رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۹
  • کد خبر : 3538
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : زلزله هم بیدارمان نکرد

چند روز دیگر شور و غلیان و احساسات عمومی فروکش می‌کند و یا متوجه موضوعی بحرانی دیگر می‌شود؛ همچون اختلاس بانک و یا خشک شدن دریاچه‌ای و یا شعارنویسی زیر پست اینستاگرام فردی مخالف ایران و خبرنگاران به خانه‌هایشان برمی‌گردند. هیجانات رسانه‌ای به سمت دیگر متوجه می‌شود و روز از نو و روزی از نو؛ […]

چند روز دیگر شور و غلیان و احساسات عمومی فروکش می‌کند و یا متوجه موضوعی بحرانی دیگر می‌شود؛ همچون اختلاس بانک و یا خشک شدن دریاچه‌ای و یا شعارنویسی زیر پست اینستاگرام فردی مخالف ایران و خبرنگاران به خانه‌هایشان برمی‌گردند. هیجانات رسانه‌ای به سمت دیگر متوجه می‌شود و روز از نو و روزی از نو؛ اما زلزله کرمانشاه در میان تمام این هیجان‌ها و حماسه‌سازی‌های رسانه‌ای آزمونی بزرگ است با درس‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی که مشکلات و نواقص جامعه ما را آشکار می‌سازد و این مسائل هرچند آرام و بی‌صدایند اما انگار با زلزله‌ای بالای ۷ ریشتر هم چندان ما را متوجه خود نخواهد کرد و این تعارضات اجتماعی کماکان ادامه خواهند یافت و اما آنچه این آزمون ناخواسته برملا کرد را لازم است بیان نمایم تا شاید کسی برای آینده بیندیشد.
زلزله کرمانشاه نشان داد که علیرغم نهادسازی و شعارهای بزرگ و دهان‌پرکن، مدیریت بحران تنها روی کاغذ است و در جریان شکل‌گیری بحران خود آن موجب تشدید بحران می‌شود و به عبارتی هم مدیریت بحران برای تشدید بحران و ایجاد شور و هیجان و حماسه بیشتر در جامعه ایجاد شده است و در میانه صدها نهاد متداخل و تصمیم‌گیرنده عملاً ستاد و مدیریت تنها امری فرمالیته و نوشته شده در کاغذها و فرمان‌های اداری است و مسئولین ادارات گوناگون و مردم بدون هماهنگی و همراهی به کار خود ادامه می‌دهند.
زلزله کرمانشاه نشان داد باوجود قررگرفتن ایران بر روی نوار زلزله، هیچ‌گونه اقدامی برای مقاوم‌سازی انجام نگرفته و مسئولین و نهادهای مربوطه بجای نظارت صحیح و تشویق مردم با ایجاد موانع و هزینه‌ها و عوارض ساخت‌وساز، به ساخت مسکن غیرمجاز کمک کرده‌اند و آنهایی هم که مجوز گرفته‌اند با عبور از قانون و دستگاه نظارتی ظاهرسازی کرده‌اند و علیرغم اتهام‌زنی به مهندسین به باور من در این مسئله همه ما مقصر هستیم و عملاً هیچ‌گونه آینده‌نگری در جریان ساخت‌وساز وجود ندارد و بخصوص اقشاری که کار بساز و بفروش انجام می‌دهند با به‌کارگیری بدترین مصالح و تدابیر، بزرگ‌ترین افتضاح را به بار آورده‌اند.
زلزله کرمانشاه نشان داد اعتماد چندانی میان نهادهای مردمی و دولتی وجود ندارند و کمک‌های طرفین با قصد به دست آوردن قدرت بیشتر و تخریب رقیب انجام می‌گیرد و جنگ رسانه‌ای پنهان و آشکاری میان آنها وجود دارد که همدیگر را به بی‌نظمی و بی‌برنامگی و نرسیدن کمک به نیازمندان واقعی و تبعیض در توزیع متهم می‌کنند و نهادهای دولتی با در اختیار داشتن رسانه رسمی سعی در حذف رقیب داشتند و فضای مجازی هم در تسخیر نیروهای مردمی.
زلزله کرمانشاه نشان داد که تضاد و تعارض میان رسانه ملی و رسمی و فضای مجازی و غیررسمی برقرار است. فضای مجازی سریع، گسترده و بدون سانسور و ملاحظه، به ترسیم فاجعه و گاه پخش شایعات و تخریب رسانه‌های رسمی گام برمی‌داشت و فضای رسانه رسمی، آهسته و محتاط و با ملاحظه همه جوانب به گزارش فاجعه می‌پرداخت؛ تا جایی که دو طرف، مردم را به توجه نکردن اخبار رقیب توصیه می‌کردند. رسانه ملی و رسمی از ایجاد شایعه و بزرگ‌نمایی فضای مجازی سخن می‌گفت و فضای مجازی، رسانه رسمی را به توجیه کاستی‌ها و عادی جلوه دادن وضعیت متهم می‌کرد؛ درحالی‌که هر دو طرف دستی در آتش داشتند از بی‌توجهی مردم به تخریب سخن می‌گفتند و به عبارتی باید وضعیتی آشفته را در این شرایط متصور بود که به اختلال در کمک‌رسانی و ناکارآمدی و بی‌نظمی بیشتر کمک می‌کرد.
زلزله کرمانشاه نشان داد مسکن مهر که مردم با تقبل سختی‌ها و فروش طلا و اندوخته کودکانشان بدان دست یافتند نه‌تنها جایی برای مهر نداشت بلکه کابوس مرگ آنها را رقم زد؛ خیانتی بزرگ که به‌طور حتم و براساس مصداق ضرب‌المثل مشت نمونه خروار اغلب پروژه‌ها به این شکل ساخته شده است. مسکن محرومان، مسکن مستضعفین و…
زلزله کرمانشاه به ما نشان داد که در مواقع فاجعه و بحران هم دعواهای سیاسی را فراموش نکنیم و به‌جای تدبیر در امور و و حل مشکلات مردم، بازار مقصریابی و اتهام زنی را داغ کنیم و هرکس دیگری را متهم ‌کند؛ یکی گناه زلزله را گردن رفراندوم بیندازد، دیگری گردن بی‌حجابی و آن دیگری آن را آزمون الهی برای مردم بی‌گناه و دست که از آن کوتاه شد و مردم قانع نشدند، کارزار به جناح چپ و راست و بالا و پایین کشیده می‌شود و از همین‌الان پرونده انتخابات بعدی و شعارهای تبلیغاتی گشوده می‌شود؛ از شورای روستا گرفته تا نماینده مجلس و ریاست جمهوری سعی در پر کردن توشه خود از فاجعه‌اند و مردمی که این میان قربانی می‌شوند و کودکانی که باید در این زمان و مکان بزرگ شوند و آینده‌سازان مملکت شوند.
زلزله کرمانشاه نشان داد که علیرغم تقبیح امری ناپسند در جامعه، امکان حذف آن بیشتر در رؤیا وجود دارد؛ باوجود تقبیح فراوان از سلفی گرفتن در پلاسکو، با کودک بیمار و در مراسم رجم شیطان، بازهم منطقه زلزله‌زده کانون سلفی گرفتن شد. عکس با دیوار و خانه فروریخته، عکس با پیرمردی که همه اعضای خانواده‌اش را از دست داده، سلفی با نوزاد تازه متولد شده، سلفی با سگ مرده‌یاب! سلفی با وانت حامل آب‌معدنی و نوار بهداشتی و سیل خودروهای دولتی و هنرمندان و سلبریتی‌ها، مجریان تلویزیون و ورزشکاران با محموله‌ای از کمک و چند عکاس و فیلم و عکس از اهدای کمک به مردم زلزله‌زده برای درج در تلگرام و اینستاگرام و فیسبوک.
ما نشان دادیم خودنمایی و افزایش فالور از حرمت و عزت نفس زلزله‌زده ارزشمندتر است و حاضریم با جسد زیر آوار عکس بگیریم به شرطی که توجه مخاطبان را به خود جلب کنیم. اگر قصد کمک بود نیازی به آوردن ده‌ها دوربین و عکس و فیلم از فلان بازیگر و ورزشکار و مداح و مسئول نبود. کمک باید مخفیانه باشد و با حفظ عزت و آبروی مصیبت‌زده؛ اما افسوس که بازار سلفی و نمایش همراه با ترحم فاجعه برایمان مهم‌تر بود.
زلزله کرمانشاه نشان داد که در این جامعه باوجود حس غلیظ ترحم و دلسوزی و نوع‌دوستی، کسانی هم هستند که جیبشان از جان دیگران برایشان ارزشمندتر است، غارت محموله‌های کمک، پایین آوردن کمک به‌زور از خودروها و حتی ضرب و شتم رانندگان؛ دزدیدن کمک‌ها، موضوعی بود که علیرغم سعی در کتمان و لاپوشانی، متأسفانه وجود داشت و من شخصاً ناظر بودم مبادی شهرها و در میانه راه‌های روستایی عده‌ای سودجو با موتورهای آماده و کمک‌هایی که به غارت می‌رفت و چنین در فاجعه و بحران هم دزدی بخشی از عادات روزمره ماست و غیرقابل کتمان.
زلزله کرمانشاه نشان داد که حس نوع‌دوستی و کمک به همنوع، هنوز در میان مردم زنده است و در مواقع بحران و فاجعه این حس، به بالاترین اندازه خود رسیده و حتی غیر قابل کنترل می‌شود و ما هنوز نتوانسته‌ایم در راستای بهبود اوضاع اجتماعی و ترسیم افق‌های خوب و آینده‌نگری آنرا مدیریت نماییم و این احساس و هیجان را به سمت عقلانی شدن و ترسیم آینده‌ای بهتر سوق دهیم؛ کما اینکه شاهد هستیم افراد در این وضعیت حاضرند حتی خارج از توان خود به همنوعان مصیبت‌زده کمک نمایند اما حاضر نیستند در مقاوم‌سازی ساختمان‌های شخصی خود هزینه کنند و با زرنگی و پرداخت رشوه و تخطی از قوانین استحکام ساختمان، به ایجاد بحران کمک می‌نمایند.
زلزله کرمانشاه نشان داد حتی مردمی که مصیبت‌زده‌اند برای آینده قصد و برنامه‌ای برای جلوگیری از تکرار فاجعه ندارند و تا جایی که در مناطق زلزله‌زده قبلی شاهد بوده‌ایم، ایمن‌سازی و مقاوم‌سازی ساختمان کماکان همچون قانونی سرسختانه و به‌مثابه عوارض و مالیات و فشار دولت نگریسته می‌شود و از آن‌سوی مسئولین و مجریان امر سعی می‌کنند به‌صورت فوری و سریع کار ساختمان‌سازی را جهت آمارسازی و نشان دادن موفقیت خود به پایان برسانند.
و دست آخر اینکه زلزله کرمانشاه نشان داد ما مردمی هیجانی و احساساتی هستیم و تنها مدت کوتاهی پیگیر فجایع و مصائب همدیگر هستیم و به مدت کوتاهی حافظه ما همه‌چیز را فراموش می‌کند و نه گامی برای خود برمی‌داریم و نه برای دیگران؛ همچون دوستی‌ها و روابطی که تا زمان مرگ سست و ضعیف است و در هنگامه مرگ و عزا دورترین بستگان هم دور هم جمع می‌شوند و برای از دست دادن فردی که تا دقایقی قبل از مرگ احساسی نسبت به وی نداشته‌اند سخت‌ترین شیون‌ها را می‌کنند و چند روز بعد از مرگ دوباره کدورت و سردی روابط و دشمنی و زخم‌ها باز سر باز می‌نمایند. امروز در فاجعه ترک و کرد و عرب و بلوچ، شیعه و سنی و زرتشتی و مسیحی در کنار هم شیون و عزا می‌کنیم و فردا…

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...