رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۹
  • کد خبر : 3497
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : تاریخ بهمن در کردستان (هرس۱)
سلام اسماعیل سرخ

تاریخ بهمن در کردستان (هرس۱)

دیو۲ سفید خفته است در شولای سنگین مه و برف پاورچین، پاورچین از برفنا می‌گذریم و نفس در سینه‌هامان حبس مبادا، قیلوله دیو برآشوبد باز آن پتیاره تابوی آدمیزاده بشنود تنوره‌ای دیگر را طیلسان بهمن از گرده رها سازد وقتی در طبیعت زمستانی در سایه، گله‌گله برف هنوز پا بر جا است و سرمایی از […]

دیو۲ سفید خفته است
در شولای سنگین مه و برف
پاورچین، پاورچین از برفنا می‌گذریم
و نفس در سینه‌هامان حبس
مبادا، قیلوله دیو برآشوبد
باز آن پتیاره
تابوی آدمیزاده بشنود
تنوره‌ای دیگر را
طیلسان بهمن
از گرده رها سازد
وقتی در طبیعت زمستانی در سایه، گله‌گله برف هنوز پا بر جا است و سرمایی از آن می‌تراود، عطر بنفشه‌ها را که روزگارشان دیگر به سر رسیده همچون بزرگ‌مردان این دمن که روزگاری بوده و حالا نیستند، بسان خاطره چیزهای محبوبی که مدتها پیش نابود گشته‌اند، مبهم و اندوه‌بار بیشتر نمایان می‌سازد.
آنوقت که آسمان از غیظ، گره بر ابرو می‌افکند و پرتو آفتاب غروب، آخرین فروغ زندگی را در چشم‌های پُر ملال«کوهیاران» می‌ریزد؛ عشق، کینه، اراده، گذشت و همه نیروهای انسانی به غایت خود می‌رسند و در زیر نیروی کور طبیعت، هرس (بهمن) مدفون می‌گردند، با ابدیت پهلو می‌زنند و بدان می‌پیوندند. آنان ناظران نزدیک‌بین نبودند که چشمشان براثر قرنها زندگی دکانداری تغییر شکل یافته و احساسات را زیر ذره‌بین بگذارند. چیزهای کوچک را بزرگ کنند و چیزهای بزرگ را نبینند. آنان افراد نیرومندی بودند که هنر زندگی را مانند عقابی که طعمه خود را به سینه می‌فشارد در آغوش گرفتند و با خود به هوا بردند و با آن در فضاهای صاف و پاک پرواز کردند که چنگ و بال پهناور و قلب پُرتوان لازم است. وقتی که غروب زندگی فرا رسید و خورشید روبه خاموشی نهاد، دیگر به هیچ زمانی تعلق ندارد؛ یکی از آن ساعاتی بود که درک هرگونه واقعیتی در آن از دست رفته بود. از توش و توان می‌افتند و مانند گل‌هایی که آب بدان نرسیده پلاسیده می‌شوند. آسمان هنوز همچنان آبی بود ولی دیگر آن هوای سبک بامدادی نبود؛ همه چیز بی‌حرکت بود؛ طبیعت سخن نمی‌گفت۳ “هیچ کس سخنی نگفت، نه میزبان، نه مهمان و نه گلهای داوودی“. در پهنه دور دست زمان، آواز عمیق و آشنای این هستی بی انتهاست و این خود همه آن چیزهایی است که هست. ترنم پُر همهمه بانگ و نواست. فروغ میرنده طبیعت و جوشش ناگهانی نیروهای کور طبیعت، همچون سیل از میان صخره‌ها هجوم می‌آورد هنوز که هنوز است نتوانسته است زندگی را از هم بگسلد. در کوه و طبیعت، گویی در میان دوستانی هستیم که می‌شناسیم؛ عطر خوشنودی سایه پهناور ابرها بر فراز طبیعت می‌گذرد. صدای زیر و غلطان زنجره‌ها گوئی به لرزش ستاره‌ها پاسخ می‌دهند. باد آهسته شاخه‌های بلوط را به هم می‌زند. این آواز عمیق و آشنایی دیرین است و سپهری در کار زادن و هستی بی انتها.
همهمه باد را در میان کوه و طبیعت از نزدیک و دور می‌شنویم. همچنان که ما بدین سان با همه‌ی سنگینی پیکر خود، بر زمین سخت فشار می‌آوریم، بازهم دوری و آرامش شگرفی در خود احساس می‌کنیم. از مدتها پیش با چنین احساسی آشنا هستیم، همچون کندویی از خاطرات ناشناس، در ما وز وز می‌کند. غرش قرنها سر گشتگی مردان کوهستان با همه سختی زندگی کوهستان، نژادی دلبسته زمینی بودندکه حال در آن نیستند و همواره عاجز از دل بر گرفتن از آن، شاید به نوبه‌ی خود از آن مرحله میگذریم و قدم هایمان آثار کسانی را که پیش از ما رفته بودند در آن راه باز می یابیم.همواره وطن در میان مه محو شده، هویدا می‌گردد، آن وقت پنداشتی که جهان پیرامون خود را برای نخستین بار می‌بینیم. بینایی و شنوایی ما گویی نافذتر می‌شود و در اینجا است که ضرورت دارد تاریخ اخبار کوهستان‌های خود، رهروان آن راه بی‌انتها، جویندگان راه معاش که در برف و بوران زیر لایه‌های متراکم هرس”بهمن” مدفون شدند، یا کوهنوردانی که آگاهانه قدم در راهی پر خطر گذاشتند، همراه با تصاویر، نقشه‌ها، آرشیوبندی جمع آوری گردند که در آینده چه پُربها خواهند شد. علاوه بر این، مخزن اسناد و مجموعه دست‌چین شده کوه یاران، یادآور نام نیکشان خواهد گشت در پهنه تاریخ این رشته فراگیر و بسیار وسیع و با ارزش از ورزش کوهستان و مردان کوهستان. چه بسا کاری تازه می‌باشد، آن وقت تاریخ‌نویسی مدرن در کردستان غریب، چه رسد به تاریخ کوهستان‌ها؛ اما باید یاد بگیریم این پیام آشنا است که باید به رشته‌ تحریر درآید. نوشتاری است کوتاه بر تاریخ بهمن در کردستان در چند سال گذشته و محدود؛ امید است با تلاش و تکاپوی همه بزرگ‌مردان و زنان این دیار که قلبی چنان پهناور دارندکه از سر مهر، آماده هستند هر چیز را که در جهان زیبا می‌یابند بپذیرند درختی تنومند و پر بار گردد و ما همچون همه ملت‌های زنده صاحب فرهنگ‌نویسی کوه و کوهستان گردیم. از آنجا که بیشتر مناطق ایران را کوهستان تشکیل می‌دهد و کردستان ۱۰۰درصد در زاگرس شمالی واقع شده است بیشتر از ۸۰درصد آن را کوه تشکیل می‌دهد و در ماه‌های زمستان برف زیادی را به خود می‌بیند و باد برف ارتفاعات و بلندی‌ها را بر می‌دارد در پناهگاه‌ها و دره‌ها و پرتگاه‌ها روی هم انباشته می‌کند، این برف‌ها که سنگین شد و یا که به علت تغییرات هوا آب گرفت به علت سنگینی و یا صدای انسان یا عوامل طبیعی دیگر کلیله۴ سرنگون می‌شوند و تبدیل به بهمن می‌گردند که در مسیر خود خسارت مالی و جانی را به بار می‌آورند که عبور از مسیرهای کوهستانی بهمن‌گیر حتما آگاهی و آموزش و نوعی هوشیاری می‌طلبد که تا آنجا به نویسندگان کوه و کوهستان مربوط است می‌توانستیم با تحقیق و نوشتار در تاریخ طبیعی، ریزش بهمن را در حد خود پی‌ریزی کنیم و با تلاش همگان اطلاع رسانی کنیم و تاریخ بهمن را که در کوهستان‌های کشور ما روی داده است نه تنها برای کوهنوردان، رنجبران و زحمت‌کشانی که در تلاش معاش در کوهستان‌ها در تردد بوده و هستند به غنی شدن فرهنگ کوه و کوهنوردی وگسترش آموزش کوه و کوهستان بینجامد.
* در زمستان سال ۱۲۹۷ شمسی برابر ۱۹۱۷ میلادی در بحبوحه جنگ جهانی اول که کردستان در اشغال سپاه و لشکر دو کشور «روس تزاری» و «ترکیه عثمانی» قرار داشت . دو سرباز عثمانی اهل “ آنادول” در حد فاصل روستای «میانه» و روستای “نگڵ” در تنگه “هەرەس‌گا“ در زیر توده‌های بهمن به دام می افتند که یکی از سربازها توسط روستاییان میانه نجات پیدا می‌کند و دیگری جان خود را از دست می‌دهد که در روستای میانه توسط مردم در گورستان عمومی روستا به خاک سپرده می‌شود.
*زمستان ۱۳۳۱ جوان ۲۴ ساله بنام عبدالکریم محمدی فرزند قادر اهل روستای میانه حومه شهرستان مریوان در حدفاصل روستای “نێزڵ” و “میانه”در کوهستان «کوڕه‌میانه» در زیر بهمن جان باخت.
* فروردین ۱۳۳۳ جوان ۲۰ ساله بنام فتح‌الله سبحانی نام پدر عبدالله اهل روستای «میانه» روبروی روستای میانه در حد فاصل “میانه” و “نگڵ” در تنگه‌ای بنام “هەرەس‌گا “ به معنی (مکان بهمن) در زیربهمن جان باخت.
*در سال ۱۳۳۵ هـ.ش از کوه “زه‌نگه دۆڵ “در مرز روستای بیتوش و “دەرماناوێ” بهمنی فرو ریخت و دو نفر را مدفون کرد تا بهار سال آینده که برف‌ها آب شدند اثری از آنها نبود. نام این ۲ نفر حسین و حسن بلالی- نام پدر کریم (هردو بردادر بودند).
*در منطقه سر شیو مریوان حدود سال‌های ۱۳۰۰ هـ.ش از قله کوه “مێش ئەڵواز” در ۲۵ فروردین ماه بهمن سنگینی فرو می‌ریزد که ۸ خانوار آبادی “گله” را در شب زیر گرفت و تنها یک کودک شیرخوار که در گهواره خوابیده بود به نام «عبدالخالق» پسر خلیفه مصطفی زنده می‌ماند.
* سال ۱۳۳۵ روستای دولاب: عزیز نعمتی فرزند حبیب اهل دولاب و ر مضا ن باجلانی اهل کامیاران حین عبور از کوه عوالان در مسیری بنام “ بان گەردەنەی کانی‌کیوار” در زیر هرس جان دادند و دکتر اجلال پزشک قانونی شهر سنندج که کلیمی بود بر روی جنازه‌ آنها حاضر شد.
*آبادی میره‌دێ واقع در ۳۰ کیلومتری شهرستان سقز به بانه در حاشیه کوه «گردنه خان» واقع گردیده است که در سالىهای۱۳۰۰ تا ۱۳۳۲ هـ.ش بهمنی فرو ریخت و ۱۸ نفر را زیر گرفت که هنوز این مکان به نام بهمن میره دێ یا «کلیله‌ی میره دێیه‌کان» مشهور است. یعنی جایی که بهمن مردم روستای میره دێ را زیر گرفت.
* زمستان ۱۳۲۰ در کوه عاشقان بین روستای «کلاته» و «ویسر» هرس دو نفر از زحمتکشان روستای (ئەوێھەنگ) را زیر گرفت و جانشان را از دست دادند. ۱- احمد قاسمی فرزند محمد ۲۵ساله ۲- عبدالخالق خدامرادی ۲۷ساله اهل آویهنگ (ژاورود غربی).
* زمستان ۱۳۲۰ بین روستای بێساران و روستای “هویه” کوهیاری بنام شاهوار (کرولال) ۷۰ ساله زیر هرس مدفون شد و در همان سال در دره داخان بین (هەشەمێز و ئەوێهەنگ) رشید مرادی فرزند عبدالکریم ۴۰ساله در زیر هرس جان داد.
*در کوه «به‌رده ڕشه» حومه سرشیو مریوان در منطقه‌ای به‌نام زمین عزیز بگ در اوایل بهار ۱۳۳۵ هـ.ش بهمنی فرو ریخت و منطقه پشت تنگ گومی بر خان و آبادی «برده رشه» را کلا ویران کرد. این منطقه جزو سرشیو مریوان است.
*دی ماه ۱۳۲۸، ساعت ۹ شب در هورامان: روستای “تەنگی سەر” منطقه “ژاوه‌رود” بهمنی فرو ریخت و آبادی را زیر گرفت که حدود ۴۱ نفر از روستاییان جان خود را از دست دادند، خانواده‌های آن عبارتند از : ۱- محمد رشید مجیدی و همسرش فاطمه میرزایی به همراه دو پسر نوزادشان . ۲- محمد کریم مرادی و همسرش ظریفه ابراهیمی به همراه دختر کودکشان . ۳- ملا سلیمان یاراحمدی و پسرش به نام احمد . ۴- سلیمان احمدپور. ۵- باقی و همسرش گلریز به همراه دخترانشان منیجه و خدیجه. ۶- محمد عزیز قادری به همراه هفت نفر از خانواده اش. ۷-خانواده باقی عبدالحمید، خیوالی، ۵ نفر ۸- خانواده محمدکریم فیض اولی، ۴ نفر ۹- خانواده فقیه سلیمان، ۴ نفر ۱۰- خانواده خالد حکیم ، ۴ نفر. به علت عمق فاجعه این رویداد در روزنامه‌های وقت انعکاس پیدا کرد که آرشیو روزنامه اطلاعات به آن تاریخ ضمیمه این آمار می باشد.
* در زمستان ۱۳۳۰ شمسی در روستای (بادیناوی) پیران، حومه شهرستان پیرانشهر در اثر بهمن ۱۲ نفر از زحمتکشان روستا در زیر بهم جان دادند که آمار ۷ نفر از فوت شدگان به قرار زیر است :۱- حسن ۲- عبدالله احمدی ۳- پسر عبدالله احمدی ۴- ملاحسن ملامینه ۵- خدر ملامینه ۶- سیداسماعیل ۷- سیدکریم. یادشان گرامی باد.
* زمستان ۱۳۳۸ در دره «زرار» خانم پیروزه عبدی فرزند عبدالله اهل آویهنگ (ژاورود غربی) ۴۵ساله زیر بهمن جان خود را از دست داد.
* دی ماه ۱۳۴۱ عبدالله پسر حاجی حسین، اهل “قاراوای سڵێمان” در مکانی به نام ملا حسین در مزرعه “کانی چیاوە” بین روستای “سرموسیر” و”قاراوای سڵێمان” زیر بهمن جان داد.
* در سال ۱۳۴۷ در آبادی تبریزخاتون در۲۰ کیلو متری جنوب غربی دیواندره در زمستان از کوه «هوازو» بهمنی فرو می‌ریزد و زنی به نام”ماە گوڵ” همسر محمد احمدی در هنگام آوردن آب از چشمه جان خود را در زیر بهمن از دست می‌دهد.
* بهمن سنگین در ۱/۱۱/۱۳۵۰ در نصف شب روستای “ گردێنە “ واقع بین شهرستان سردشت و میرآباد واقع در دشت وزنه آن روستا را زیر گرفت و کلاً ۴۰ نفر از روستاییان در زیر بهمن جان دادند. آمار فوت شدگان: ۱- خانواده حاجی فاطمه، قادرآغا، پریزاد، خدیجه، رشید، صمد، (۸ نفر) – ۲- خانواده بابکری: بابکر، سلیمان، هه‌مین، عایشه، هه‌مین(۵ نفر) -۳- خانواده محمد بسی: محمد، عبدالله، احمد، زیرن، فه‌قی (۵ نفر) -۴- خانواده مام‌الله: الله، فه قی ، خانم، آغا (۴ نفر) -۵- خانواده رحمان عبدی: رحمان، رابعه (۲نفر) – ۵- خانواده مینه عبدی: مینه، به سی، ناز ، مریم (۴ نفر ). در ضمن دو نفر مهمان بنام ملاپیروت اهل نیزه و محمد پیروت ئاغه‌ی نیزه همراه روستاییان جان باختند .-۶- محمد ابراهیمی: محمد، گولی، حمزه، ابراهیم، آمین (۵ نفر) – ۷- خانواده رسول عبدی : رسول، آمین، مراد (۳ نفر) یاد این زحمتکشان همواره گرامی باد .
* در سال ۱۳۵۲ در منطقه سارال دیواندره از قله کوه “سێ پەلکان” آبادی “دۆزەخ دەرە” یک نفر شکارچی به نام احمد پسر حه‌مه فه‌ره‌ج خان زیر بهمن کوه سێ پەلکان جان خود را از دست می‌دهد.
* زمستان ۱۳۵۲، دو نفر چریک محلی وابسته به ژاندارمری وقت اهل “زاوەر” حومه پاوه بخش باینگان درگردنه «ته‌ته» به دام بهمن افتادند. تا بهار آینده جنازه آنها پیدا نشد. ۱- حه‌مه ئاغه‌ی به‌هرامی، اهل “بلەیی” ، نام پدر امین. ۲- آغای امینی، اهل “دەرەوایین.
*در بهمن سال ۱۳۵۵ در اثر ریزش بهمن در دامنه قله “هەوازوو” در منطقه دیواندره و در حومه آبادی “قەڵاگا” یک نفر شکارچی به نام “صالح سلیمی” اهل روستای “مەرەدەر”جان خود را از دست داد.
* زمستان ۱۳۵۷ در کوهستان “بنه‌جوب”روبروی روستای “فەترە زەمین” حومه ژاورود غربی زنده یاد عبدالحسن رحیمی ۳۵ساله زیر هرس جان خود را از دست داد.یادش گرامی باد.
* زمستان ۱۳۶۱، بهمن عظیمی از کوه قازی‌بگ و مسلط به آبادی “شیان” جزو هورامان ژاورود دو نفر از کوهیاران را که عاشق کوه و میهن بودند زیر گرفت و جان خود را از دست دادند و تا بهار جنازه آنها پیدا نشد.
* سال ۱۳۶۴ شهرستان اشنویه در اثر ریزش بهمن در کوه “بوزسینا” دو روستایی بنام عظیم نخچیروان و حسین آریانژاد در زیر بهمن مدفون شدند و جان دادند. یادشان گرامی باد.
* دی ماه ۱۳۶۶ عزیز شریفیان در گردنه “ژاڵانە” به طرف روستای “ دەرەکێ” اهل اورامان تخت زیر بهمن جان داد و همسفرش جمال رحیم‌زاده اهل روستای “ سەرپیر” قطع نخاع شد.
* بهمن ۱۳۶۶ دو کوهنورد در کوه آبیدر سنندج در زیر بهمن مدفون شدند و جان خود را از دست دادند. ۱-عبدالله پیر ظهیری ۲-رضا سعادتمند: تحصیل کرده آمریکا بود. یادشان گرامی باد.
* زمستان ۱۳۷۳، حمدالله محمدی در حد فاصل دو آبیدر کوچک و بزرگ در سنندج در مکانی به نام «کانی‌ماماتکه» در دی ماه بر اثر ریزش بهمن جان خود را از دست داد. وی جزو گروه کوهنوردی آرش سنندج بود و زمانی که دردیواندره در “کەڵەکان” آموزگار بود در برپایی هیئت کوهنوردی شهرستان دیواندره زحمت زیادی کشید. یادش گرامی باد.
* در بهمن سال ۱۳۶۸هـ.ش در کوهستان “زەردکە” از کوه “زەنگە‌دۆڵ” نزدیک روستای “دەرماناوێ” از بخش سوسنی و روستای “بێتوش” از بخش آلان واقع در مرز ایران و عراق در شهرستان سردشت بهمن عظیمی فرو می‌ریزد که ۲۷ نفر از کاروانیانی که برای معاش و روزی در کوهستان مرزی، کوله‌کشی می‌کردند ساعت ۵ بعد از ظهر زیر گرفت که ۲۱ نفر جان خود را از دست دادند و ۶ نفر که صدمه دیده بودند نجات یافتند که نام ۲۰ نفر از آنها و روستای محل زندگیشان به قرار زیر است.
۱-محمد رمضانی- روستای دۆڵەبی۲-عبدالله ابراهیمی- روستای دۆڵەبی ۳-خضر اسماعیلی- روستای سرچشمە ۵-حسین قادرزاده- روستای ابراهیم‌پور ۶-فتح‌الله احمدنژاد- روستای باسکە ڕووت ۷-قادر سلیمی- روستای نێودەشت ۸-صالح یوسفی- روستای نێودەشت ۹-محمد یوسفی- روستای نێودەشت ۱۰-یوسف یوسفی- روستای نێودەشت (هر سه برادر) ۱۱-یوسف یوسف‌نژاد- روستای نێودەشت ۱۲-عثمان مینایی- روستای بەری ئاشی ۱۴-عمر ملازادگان- روستای سێوەتاڵ ۱۵-احمد پور منیج – روستای دەرمان ئاوێ ۱۶-عمر باوه زی – روستای باوەزێ، کردستان عراق ۱۷ حسین – روستای “بیشیر” ،کردستان عراق ۱۸-عزیز صداقت- روستای “سوورە‌چۆم”،کردستان عراق ۱۹- محمد امین- روستای سوورە‌چۆم،کردستان عراق ۲۰- احمد- روستای سوورە‌چۆم،کردستان عراق. یاد این رنجبران زحمت کش که در تلاش برای روزی و زندگی جان خود را از دست دادند همواره گرامی باد.
* بهمن ۱۳۶۸ چهار نفر از زحمتکشان روانسر در مسیر شاهو (قوری قلعه) در مسیری بنام (لۆی حاجی حسێن) به دام هرس افتادند و جان خود را از دست دادند: ۱- احمد نقدی فرزند احمد ۲- اسکندر خالقی فرزند عبدالقادر ۳- نعمت مرادی فرزند توفیق ۴- عثمان مرادی فرزند سلیمان. یادشان گرامی باد.
* دی ماه ۱۳۶۹ حمدی طاهری دانش آموز ۱۵ ساله در مسیر گردنه “ژاڵانە” اهل اورامان تخت در مسیری به نام پیر عباس در میان برف و کولاک و هرس جان داد.
* زمستان ۱۳۷۰ رحیم اداک و جمال حسینی اهل روستای ژیوار در میان بهمن و کولاک جان دادند.
* دی ماه۱۳۷۰ محمد حسین مقدمی، سعدی بهرامی، حسین احمدی، اهل هورامان تخت در گردنه “ژاڵانە” در مسیری به نام «پیر رستم» زیر بهمن جان دادند، یادشان گرامی باد.
* در تاریخ ۰۸/۱۰/۱۳۷۰ ابراهیم لطیفی اهل زاغه سفلی حومه دیواندره در حد فاصل دو زاغه سفلی و علیا در جایگاهی بنام “هه‌ره‌سگاه” در زیر بهمن مدفون شد و زندگی را بدرود گفت.
* سال ۱۳۷۲ خالد درویش پور در کوه “شه‌تره” در منطقه پیرانشهر در زیر بهمن جان داد.
* ۱۲/۰۱/۱۳۷۴، ۹ نفر از کولبران زحمتکش در دامنه کوه “شه‌تره” در منطقه شهرستان پیرانشهر زیر بهمن جان دادند که نام چهار نفر از آنها به قرار زیر است: ۱- اسماعیل خالدی ۲- رحمان سور ۳- رشید کردار ۴- شعیب عصری و ۵ نفر دیگر که نام آنها را پیدانکردیم. یاد این رنجبران گرامی باد.
* زمستان ۱۳۷۵ مصطفی اکبری اهل روستای “کەماڵە” در گردنه “ژاڵانە” زیر بهمن و کولاک جان داد.
*زمستان ۱۳۷۵، زن آواره‌ای از کردستان عراق از روستای “دەرەکێ” به طرف کردستان عراق از مسیری به نام “حاجی ڕا” زیر بهمن و کولاک جان داد.
* زمستان ۱۳۷۶ رحمان حسین‌پور اهل ناڵۆس در اطراف «کانی خدا»ی پیرانشهر زیر بهمن جان داد.
* زمستان ۱۳۷۷ یک نفر بنام معروف‌زاده ساکن روستای شمس در کوه کیله شین واقع در حومه شهرستان اشنویه زیر بهمن جان داد.
* زمستان ۱۳۷۸ هورامان در گردنه ژاڵانە رحیم انفرادی راننده بولدزور در زیر هرس جان خود را از دست می‌دهد.
* ۱۷/۱۱/۸۲ ، عطا کرمی، فرهاد قادری اهل روستای “ڕوودبەر” در گردنه “ژاڵانە” بر اثر بهمن جان دادند. روستای “ڕوودبەڕ” بین روستای “کەماڵە” و “وەیسە” واقع شده است.
*دی ماه ۱۳۸۶ احمد ازمل اهل روستای بڵبەر در گردنه ژاڵانە در میان طوفان و بهمن جاند داد.
* در ۰۷/۱۱/۱۳۸۸ حسن رسولی شکارچی در دامنه کوه “شه تره” پیرانشهر در زیر بهمن جان‌داد.
در مسیر راه بانه به سقز “گردنه خان” به ارتفاع ۲۰۷۳ مترکه کوهستانی و بهمن‌گیر است؛ تا قبل از سال ۱۳۶۶ که تونل احداث گردد راه از گردنه خان می‌گذشت که سخت بهمن‌گیر بود و راهنمای آن مام رحمان مشهور به (مامه ڕه‌حه) بود. متولد ۱۲۵۶ شمسی برابر ۱۸۷۷ میلادی و فوت روستای «بنە‌خوێ» (BENEXVE) نزدیک شهرستان بانه. او کاروانیان و مسافران را از مسیرهای بهمن‌گیر کوهستانی راهنمایی می‌کرد و چنان به مسیرهای بهمن‌گیر آشنا بو که می‌دانست کدام مسیر و در چه وقت و ساعتی بهمن فرو می‌ریزد؛ به همین جهت به (خدای گردنه که‌لی‌خان) مشهور بود. هنوز بعد از سالها یکی از جمله‌های زنده‌یاد مامه «ره‌حه» همچون ضرب‌المثلی در افواه مردم کردستان به یادگار مانده است “نە حەقی خۆم حەرام دەکەم، نە سەگی سونج بێگوشت دەکەم” : اشاره دارد به قاطری وامانده که بر کول دارد و قرار است به روستای سونج ببرد؛ در مسیر راه قاطر می‌میرد، صاحب قاطر اصرار دارد که قاطر را پرت کند. مامه ره‌حه با شکیبایی می‌گوید: قرارمان روستای سونج است تا اونجا لاشه‌اش را می‌برم که سگ‌های روستا بی‌گوشت نمانند و حق خود را هم حرام نمی‌کنم!
مسیرهای بهمن‌گیر گردنه “که‌لی خان” بانه عبارت بودند از : ۱- بهمن یا کلیله‌ی “چاوەشان” ۲- کلیله‌ی عالف‌جار یا “هەڵەجاڕ” ۳- کلیله‌ی “ئەحمەد ئاشوور” ۴- کلیله‌ی کڵاو ڕەش ۵- کلیله‌ی “میرەدییەکان” که در همین مسیر ۱۸ نفر زیر بهمن مدفون شدند. وقایع آن به سالهای بعد از ۱۳۳۲ بر می‌گردد ) ۶- کلیله‌ی “به‌رده‌خورمای” ۷- کلیله‌ی “دۆڵەڕەش” کلیله‌ی “هەوارە دۆمان” ۸- کلیله‌ی کانی “دڵوەری“.
* در تاریخ ۰۸/۱۱/۹۵ روز جمعه در ارتفاعات روستای بیوران سردشت درحالیکه کولبران برای نان و روزی در تردد بودند بهمنی مهیب روی داد که متاسفانه جان چهار نفر از رنجبران زحمتکش این آب و خاک را گرفت. اسامی آنان : ۱- علی محمدنژاد ۱۸ ساله اهل سردشت ۲- شیرزاد عبداللهی ۲۷ ساله اهل سردشت ۳- هیوا ابراهیمی ۲۲ ساله اهل بانه ۴- دیار محمدنژاد ۲۱ ساله اهل شلماش سردشت، یاد این رنجبران زحمتکش همواره گرامی باد.
* در تاریخ ۰۸/۱۱/۹۵ کوهنوردان شهرستان بوکان که در کوه گردنه خان بانه مشغول کوهنوردی بودند در مسیر آبادی مخروبه “قوڵقوڵە” در حومه “گردە کۆ” و “پیرەومەران” متاسفانه گرفتار بهمن شدند که دو نفر از کوهنوردان سختکوش در زیر بهمن جان دادند عبارتند از : ۱- هژیر قادریان ۳۰ ساله ۲- محی الدین سلیمی ۲۹ ساله ، یادشان گرامی باد.
* در تاریخ ۱۱/۱۱/۹۵ عصر دوشنبه دو جوان اهل روستای «چشمی‌در» در ژاورو بنام داریوش شکری ۲۲ ساله و پیام محمدی ۲۳ ساله سیم‌بان اداره برق در مسیر سروآباد به اورامان در حین انجام وظیفه زیر بهمن جان دادند. یاد این عزیزان زحمتکش گرامی باد.
* در تاریخ ۲۸/۱۱/۹۵ در نصف شب بهمن روستای کردنشین “بەردە سوور” حومه راژان شهرستان ارومیه را زیر گرفت که متاسفانه پدری بنام اسماعیل و پسرش را مدفون کرد و جان خود را از دست دادند. یادشان گرامی باد.
گاه خودت را در محاصره چند بهمن می‌بینی که بسیار دیدنی است که چگونه طبیعت کور، موجود هوشیار را گرفتار نموده ، آنجا است که نیروی غول‌آسای طبیعت و ذهن تاکتیک ساز انسان ، رویارویی دارند.
– بهمن سال ۱۳۵۰ روستای “گردێنە” چنان خوفناک بود که همچون رویدادی کور طبیعت در ذهن و خاطره مردم باقی مانده است و چکامه‌ای به زبان کردی توسط ماموستا «دلسوز» در سال ۱۳۷۸ سروده شده است که عیناً زینت‌بخش مقاله می‌باشد.

ڕنوو بەفری گردێنە
ڕۆژی نوزدەی ڕێبــەنــدان
زستـــانێک بوو چ زستـــان
هەزار و سێسەد و پەنجابوو
لە بیر خــەڵکــی هــەر مـــابوو
پیـــران دەیان گێــــڕاوە
کە چ بوەو چ قەڵمــاوە
دەیان کوت بەفرێک باری
بڕێک دیــار بــوو لەداری
ڕێگاو دەرک و بان گیران
بێ خەبەر بوون لێک جیــران
ڕۆژێک کەس دەرنەکەوت
ڕێ نـەبوو بـۆ مــزگەوت
هەر نەیان دیبــوو جارێ
هێندە بـــەفــــــر ببـــارێ
هـەواڵێک دڵ تــــەزێنــــە
لـە پــڕ هـــات لە گــردێنە
لــە وێ ڕێنـــدوو هەستاوە
پێنج مــاڵــی وەبـــن داوە
کــە بــە ژن و منـــداڵـــەوە
بەبزن و مــەڕ و ماڵەوە
وە بن بـەفروقوڕ کەوتــوون
قەت کەسیان لێ دەرنــەچوون
خـــەڵکــی دێـی دەوروو بەر
ئـاگــا داربوون لە خـــەبـــەر
لە ئەحمەد بریوونێوچوان
کۆدەڵێ، زەلێ، سوورەبان
ئـــاغـــەڵان، مـــەمــــەنـــداوێ
لە داو داوێ و مــامکاوێ
لە دارمــەکۆن و سپیــداری
ساوانی ســەرێ و خوارێ
لــە مــەزرایەو بەردەســـوور
لە زۆر دێی نێزیک و دوور
بــە هــاواریانــەوە چــوون
عالەم لــەوێ وەخــڕ بــوون
ڕۆژێ تــاڵ و گـــران بــوو
خــەڵک دڵـی بــە ژان بــوو
لەوێــوە دەست بە کاربوون
چاو، بەگریان، غەمبار بوون
بــــۆ ژن و بـــۆ منـــداڵان
بـــۆ جـــوانــی چــاردەســاڵان
دەیـــــان هێنــــانــــەوە دەر
رۆژێ ســـێ چـــوار نەفـه‌ر
لـە ژێـرخاک دەر دەکەوت
نە پێنج نەشەش نـە حەوت
هــەرچی دەریــان دێنــــاوە
دەیـــان کـوت خــۆ نــەمـــاوە
شــەوو ڕۆژێک کەوتــە بەر
منـــــاڵێکیــــــان هێنــــا دەر
دەوڵەت کــە ئــاگــادار بـوو
هێلـی کۆپتێری نـــاردبـــوو
کە دیتیـــان وەزعـی وایــــە
فـــڕانــدیان بـــۆ ڕەزایــــە
خەڵکیش هــەروا بێوچـان
لــە کــەلاکــــان دەگـــەڕان
لــە ژێــر خۆڵ و بەفــر و بەرد
بەو زستانـی هــەوای ســەرد
لــە دوای هەژدە ڕۆژ گەڕان
بــە پاچ و بـــە پێمـــــەڕان
پازدە بیست بزنیـــان دیــەوە
هــەر مابوون لــە یەک جێـــوە
لە یەک جێ پازدە بێست سەر
بــە زیندوویی هــاتنـــە دەر
خەڵک هــەر وا بــێ وەستــان
بە ڕۆژی ســاردی زستان
نـاچــار بوون هــەر بگــەڕێن
لــە هەر ماڵێ لە هەر شوێن
پێنج ماڵ بە خـــاوو خێـــزان
وا لــە ژێــر بەفــر و قــوڕدان
چل نەفەر وە‌بـن کەوتــوون
کە هــەموویان بــــژاردوون
تـــا مــابــــێ ئــــــاســەوارێ
دەست هــەڵ نـاگــرین لەکارێ
لـە دوای هەژدە ڕۆژ ئـەوجار
خەڵک هەروا دەیکرد کار
دوای هەژدە ڕۆژ سەر لــەبــەر
سەگێکیان هێنـــــــاوە دەر
هەژدە ڕۆژ بە سەر چووبوو
ئـەو سەگە هەر زیندوو بــوو
دوای بیست و دوو ڕۆژان
خەڵک هەر وا دەگــەڕان
دیتیاننــــە‌وە دوو مـریشک
هەر وا زیندوو بوون بێ شک
ئــەو دێیــە وا تێک ڕمـــــا
یەک نـەبێ هیچـــی نــەمـــا
چل نـــــەفەری لـــێ مــردوون
کە هــەموویان بژاردوون
بە پیاوی شەش حەوت دێیان
ماوەی چل ڕۆژان گــەڕان
ژنێک و کچێکی چکۆڵە
ون بوون لــە ژێــــر ئەو خۆڵــە
وەهـا پــان ببــوونــەوە
تــەر میشیـان نــە‌دینـــەوە
تەرمەکان ۳۸ بوون/ بە چەند دێیانیــان نــاشتبوون
ئەو کوڕە چکۆڵەی ئەوکات
لـە مردن ڕزگـاری هات (ئەوەی بەهێلی کۆپتێر بردیان)
گەورە بـوو ژنی هێنا
مـاڵـی بــــۆ شـاری لێنـا
ئــەویش وەهـــا ڕێکەوت
وەبـــن ماشێنی کەوت
ئــاسەواری ئـــــــەو دێیـــــە
هـــەر ماوە لــە ئەو جێیـــە
منیش لە نـاوچەی سەردەشت
لە ســاڵــی حـەفتـاوو هەشت
فــە قێ بووم لــە دارمە کــۆن
پیران بــاسیان دەکــرد بـۆن
ڕۆژێ بــــــــۆ مـاسی گـــرتن
چوینـــــە گــــردێنـــــــە دیتــــن
لــەوێ هـــەر خــاوەن هــەستێ
غوربـــەتی بـــــۆ هەڵـــــدەستێ
مـــەلا بــرایمـــی عـــومـــەری
خوا لــە گونـــاهــی ببووری
دیتبووی ئــەو کارە ساتە
نووسیمــەوە ئــەو کاتە
دڵسۆز کردی بە شێعـرێ
تـــا پــەنــدی لـێ وەر بگـرێ

توضیحات نویسنده:
ئەوشێعرە کە لەلایەن مامۆستا دڵسۆزەوە بەدەنگ کوتراوە بێدەسکاری کردن و هەر وەک خۆی نووسیومەتەوە. یادشان گرامی.

۱- هرس به کوردی یعنی بهمن
۲- شعری از دوست کوهنورد و اندیشمندم حسن نیک‌ منش
۳- شعری از ژاپن
۴- کلیله: توده‌های متراکم برف را که به بهمن تبدیل می‌شوند در زبان کوردی کلیله می‌گویند.
با امتنان و سپاس از کسانی که در جمع‌آوری آمار جانباختگان زیر هرس اینجانب را یاری نمودند.
سپاس و تشکر به مسعود بالکداری اهل بانه که تنها عکسی باقی‌مانده از مامه ڕه‌حه قدیمیىترین گاید و راهنمای کوهستان های کردستان را برایم ارسال کرد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...