رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۴
  • کد خبر : 3681
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : کولبری از رسمیت تا ممنوعیت

روژان: مشکل کولبری از جامعه با ممنوعیت و بستن مرزها هم حل نمی‌شود. تا زمانی که توسعه اقتصادی و صنعتی و ایجاد فرصت‌های شغلی را شاهد نباشیم انتظار حذف آن نیز امری بیهوده است؛ البته اگر به دنبال رسمی کردن کولبری با ظاهری آراسته نباشیم.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و با شروع جنگ تحمیلی به‌واسطه حضور گروه‌های کورد و غیر کورد معاند و مخالف رژیم بیش از دو دهه گفتمان سیاسی و امنیتی در مناطق کوردنشین غالب بوده است و جدای از قرار گرفتن در حاشیه و در کناره مرز عراق این گفتمان امنیتی و ترویج فضایی از بی‌اعتمادی و بی‌تفاوتی موجب شد که کوردستان به‌مانند قبل از پیروزی انقلاب اسلامی چندان در مسیر توسعه قرار نگیرد؛ کشاورزی و دامداری سنتی و عدم سرمایه‌گذاری در حوزه صنعت موجب شد تاکنون رونق و شکوفایی آن‌چنانی را در این حوزه‌ها شاهد نباشیم. متأسفانه هژمونی این گفتمان هم موجب عدم توجه به زیرساخت‌ها و راه‌های ارتباطی شده است و از این لحاظ هم کردستان، هنوز جزو توسعه‌نیافته‌ترین استان‌های کشور به‌حساب می‌آید.
عدم تکافوی هزینه‌های زندگی به‌واسطه اقتصاد سنتی روستاها موجب مهاجرت گسترده به شهرها و گسترش حاشیه‌نشینی شد مسئله‌ای که ارتباط مستقیمی با رشد جمعیت و وضعیت معیشت مردم در روستاها داشت، تمرکز خدمات در شهرها، نبود راه‌های ارتباطی مناسب، بهبود وضع بهداشت و مرگ‌ومیر نوزادان، ترویج سیاست‌های افزایش جمعیت در دو دهه اول پس از پیروزی انقلاب موجب افزایش جمعیت جوان در منطقه شد. افزایش جمعیت و مهاجرت به شهر و بالا رفتن سطح انتظارات مردم علی‌الخصوص پس از خرداد ۷۶ هم‌زمان با استمرار گفتمان امنیتی و عدم توسعه منطقه وضعیتی معکوس را به بار آورد و بسترها و امکانات اقتصادی همپای رشد جمعیت و بالا رفتن انتظارات نه‌تنها نتوانست رشد کند بلکه می‌توان گفت تا حدودی با سکون و رکود مواجه شد. حاشیه‌نشینی در شهرها و افزایش جمعیت روستاها و عدم کفایت منابع روستا برای جمعیت موجود بیکاری را رقم زد که در ساده‌ترین واکنش به‌واسطه وجود مرزهای قاچاق موجب گسترش پدیده کولبری شد؛ مسئله‌ای که حداقل از اواسط دهه هفتاد تاکنون سیر صعودی داشته است؛ تا جایی که اینک همچون یک بحران دامن‌گیر مرزهای غربی کشور شده و هرسال در مدت‌زمانی معین همچون یک غوغای رسانه‌ای مطرح و بعد از مدتی خاموش می‌شود و جامعه هم هر بار با مرگ و یا کشته شدن کولبران به‌صورت احساسی بدان واکنش نشان داده و در مقابل آن، نظرات موافق و مخالفی شکل می‌گیرد؛ مثل اظهارات اخیر وزیر کشور در خصوص ممنوعیت کولبری و چند روز بعدازآن تصحیح این اظهارات به دادن کارت پیله‌وری.
موضوع کولبری در مناطق مرزی کوردنشین بااینکه چنده دهه است که ادامه دارد اما چند سال گذشته به‌واسطه سیطره فضای مجازی بر افکار عمومی و انتشار خبر مرگ و کشته شدن کولبران موجب حساسیت بیشتر به آن شده وگرنه این موضوع نه صرفاً در همین دو سه سال گذشته رخ‌داده و نه حوادث و اتفاقات تلخ آن نیز؛ بلکه این موضوع چند دهه است که در مرزهای غربی کشور وجود دارد و خسارت و زیان‌های سنگینی را به بار آورده است؛ تا جایی که نمایندگان مجلس از یک سال گذشته به دنبال رسمی کردن شغل کولبری و بیمه کردن کولبران بوده‌اند و آنرا به‌عنوان مسئله‌ای عادی و طبیعی قلمداد کرده‌اند تا جایی که سطح مطالبات آنها و موکلانشان را به برقراری امنیت در مسیرهای کولبری و عدم کشتار کولبران و رسمیت بخشیدن به کولبری تنزل داده‌اند.
در جریان تبلیغات و مبارزه برای رسیدن به صندلی‌های سبز نیز از کولبری و وضعیت کولبران بارها و بارها سوءاستفاده کرده‌اند و کم‌کم کار به‌جایی رسیده است که در دفاع از کولبری و تداوم و رسمیت بخشیدن به آن بیانیه و قطعنامه صادر می‌کنند. در این میان توسعه‌نیافتگی و عدم توجه به مسئله توسعه صنعتی حلقه مفقوده به شمار می‌آید و فعلاً جمعیت رأی‌دهنده بیکار و کولبر در راستای رسیدن به اهداف سیاسی بیشتر می‌تواند مفید باشد تا راه دشوار توسعه.
واقعیت امر این است که طبق قوانین هر کشوری ورد و خروج کالا از مرزها بدن اخذ عوارض گمرکی قاچاق تلقی شده و امری مجرمانه به‌حساب می‌آید و استناد به فقر و تنگدستی نیز نمی‌تواند از بار قضایی قضیه بکاهد؛ بنابراین در چنین وضعیتی هم ازلحاظ قانونی مسئله‌دار است و هم سیستم‌های اقتصادی به‌واسطه ورود و خروج غیرقابل کنترل کالا آسیب می‌بینند؛ امری که به‌وسیله قاچاقچیان بزرگ انجام می‌شود و کولبر در این میان نقش حمال و باربر را دارد و قطعاً موجب کسر شان انسانی و تحقیر فرد می‌گردد امری که در درازمدت می‌تواند بر سلامت روانی جامعه و اعتماد به نفس جمعی ضربات جبران‌ناپذیری را وارد نماید. اما آن‌سوی قضیه جمعیتی بیکار و نیازمندند که در شرایط کنونی جامعه در این مناطق راه دیگری برای امرار معاش حداقل به‌صورت دائم ندارند و افراد در فصولی از سال و حتی به‌صورت دائمی نیز از راه کولبری امرار معاش می‌کنند. افزایش و اشباع پدیده دست‌فروشی در شهرها و ایجاد اشتغال کاذب بخشی از این موج بیکاری است و آنهایی که در این میدان جایگاهی نیابند و یا سرمایه‌ای برای دست‌فروشی فراهم نباشد و یا درآمد آن کفاف هزینه‌های زندگی‌شان را ندهد به کولبری روی می‌آورند. این میزان از جمعیت با مکانیزم‌ها و تبعیض‌های موجود که مشابه آن را در کارت کولبری دیده‌ایم نه می‌توانند کارت پیله‌وری دریافت کنند و نه مرزها امکانات این میزان از پیله‌وری و ورود کالا را دارد که بتواند آنها را پشتیبانی نماید؛ بنابراین راه حل مطرح شده علیرغم ظاهر شیک و آراسته همان کولبری به رویه دیگر است و دولت و نمایندگان در یک سال گذشته با پیشنهاد‌هایی ازجمله رسمی نمودن مرز کولبری، دادن کارت کولبری، بیمه کردن کولبران، ایجاد امنیت برای کولبری و اینک هم دادن کارت پیله‌وری  ثابت کرده‌اند که راه‌کارهایشان نه کارشناسی شده و نه در جهت حذف پدیده کولبری و ایجاد اشتعال دائم در مرزهاست بلکه کارتی است برای فصول انتخابات و گرفتن آرای مردم؛ وگرنه هم نمایندگان مجلس و هم دولت آقای روحانی خوب می‌دانند که چاره کار بیکاری و فقر در این مناطق، ایجاد فرصت‌های شغلی قانون‌مند است.
کولبری هم به سیستم اقتصادی کشور ضربه می‌زند و هم صدمات زیانباری برای جامعه به دنبال دارد وگرنه چه توجیهی برای رسمی نمودن کولبری خیل عظیمی تحصیل‌کرده وجود دارد که میلیاردها تومان برای تربیت و آموزش آنان هزینه شده است و اینک با کوله باری از تحقیر و توهین در مرزها کار حمالی انجام می‌دهند. استانداران و وزیر کشور دولت تدبیر امید در چهار سال گذشته و چهار سال پیش رو باید پاسخ اعتماد مردم را بدهند. راه حذف کولبری از جامعه با ممنوعیت و بستن مرزها هم حل نمی‌شود. تا زمانی که توسعه اقتصادی و صنعتی و ایجاد فرصت‌های شغلی را شاهد نباشیم انتظار حذف آن نیز امری بیهوده است؛ البته اگر به دنبال رسمی کردن کولبری با ظاهری آراسته نباشیم.

افزاسیاب جمالی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...