رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۳
  • کد خبر : 3544
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : حال ناخوش مادران دیار «دالاهو»
گزارش روژان از زلزله دشت ذهاب

حال ناخوش مادران دیار «دالاهو»

  یکشنبه‌شب بود و حوالی ساعت ده، برخی‌ها میهمانی بودند و برخی بساط شام را تازه پهن کرده بودند و برخی ها هم تولد فرزندشان را جشن می‌گرفتند. اما حکایت زندگی در روستاها چیز دیگری بود. زن خانه صبح را به رفت و روب خانه و سرد و گرم بچه‌ها به شب رسانده و در […]

 

یکشنبه‌شب بود و حوالی ساعت ده، برخی‌ها میهمانی بودند و برخی بساط شام را تازه پهن کرده بودند و برخی ها هم تولد فرزندشان را جشن می‌گرفتند. اما حکایت زندگی در روستاها چیز دیگری بود. زن خانه صبح را به رفت و روب خانه و سرد و گرم بچه‌ها به شب رسانده و در انتظار مرد خانه بود که برگردد… اما بناگاه همه چی دگرگون شد؛ او نه مرد زندگیش را دید و نه بچه‌هایش را، چشم که باز کرد در بیمارستان تهران بود و آدمهای ناشناس بالاسرش. اینک نه اجاقی دارد و نه آغلی و نه مردی… او باید ادامه مسیر حیات را تنها و بدون همسر و تنها فرزندش طی کند. این حکایت سودابه و بسیاری از زنان روستاهای دشت ذهاب است، زنانی که روزهای سختی را پیش رو دارند. در اینجا روستای کوئیک، زمان ایستاده و زندگی بر خلاف عقربه‌های ساعت می‌چرخد.
این روزها دیار دالاهو حال خوشی ندارد؛ حادثه و مصیبت در چند ثانیه اتفاق افتاد. در ظلمات شب زمین غرید و حرکت کرد و در این میان، بسیاری سراسیمه به خیابان‌ها ریختند. همه چیز در یک چشم به‌هم زدن به هم خورد.
شوک زلزله، اهالی نه تنها دهها روستا و ساکنین «ازگله»، «سرپل ذهاب» «ثلاث باباجانی»و چند شهر دیگر را سخت تحت تاثیر قرار داده بلکه مسئولان ستاد بحران و بسیاری از ادارات دولتی و رسانه ملی و خبرگزاری‌ها را گیج کرده و تا صبح روز بعد چیزهایی بنام خبر تحویل مردم دادند که خود، روز بعد مجبور به تکذیب آن شدند. شب اول بر سر تعداد کشته‌ها بحث بود، فرماندار قصر شیرین خبر برخی منابع محلی را که تعداد کشته‌ها را ۶ نفر اعلام کرده بود به شدت تکذیب و صحیح آنرا ۴ نفر اعلام کرد! و این نقطه آغاز نادیده انگاشتن عمق فاجعه و القای جزئی‌پنداری زلزله کرمانشاه بود. من خبرنگار، گفتم خوب در بین این خبرها اختلاف بر سر دو نفر چیزی نیست! نهایتا دوبرابرهم بشود به ۲۰ نفر تلفات نمی رسد؛ اما واقعیت چیز دیگری بود. صبح روز بعد کم کم واقعیتها روشن شد. پراکنده‌گویی مسئولان تا آنجا پیش رفت که استاندار کرمانشاه در سومین روز حادثه صدایش درآمد و همکارانش را نهیب داد آمار صحیح ارائه دهند.
اما این طرف و در دور و بر خودمان، حکایت چیز دیگری بود، همدردی با زلزله‌زدگان «ازگله» سبب شد تا همه گرد هم جمع شوند، از مامه رحمان پیرانشهر که بار قاطرش را روانه دشت ذهاب کرد تا آن روستای مرزی مریوان و پیرزن تکابی که فرش زیر پایش را به نیازمندان هدیه کرد. حس نوع دوستی در عرصه ملی وکردستان به اوج‌ رسید. در همین سنندج‌ پیرزنی فرش خانه خود را و نوجوانی با وجود سرمای پاییزی کاپشن تن خود را اهدا نمود. همه بسیج شدند. همه آمدند و هرچه در توان داشتند به مراکز جمع آوری تحویل دادند تا به دست زلزله زدگان برسد. در این میان اگرچه سلفی گرفتن برخی‌ها با لباس کوردی و ژست آنچنانی یا سواستفاده برخی دیگر بنام انجمن و مرکز جمع آوری کمک و سواستفاده از احساسات پاک مردم مایه تاسف خیلی‌ها شد، اما زلالیت و پاکی اکثر خیران و سازمانهای مردم نهاد به حدی فراگیر بود که این ضعف‌ها در جامعه به شدت رنگ باخت و خیلی زود همه در یک مسیر قرار گرفتند و آن ابراز همدردی با زلزله‌زدگان بود. اقدام سازمانهایی نظیر کمیته امداد و هلال احمر در همراهی با مردم روزهای خوبی رقم زد که جای تقدیر دارد.
علاوه بر اینها بخش خصوصی و اندک واحدهای فعال تولیدی و در راس آن ایستک کردستان با محموله‌ای به ارزش ۵۰۰ میلیون تومان و همت سازمان نظام مهندسی ساختمان کردستان در فراخوان جلب کمکهای مردمی هفته گذشته خوش درخشیدند.
این خیزش عمومی، از سویی شور و شوق و احساس مسئولیت فراوان مردم نسبت به سرنوشت همنوعانشان را به نمایش گذاشت و از دیگر سو افزایش اعتماد به نهادهای مدنی را در سطح وسیعی از شهرها و روستاها نشان داد و ثابت کرد این سرمایه اجتماعی توانسته در کنار دولت، بخش عمده‌ای از نیازهای مردم آسیب‌دیده را برآورده سازد.
به‌عقیده بسیاری از کارشناسان، حضور فعال مردم و نهادهای مدنی، نباید صرفا محدود به چنین روزهایی باشد. به عبارت دیگر باید کنش‌های هیجانی و مقطعی مردم به کنش‌های عقلانی و پایدار تبدیل و در فرایند توسعه استان بنابه اقتضای زمان و مکان بکار گرفته شوند.
زنگی برای بیداری
در ارزیابی وقایع روزهای اخیر باید گفت زلزله اخیر ضرورت بازنگری در قوانین برای چابکسازی دولت در مواجهه با بحران را بار دیگر آشکار ساخت و نشان داد نظام اجرایی نه فقط در مسیر سرمایه‌گذاری، بلکه در امدادرسانی نیز فاقد کارایی لازم است.
هواپیمای حامل کمکهای اردوغان به زلزله‌زدگان عراقی صبح روز بعد از حادثه (دوشنبه) در فرودگاه سلیمانیه بر زمین نشست و نزدیکی‌های ظهر همان روز ۵۰ کامیون حامل کمکهای ترکیه از مرز فیشخاپور گذشتند درحالیکه هزاران آواره سرپل زهابی تا دو روز بعداز زلزله، در حسرت یک بطری آب مانده بودند و ستاد بحران ما پس از گذشت ۱۵ ساعت از وقوع زلزله، تازه از اعلام آماده‌باش نیروهای امدادرسان خبر می‌داد! و اگر نبود اقدام سریع نیروهای مردمی و بسیجی و حضور فرمانده‌هان سپاه و ارتش از همان آغاز وقوع حادثه، شاید تلفات بسیار بیشتر خود را نمایان می‌ساخت.
اگر خواهان پیشرفت و توسعه هستیم باید دولت را چابک کنیم. بپذیریم که بوروکراسی و قوانین خشک حاکم بر بسیاری از دوایر دولتی، مانع تسریع در کار است و با انتظارات مردم از دولت فرسنگها فاصله دارد.
نمایندگان مجلس و مقاماتی که چشم به توسعه و پیشرفت کشور دوخته‌اند باید برای چابکسازی دولت در همه عرصه‌ها وارد عمل شوند، اگر امروز نجنبیم روز به‌روز در این باتلاق فربگی بیشتر گرفتار خواهیم شد.
ایران تنها تهران نیست
به میان انبوه آوارگان دشت ذهاب می‌رویم؛ مردم از ستاد بحران کشور و رسانه ملی گله‌مندند و می‌گویند مرگ ۵۰۰ نفر، مصدومیت و آوارگی هزاران نفر دیگر، آنقدر مهم بود که شبکه خبر به میزان حادثه آتش سوزی پلاسکو برای آن وقت می‌گذاشت!
و سخن آخر اینکه این حادثه تلخ هم مانند بسیاری از حوادث دیگر فراموش می‌شود و آنچه از آن باقی می‌ماند خاطره‌ای برای ملت و درس عبرتی برای مسئولان است که در حافظه‌ها و لابلای تاریخ به یادگار می‌ماند و آیندگان براساس آن قضاوت خواهند کرد.
عکس: عطا حسینی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...