رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۴ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 13 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۸
  • کد خبر : 3621
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : صلح چرا؟

صلح را باید با تمام وجود فریاد زد، جهان کنونی محتاج صلح است، نباید ترسید و از انگ و تهمت هراسید، حتی اگر به بزدلی و خودباختگی متهم شویم به باور من باید صلح را به گفتمان مسلط در جهان تبدیل کرد.

به‌جرئت می‌توان گفت در دنیای آشفته کنونی و بخصوص در شرایط بغرنج خاورمیانه از صلح سخن گفتن کاری است دشوار و همراه با انگ و تهمت و افتراهای گوناگون که درنهایت به حاشیه رفتن و فرمالیته خواندن، سیاست زدا بودن را به دنبال خواهد داشت و در این میان جنگ اما جایگاهی بس رفیع در ذهن و اندیشه انسان کنونی یافته است تا جایی که جنگ عملی مقدس تلقی می‌شود که همراه با تعریفی متهورانه، شجاعانه و قهرمانانه گشته است و متأسفانه در این میان چنین نگاهی به مفهوم جنگ و تقدس بخشی به آن در خاورمیانه حاد و پررنگ است.
هم‌زمان با ورود انسان به عصر مدرن، امید به زندگی، افزایش رفاه و آرامش و امنیت و درنهایت رسیدن به سعادت بشری عناصری بودند که در ادامه مدرنیته مورد توجه بودند، عناصری متأثر از توسعه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی همراه با پیشرفت تکنولوژی و صنعت و غلبه بشر بر طبیعت و مهار نیروهای قهری آن، درواقع با ورود به عصر مدرن بشر به دنبال افق‌های نویی از زیستن بود که همراه با عناصر فوق به دنبال کاهش درد و آلام وی بود
اما این تمام ماجرا نبود؛ مدرنیته در کنار نویدهای تازه از رفاه و آرامش و امنیت، موجب سر برآوردن نیروهای مخرب و واکنش‌های خشونت‌آمیز در برابر خود شد. مدرنیته به همراه خود افزایش بهبود وضعت بهداشت و درمان را به دنبال داشت که متعاقب آن افزایش رشد جمعیت جهان را نیز در پی داشت با افزایش رشد جمعیت منابع روبه کاهش گذاشت و در کنار تلاش برای تولید بیشتر و تخریب طبیعت، تلاش بری دستیابی به منابع موردنیاز ازجمله انرژی منجر به تنش و نزاع گردید تا جایی که بخش قابل توجهی از این نزاع و خشونت‌های ناشی از آن به دلیل مسئله تقسیم آب، غذا و نفت و گاز بوده است، موضوعی که همچنان همچون زخمی تازه پیکر جوامع انسانی را می‌خراشد و خونابه‌هایش تیرگی و سبعیت را در صفحات تاریخ ثبت می‌نماید.

از سوی دیگر افزایش جمعیت و واحدهای سیاسی با ظهور ذهنیت تجزیه‌طلب و جدایی افکن جوامع انسانی را به دسته‌های فراوان و متنازعی تبدیل شده که زیر چتر دین، نژاد، زبان، مذهب، به‌صورت ایدئولوژی‌های مرگبار درآمده و جهانی با چند میلیارد نفر جمعیت میلیاردها تقسیم‌بندی را در پی داشته است که همگی دنبال غیریت سازی و دشمن‌تراشی و انسجام خود علیه دیگری می‌باشند و هر دسته و گروه منافع و آرمان‌هایش را به‌گونه‌ای تعریف نموده که در تضاد با گروه و دسته همسایه‌ای قرار گرفته که فارغ از همنوع بودن تا دیروز دارای سابقه زیست و منافع مشترک بوده است.
جنگ و خشونت‌های متأثر از این تقسیم‌بندی‌ها و ایدئولوژی‌های مرگبار سرتاسر قرن بیستم را به میدان کشتار انسان تبدیل نمود و میلیون‌ها انسان در جنگ‌های جهانی اول و دوم، در حملات استعماری، در جنگ‌های رهایی‌بخش و استقلال‌طلبی و… کشته شدند و مدرنیته سرآغازی شوم را با تمام جنبه‌های مفید و سازنده‌اش به دنبال داشت.
واکنش‌ها هم به مدرنیته از پیامدهای آن ویرانگرتر بود، بنیادگرایی، جهان شرق و غرب، کمونیسم و لیبرالیسم، اسلام و غرب، استعمارگر و مستعمره و مفاهیمی ازاین‌دست نیز دهه‌ی گذشته زندگی بشر را آماج خشونت و خونریزی ساخته است و ترور و کشتار انسان‌های بیگناه بنام ضدیت با مدرنیته موضوعی است که بیشتر جوامع به نحوی آنرا تجربه نموده‌اند.
در چنین شرایطی، جنگ واژه‌ای مقدس شده است، در میان طرفداران مدرنیته و همچنین دولت‌ها و حامیان حفظ‌ وضع موجود مدال‌ها و نشانها و رتبه‌ها و جوایز و عناوین قهرمان و شجاع و مبارز همه و همه بر سینه و گردن کسانی آویخته شده است که در کشتن انسان‌ها، در پیشبرد جبهه‌های جنگ در سرکوبی‌ها بیشترین نقش را داشته‌اند. قهرمان، پهلوان، مبارز، لایق و مرد شایسته لقبی است برای قاتلان زندگی، برای کشتن، برای نابودی همنوع و آن‌سوی طیف نیز داستان به همان صورت شکل می‌گیرد، مبارز، مجاهد، چریک، ایثارگر، شهید همه مفاهیمی مرتبط با جنگ و خشونت‌اند، وعده‌های این جهانی و آن جهانی، حقوق و مزایا، امکانات رفاهی و تفریحی در اختیار ارتش‌ها و نیروهایی است که بر طبل جنگ می‌زنند، گفتمانی هم در این میان پشتیبانی و بازتعریف زیستن در این دنیای آشوب‌زده را بر عهده می‌گیرد، دشمن سازی، توطئه انگاری، خودمحوری، خودحق پنداری، دنبال تفاوت و اختلاف‌ها. تفرقه‌اندازی همه دالهای گفتمانی هستند که دنبال جنگ‌افروزی هستند و با تحریک احساسات و سرکوب عقلانیت مرگ و کشتن دیگران را تبلیغ می‌نمایند.
خاورمیانه کنونی آوردگاه و تجلی نمایش‌هایی است که مملو از عناصر فوق‌اند، شجاعت و جوانمردی و پاکی و صداقت و مردانگی یعنی جنگ، یعنی کشتن و تمام اینها گفتمانی را رقم‌زده‌اند که سخن گفتن از صلح را بسی دشوار نموده است، ترسو بودن، خودفروش بودن، خائن بودن، الینه شدن، کفتار صفتی، لاشخور بودن، بزدلی و هزاران انگ و صفت دیگر تنها نمود و واکنشی است در مقابل مخالفت با جنگ‌افروزی، مخالفت با دشمن سازی، مخالفت با جنگ و کشتن همنوع،
صلح در عین زیبایی و زمانی بودن واژه‌ای غریب در عالم واقع کنونی است و سخن از دوری گزیدن از جنگ و خشونت، هزینه‌های سنگینی دارد. به نظر می‌رسد با اردوگاه‌های کنونی و جبهه‌های شکل‌گرفته برای جنگ، جهان مثل یک قرن گذشته کماکان محتاج صلح است و صلح به‌اندازه آب و غذا نیاز انسان کنونی است، مدرنیته باید بر اساس مبانی انسانی صلح و دوستی، تسامح و تساهل باید به‌نقد و بازآفرینی خود بپردازد، سرکوب واکنش‌های بنیادگرایانه و ضد مدرن به‌وسیله اسلحه و سرکوب هیچ‌گاه صلح را به ارمغان نخواهد آورد و تجربه سرکوب‌های گذشته نشان می‌دهد هر جنگی خود باعث ده‌ها جنگ دیگر شده است و جنگ تنها و تنها بازتولید جنگ است و بس و به‌هیچ‌عنوان نمی‌توان انتظار داشت از لوله تفنگ صلح و دوستی زاییده شود و آنچه نقص مدرنیته همچون بحران‌های زیست‌محیطی و اپیدمی‌های انسان نامیده می‌شود بخشی از این ناکارآمدی و نقص را نیز باید غیبت صلح و دوستی و بحران جنگ خشونت نامید، انسان کنونی باید منافع و آرمان‌هایش را به شکل جدی مورد تردید قرار دهد، منافعی که تحدید و تهدیدکننده منفعت و زندگی و جان و مال دیگر انسان‌ها باشد نه‌تنها منفعت انسانی نیست بلکه اسلحه‌ای برای مرگ و نیستی و تباهی تا زمانی که منفعت عمومی انسان‌ها به شکل عام بازتعریف نشود، منفعت هر قوم و آیین و گروه و نژادی عامل مرگ و نابودی دیگر گروه و دسته و نژاد و آیین‌ها خواهد بود.
صلح را باید با تمام وجود فریاد زد، جهان کنونی محتاج صلح است، نباید ترسید و از انگ و تهمت هراسید، حتی اگر به بزدلی و خودباختگی متهم شویم به باور من باید صلح را به گفتمان مسلط در جهان تبدیل کرد.

افراسیاب جمالی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...