رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷
  • الجمعة ۹ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Friday 15 February

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۲
  • کد خبر : 3415
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : عمر در گند به سر نتوان برد

در منابعی از جمله «خواص الحیوان» گفته شده که: «زاغ سیصد سال بزید و گاه عمرش از این نیز درگذرد… عقاب را سی سال بیش عمر نباشد.» شعر «عقاب» پرویزناتل خانلری از جمله اشعار معاصری است که علاوه بر زیبایی، از تأثیرگذارترین آثار منظوم فارسی است. مثنوی زیبایی که او در قریب به صدبیت در […]

در منابعی از جمله «خواص الحیوان» گفته شده که: «زاغ سیصد سال بزید و گاه عمرش از این نیز درگذرد… عقاب را سی سال بیش عمر نباشد.»
شعر «عقاب» پرویزناتل خانلری از جمله اشعار معاصری است که علاوه بر زیبایی، از تأثیرگذارترین آثار منظوم فارسی است. مثنوی زیبایی که او در قریب به صدبیت در سال ۱۳۲۱ش سروده است که اینگونه شروع می شود:
گشت غمناک دل و جان عقاب
چون از او دور شد ایام شباب
خواست تا چاره ناچار کند
دارویی جوید و در کار کند
عقابی که روزهای پایان حیات خود را در یافته است ،در پی چاره جویی و برای جلوگیری از مرگ محتوم و زودرس خود در و دشت و کوه و صحرا را می پیماید تا خود مگر گرزی بیابد . خود را به زاغ می رساند و راز عمر طولانی از او می پرسد .
دلیل عمر کوتاه خود و راز عمر دراز زاغ را می کاود و می گوید:
من و این شهپر و این شوکت وجاه
عمرم از چیست بدین حد کوتاه
تو بدین قامت وبال ناساز
به چه فن یافته ای عمر دراز؟
زاغ که می بیند عقاب با آن همه فرّ و اوج و جبروت به چه روزی افتاده تصمیم می گیرد راز عمر دراز خود و کوتاهی عمر عقاب را بازگو کند:
بادها کز زبر خاک وزند
تن و جان را نرسانند گزند
ما از آن سال بسی یافته ایم
کز بلندی رخ برتافته ایم
زاغ را میل کند سوی نشیب عمربسیارش از آن گشته نصیب
زاغ اولین و شاید مهمترین دلیل کوتاهی عمر عقاب را پرواز او در اوج می داند که دائما بر بلندای چرخ به پرواز در می آید.
دیگر این خاصیت مردار است
عمرمردار خوران بسیار است
بعد خطاب به عقاب می گوید که اوج را رها کن و قدری فرود آی و اگر عمر دراز می خواهی مثل من در همین نزدیکی ها پرواز کن و از غذاها و سفره رنگارنگی که در کوی و برزن و پس و پشت باغ و کوچه و محله گستره است بهره گیر.
در ادامه هم عقاب را بر سفره و منزلگاه خود در پس باغ به مهمانی می خواند تا از او رسم عمر دراز بیاموزد. عقاب که به دقت به نشانی های زاغ و نسخه و درمانش گوش فرا می داد متوجه می شود که:
آنچه زان زاغ چنین داد سراغ
گندزاری بود اندر پس باغ
وقتی زاغ عقاب را بر سفره الوان خود خواند و مشغول خوردن شد تا عقاب از او رسم خوردن و راز عمر دراز بیاموزد ، عقاب با خود اندیشید و عمر افتخار آمیز خود را در یک لحظه مرور کرد و درآن حال:
بوی گندش دل و جان تافته بود
حال بیماری دق یافته بود
و در ادامه:
یادش آمد که بر آن اوج سپهر
هست پیروزی و زیبایی و مهر
دیده بگشود و به هر سو نگریست
دید گردش اثری زینها نیست
در پایان این مثنوی، اوج هنر شاعر نمایان می شود و نه تنها عقاب بلکه کلام او نیز به پرواز در می آید و مخاطب را نیز با خود به پرواز درمی آورد:
بال بر هم زد و برجست از جا
گفت ای دوست ببخشای مرا
سالها باش و بدین گند بساز
تو و مردار تو و عمر دراز
گربراوج فلکم باید مرد
عمر در گند به سر نتوان برد
و این احوال و نتیجه ای که می گیرد یک راه یک بیشتر پیش روی عقاب نمی گذارد:
شهپر شاه هوا اوج گرفت
زاغ را دیده بر او ماند شگفت
سوی بالا شد و بالاتر شد
راست با مهر فلک همسر شد
لحظه ای چند بر این لوح کبود
نقطه ای بود و دگر هیچ نبود
پی نوشت:
۱_دکتر شفیعی کدکنی معتقدند کتابی به نام خواص الحیوان وجود خارجی ندارد و ساخته خانلری است.
۲_این شعر امروز موضوع کلاس دانشجویان دانشگاه مذاهب بود.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

بیانیه تحریریه روزنامه روژان در واکنش به دروغ‌پردازی برخی کانال‌های مجازی

مغز فندقی‌ها/ قلم مسئول و مصیبت‌های آن

بدواً عرض می‌کنیم ما کسانی که در روژان قلم می‌زنیم با اطمینان، به اتفاق همکارانمان در دیگر نشریات استان آرزو کرده و می‌کنیم که ای کاش فعل و فعالیت مسئولان ما به گونه‌ای بود که رفاه و آسایش و امنیت خاطر را به مردم هدیه می‌کرد و از قِبَل حرف و حرکتشان مملکت بر ریل توسعه می‌چرخید؛ آن وقت ما محررین، توسن قلم را در دشت بلاغت و فصاحت جولان می‌دادیم و با ردیف کردن همة صناعات ادبی در رسا و ثنای مسئولان، مثنوی‌ها می‌سرودیم و به نشانه شکرگزاری، دست نیاز به سوی پروردگار دراز می‌کردیم که خدایا این سروران را از سر ما دریغ مدار که سروریشان باعث سرفرازی ما شده است؛ اما چه کنیم که چنین نیست؛ ما هم بنا به وظیفه دینی و اخلاقی و حرفه‌ای خود مجبوریم آلام مردم را بازگو و به سمع و نظر مردم برسانیم شاید دستی از آستین همت به در آید و تیمارگری بنشیند. ما کی هستیم که چنین حقی داریم؛ فعالان عرصه رسانه‌‌‌های جمعی که رکن چهارم دموکراسی‌اش می‌نامند و برقراری نظم و نسق، مستلزم وجود و فعالیت مثبت ماست؛ مائی که از قواعد و قوانین بهره می‌گیریم و در پی هدایت امور در بستر بهبود به نام مردم و از سوی مردم می‌گوئیم و می‌نویسیم. در واقع ما آئینه تمام‌قد رفتارهای مسئولان هستیم؛ اگر خوبند خوب نشان می‌دهیم و اگر بدند بد. نه در خفا، که به صراحت می‌گوییم: از آنجا که در شرایط فعلی شرایط سختی بر جامعه حاکم است لذا ما مجبور به بیان حقایقی می‌شویم که ممکن است برای حضرات مسئولان تلخ و گزنده باشد لذا توقع اخم و تخم، خط و نشان کشیدن و... هم هست که دیده و شنیده‌ایم اما ایفای مسئولیت، بالاتر از همه خطرات است، چه ما به ارزش قلم و تراوشاتش نیک آشنائیم و می‌دانیم که خدای منان به آن سوگند خورده است؛ «ن والقم و ما یسطرون». در چنین حالتی کسی نباید از ما توقع واژگون‌کاری و باژگون‌گوئی داشته باشد؛ اگر خواهان تعریف و تمجید هستید بفرمائید؛ مسئولیت و اختیار دارید به مردم خدمت کنید تا مشمول عنایت شوید و گرنه ما معذوریم. نویسندگان و دست‌اندرکاران این نشریه به شهادت صفحه‌های روژان در تمام سال‌های عمر، همیشه فریادگر مردم و مصالح و منافعشان بوده‌اند؛ به ناحق سیاه را سفید و سفید را سیاه نکرده‌اند و در بستر این سیر، فشار را هم تحمّل نموده‌اند. در این میان گاهاً اظهار نظرهائی در مورد روژان ابراز می‌شود که جای تاسف است؛ جدیداً در منبعی نه چندان شناخته شده برای مردم، انگ و رنگی به روژان زده‌اند که گویا ارگان سپاه است و با استفاده از رانت، 85 تن کاغذ از دولت گرفته است!! در باره این انگ‌نامه که ظاهرا به بهانه تجلیل مدیرکل ارشاد اسلامی از روژان به بیرون تراوش پیدا کرده است باید گفت عجبا از این استدلال، استخراج و استنتاج؟ بازدید مدیرکل ارشاد کردستان و اهدای لوح تقدیر، امری مرسوم است و هرازچند‌گاهی صورت می‌گیرد و تمام دفاتر نشریات ...