رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۳ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Tuesday 19 February

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۰
  • کد خبر : 3528
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : «ندارد»؛ حکایت دردها
نگاهی به داستان ندارد اثر علی اشرف درویشیان

«ندارد»؛ حکایت دردها

ندارد، داستانی تلخ با روایتی ساده و شیوا از«علی اشرف درویشیان» نویسنده و داستان‌نویس کورد زبان است که تلخی‌های نداری و تضاد طبقاتی رابیان می کند. (ندارد) نمونه‌ای از داستان‌های قلم محرومان علی اشرف درویشیان است که جزئیات زندگی محرومان را همیشه درنوشته هایش می بینیم. علی اشرف درویشیان که خود در محله «آبشوران» کرمانشاه […]

ندارد، داستانی تلخ با روایتی ساده و شیوا از«علی اشرف درویشیان» نویسنده و داستان‌نویس کورد زبان است که تلخی‌های نداری و تضاد طبقاتی رابیان می کند.
(ندارد) نمونه‌ای از داستان‌های قلم محرومان علی اشرف درویشیان است که جزئیات زندگی محرومان را همیشه درنوشته هایش می بینیم.
علی اشرف درویشیان که خود در محله «آبشوران» کرمانشاه قد کشید و پاین زندگی را از نزدیک دیده است که اینچنین رنج کشیدن یک جمع از ندارها را روایت می کند.
رئالیسم که سبک همیشگی داستان‌های درویشیان است در «ندارد» نیز بخوبی به چشم می‌خورد و تا استخوان خواننده نفوذ می‌کند.
هرکس «ندارد» را می‌خواند ناخواسته در کلاس شخصیت داستان «نیاز علی» پا می‌گذارد و از نزدیک خجالت‌ها و نداری و سرفه‌های خونین‌اش را می‌بیند و درد تمامی بچه‌های آن را درک می‌کند. همین امر در نوشتن یعنی موفقیت برای یک نویسنده هرگاه «ندارد» را می‌خوانیم آن سرمای کشنده و نگرانی‌های «نیازعلی» و محرومی آن مدرسه کوچک و درد کشیدن راوی آن که معلم کلاس است را می‌توان درک و لمس کرد. شیوا نویسی یا بهتراست بگوییم روان‌نویسی دور از کلمات سنگین و فلسفی مستقیم دور از حاشیه روایت کردن را می‌توان در این داستان و دیگر آثار درویشیان دید. حال نگاهی گذرا خواهیم داشت
برگوشه‌هایی از این داستان:
…کاغذهای مشقش را از میان زباله‌دان مدرسه پیدا می‌کرد. مشقش راکه خط می‌زدم احساس می‌کردم که روی زندگی‌اش خط می‌کشم. ظهرها به خانه نمی‌رفت.کفش‌های لاستیکی روی مچ پایش خط قرمز بدرنگی کشیده بود و اثر زخم بجاگذاشته بود…. وقتی که بچه‌ها بازی می‌کردند او کنار دیوار می‌نشست آسمان را تماشا می‌کرد. سرفه‌اش می‌گرفت و خون بالا می‌آورد. دلم می‌خواست ببشتربا او حرف بزنم… زمستان آمد بچه‌ها ازدهات دور می‌آمدند وقتی که می‌رسیدند به آدم‌های یخی شباهت داشتند…
همانطورکه دراین سطرهای داستانی خواندید حس غریب کم بود و نداری اهالی پایین دست یک اجتماع را لمس کردید. داستان تاآنجا پیش می‌رودکه معلم از بچه‌ها می‌خواهد هرکدام خاطره و یا خوابی را که دیده‌اند روایت کنند نوبت که به «نیاز علی» می‌رسد نیمی دیگراز محرومیت او پدیدار می شود. تلخی ازکار افتادگی پدر و کارکردن زجرآور مادر برای شخصیتی بنام مش قربان . البته زن‌های بسیاری بوده و هستندکه همانند مادر نیازعلی یک تنه خرج زندگی و فرزندان را با تمام رنج اجتماع فراهم می‌کنند.
ندارد را باید آینه‌ای شفاف با لعابی زشت و باطنی دردآور دانست از تضادطبقاتی از دیرباز تا امروز یک ملت. ندارد را باید خواند تاقدری باتفکر و هدف نو بسنده‌ی فقید و تازه درگذشته آن آشناشد. «ندارد» را بخوانید تا با حقایق یک اجتماع آشناشوید.
«ندارد» حکایت امروزی بسیاری از خانواده‌های جامعه ما است.

مهدی بیرانوند روژمان

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

بیانیه تحریریه روزنامه روژان در واکنش به دروغ‌پردازی برخی کانال‌های مجازی

مغز فندقی‌ها/ قلم مسئول و مصیبت‌های آن

بدواً عرض می‌کنیم ما کسانی که در روژان قلم می‌زنیم با اطمینان، به اتفاق همکارانمان در دیگر نشریات استان آرزو کرده و می‌کنیم که ای کاش فعل و فعالیت مسئولان ما به گونه‌ای بود که رفاه و آسایش و امنیت خاطر را به مردم هدیه می‌کرد و از قِبَل حرف و حرکتشان مملکت بر ریل توسعه می‌چرخید؛ آن وقت ما محررین، توسن قلم را در دشت بلاغت و فصاحت جولان می‌دادیم و با ردیف کردن همة صناعات ادبی در رسا و ثنای مسئولان، مثنوی‌ها می‌سرودیم و به نشانه شکرگزاری، دست نیاز به سوی پروردگار دراز می‌کردیم که خدایا این سروران را از سر ما دریغ مدار که سروریشان باعث سرفرازی ما شده است؛ اما چه کنیم که چنین نیست؛ ما هم بنا به وظیفه دینی و اخلاقی و حرفه‌ای خود مجبوریم آلام مردم را بازگو و به سمع و نظر مردم برسانیم شاید دستی از آستین همت به در آید و تیمارگری بنشیند. ما کی هستیم که چنین حقی داریم؛ فعالان عرصه رسانه‌‌‌های جمعی که رکن چهارم دموکراسی‌اش می‌نامند و برقراری نظم و نسق، مستلزم وجود و فعالیت مثبت ماست؛ مائی که از قواعد و قوانین بهره می‌گیریم و در پی هدایت امور در بستر بهبود به نام مردم و از سوی مردم می‌گوئیم و می‌نویسیم. در واقع ما آئینه تمام‌قد رفتارهای مسئولان هستیم؛ اگر خوبند خوب نشان می‌دهیم و اگر بدند بد. نه در خفا، که به صراحت می‌گوییم: از آنجا که در شرایط فعلی شرایط سختی بر جامعه حاکم است لذا ما مجبور به بیان حقایقی می‌شویم که ممکن است برای حضرات مسئولان تلخ و گزنده باشد لذا توقع اخم و تخم، خط و نشان کشیدن و... هم هست که دیده و شنیده‌ایم اما ایفای مسئولیت، بالاتر از همه خطرات است، چه ما به ارزش قلم و تراوشاتش نیک آشنائیم و می‌دانیم که خدای منان به آن سوگند خورده است؛ «ن والقم و ما یسطرون». در چنین حالتی کسی نباید از ما توقع واژگون‌کاری و باژگون‌گوئی داشته باشد؛ اگر خواهان تعریف و تمجید هستید بفرمائید؛ مسئولیت و اختیار دارید به مردم خدمت کنید تا مشمول عنایت شوید و گرنه ما معذوریم. نویسندگان و دست‌اندرکاران این نشریه به شهادت صفحه‌های روژان در تمام سال‌های عمر، همیشه فریادگر مردم و مصالح و منافعشان بوده‌اند؛ به ناحق سیاه را سفید و سفید را سیاه نکرده‌اند و در بستر این سیر، فشار را هم تحمّل نموده‌اند. در این میان گاهاً اظهار نظرهائی در مورد روژان ابراز می‌شود که جای تاسف است؛ جدیداً در منبعی نه چندان شناخته شده برای مردم، انگ و رنگی به روژان زده‌اند که گویا ارگان سپاه است و با استفاده از رانت، 85 تن کاغذ از دولت گرفته است!! در باره این انگ‌نامه که ظاهرا به بهانه تجلیل مدیرکل ارشاد اسلامی از روژان به بیرون تراوش پیدا کرده است باید گفت عجبا از این استدلال، استخراج و استنتاج؟ بازدید مدیرکل ارشاد کردستان و اهدای لوح تقدیر، امری مرسوم است و هرازچند‌گاهی صورت می‌گیرد و تمام دفاتر نشریات ...