رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۲۵
  • کد خبر : 3526
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : توسعه‌نیافتگی و تداوم گُسست در کردستان عراق

حوادث چند هفته گذشته در عراق و مجموعه رفتارهای سیاسی کنش‌گران داخلی، منطقه‌ای و جهانی با وجود کش‌وقوس‌های فراوان، گویای نمایی کلی از یک قرن تکاپوی بیهوده برای رسیدن به دموکراسی بود. کردهای عراق، سیاستمداران دولت مرکزی عراق، مجموعه کشورهای همسایه و قدرت‌های جهانی باوجود تفاوت‌هایی در رویه‌های ظاهری نشان دادند که کماکان سیاست‌های صدسال […]

حوادث چند هفته گذشته در عراق و مجموعه رفتارهای سیاسی کنش‌گران داخلی، منطقه‌ای و جهانی با وجود کش‌وقوس‌های فراوان، گویای نمایی کلی از یک قرن تکاپوی بیهوده برای رسیدن به دموکراسی بود. کردهای عراق، سیاستمداران دولت مرکزی عراق، مجموعه کشورهای همسایه و قدرت‌های جهانی باوجود تفاوت‌هایی در رویه‌های ظاهری نشان دادند که کماکان سیاست‌های صدسال گذشته را دنبال می‌کنند. برگزاری رفراندوم در اقلیم کردستان و بعد ازآن مزایده سیاسی و بی‌تدبیری رهبران کرد، شهر کرکوک را بازهم قربانی تخاصمات مابین کردها و دولت مرکزی عراق قرارداد. فراتر از تحلیل‌های یک‌جانبه و سیل توهمات و توطئه‌ها و اتهام زدن‌ها که روزانه روانه هم‌پیمانان غربی کردها، دولت‌های همسایه و بخشی از بدنه جامعه کردهای عراق می‌شود؛ نشانه‌هایی را می‌توان یافت که اوضاع تنها ناشی از یک توطئه و یا هماهنگی قدرت‌ها و یا خیانت بخشی از بدنه اتحادیه میهنی کردستان نبود که این نشانه‌ها را می‌توان در یک صدساله گذشته به اشکال گوناگون در اقصی نقاط خاورمیانه رسد نمود.
تجربه بیست‌وچندساله کردها در حکمرانی منطقه خودمختار اقلیم کردستان عراق نشان داد که علیرغم تمامی ادعاهای حکومت و رهبران سیاسی آنها حکومت و سامان سیاسی در این منطقه سرابی بیش نبوده است و آنچه را که شاهد بودیم سیستمی چند پارچه، ضعیف و فاقد کارایی بود که در حد فرمانداری یک شهرستان کوچک هم نبود که در طول چند سال گذشته با وجود فروش میلیاردها دلار نفت و ذخایر زیرزمینی نتیجه آنچنانی به بار نیاورده است. سیستم آموزشی معیوب نسلی را پرورش داده که معلوم نیست به دنبال چه آینده و ایده‌ای خواهند بود. بودجه‌بندی و تقسیم درآمدها حتی در حد یک دولت رانتیر نبوده است و میزان برخورداری خانواده بارزانی و طالبانی و دیگر خانواده‌های صاحب کرسی قدرت، موضوعی پنهان و غیرقابل محاسبه است. نظام تأمین اجتماعی و درمان در طول این سال‌ها رشد چندانی نداشت است، صنایع و کارخانه‌های آن‌چنانی رشد نکرده است و بیشتر کارگاه‌ها مونتاژ کارخانجات کشورهای همسایه است که آنها نیز خود مونتاژ کارخانجات بزرگ جهان هستند. نظام آموزشی آکادمیک و تربیت متخصص معیوب است، سیستم استخدام‌ها وابسته به وابستگی و سهام احزاب سیاسی بخصوص یکیتی و پارتی است. سیستم نظارتی رشد نکرده است؛ سیستم قضایی وجود خارجی ندارد و بیشتر مناصب و جایگاه‌های سیاسی و نظامی را رهبران و کادرهای حزبی اشغال نموده‌اند. بدون وابستگی حزبی رسیدن به مناصب بالاتر دور از انتظار است، سیستم حمل‌ونقل و جاده و زیرساخت‌های ارتباطی ناکارآمد است، سیستم بیمه و خدمات اجتماعی بسیار ضعیف است، سفارت‌خانه‌ها و سازمان‌های گوناگون سیاسی، نظامی و اقتصادی خارجی، بدون نظارت و کنترل در حال فعالیت هستند، هر شخص و گروهی می‌تواند بدون ترس با آنها ارتباط داشته باشد و همکاری نماید، مبنای سیاست خارجی نه ایدئولوژیک است، نه مبنای معامله‌گری است و صرفاً امتیازاتی به دولت‌های گوناگون داده شده است.
نظام حزبی و وجود گروه‌ها و احزاب سیاسی بالغ بر سی عدد که معلوم نیست تنها بر روی کاغذ وجود داشته‌اند و آیا عینیت یافته‌اند مشخص کرد که حزب در خاورمیانه و اقلیم کردستان تنها وسیله و ابزار تأمین منافع شخصی و گروهی است و احزاب سیاسی نه‌تنها نتوانستند هیچ‌گونه بسیج مردمی به وجود بیاورند بلکه بخشی از یک بدن بیمار به نابودی بیشتر آن کمک نمودند. ربودن بخشی از بودجه، ایجاد دفتر روابط خارجی احزاب، جنگ‌ها و درگیری‌های داخلی بر سر تقسیم قدرت و منافع شخصی و حزبی مشخص نمود که احزاب سیاسی اقلیم کردستان دفتر دعاوی منفعت اشخاص و گروه‌ها و دولت‌های خارجی بودند و در پایان آنچه در کمترین درجه اهمیت قرار داشت منافع مردم و مصلحت عمومی بود؛ و از سوی دیگر حزب‌بازی و جنگ برای به دست آوردن منافع اقتصادی و تسخیر جایگاه‌های قدرت مسئله‌ای واضح که تلاش اشخاصی همچون شاسوار عبدالواحد برای حزب‌سازی مؤید این مسئله است و به عبارتی می‌توان با چند نفر تخریبچی و افراد بی‌پروا در اقلیم کردستان حزب درست کرد و از حکومت امتیاز گرفت.
آزادی مفرط و نقش سوئد را در خاورمیانه بازی کردن موضوعی است که در این سالها نمودی عینی داشت؛ بخشی از رهبران سیاسی کرد احساس می‌کردند از این راه می‌توان نظر افکار عمومی جهان و دولت‌های بزرگ را به خود جلب نمود اما واقعیت این است که فضای بی‌بندوبار رسانه‌ای و رشد قارچی شبکه‌های ماهواره‌ای، روزنامه و هفته‌نامه و مجله در چنین وضعی و در چنین جامعه‌ای تیغ در کف زنگی مست نهادن است و آنها در شرایط بحرانی بیشترین ضربات را بر پیکر این اقلیم خودمختار وارد کردند. رسانه‌های مختلفی که بیشتر کارشان فحاشی و ضدیت با این اقلیم بود با بودجه و سرمایه‌های مردم، مولد تفرقه و نزاع در میان مردم شدند و طیفی گسترده از گروه‌های سلفی تا آنارشیست‌ها که دل با داعش داشتند اما در اقلیم کردستان به نام سلفی و اخوان و… از سرمایه‌های مردم استفاده کردند؛ آنارشیست‌هایی که هیچ نوع نظم سیاسی را برنمی‌تابیدند و در شرایط ضعف و ناکارآمدی دولت اقلیمی ضربات روانی بزرگی بر آن وارد نمودند.
احزاب اپوزسیون چون جنبش تغییر، جامعه اسلامی و اتحاد اسلامی نه‌تنها نقش برانداز بلکه مخرب را دارند؛ آنها از سویی در قدرت سهیم هستند و از سوی دیگر خود را منتقد درون نظام سیاسی می‌دانند و پنهانی از قدرت‌های دیگر پول می‌گیرند و برای براندازی حکومت اقلیم با آنها همکاری می‌کنند. عدم درک واقعی از حزب و اپوزیسیون و منتقد، موضوعی نیست که با رشد قارچی احزاب و رسانه‌ها پدید بیاید. عشیره‌گری و مناسبات قبیله‌ای تا عمق فعالیت‌های سیاسی در این منطقه نفوذ کرده است و مرزبندی‌های قومی و قبیله‌ای، زبانی، مذهبی و فرقه‌ای جای رویه‌های دموکراتیک را گرفته است و بنابراین ایجاد حزب و برگزاری انتخابات را به‌هیچ‌وجه نمی‌توان معادل دمکراسی محسوب نمود. این موضوع نیاز به استدلال چندانی ندارد و آمارها و عملکرد احزاب و حضور مردم در انتخابات و بعدها رویکرد اکثریت نسبت به حقوق اقلیت‌ها موضوعی است دامنه‌دار که در تمام این سال‌ها قابل مشاهده است.
رهبران سیاسی اقلیم کردستان همچون سلف خود در صدسال گذشته فاقد پختگی سیاسی و رفتاری منطبق با معادلات سیاسی داخلی و منطقه‌ای و بین‌المللی هستند و بارزانی و طالبانی تفاوت آنچنانی با شیخ محمود برزنجی، احمد بارزانی و… ندارند و با وجود چند دهه مبارزه سیاسی به علت عدم همراهی مشاورین آگاه نتوانستند معادلات سیاسی منطقه‌ای را رصد نمایند و همگام با آن برای این اقلیم و مردمش تصمیم‌گیری کنند. بی‌توجهی به سیاست‌های دولت‌های همسایه و تحرکات آنها، اعتماد و خوش‌باوری مفرط به دولت‌های غربی موضوعی است که در یک قرن گذشته سابقه دارد؛ اعتماد به روسیه، اروپا و آمریکا بارها کردها را در مواقع مواجهه با دولت عراق در موضع ضعف قرار داده و این ناشی‌گری و خوش‌باوری در عرصه سیاست، موضوعی نیست مربوط به امروز باشد و در گذشته هم این وضعیت بارها تکرار شده است.
در همین حال، سیاستمداران عرب عراق چه سنی و چه شیعی نشان دادند که ذهنیت پان‌عربی و بعثی خود را رها نکرده‌اند و برخورد نوری مالکی و عبادی و صدام حسین و قاسم با کردها، تفاوت چندانی باهم ندارند و تنها موقعیت سیاسی و موضع ضعف و توانایی در قدرت موجب تصمیم‌گیری متفاوت آنها شده است. حاکمان بغداد، توجه چندانی به مؤلفه‌هایی چون مذهب و دموکراسی و آزادی و… ندارند و آنچه که اهمیت دارد نژاد عربی است و در مقابل آن تفاوت شیعه و سنی و مرزهای جغرافیای رنگ می‌بازد و کشورهای عربی همچون عربستان نیز دقیقاً پیرو این تز بوده و هرگونه همکاری و قرارداد را در صورت به مخاطره افتادن اصل عرب بودن، زیر پا خواهند نهاد. برای سیاستمداران عرب عراقی، کرد، ترکمن و آشوری و… تفاوتی ندارند و آنچه به نام تمامیت ارضی کشوری عربی برای آنها مطرح است به حدی مهم و خطیر خواهد بود که حاضرند انفال و بمباران شیمیایی در حلبچه را نیز رقم بزنند و اینک نیز آشکار است که در صورت مقاومت کردها، پیش‌بینی جنگ و کشتاری دیگر دور از انتظار نیست؛ چون حقوق مردم کرد در هر صورت برای آنها امری پذیرفته شده نیست. آنها در عمل ثابت کردند که پایبندی چندانی به قانون اساسی فدرال ندارند و آنچه که آنها را وادار به نرمش در برابر کردها و خطاب نمودن آنها به‌عنوان دوست و برادر نمود مبارزه با داعش بود؛ اشتباه بزرگی که بارزانی و رهبران کرد در این ائتلاف مرتکب شدند و عبادی آراسته با کراوات و مبادی آداب را باور کردند در حالی که آشکار شد که جان و مال کردها به اندازه گره کراواتش اهمیت نداشته و ندارد. آن مرد ضعیف و محترم، اینک به مردی جنگجو و قدرت‌طلب تبدیل شده که به احتمال زیاد حذف تمام دستاوردهای اقلیم را در سر می‌پروراند. عبادی و دیگر رهبران سیاسی عراق با ذهنیتی بعثی و زیرکانه جنگ داعش و وضعیت ناامن عراق را به سود خود پایان بردند؛ آنها با همکاری نیروهای پیشمرگ داعش را از بین بردند و اینک با این تجربه و شناسایی نیروهای پیشمرگ و نیروهای سیاسی کرد از خانواده طالبانی استفاده ابزاری نموده و کرکوک را به تصرف خود درآوردند و اینک در حال تحقق گام مهم و بعدی هستند و آن به دست گرفتن گذرگاه‌های مرزی و محاصره نظامی و سیاسی و اقتصادی اقلیم کردستان است که به نظر می‌رسد با پیشرفت اختلافات داخلی میان کردها و تحقق دو اداره سیاسی سلیمانیه و اربیل و بهت و سردرگمی آنها در حال تشدید است و آنچنان راهی تا رسیدن به این وضعیت باقی نمانده است.
عراق سرزمینی است با واحدهای سنتی چون عشیره و ایل و مناسبات اجتماعی نیز معمولا بر این مدار می‌چرخد و کردها در این میان بیشترین آسیب را دیده‌اند. راهکاری که غرب برای توسعه این منطقه در نظر گرفت با تغییراتی مدلی بود که در زمان پهلوی دوم در ایران دنبال شد و غرب گمان می‌کرد با فروش تکنولوژی و تولیدات خود و معادله نفت در برابر تکنولوژی می‌تواند توسعه سیاسی را در جامعه محقق نماید موضوعی که در یک دهه گذشته در اقلیم کردستان دنبال شد و بسیاری از تحلیلگران بدین باور رسیدند که اربیل نسخه دیگری از دبی است و اقلیم کردستان به رشد و توسعه فراوانی دست‌یافته است؛ آنها یا غافل بودند و یا تعمداً می‌دانستند که این راهی که اقلیم در پیش گرفته نه‌تنها به توسعه سیاسی ختم نمی‌شود بلکه هرج‌ومرج بیشتری به دنبال خواهد داشت. دلارهای نفتی، فساد خانواده‌های حاکم و تقسیم خام درآمد جامعه‌ای کاهل، تن‌آسا و متوقع را بار آورده است که خود را همچون طفلی نازپرورده می‌یابد و توقع پدر و مادر ثروتمند را در سر می‌پروراند که تمام نیازهایش را بدون کوشش و تلاشی برآورده نماید. فساد اقتصادی در اقلیم کردستان جای توسعه سیاسی را گرفته و احزاب شخصی و خانوادگی با شرکت‌های نفتی روی صفحه شطرنج لرزان و سست سیاسی اقلیم سیاست‌بازی می‌کنند و گمان می‌کنند به توسعه رسیده‌اند و گویا به‌جای رسیدن به یک سیستم سیاسی منسجم و قانونمند و مبتنی بر رفاه عمومی به دنبال پارچه‌پارچه نمودن اقلیم و ایجاد سی اداره متشکل از سی حزب هستند که هرکدام در شهرک و دهستان دفتر و بنای نظام اداری حزبی راه بیندازند. توسعه سیاسی صرفاً آمار و ارقام کمی نیست و تا رسیدن به شاخصه‌های آن راه درازی در پیش است. با تمام این تفاسیر باید منتظر بود که چشم‌انداز مبهم این منطقه ساکنانش را به کدام سو سوق خواهد داد؛ رهایی از عراق یا شلطه دوباره بغداد اما با شرایطی غامض‌تر از گذشته.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...