حتی استقلال آنها بسیار بهتر از این یکپارچگی خونین باشد و در واقع اگر رجوعی به نظرات افکار عمومی و یا یک نظرسنجی در میان آنها شود بدون شک یا خواهان این مسئله‌اند و یا خواهان جنگ و خونریزی و سرکوبی کوردها و بسیار بعید است جمعیت قابل توجهی از اعراب خواهان زندگی دوستانه و برادرانه با کوردها باشند و اگر هم‌چنین ادعایی وجود داشته باشد بیشتر ناشی از ملاحظات سیاسی و درنظر گرفتن نگاه جهانیان به مسئله باشد و در واقعیت این مسئله اثبات‌شده است که امکان زندگی مسالمت‌آمیز این دو گروه امری غیرممکن است و تاریخ عراق از زمان شکل‌گیری تاکنون گواه و شاهدی محکم بر این ادعاست. کوردها و اعراب هیچ‌گاه نتوانسته‌اند به زندگی مسالمت‌آمیز باهم رسیده و یا حتی بدان بیندیشند.
کرکوک، ماکت تعامل کورد و عرب در عراق است و در طول سال‌های گذشته هرگاه یکی از آنها بر شهر مسلط شده است گروه دیگر احساس ضعف و ادعای مورد ظلم واقع شدن داشته است و از آنجا که گروه اعراب معادل قدرت مرکزی به‌حساب می‌آیند این ظلم و ستم و ویرانی در زمان تسلط آنها بر کرکوک بسیار بیشتر بوده است. تصاویر چند روز گذشته از تسلط حشد شعبی و ارتش عراق بر کرکوک و رفتارهای توهین‌آمیز آنها با کوردها گواه بارزی بر این موضوع است؛ هرچند مسئله انفال و رفتارهای وحشیانه بعثی‌ها و ژنوساید کوردها موضوعی نیست که در قالب توهین و تحقیر بگنجد بلکه این امر یک جنایت جنگی و نابودی بخش اعظم روستاها و جمعیت کورد ساکن این مناطق و کشتار و کوچاندن و آوارگی آنها را به دنبال داشته است. نفت در این میان بسی بااهمیت‌تر از گروه قومی و نژاد و زبان است و کرکوک و مردمش قربانی مزایده و سیاست دولت‌ها بر سر چاه‌های نفت آن شده است. قدرت‌های بزرگ برای به دست آوردن نفت کرکوک هرکدام در یک‌طرف ماجرا قرارگرفته و بر وخامت اوضاع افزوده‌اند و این نزاع نفتی به نزاع سیاسی خونینی بدل شده است که در حال حاضر وضعیتی بحرانی را برای کرکوک به وجود آورده است. چاه‌های نفت کرکوک اگر همین امروز به پایان برسند به نظر می‌رسد بخش بزرگی از این نزاع‌ها نیز به پایان خواهد رسید و آنچه که به نام مسئله کرکوک اینک مطرح است دیگر اهمیت آنچنانی نخواهد داشت.
دولت عراق با ادعای مالکیت سرزمینی و واحد سیاسی مستقل، خود را ذیحق و مالک چاه‌های نفت کرکوک می‌داند. هرچند در زمان ضعف و زبونی در برابر داعش و پیشروی کوردها در سرزمین‌های تحت اشغال داعش چاه‌های نفت در اختیار آنها قرار گرفت و دولت عراق هم راضی بود با فروش نفت هزینه‌های جنگ با داعش از سوی کوردها تأمین شود و حتی به نظر می‌رسید اگر چاه‌ها در اختیار داعش قرار می‌گرفتند و ائتلافی جهانی علیه آن شکل نمی‌گرفت دولت عراق نه توانایی قدرت گرفتن دوباره داشت و نه می‌توانست ادعایی بر آن چاه‌ها داشته باشد. کوردها هم به‌عنوان ساکنان اصلی این سرزمین و حق طبیعی استفاده از سرزمین خود و همچنین به‌عنوان بخشی از کشور عراق حقانیت خود را در مورد مالکیت کرکوک و چاه‌های نفت آن امری غیرقابل معامله و خدشه‌ناپذیر می‌دانند. هرچند در این سالها باوجود پیوستگی نژادی و احساسات ناسیونالیستی نتوانسته‌اند در میان خود به توافق و اتحادی برسند و این بار مزایده سیاسی از سوی بخشی از جریان‌های کوردی شکل گرفت که از سوی اکثریت آنها نوعی خنجر از پشت و خیانت قلمداد گردید. توافق پنهانی فرزندان و خانواده طالبانی برای تسلیم کرکوک به حشد شعبی و ارتش عراق در برابر گرفتن امتیازات سیاسی برای خودشان که به نظر می‌رسد با مرگ جلال طالبانی ستاره بخت آنها در آسمان سیاست کوردها و عراق روبه افول است؛ وارثانی که تنها در سایه جلال طالبانی این سالها ثروتی اندوخته‌اند و اینک هم در رویای رسیدن به قدرت سیاسی از هیچ‌گونه رفتار و توافق ضمنی و غیر ضمنی با هر گروهی فروگذار نیستند.
دولت عراق اینک با اسلحه و مهمات ائتلاف و کمک کشورهای همسایه جانی دوباره گرفته و به کرکوک وارد شده است و جنگ و درگیری دوباره با کوردها اگرچه در کوتاه‌مدت به نفع دولت عراق خواهد بود و به ضرر کوردها اما واقعیت این است که اگر اتفاقی مشابه داعش دوباره در عراق شکل بگیرد کوردها نه‌تنها با آن مخالفتی نخواهند داشت بلکه توافق ضمنی برای سقوط بغداد را هم بدون شک خواهند داشت و این ابتدای بحران بزرگی است که نه‌تنها دامن‌گیر دولت عراق بلکه خاورمیانه و تمام جهان خواهد شد. داعش و گروه‌های جهادی و تکفیری نه‌تنها از بین نخواهند رفت بلکه مشخص نیست در آینده از چه راهی و با چه سیاست جدیدی پا به عرصه خواهند نهاد و کشور عراق کماکان بهترین مکان عفونی برای رشد این ویروس تروریستی خواهد بود و قدرت گرفتن دولت عرب شیعه و تمرکزگرایی به همراه دشمنی با کوردها بدون شک در آینده واکنش اعراب سنی عراق و دولت‌های عربی را در پی خواهد داشت؛ هرچند شاید اینک دولت‌های حامی تروریسم چون عربستان از سویی به عبادی برای تصرف کرکوک تبریک بگویند و مزورانه در آن‌سو در رقه معادلات آینده و حضور داعش را همراهی نمایند. اینک آنچه می‌نماید چشم‌اندازی مبهم برای سرزمینی است که به دلیل دور دیدن اوضاع سیاسی و امنیتی اهداف کوتاه‌مدتی را با توطئه داخلی و خارجی رقم می‌زند و کرکوک قربانی مزایده سیاسی می‌شود. عراقی‌ها اگر بخواهند در آینده به استقلال سیاسی و خروج مداخله‌کنندگان خارجی از عراق بیندیشند ناچارند مسائل خود را با کوردها دوستانه و براساس توافق و اشتراک در استفاده از منابع اقتصادی عراق حل کنند و کرکوک در این میان مهم‌ترین مسئله است که مشکل آن نه پرچم و توهین اعراب و کوردها به هم بلکه توافق بر سر استفاده از منابع نفتی و به رسمیت شناختن این حق از سوی همدیگر است. به عبارت دیگر تا زمانی که چه اعراب و چه کوردها برای بهبود اوضاع به ائتلاف و پشتیبانی با قدرت‌های خارجی بیندیشند نظم داخلی عراق هیچ‌گونه بهبودی نخواهد داشت و دست آخر کسی که قرار است در عراق زندگی کند اعراب و کوردها هستند و قدرت‌های خارجی، دولت‌های معامله‌گری هستند که با یک امتیاز تجاری و اقتصادی و یک قرارداد جدید تمام توافقات قبلی خود را زیر پا خواهند گذاشت. کاش به‌جای صف‌آرایی و شلیک گلوله به‌سوی همدیگر چند صباحی بنشینند و تاریخ را مطالعه کنند آن‌وقت خواهند فهمید توافق و قرارداد و مزاید و دوستی و اتحاد و خیانتی چه مرز نزدیکی باهم دارند؛ در حد یک تار مو.

افراسیاب جمالی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...