رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷
  • الجمعة ۹ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Friday 15 February

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۶ - ۱۹:۵۲
  • کد خبر : 3421
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : شهر فدای شورا

روز ۱۲ دی ۹۴ شورای شهر سنندج در یک اقدام تعجب برانگیز منوچهر فخری شهردار سابق کرمانشاه را به عنوان شهردار انتخاب نمود که در آن روز موج عظیمی از انتقاد و اعتراض بر علیه اعضای شورای شهر به راه افتاد؛ زیرا همه بر این باور بودند که با وصف وجود این همه مهندس و […]

روز ۱۲ دی ۹۴ شورای شهر سنندج در یک اقدام تعجب برانگیز منوچهر فخری شهردار سابق کرمانشاه را به عنوان شهردار انتخاب نمود که در آن روز موج عظیمی از انتقاد و اعتراض بر علیه اعضای شورای شهر به راه افتاد؛ زیرا همه بر این باور بودند که با وصف وجود این همه مهندس و مدیر لایق در سنندج نبایستی نمایندگان مردم، شهردار را از خارج استان می آوردند و بسیاری این حرکت را بی احترامی به مردم شهر و افراد تحصیل‌کرده و توانمند سنندجی می‌دانستند.
بعد ظهر همان روز بنده در مراسمی در زورخانه پهلوان نادر به آقایان جلال شریعتی و وفا اصلانی گفتم اعضای شورا باید بسیار پررو باشند که در میان مردم شهر حاضر شوند زیرا یک حرکت زشتی انجام دادید و در این شهر پر از انسان توانمند رفتید شهردار سابق کرمانشاه را به سنندج آوردید، اگر شهردار لایقی بود چرا شورای آنجا وی را عزل نمود.
در روزهای اول هر کسی از ظن خود در این باره تحلیل و قضاوت می‌نمود؛ یکی می‌گفت فخری به آنها قول‌هایی داده است، دیگری می گفت ۷ نفر از اعضای شورا پرونده تخلف داشته‌اند و به آنها گفته‌اند اگر به فخری رای ندهند حتما دادگاهی می‌شوند، دیگری هم می‌گفت فخری خیلی با نفوذ است و به اعضای شورا قول داده تا از این نفوذش در حکومت برای گرفتن بودجه های ویژه برای شهر استفاده کند.
در این گیرودار اعضای شورای وقت بر انتخاب خود پای فشردند و با تمام توان از وی حمایت نموده و تمام انتقادات، اعتراضات و اتهامات را تحمل کردند و در محافل خصوصی و ادارای از این انتخاب دفاع کردند.
در این روزها شهرداری به علت کاهش شدید فعالیت ساخت و ساز، سوء مدیریت برخی مدیران و نفوذ افراد خودسر در بدنه اداری، کارشناسی و مالی با بحران مالی بزرگی روبرو بود به طوری که تمام درآمد شهرداری تنها کفاف حقوق و مزایای گوناگون مدیران شهرداری را می‌کرد و دیگر چیزی برای کارکنان رده پایین، کارگران و نیروهای شرکتی که تمام زحمات شهر را بر دوش داشتند نمی‌ماند.

حقوق ۴ ماه نیروهای شرکتی و خدماتی از جمله رفتگران پرداخت نشده بود، طلب پول بنزین ۸ ماه رانندگان شهرداری نواحی پرداخت نشده بود، تمام پروژه‌های عمران شهری تعطیل بود، شرکتهای پیمانکاری میلیاردها تومان طلب معوق داشتند که برخی از آنها به بیش از ۷ سال رسیده بود، شرکتهای خدماتی به علت نپرداختن مطالباتشان داشتند کارها را تعطیل می‌کردند و چند روز مانده بود به زمان پرداخت حقوق و مزایای پایان سال.
در این شرایط هیچ انسان عاقلی، مدیریت شهرداری سنندج را قبول نمی‌کرد و تقبل این پست توسط فخری تمام ذهنیت‌های منفی در مورد وی و تبانی با شورای شهر را به یقین تبدیل کرد زیرا هیچ زمینه‌ای برای بهبود وضعیت وجود نداشت.
اما فعال شدن ناگهانی پروژه‌های عمران شهری و پرداخت تمام حقوق معوق نیروهای شرکتی و خدماتی و مزایای پایان سال تمام نیروهای شهرداری در چند روز تعجب همگان را بر انگیخت زیرا حرکت شبیه به معجزه بود و از عهده شرایط مالی شهرداری برنمی‌آمد.
اما تداوم تحرک تحول‌آفرین در شهرداری و ایجاد انظباط پرداخت حقوق کارکنان و شرکتهای پیمانکاری بعد از سال ۹۴ یکباره تمام ذهنیت‌های منفی افکار عمومی در خصوص فخری را مثبت نموده و مخالفینش تبدیل به موافق شدند اما در این میان عده‌ای معلوم الحال که سال‌ها به عناوین مختلف و در لباس پیمانکار، شرکت خدماتی، مشاور و عضو شورا دست در کیسه شهرداری داشتند و به دلخواه خویش فعالیت می‌نمودند و در این دوران منافعشان را از دست داده بودند بر علیه فخری قیام نمودند و شروع کردند به جوسازی و مذاکره با اعضای شورای جدید برای برکناری فخری.
در این زمان تعدادی از اعضای شورا که در شورای قبل هم بودند شروع کردند به مخالفت با فخری که شدیدترین حملات مربوط به فردی بود که خود فخری را به سنندج دعوت کرد و تا وی را شهردار نکرد از پا ننشست.
شورای فعلی با وصف اطلاع از رضایت شهرنشینان و کارکنان شهرداری از عملکرد فخری، اقدام به برکناری وی نمودند و شعارشان بومی سازی شهرداری و مقابله با نفوذ غیر بومی در این نهاد بود، اما کسی از آنها جوابگوی این سوال نبود که ای برادر بومی دوست غیر بومی ستیز، چرا ۱۷ ماه قبل فخری کرمانشاهی از نظر حضرات بومی بود و اعتنایی به اعتراضات مردم نکردید و وی را شهردار نمودید اما امروز که شهر در مسیر آبادانی قرار گرفته و انظباط مالی و اداری بر شهرداری حاکم است وی غیر بومی شده و شما غیر بومی ستیز؟
فردی که انتخابش به علت غیر کوردستانی بودن مورد  اعتراضات مردم قرار گرفت  در میان اعتراض مردم به علت داشتن کارنامه قابل قبول هم برکنار شد، با این رویکرد بی‌توجه به نظر انتخاب کنندگان آیا خود را نماینده مردم می دانید؟ این چه نماینده‌ای است که در انتخاب و عزل، نظر مردم برایش مهم نیست؟ آیا حق نداریم فکر کنیم که در جایی دیگر به شما برنامه می‌دهند؟ آیا حق نداریم که فکر کنیم منافع اشخاص بر منافع شهر برتری دارد؟
اکنون که این روحیه بیگانه‌ستیزی اعضای شورا، فخری را از شهرداری برکنار نمود جالب است بدانیم وضعیت قبل از فخری بار دیگر بر سرنوشت شهر و کارکنان رده‌پایین شهرداری مسلط می‌شود، ۲ ماه است که رفتگران و نیروهای شرکتی حقوق نگرفته اند، پروژه‌های عمرانی به کما رفته‌اند، شهرداری بار دیگر…
جالب است به این واقعیت نمایندگی و وکالت اعضای شورای شهر سنندج نگاه کنیم، روزی بر خلاف نظر شهروندان فردی را خارج از استان برای شهرداری می‌آورند و روز دیگر در میان اعتراضات مردم وی را بر می دارند، این نوع وکالت را با چه مدلی باید مقایسه نمود و قبول کرد؟
آیا امروز هم این افراد رویه وکالت دو سال قبل را در برابر مردم برمی گزینند و حرمتی برای علایق و احساسات و منافع موکلین خود نمی گذارند؟ آیا جوابی برای بازگشت وضعیت به ۲ سال قبل دارند؟

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

بیانیه تحریریه روزنامه روژان در واکنش به دروغ‌پردازی برخی کانال‌های مجازی

مغز فندقی‌ها/ قلم مسئول و مصیبت‌های آن

بدواً عرض می‌کنیم ما کسانی که در روژان قلم می‌زنیم با اطمینان، به اتفاق همکارانمان در دیگر نشریات استان آرزو کرده و می‌کنیم که ای کاش فعل و فعالیت مسئولان ما به گونه‌ای بود که رفاه و آسایش و امنیت خاطر را به مردم هدیه می‌کرد و از قِبَل حرف و حرکتشان مملکت بر ریل توسعه می‌چرخید؛ آن وقت ما محررین، توسن قلم را در دشت بلاغت و فصاحت جولان می‌دادیم و با ردیف کردن همة صناعات ادبی در رسا و ثنای مسئولان، مثنوی‌ها می‌سرودیم و به نشانه شکرگزاری، دست نیاز به سوی پروردگار دراز می‌کردیم که خدایا این سروران را از سر ما دریغ مدار که سروریشان باعث سرفرازی ما شده است؛ اما چه کنیم که چنین نیست؛ ما هم بنا به وظیفه دینی و اخلاقی و حرفه‌ای خود مجبوریم آلام مردم را بازگو و به سمع و نظر مردم برسانیم شاید دستی از آستین همت به در آید و تیمارگری بنشیند. ما کی هستیم که چنین حقی داریم؛ فعالان عرصه رسانه‌‌‌های جمعی که رکن چهارم دموکراسی‌اش می‌نامند و برقراری نظم و نسق، مستلزم وجود و فعالیت مثبت ماست؛ مائی که از قواعد و قوانین بهره می‌گیریم و در پی هدایت امور در بستر بهبود به نام مردم و از سوی مردم می‌گوئیم و می‌نویسیم. در واقع ما آئینه تمام‌قد رفتارهای مسئولان هستیم؛ اگر خوبند خوب نشان می‌دهیم و اگر بدند بد. نه در خفا، که به صراحت می‌گوییم: از آنجا که در شرایط فعلی شرایط سختی بر جامعه حاکم است لذا ما مجبور به بیان حقایقی می‌شویم که ممکن است برای حضرات مسئولان تلخ و گزنده باشد لذا توقع اخم و تخم، خط و نشان کشیدن و... هم هست که دیده و شنیده‌ایم اما ایفای مسئولیت، بالاتر از همه خطرات است، چه ما به ارزش قلم و تراوشاتش نیک آشنائیم و می‌دانیم که خدای منان به آن سوگند خورده است؛ «ن والقم و ما یسطرون». در چنین حالتی کسی نباید از ما توقع واژگون‌کاری و باژگون‌گوئی داشته باشد؛ اگر خواهان تعریف و تمجید هستید بفرمائید؛ مسئولیت و اختیار دارید به مردم خدمت کنید تا مشمول عنایت شوید و گرنه ما معذوریم. نویسندگان و دست‌اندرکاران این نشریه به شهادت صفحه‌های روژان در تمام سال‌های عمر، همیشه فریادگر مردم و مصالح و منافعشان بوده‌اند؛ به ناحق سیاه را سفید و سفید را سیاه نکرده‌اند و در بستر این سیر، فشار را هم تحمّل نموده‌اند. در این میان گاهاً اظهار نظرهائی در مورد روژان ابراز می‌شود که جای تاسف است؛ جدیداً در منبعی نه چندان شناخته شده برای مردم، انگ و رنگی به روژان زده‌اند که گویا ارگان سپاه است و با استفاده از رانت، 85 تن کاغذ از دولت گرفته است!! در باره این انگ‌نامه که ظاهرا به بهانه تجلیل مدیرکل ارشاد اسلامی از روژان به بیرون تراوش پیدا کرده است باید گفت عجبا از این استدلال، استخراج و استنتاج؟ بازدید مدیرکل ارشاد کردستان و اهدای لوح تقدیر، امری مرسوم است و هرازچند‌گاهی صورت می‌گیرد و تمام دفاتر نشریات ...