رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۶ بهمن ۱۳۹۷
  • الجمعة ۹ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Friday 15 February

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ - ۱۸:۱۹
  • کد خبر : 3566
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : کردها ﺗﻤﺎﻡ مرگ‌ها ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ کرده‌اند

جورج ریترز جامعه‌شناس آمریکایی می‌گوید: «کردها ﺗﻤﺎﻡ مرگ‌ها ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ کرده‌اند ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﯿﭻ کُردی ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻧﻤﺮﺩﻩ است.» دراین میان کُردهای ایلام، کرمانشاه و کردستان، در طول تاریخ، همواره میهن‌دوستی را با سلحشوری و مرزداری خود بروز داده‌اند و در برابر دشمن، نستوه و متهور جنگیده‌اند، آنان همواره با فرازوفرودهای زندگی با […]

جورج ریترز جامعه‌شناس آمریکایی می‌گوید: «کردها ﺗﻤﺎﻡ مرگ‌ها ﺭﺍ ﺗﺠﺮﺑﻪ کرده‌اند ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﯿﭻ کُردی ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻧﻤﺮﺩﻩ است.»
دراین میان کُردهای ایلام، کرمانشاه و کردستان، در طول تاریخ، همواره میهن‌دوستی را با سلحشوری و مرزداری خود بروز داده‌اند و در برابر دشمن، نستوه و متهور جنگیده‌اند، آنان همواره با فرازوفرودهای زندگی با صبوری و نجابت رویارویی داشته‌اند. تا جایی که همه مرگ‌ها را تجربه کرده‌اند.
و حالا این روزها، کُردهای غرب ایران، کُردهای کرمانشاه، کردهای “ دالاهو “ مرگ در زلزله را نیز تجربه می‌کنند. راستی کُردها چه به کَرات مُرده اند!
و چه بسیار درتاریخ زنده‌اند!
و اما چه شبیه‌اند به هم؛ جنگ و زلزله!
جنگ، بحران و خونبازی دارد، زلزله نیز هم جنگ، پشته‌هایی از کشته‌ها دارد، زلزله نیز هم در جنگ و زلزله از نگاه مردم، قهرمانان وشِبه قهرمانانی، ظهور وافول می‌کنند اما تنها این ایثارگران و شاهدند که به‌عنوان قهرمانان واقعی در ذهنشان مانا خواهند شد. در جنگ عده‌ای خود را مَرد خط مُقدم جبهه می‌دانند اما حتی در پشت جبهه هم تاب نمی‌آورند. اینجاست که تنها مدافعان واقعی وطن، با خلق حماسه‌ها، برای همیشه در تاریخ ماندگار می‌شوند.
در جنگ، سیاست کمرنگ می‌شود اما محو نمی‌شود. سیاستمداران در بحبوحه نبرد با دشمن، جنگی از نوعی دیگر طراحی می‌کنند؛ جنگ قدرت. و این بدان مفهوم است که سیاست همواره در همه‌جا هست. در تاریکی جنگ، در روشنایی صلح، در دهشتناکی زلزله.
در زلزله همگان، به هر طریقی، نوع‌دوستی خود را بروز می‌دهند. همه می‌خواهند قهرمان باشند، همه می‌خواهند محبوب مردم باشند؛
هنرپیشه‌ها، کشتی‌گیرها، فوتبالیست‌ها، نمایندگان مجلس و افزونتر از بقیه، سیاستمداران!
راستی کسی که در خونبارش زلزله، با کشته‌ها و پشته‌ها عکس سِلفی می‌گیرد محبوب مردم است؟
کسی که کمک‌های مردمی را به یغما می‌برد چطور؟
مدیران کانال‌های تلگرامی که برای افزایش ممبرها، عکس‌های جعلی، خبرهای مأیوس‌کننده و تصاویر زلزله‌های کشورهای دیگر را منتشر می‌کند چطور؟
رسانه‌ای که جنازه‌های زنان و کودکان زلزله‌زده را به نمایش می‌گذارد، محبوب است؟ مسئولی که در جلسه ستاد بحران زلزله، به نحو نمایشی به کارکنان زیرمجموعه خود امرونهی می‌کند، توپ وتشر می‌زند، محبوب می‌شود؟
از کنار همه این وقایع که بگذریم، یک اتفاق مهم مُسَجَل می‌شود؛
مردم به فراست دریافته‌اند که زلزله‌ی
“ سرپُل ذهاب “ کرمانشاه، سخت، رنگ سیاست به خود گرفته است و پس‌لرزه‌های دعواهای سیاسیون، آن‌ها را می‌آزارد. سیاستمداران، زلزله را بهترین زمان برای تسویه‌حساب‌های سیاسی و جناحی تلقی می‌کنند. منتقدان دولت، در رسانه‌های حامی خود، فرمانداران و استانداران را بی‌کفایت، دستپاچه و بی‌تدبیر خطاب می‌کنند. حامیان دولت، دولت‌های گذشته را مسبب ویرانی‌های زلزله معرفی می‌کنند؛
“مسکن مهر، گورستان زلزله‌زدگان.”
یکی برای حضور مسئولان بر دیوار ترک‌خورده‌ی شهر زلزله‌زده، تابلوی خیرمقدم نصب می‌کند، دیگری هم می‌نویسد:
– شب‌به‌خیر آقای رئیس بپا خاکی نشوی…!
و این بدان مفهوم است که در این روزهای ویرانی و آوارگی، آوار سیاست، آوار قهرمان‌پروری و آوار فریبکاری و نیرنگ، بیشتر از آوار زلزله روح و جان مردم را نشانه گرفته ست. یعنی اینکه حاشیه‌های سیاسی و دعواهای جناحی، متنِ فاجعه زلزله و الزامات مدیریت بحران را به فراموشی سپارده است.
در این گیرودار، به یاد بیاوریم که در جنگ تحمیلی، همه برای همه شهید می‌شدند، کسی به فکر قهرمانی و سیاست‌بازی نبود. در زلزله‌ی جنگ، ما هشت ریشتر بحران را تجربه کردیم. با هشت ریشتر وضعیت قرمز نلرزیدیم، نترسیدیم، حتی خَم به اَبرو نیاوردیم. جنگ که آمد، آژیرهای قرمز، اضطراب‌های زرد و انتظارهای سفید را با خود آورد. هشت ریشتر زلزله جنگ که آمد، موشک‌ها پس‌لرزه آوردند، “میگ”ها پس‌لرزه آوردند، “میراژ”ها پس‌لرزه، “آواکس”ها پس‌لرزه آوردند. جنگ هزاران پس‌لرزه داشت، هزاران تخلیه شهر، هزاران آوارگی، هزاران مقاومت، هزاران پایداری؛ و حالا زلزله‌ی سَرپُل ذهاب کرمانشاه هفت ریشتر بحران به ارمغان آورده است. سقف‌ها فروریخته‌اند، دیوارها آوار شده‌اند، کُردهای نجیب دالاهو، زیر کوهی از آوارها، مرگ را تجربه کرده‌اند آن‌گونه که زمین از شگفتی این‌همه ویرانی، دهان باز کرده ست و مردمان سوگوار زاگرس، زیر سقف آسمان، ستاره‌های امید را جستجو می‌کنند. دقایق پراضطراب را می‌شمارند، ثانیه‌های سنگین را …
مردم اما با نوع‌دوستی خود، با همبستگی ملی و انسجام قومی چه نیکو، همدلی را و ایثار را به نمایش می‌گذارند! یعنی اینکه همه‌ی ایرانیان، کُردها را دوست دارند؛ یعنی اینکه زاگرسیان، جاودانه‌ی حماسه‌ها و بحران‌ها هستند. آنان به‌خوبی می‌دانند دوستان خدا، مُقربان اویند و هرآینه به سُنت ابتلا دچار می‌شوند؛
«هرکه در این بزم مقرب‌تر است جام بلا بیشترش می‌دهند»
آنان خوب می‌دانند که آسمان خانه همیشه آفتابی نیست. گاهی ابرهای تیره بی‌آنکه انتظارشان را داشته باشیم ظاهر می‌شوند و گرمی خانه را می‌گیرند.
القصه آن‌سان که در طول ۸ سال در برابر ۸ ریشتر زلزله جنگ، نستوه و سرافراز ایستادگی کردیم، بحران این ۷ ریشتر زمین‌لرزه گُسل زاگرس را نیز با همبستگی ملی به‌زانو درمی‌آوریم؛ و به خاطر بسپاریم که زلزله و بحران‌هایش هم با تمام نامرادی‌هایش، پایان می‌یابند، لذا به نوید آسمانی آن عزیز بالادست امیدوار باشیم که فرموده:
« اِن مَعَ العُسر یُسرا »

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

بیانیه تحریریه روزنامه روژان در واکنش به دروغ‌پردازی برخی کانال‌های مجازی

مغز فندقی‌ها/ قلم مسئول و مصیبت‌های آن

بدواً عرض می‌کنیم ما کسانی که در روژان قلم می‌زنیم با اطمینان، به اتفاق همکارانمان در دیگر نشریات استان آرزو کرده و می‌کنیم که ای کاش فعل و فعالیت مسئولان ما به گونه‌ای بود که رفاه و آسایش و امنیت خاطر را به مردم هدیه می‌کرد و از قِبَل حرف و حرکتشان مملکت بر ریل توسعه می‌چرخید؛ آن وقت ما محررین، توسن قلم را در دشت بلاغت و فصاحت جولان می‌دادیم و با ردیف کردن همة صناعات ادبی در رسا و ثنای مسئولان، مثنوی‌ها می‌سرودیم و به نشانه شکرگزاری، دست نیاز به سوی پروردگار دراز می‌کردیم که خدایا این سروران را از سر ما دریغ مدار که سروریشان باعث سرفرازی ما شده است؛ اما چه کنیم که چنین نیست؛ ما هم بنا به وظیفه دینی و اخلاقی و حرفه‌ای خود مجبوریم آلام مردم را بازگو و به سمع و نظر مردم برسانیم شاید دستی از آستین همت به در آید و تیمارگری بنشیند. ما کی هستیم که چنین حقی داریم؛ فعالان عرصه رسانه‌‌‌های جمعی که رکن چهارم دموکراسی‌اش می‌نامند و برقراری نظم و نسق، مستلزم وجود و فعالیت مثبت ماست؛ مائی که از قواعد و قوانین بهره می‌گیریم و در پی هدایت امور در بستر بهبود به نام مردم و از سوی مردم می‌گوئیم و می‌نویسیم. در واقع ما آئینه تمام‌قد رفتارهای مسئولان هستیم؛ اگر خوبند خوب نشان می‌دهیم و اگر بدند بد. نه در خفا، که به صراحت می‌گوییم: از آنجا که در شرایط فعلی شرایط سختی بر جامعه حاکم است لذا ما مجبور به بیان حقایقی می‌شویم که ممکن است برای حضرات مسئولان تلخ و گزنده باشد لذا توقع اخم و تخم، خط و نشان کشیدن و... هم هست که دیده و شنیده‌ایم اما ایفای مسئولیت، بالاتر از همه خطرات است، چه ما به ارزش قلم و تراوشاتش نیک آشنائیم و می‌دانیم که خدای منان به آن سوگند خورده است؛ «ن والقم و ما یسطرون». در چنین حالتی کسی نباید از ما توقع واژگون‌کاری و باژگون‌گوئی داشته باشد؛ اگر خواهان تعریف و تمجید هستید بفرمائید؛ مسئولیت و اختیار دارید به مردم خدمت کنید تا مشمول عنایت شوید و گرنه ما معذوریم. نویسندگان و دست‌اندرکاران این نشریه به شهادت صفحه‌های روژان در تمام سال‌های عمر، همیشه فریادگر مردم و مصالح و منافعشان بوده‌اند؛ به ناحق سیاه را سفید و سفید را سیاه نکرده‌اند و در بستر این سیر، فشار را هم تحمّل نموده‌اند. در این میان گاهاً اظهار نظرهائی در مورد روژان ابراز می‌شود که جای تاسف است؛ جدیداً در منبعی نه چندان شناخته شده برای مردم، انگ و رنگی به روژان زده‌اند که گویا ارگان سپاه است و با استفاده از رانت، 85 تن کاغذ از دولت گرفته است!! در باره این انگ‌نامه که ظاهرا به بهانه تجلیل مدیرکل ارشاد اسلامی از روژان به بیرون تراوش پیدا کرده است باید گفت عجبا از این استدلال، استخراج و استنتاج؟ بازدید مدیرکل ارشاد کردستان و اهدای لوح تقدیر، امری مرسوم است و هرازچند‌گاهی صورت می‌گیرد و تمام دفاتر نشریات ...