رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۲
  • کد خبر : 3636
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : جنبش دانشجویی در ایران
به مناسبت 16 آذر روز دانشجو

جنبش دانشجویی در ایران

با تأسیس دانشگاه تهران زمینه و بستر لازم برای فعالیت‌های دانشجویی در ایران به وجود آمد؛ در کنار این رویداد مهم داخلی از زمان قاجار اعزام دانشجو به خارج امری جدی در تربیت نیروی انسانی محسوب می‌شد که با روی کار آمدن رضاخان شدت بیشتری یافت و دانشجویان ایرانی در اروپا شروع به فعالیت‌های صنفی […]

با تأسیس دانشگاه تهران زمینه و بستر لازم برای فعالیت‌های دانشجویی در ایران به وجود آمد؛ در کنار این رویداد مهم داخلی از زمان قاجار اعزام دانشجو به خارج امری جدی در تربیت نیروی انسانی محسوب می‌شد که با روی کار آمدن رضاخان شدت بیشتری یافت و دانشجویان ایرانی در اروپا شروع به فعالیت‌های صنفی و سیاسی کردند و با بازگشت آنها به ایران هسته اولیه فعالیت‌های دانشجویی شکل گرفت. تجربه فعالیت سیاسی در اروپا و به دنبال تأسیس دانشگاه تهران در مدت‌زمانی کوتاه موجب خودآگاهی و جنب‌وجوش در محیط دانشگاه شد. در جریان دستگیری‌های سال‌های پایانی رضاشاه، گروه تقی ارانی در دانشگاه متشکل از استادان و دانشجویانی بود که به دنبال تبلیغ مرام اشتراکی بودند؛ مسئله‌ای که پهلوی‌ها به‌شدت با آن مخالف بودند و موجب دستگیری آنها شد.
با اشغال ایران توسط متفقین و مدت اندکی پس از خروج رضاشاه از کشور بود که با آزادی گروه ۵۳ نفر، حزب توده شکل گرفت. پس‌ازآن اتحادیه دانشجویی حزب توده که زیر نظر سازمان جوانان حزب توده بود، فعالیتش را در دانشگاه آغاز کرد. برای اولین بار، این سازمان در دانشکده داروسازی دانشگاه تهران به فعالیت پرداخت و اتفاقاً مقامات دانشگاه آنها را به‌عنوان نمایندگان رسمی دانشجویان دانشکده پذیرفتند. با گذشت ۲ سال محدوده فعالیت اتحادیه به دانشکده‌های حقوق، فنی، ادبیات و کشاورزی نیز تسری یافت.
سرعت نفوذ این گروه مارکسیستی در دانشگاه به حدی بود که در سال ۱۳۲۵ و تنها باگذشت ۳ سال از آغاز فعالیت آن، رئیس دانشگاه تهران به سفیر انگلیس می‌گوید که اکثر ۴۰۰۰ نفر دانشجوی این دانشگاه تحت تأثیر قوی از حزب توده قرارگرفته‌اند. در سال ۱۳۲۷ و هم‌زمان با غیرقانونی اعلام شدن حزب توده، اتحادیه دانشجویی هم امکان فعالیت قانونی را از دست داد؛ بدین‌جهت حزب توده اقدام به تشکیل سازمان دانشجویان دانشگاه تهران کرد. این سازمان ارتباط تشکیلاتی قوی‌ای با انجمن بین‌المللی دانشجویان در پراگ برقرار کرد، جنبش دانشجویی دهه ۲۰ که تحت تأثیر افکار کمونیستی بود داعیه مبارزه با امپریالیسم را داشت اما روس را نه‌تنها امپریالیسم نمی‌دانست بلکه آنرا دوست به‌حساب می‌آورد درواقع در همان ابتدای کار جنبش دانشجویی گفتمان مسلط برنامه‌های حزب توده بود که بخصوص در مواجهه با امپریالیسم نمود بیشتری پیدا می‌کرد.
از ابتدای تأسیس اتحادیه دانشجویی و سپس سازمان دانشجویان، باگذشت زمان ایدئولوژی چپ کمونیستی به‌صورت شدیدتری رشد و قدرت می‌یافت. همین غلبه فوق تصور گفتمان چپ بر فضای دانشگاه‌ها بود که زمینه ایجاد تشکل‌های رقیب را فراهم کرد. دراین‌بین نیروهای اسلام‌گرا در کنار ملی‌گرایان لیبرال در جهت تقابل با توده‌ای‌ها در دانشگاه سعی در ایجاد تشکیلات مستقل کردند، بدین ترتیب بود که انجمن اسلامی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران به‌عنوان اولین گروه اسلام‌گرا در سال ۱۳۲۲ تأسیس شد. نفوذ گرایش چپ تا حدی بود که تعدادی از دانشجویان مسلمان جهت امکان فعالیت در فضای دانشگاه و توان عرضه افکار دینی، تشکیلاتی را تحت نام نهضت خداپرستان سوسیالیست در سال ۱۳۲۲ شکل دادند. سازمان دانشجویی جبهه ملی هم در سال ۱۳۲۹ برای مقابله با توده‌ای‌ها تشکیل شد. این سازمان که در پی شکست از چپی‌ها در انتخابات سازمان دانشجویان بانام سازمان صنفی دانشجویان دانشگاه تهران کارش را آغاز کرد، دارای خرده گفتمان ناسیونالیستی- لیبرالیستی بود و بیشتر تأکیدش بر دموکراسی و آزادیخواهی بود در برابر فضای دانشگاهی که بیشتر مطالبات عدالت‌طلبانه، فقرستیزانه، ضد استعمار، ضد امپریالیستی و ضد سرمایه‌داری داشت. دو جریان ملی و اسلامی در این دوره همچون پان ایرانیست‌ها، حزب ایران، فدائیان اسلام و مجمع مجاهدان اسلام خواهان خروج نیروهای بیگانه از کشور بودند، می‌توان گفت که در کل این برهه تا اواسط دهه پنجاه ادبیات مارکسیستی بر دانشگاه غلبه داشت، ما دراین‌بین شاهد افول‌ها و نهفتگی‌هایی در آن همانند پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ بودیم از زمان برکناری دکتر مصدق تا انقلاب اسلامی بدنه غالب جنبش دانشجویی چپ مطیع دیدگاه‌های حزب توده بود که همانا از رژیم پهلوی حمایت ضمنی می‌کرد و امیدوار بود محمدرضا بتواند جامعه ایران را از فئودالیسم به مرحله سرمایه‌داری پیش ببرد.
همچنین در این دوره شاهد حرکت‌هایی مستقل و جدای از جریان موجود را به‌عنوان مثال در جریان واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ بودیم در روزهای قبل و بعد از ۱۶ آذر دولت کودتا اقداماتی برای ارتباط با دولت‌های انگلستان و آمریکا انجام داد و در پی سفر نیکسون به ایران مخالفت‌هایی بروز نمود و دولت برای جلوگیری از این حرکات فضای امنیتی را شدیدتر کرد و دانشگاه تهران به محاصره درآمد که خود این حرکت بر حساسیت بیشتر اوضاع افزود و دانشجویان دست به اعتراض زدند و کلاس‌ها را تعطیل کردند و در جریان تیراندازی سربازان به دانشجویان سه تن از دانشجویان بنام‌های: آذر شریعت رضوی، مصطفی بزرگ نیا، احمد قندچی کشته شدند و این رویداد در تاریخ جنبش دانشجویی، روز دانشجو نام‌گذاری گردید. فلسفه این نام‌گذاری ازنظر من به چندین عامل برمی‌گردد اول اینکه در این زمان استبداد و امپریالیسم باهم متحد شده و دولت قانونی دکتر مصدق را ساقط نمودند و این همکاری باعث برافروخته شدن خشم دانشجویان گردید چون شاه برای برکناری دولت دکتر مصدق از کمک امریکا و انگلستان استفاده کرده بود و اینک آنها را به کشور دعوت می‌نمود و دوم نظامیان به ساحت دانشگاه وارد شده و به‌سوی دانشجویان بی‌دفاع تیراندازی کردند و سوم اینکه استبداد داخلی با سرکوبی‌های بیرون دانشگاه فضای یاس و ناامیدی را به وجود آورده بود و شاه برای جبران این وضعیت از نیکسون دعوت کرده بود تا در مقابل فروریختن مقبولیت و مشروعیتش پشتیبانی خارجی برای خود بیابد و این مسئله با اعتراض دانشجویان همراه بود و نهایتاً اینکه تب ملی‌گرایی در جهان سوم به‌شدت غلبه داشت و حضور نیکسون در ایران نوعی سیطره امپریالیسم به‌حساب می‌آمد که درهرصورت دانشجویان را با گرایش اسلامی، کمونیستی و ناسیونالیستی را به واکنش وا می‌داشت.
جنبش دانشجویی اسلام‌گرا تا این زمان همراه و همگام گروه‌های ملی‌گرا بود چون هنوز گرایش‌های غربی ملی‌گرایان هویدا نشده بود و مبارزه با استکبار و استبداد محور مبارزات آنها به‌حساب می‌آمد، خود گرایش مارکسیستی هم که در دانشگاه‌ها وجود داشت، به‌صورت ثابت و فقط در حیطه مکتب مارکسیستی-لنینیستی و مارکسیستی- استالینیستی نبود، بلکه بسیار سیال و متحرک بود و در محدودهای وسیع درحرکت بود. به‌طور مشخص گرایش چپ در دانشگاه از تمام حرکات کمونیستی در جهان الهام و تأثیر می‌پذیرفت از چین تا کوبا و کشورهای اروپای شرقی، از اواخر دهه چهل و اوایل دهه پنجاه بود که این گفتمان چپ در قالب نگاه رادیکالی در سازمان‌های چریکی به‌صورت مبارزات مسلحانه نمود یافت. اغلب این گروه‌ها با یارگیری از بدنه جنبش دانشجویی شکل یافته بود و در موارد بسیار دانشجویان بودند که رهبری و تشکل آنها را در دست داشتند.
این گروه‌ها که با تکیه‌بر الگوهای آمریکای لاتین، آفریقا، آسیای جنوب شرقی انجام می‌گرفت، دارای چهره‌هایی الگو از مناطق مختلف همچو مائو (چین)، کاسترو و چه گوارا (کوبا)، فرانتس فانون (الجزایر) و جیاپ (ویتنام) بودند؛ که روش‌های گوناگون انها را به‌عنوان راه‌های مفید جهت مبارزه مورد استعمال قرار می‌دادند. این گروه‌ها که هسته اولیه بسیاری از آنها از جنبش دانشجویی بود، مبارزه مسلحانه و جنگ چریکی را به‌عنوان آخرین حربه برای مبارزه با رژیم بکار گرفتند، اما توفیقی حاصل نکردند، در کنار فعالیت‌های چریکی فعالیت‌های صنفی هم کم‌وبیش ادامه داشت اعتراضات نسبت به تغذیه و امکانات رفاهی، اخراج اساتید و دانشجویان، اعتراض به ارائه دروس غیر مصوب و همچنین فعالیت‌های سیاسی گروه‌های ملی‌گرا نیز هم‌زمان به‌صورت جسته‌وگریخته وجود داشت.
همراه با سرکوب جنبش مسلحانه بود که جنبش چپ به انتهای راه رسید؛ و کم‌کم توجه به گرایش اسلام‌گرایانه فزونی یافت. می‌توان نخستین آلایه‌های پیدایش زایش اسلام‌گرایی در دانشگاه را به اوایل دهه بیست و تأسیس انجمن اسلامی پزشکی مربوط دانست که در ادامه در دانشکده‌های مثل فنی نیز گسترش یافت؛ اما برای تبدیل این گرایش به گفتمان هژمون جنبش دانشجویی بایستی سه دهه صبر پیشه میکرد. نهضت ۱۵ خرداد حضرت امام خمینی هم در تقویت این تفکر نوپا نقش محوری و بارزی داشت؛ بنابراین جنبش دانشجویی را نمی‌توان به‌طور مستقل بررسی نمود و طبعاً رشد اسلام‌گرایی در فضای عمومی فعالیت‌ها و مبارزات بر قضای دانشجویی در این راستا اثر گذاشته است.
قیام ۱۵ خرداد و آغاز مبارزه امام خمینی فضایی تازه را برای دانشجویان مسلمان به وجود آورد آنها از این برهه به بعد تحقق خواسته‌های خود را دیگر در رهبری دکتر مصدق نمی‌دیدند بلکه به رهبری حضرت امام روی آوردند که شعارهای بنیادی ظلم‌ستیزی و استکبارستیزی را به همراه داشت، تجربیات گذشته نشان داد که آنان امید به کارایی اشکال مسالمت‌آمیز مبارزه دست شسته بودند تجربه شکست‌های پی‌درپی که رهبران مبارزه با استبداد بجای پذیرفتن و جبران به توجیه شکست‌ها می‌پرداختند و بدین‌سان به شیوه‌های جدید مبارزه و رهبری مبارز، آشتی‌ناپذیر روی آوردند.
در این برهه است که شاهد بروز گروه‌هایی چون نهضت آزادی که با نوعی تلفیق اندیشه اسلام‌گرایی و منش لیبرالی جبهه ملی شکل می‌گیرد در کنار گروه‌هایی چون سازمان مجاهدین خلق ایران با اندیشه بین اسلام‌گرایی با منش مارکسیستی حزب توده هستیم. این مشاهدات درواقع بیانگر میل به شاخص‌های فعالیت اسلام‌گرایی است و بیش از آنکه این گروه‌ها از اسلام‌گرایان به نفع تفکر لیبرالی و مارکسیستی استفاده کنند، یارگیری از لیبرال منش‌ها و مارکسیست‌ها به نفع جریان اسلام‌گرایی محسوب می‌گردد.
جنبش دانشجویی نیز علی‌القاعده در تحت تأثیر فضای عمومی خصوصاً فضای اسلام‌گرایانه طبقه روشنفکر و متوسط قرار داشته است، زمانی که در سال ۵۶ به‌طور مشهود رشد شاخصه‌های تفکر اسلام‌گرایی در جامعه مشاهده می‌شود، جنبش دانشجویی نیز به همان راه متمایل می‌گردد؛ و سرانجام در میان موج عمومی انقلاب جنبش دانشجویی نیز سهیم و همراه و تا حدودی در سایه جنبشی اجتماعی بزرگ‌تری قرار می‌گیرد که متشکل از گروه‌های اجتماعی و طبقه متوسط جامعه و به دنبال براندازی نظام سیاسی حادثه بزرگ انقلاب اسلامی را رقم زد.
جنبش دانشجویی پس از پیروزی انقلاب فصلی جداگانه است اما باید گفت امروز متأسفانه هم جنبش و هم گرامیداشت ۱۶ آذر در دانشگاه‌ها به موضوعی فرمالیته و مناسبتی برای تبریک و دادن کادو و سخنرانی‌های آبکی و بی‌مایه تبدیل‌شده است و با کالایی شدن و بی‌ارزش شدن ساحت علمی و سیاسی و فرهنگی دانشگاه نه از تاک نشانی مانده و نه از تاک نشان.

افراسیاب جمالی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...