رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۹ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Tuesday 21 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۶
  • کد خبر : 3418
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : برندگان و بازندگان تقابل کُردها و بغداد!

حکومت اقلیم کردستان اخیرا با صدوربیانیه‌ای از آتش‌بس، تعلیق نتیجه رفراندوم و گفتگو با بغداد براساس قانون اساسی خبر داد. به نظر می‌رسد در شرایط فعلی این نوعی عقب‌نشینی کردها و پیروزی دولت مرکزی عراق به شمار می رود. متن پیش رو به بررسی وضعیت موجود و اشاره به برندگان و بازندگان این تحولات “تا […]

حکومت اقلیم کردستان اخیرا با صدوربیانیه‌ای از آتش‌بس، تعلیق نتیجه رفراندوم و گفتگو با بغداد براساس قانون اساسی خبر داد. به نظر می‌رسد در شرایط فعلی این نوعی عقب‌نشینی کردها و پیروزی دولت مرکزی عراق به شمار می رود. متن پیش رو به بررسی وضعیت موجود و اشاره به برندگان و بازندگان این تحولات “تا به امروز و شرایط فعلی” پرداخته است:
۱- در متن از واژه “تعلیق” و نه “رد” استفاده شده است، پس کردها در مذاکرات پیش رو از آن استفاده نمی‌کنند ولی در صورت شکست مذاکرات و یا در شرایطی دیگر موضوع رفراندوم همچنان روی میز است. همچنین تاکید بر قانون اساسی دارند این یعنی اشاره به ماده ۱۴۰ قانون اساسی و همه پرسی در مناطق مورد مناقشه امری که پنتاگون هم برآن تاکید کرده است.
۲- بزرگترین پاشنه آشیل کردها فقدان اتحاد منسجم داخلی است. این امر در شب پیشروی نیروهای عراقی به کرکوک ضربه‌ای مهلک به تمام برنامه‌های آنان وارد ساخت و تا این موضوع حل نشود آرمان کردها در اقلیم کردستان با سرنوشتی بهتر از وضعیت فعلی روبرو نخواهد شد. همچنین تحولات موجود نشان می‌دهد توانمندی سیاسی و بازیخوانی کُردها در قبال برنامه‌ها و نقاط قوت رقبای خود در بغداد و منطقه به شدت پایین است.
۳- هرچند تجهیزات و حمایت‌های منطقه‌ای از قوای عراق و حشد شعبی قابل مقایسه با پیشمرگان نیست، اما توانمندی نیروهای کرد در بازدارندگی نظامی (مشروط به عدم استفاده از نیروی هوایی) همچنان بالاست؛ این موضوع در تلاش‌های منجر به شکست ارتش عراق برای تسخیر شهرک «پردی» به خوبی نمایان است؛ لذا همانطور که “نوری مالکی” و بسیاری دیگر از رهبران نظامی و سیاسی عراقی گفتند اگر همکاری بافل طالبانی و لاهور شیخ‌جنگی نبود امکان ورود آنها به کرکوک با توجه به استحکامات قابل توجه دفاعی آنجا بسیار بعید بود. لذا توان پیشمرگان با استعداد ۲۰۰هزار نیرو هنوز یک کارت مهم بازی در عرصه میدانی و سیاسی است و در تحولات کرکوک اگر ۲۴ساعت تا چند روز کردها مقاومت می‌کردند سرنوشت این تحولات در این لحظه به گونه‌ای کاملاً متفاوت رقم می‌خورد و به نظر میرسد آنگاه این کردها بودند که دست بالا را در برابر بغداد می‌داشتند. چگونگی تسخیر کرکوک بدون جنگ مطمئناً کارآمدترین ضربه به کردها بود که تا چندین سال اثرات و پیامدهایش بر جنبش کُردی در عراق باقی خواهد ماند.
۴- کردها پیش از آنکه در مقابل بغداد و متحدین منطقه‌ای شکست بخورند در داخل و در عدم توانایی ایجاد انسجام بین احزاب و نخبگان داخلی شکست خوردند؛ حتی موج فراگیر رفراندوم که با رای قاطع ۹۲درصدی مردم مواجه شد، باعث کاهش اختلافات شدید موجود نشد. این در حالی است که در سوی دیگر میدان، یک انسجام نسبی قابل توجه در بین گروهها و نخبگان سیاسی عرب دیده می‌شود. بخشی از اهداف سفرهای مقتدی صدر و سپس عبادی به ریاض و… بی شک در رابطه با مساله کردها بوده است.
۵- ضعف دیپلماسی کردها در برابر دولت بغداد یکی دیگر از عوامل بسیار حیاتی در ایجاد وضعیت فعلی است. به جز روسیه هیچ کشور دیگری حمایتی قابل توجه از آنها نکرد و حمایت‌های تل‌آویو هم نه عملی بلکه شعاری و با هدف تحریک همسایگان عراق به مداخله نظامی و ورود در یک دوره بی‌ثباتی جدید با چشم‌اندازی نامشخص بود که تا اندازه قابل توجهی هم موفق بودند. به نظر می‌رسد در قرن بیست و یکم و در زمانی که کردها تجربه ۲۶ سال حکومتداری نسبتاً مستقل را در چنته دارند، دوباره سخن گفتن از اینکه «تنها کوهها دوستان کُردها هستند» نوعی اعتراف غیرمستقیم به ناتوانی از استفاده از ابزار دیپلماسی در راستای اهدافشان است. نگاهی گذرا به رزومه وکارنامه اکثریت نمایندگان کُردها (دیپلماتهای کُرد) در دفاتر دیپلماتیک آنان در کشورها و سازمانهای مختلف بین‌المللی این نقطه ضعف آنان و عدم جدی و حرفه‌ای گرفتن دیپلماسی و توان لابی کردن را بیش از پیش نشان می‌دهد.
۶- به نظر می‌رسد ترکیه در تحولات موجود بیشترین نفع را برده باشد چون هم خطر تشکیل دولت کردی برای چند سال عقب‌تر افتاده است و هم در این بحران آن میزان که اسم ایران و رهبران نظامی و سیاسی‌اش شنیده شد خبری از ترکها نبود و حتی برخلاف ایران که مرزهایش را بست و این موضوع بازتاب زیادی در میان همه کردهاداشت، ترکیه تا به امروز مرزهایش را نبسته، در حقیقت جمهوری اسلامی ایران برای اولین بار در تاریخ معاصر عراق، در دعوا و جنگ میان اربیل و بغداد در کنار طرف عرب ایستاد و به باور بنده این بخشی از استراتژی ترکیه برای کاستن بار آنچه که هزینه مبارزه با کردها از روی دوش خود و انداختنش برروی دوش ایران بود که بی‌شک با پیامدهای منفی و مثبت میدانی، سیاسی، روانی و… همراه خواهد بود. لذا باید گفت در کوتاه‌مدت برای تهران تحولات صورت گرفته یک پیروزی به شمار می‌رود؛ موضوعی که در اظهار نظر رئیس دفتر رهبری و یا رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز به خوبی مشهود است، اما مشخص نیست در میان و بلند مدت این حضور ایران چه نتایج دیگری بدنبال خواهد داشت؟ به هرحال نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت که حضور در تحولات مربوط به کرکوک و دعوای فعلی بغداد و اربیل، در میان بخشی از کُردها دید بی‌طرفانه‌ای که از ایران متصور بود را می‌تواند تحت تاثیر قرار دهد! (در این بین نمی بایست از زیرکی بازیگران و سیاستمدارانی نظیر نوری مالکی هم چشم پوشید وی در برنامه‌ای تلویزیونی که بازتاب بسیاری هم در جامعه عربی و هم کُردی داشت به زیرکی و رندی خاصی چندین و چند بار ورود نیروهای عراقی به کرکوک را مرهون توافق میان جناحی از حزب اتحادیه میهنی با سردار سلیمانی و ج.ا.ایران خواند. پیداست برای آقای مالکی دورتر شدن بیش از پیش کُردها و جمهوری اسلامی ایران از یکدیگر، یک هدف راهبردی در شرایط فعلی به شمار می رود)
۷- آرمان تشکیل دولت کردی که بارزانی پرچمدارش است، به نظر می‌رسد برای مدت زمان نامشخصی عقب خواهد افتاد و این به معنای شکست بارزانی در این حوزه است اما به باور من برگزاری رفراندوم در اقلیم کردستان و همه مناطق مورد مناقشه از جمله کرکوک یک پیروزی برای وی به شمار می‌رود با این تفاوت که از این سند پیروزی فعلا نمی‌تواند استفاده کند اما دست کم اراده ساکنان این مناطق در انتخاباتی شفاف و بی مشکل برای جامعه جهانی کاملا روشن شد. نکته دیگری هم که لازم به ذکر است این است همه نشانه‌ها همانطور که نجم‌الدین کریم اشاره کرد حاکی از آن بود پس از عملیات حویجه نیروهای عراقی قصد ورود به کرکوک و دیگر مناطق را دارند لذا رفراندوم از نظر سیاسی و روانی یک عامل بازدارنده به شمار می‌رفت اما در عمل اثری بر اراده جناح مقابل در بغداد نداشت. موضوع مهم دیگری که نوعی شکست برای بارزانی و اقلیم کردستان به شمار می‌رود ناتوانی آنان از ساخت نسبی یک دولت فراگیر غیرحزبی در مناطق تحت کنترلشان طی سالهای اخیر است. دیپلماسی، اقتصاد، سیاست داخلی و مسائل نظامی امنیتی در اقلیم کردستان همچنان و شدیدا متاثر از روابط غیرشفاف حزبی است و تا این قدم‌های جدی در این حوزه برداشته نشود، شرایط آنان همواره با اما و اگرهای بسیاری روبرو خواهد بود.
۸- حیدرعبادی و دولت عراق را بایست پیروز فعلی این تحولات دانست. وی هم در بغداد و هم در منطقه به تحکیم مواضع خود دست زده است؛ موضوعی که امریکا نیز قویا از آن حمایت می‌کند، اما این تلاشها لزوما به معنای پیروزی عبادی در انتخابات بهار سال اینده نیست. او برای کنار زدن مالکی نه تنها به همراهی صدر و حکیم و اهل سنت بلکه به همراهی کردها هم نیاز مبرم دارد و لذا این موضوع مذاکراتش با اربیل در شرایط فعلی را پیچیده‌تر می‌کند.
۹- نیروهای حشد شعبی پیروز دیگر این تحولات هستند. با توجه به اظهار تمایل هادی عامری برای کاندیداتوری در انتخابات آتی، به نظر می‌رسد حشد شعبی مسیری همچون حزب‌الله لبنان (قدرتی هم سیاسی و هم نظامی) را دنبال خواهد کرد اما این امر منوط به شرایط عراق فعلی و واکنش دیگر بازیگران خارجی دخیل و موثر در این کشور است.
۱۰- حزب اتحادیه میهنی بازنده بزرگ دیگر این تحولات است؛ حزبی که عدم حل بحران جانشینی طالبانی، تاثیر بسزایی در سرنوشت اقلبم کردستان وارد کرد و به نظر می‌رسد به مانند بیماری جراحی‌های سخت داخلی را در پیش دارد و مشخص نیست در فردای پس از این جراحی‌ها این حزب چه میزان توان و اثری داشته باشد. اما تضعیف و تشتت در این حزب که یکی از دو وزنه اصلی تعادل و پیشرفت در شمال عراق بوده است، باعث بهم خوردن کلیت موازنه در اقلیم کردستان و احتمالا ورود به یک دوره بی‌ثباتی سیاسی، عدم اجماع در میان احزاب مختلف و در کل تضعیف ساختار سیاسی حکومت اقلیم کردستان خواهد بود.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...