رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۹
  • کد خبر : 3609
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : پروژه مسکن مهر؛ پیدایش زاغه نشینی مدرن

امروزه رشد روزافزون جمعیت واقع در شهرها و به تبع آن تغییر و تحولات بافت کالبدی شهر، مولفه‌های کیفیت زندگی شهری را تحت تاثیر قرار داده است. افزایش جمعیت شهرها که خود نتیجه مهاجرت‌های روستا – شهری و نابرابری‌های منطقه‌ای است، کاربری مسکونی را که اصلی‌ترین و مهم‌ترین کاربری موجود در سطح شهر است، تحت […]

امروزه رشد روزافزون جمعیت واقع در شهرها و به تبع آن تغییر و تحولات بافت کالبدی شهر، مولفه‌های کیفیت زندگی شهری را تحت تاثیر قرار داده است. افزایش جمعیت شهرها که خود نتیجه مهاجرت‌های روستا – شهری و نابرابری‌های منطقه‌ای است، کاربری مسکونی را که اصلی‌ترین و مهم‌ترین کاربری موجود در سطح شهر است، تحت تاثیرات مثبت و منفی خود قرار داده است. مسکن و حق بهره‌مندی از آن، جزئی از مهم‌ترین و البته اساسی‌ترین نیاز‌های انسان است؛ تحولات جمعیتی و افزایش تقاضا جهت بهره‌مندی از مسکن مناسب در دو دهه اخیر باعث بالا رفتن قیمت آن گردید و در پی آن، افراد کم‌درآمد شهری جهت تامین طبیعی‌ترین نیاز خود، یعنی حق سکونت و بهره‌مندی از مسکن مناسب، با مشکلات عدیده‌ای مواجه شدند، بنابراین با تصرف غیر قانونی زمین‌های حاشیه شهری توسط این افراد، شاهد پدیده‌ای مشکل‌آفرین به نام حاشیه‌نشینی یا سکونتگاه‌های غیر رسمی بوده‌ایم، البته ناگفته نماند که پیدایش این نوع رشد خودرویی و سکونتگاه‌های غیر قانونی، به دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ بر می‌گردد، که آن هم نتیجه پدیده انقلاب سفید و سیاست اصلاحات ارضی بود که روستاییان را وادار به ترک محل سکونت و مهاجرت گسترده به شهرهای اطراف نمود‌ که بعدها، افزایش نرخ رشد جمعیتی و نیاز به مسکن، بافت کالبدی نامناسب حاشیه‌نشینی را گسترش داد و این رشد شتابان و غیر قانونی باعث بازتولید فقر و به مخاطره‌انداختن کیفیت محیط زیست و کاهش کیفیت زندگی گردید. از مهم‌ترین ویژگی‌های این نوع سکونتگاه‌های غیررسمی، تصرف غیر قانونی زمین، عدم رعایت اصول شهرسازی و معماری، عدم استفاده از مصالح مرغوب و مطلوب، نداشتن مشروعیت قانونی و تبدیل شدن به کانون اصلی بزه‌کاری و فعالیت‌های اقتصادی غیر قانونی است. البته ذکر این نکته نیز ضروری است که پیدایش سکونتگاه‌های حاشیه‌ای و زاغه نشینی، در اغلب کشور ها مشهود بوده است، به طوری که تا دهه ۱۹۶۰ با غلبه دیدگاه لیبرالی و نادیده گرفتن این نوع سکونتگاه‌ها و سپس در دهه‌های بعدی با برخورد محافظه‌کارانه و رویکرد تخریب و بعد از آن توجه به خودیاری ساکنان تا سال ۱۹۹۰ و از این تاریخ به بعد، با دیدگاه تغییر نگرش نهاد‌های بین‌المللی و توجه به توانمند‌سازی ساکنین تاکنون همراه بوده است. امروزه تامین مسکن جهت اقشار کم‌درآمد و آسیب‌پذیر شهری به یک موضوع و مسئله اصلی تبدیل گردیده است. در کشور ما نیز با توجه به قانون اساسی، داشتن مسکن مناسب حق هر خانواده ایرانی با اولویت افراد کم درآمد شهری است و بر اساس قانون، دولت موظف است سیاست‌هایی را جهت حل معضل مسکن این گروه ها، تدوین و عملیاتی نماید. مرور برنامه‌های عمرانی بعد از انقلاب و همچنین برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بعد از انقلاب اسلامی، بیانگر آن است که تا سال ۱۳۹۴، به صورت مدون، اجرایی و عملیاتی به بحث مسکن کم‌درآمد‌ها توجهی نشده است، برنامه چهارم توسعه، وزارت راه و شهرسازی را موظف به تهیه طرح جامع مسکن تا پایان سال اول برنامه چهارم نمود؛ در همین راستا، دولت نهم با هدف ایجاد تعادل میان عرضه و تقاضای مسکن، رونق بخشی به تامین مسکن، تامین مسکن اقشار کم درآمد و بی بضاعت، کاهش هزینه‌های مسکن از سبد هزینه خانوار، برقراری عدالت در دسترسی به مسکن مناسب، سیاست مجموعه های مسکن مهر را تدوین و اجرایی نمود. در واقع این تنها برنامه مدون و عملیاتی بخش مسکن، در طول حدود ۷۰ سال برنامه‌ریزی بوده است. پروژه مسکن مهر با حذف قیمت زمین از قیمت تمام شده واحدهای مسکونی و پرداخت نصف هزینه صدور پروانه ساختمانی و هزینه آماده‌سازی زمین و تاسیسات زیربنایی از محل بخش یارانه مسکن، برای دهک‌های ۱ تا ۵ درآمدی، تجربه‌ای جدید با هدف تامین مسکن اقشار کم‌درآمد جامعه است. قبل از هر چیز باید گفت که مسکن مناسب، شامل فضای سکونتی است که آسایش، دسترسی مناسب، امنیت، پایداری، دوام سازه‌ای، زیرساخت‌های اولیه از قبیل آبرسانی، بهداشت و درمان، محیط زیست سالم، برخورداری از تسهیلات اولیه و همچنین زمینه رشد و تقویت روابط همسایگی را فراهم سازد. در بخش حمایت‌های دولتی در رابطه با تامین مسکن، از گذشته تاکنون در سطح کشور، سه نوع ساخت و ساز وجود داشته است، اول؛ مسکن آزاد، که به دلیل نداشتن استانداردهای الگوی مصرف مسکن و در برگرفتن سطح بالای زیربنا، بخش خصوصی و دهک های بالای درآمدی در ساخت و ساز آن سهیم هستند. دوم، مسکن حمایتی است که بخش خصوصی سازنده آن است و بخش دولتی با پرداخت تسهیلات بانکی و پرداخت یارانه تامین انشعاب از آن حمایت می‌کند و سوم، مسکن اجتماعی است که به طور مستقیم توسط دولت و با هدف تامین مسکن اقشار کم‌درآمد اجرا گردیده است. این نوع مسکن، برگرفته از تجارب سایر کشور ها از جمله آلمان و کره جنوبی است، در واقع نام مسکن مهر برگرفته از ایده مسکن اجتماعی است که به طور خاص، اقشار کم درآمد شهری را مورد توجه قرار می دهد، این سیاست در کشور ما، با در نظر گرفتن سه اصل پس انداز، انبوه سازی و کوچک سازی اجرایی گردید. بنابراین می توان‌گفت که سیاست مذکور، از لحاظ برنامه‌ای و ماهیتی، راه حلی مطلوب، علی‌الخصوص جهت اقشار کم درآمد بوده است، اما با اجرایی شدن شتابزده این طرح و ظهور عینی پروژه‌های مسکن مهر در سطح شهرهای مختلف، شاهد ایجاد شکاف و فاصله گرفتن برنامه‌ها با واقعیت موجود بوده‌ایم. مکانیابی غیر اصولی و نامناسب، دورافتادگی از نقاط شهری، عدم دسترسی به تسهیلات رفاهی و امکانات اولیه از جمله شبکه آبرسانی و برق و گاز، تاخیر در اجرا و تحویل مسکن مهر، عدم توجه به اصول شهرسازی و معماری موجود در مقررات ملی ساختمان، استفاده از مصالح نامرغوب، نمای خارجی یکسان، بی روح و کسل کننده و مهم‌تر از همه، عدم استحکام سازه‌ای به دلیل ضعف در مدیریت اجرایی از مهم‌ترین نواقص و معایب پروژه‌های مسکن مهر است که وجود بسیاری از واحد های مسکونی خالی از سکنه گویای این واقعیت است. وقوع حادثه تلخ زمین‌لرزه در استان کرمانشاه و تخریب مساکن مهر و به تبع آن، تلفات جانی و مالی، واقعیات نهان را در پس این ساختمان ها نمایان ساخت. در نتیجه باید گفت که تفاوت اصلی پروژه های مسکن مهر با سکونتگاه های غیر رسمی و زاغه‌نشین، داشتن مشروعیت قانونی مسکن مهر بوده است و از لحاظ اصول شهرسازی و مقاومت بنا در برابر بلایای طبیعی همچون زلزله، با هم تفاوت چندانی ندارند، بنابراین می توان گفت که مسکن مهر، نوعی زاغه نشینی مدرن است که صرف کمیت را در نظر گرفته و با ساخت و ساز شتابزده، بدون برنامه و غیر اصولی، کیفیت را فدای کمیت نموده است و نظام برنامه‌ریز شهری، شیوه مدیریت اجرایی و شهرسازی از پیش برنامه‌ریزی شده را زیر سوال برده است.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...