رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۱ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 20 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۰
  • کد خبر : 3725
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : ناآرامی‌های اقلیم کردستان التهاب سیاسی یا بحران

ناآرامیهای چند روزه اخیر در اقلیم کردستان عراق یک وضعیت اضطراری و بحران عمیق سیاسی نیست که بشود آن را یک جنبش سیاسی منتهی به انقلاب نامید. آنچه رخ داده است تنها بخشی از مرحلهای کلانتر از مبحث گذار توام با چالش به سوی دموکراسی و توسعه سیاسی است. بنابراین بهتر است تظاهرات اخیر در […]

ناآرامیهای چند روزه اخیر در اقلیم کردستان عراق یک وضعیت اضطراری و بحران عمیق سیاسی نیست که بشود آن را یک جنبش سیاسی منتهی به انقلاب نامید. آنچه رخ داده است تنها بخشی از مرحلهای کلانتر از مبحث گذار توام با چالش به سوی دموکراسی و توسعه سیاسی است. بنابراین بهتر است تظاهرات اخیر در اقلیم کردستان را یک ناآرامی و یا التهاب سیاسی – اقتصادی فرض بگیریم و نه یک وضعیت انقلابی، به عبارت دیگر ناآرامیهای اخیر تنها بخشی یا زیر مجموعهای از بحران پر از چالش ورود به فرایند مدرنیزاسیون و عدم تقارن در توسعه و با یا عدم آمادگی دولت برای اجرایی منظم برنامهها و پروژههای مربوط به توسعه است. لازم به یاد آوری است که امثال این ناآرامیها را ما قبلاً در کشورهای عربی شاهد بودیم که به مرحله بحرانهای منتهی به انقلاب نیز در برخی از این کشورها رسد. امروز هم این ناآرامیها دامنگیر اقلیم کردستان شده است و به این زودی و به سادگی نمی توان گفت منتهی به بحران و جنبشی انقلابی نظیر آنچه در جهان عرب رخ داد، خواهد شد. چرا که اقلیم کردستان به طور نسبی در عالم مقایسه با سیستمهای سیاسی عرب منطقه، برخوردار از یک دموکراسی حداقلی در معنای رقابت سیاسی و مشارکت سیاسی می باشد هر چند در این مورد نیز کمبودها و ضعف-هایی قابل مشاهده است با این وجود می توان گفت در اقلیم کردستان درجهای از دموکراسی و توسعه سیاسی وجود دارد در نتیجه باید گفت وضعیت فعلی در اقلیم کردستان، اضطراری، بحرانی و انقلابی نیست چرا که حیات و انسجام دولت در مخاطره قرار نگرفته است و نخواهد گرفت. هر چند که این تظاهرات اعتراضی از نگاه حکومت مرکزی عراق و برخی کشورهای منطقه بیش از حد بزرگ نمایی شده و بعضآ آن را تظاهراتی مردمی و انقلابی علیه سیستم حاکم فرض گرفتند ولی این تصور بیشتر ایدئولوژیک، سیاسی و منفعت محورانه بود تا رویکردی علمی و واقع بینانه. واقعیت آن است که حوادث اخیر یک بحران و وضعیت انقلابی نیست بلکه بیشتر یک ناآرامی و التهاب اقتصادی و سیاسی بود.در گذشته نیز در سایه فضای سیاسی به نسبت باز در اقلیم کردستان تظاهرات و اعتراضاتی را در اشکال مختلف و با اهداف مختلف شاهد بودهایم ولی این بار این اعتراضات در سایه رقابت نخبگان سیاسی و به ویژه نخبگان بیرون از قدرت مصادره به مطلوب شده و آ ن راه دست آویزی برای نشان دارن و اثبات ناکارامدی دولت حاکم و بحرانی جلوه دادن آن می دانند این در حال است که یک سیستم سیاسی از منظر کارکردگرایی زمانی در وضعیت بحرانی قرار می گیرد که نظم و سامان اصلی و حاکمیت آن و قوای تامین کننده نظم یا قوه مرکزی در آن مختل شود. بنابراین صرف وجود رفتارهای وندالیستی در چند شهر به معنای بحران سیاسی و انقلابی نیست. چون هیچ مولفه بوجود آورنده انقلاب به جزء یک خشونت و درگیری طبیعی و محدود در این ناآرامی ها را نمی توان مشاهده کرد. نکته دیگر اینکه حتی دموکراتیکترین نظام سیاسی بی نقص در انجام وظایف خود نیستند به عبارت دیگر هر سیستم سیاسی در انجام کارکردهای خود بی نقص نیست ولی مهم نحوه مواجهه با مشکلات و حل انها است چیزی که اقلیم کردستان عراق فرصت تمرین و یادگیری این فن سیاسی را کمتر داشته است. زمانی مسئولان اقلیم کردستان می تواند از تبدیل و سرایت ناآرامی‌ها و التهابت سیاسی و یا اقتصادی به بحران سیاسی جلو گیری کنند که سیستم سیاسی آنها در مواجهه با مشکل قابلیت خود ترمیمی، بازسازی، انعطاف، ظرفیت، پاسخ گویی و مسئولیت را داشته باشد این حجم از کارامدی و روزآمد بودن سیستم را متاسفانه ما در اقلیم کردستان نیمی بینیم.
حال سوال این است که چرا نمی توان تظاهرات اعتراضی مردم در اقلیم کردستان را یک وضعیت بحرانی منجر به انقلاب نامید در جواب باید گفت اولاً تظاهرات عمومی و خودجوش و مردمی به عنوان یکی از شاخصههای یک جنبش انقلابی را در اقلیم کردستان نمی تواند دید. بخش عمدهای از این تظاهرات قبل از اینکه خود جوش باشد سازمان دهی شده بود و هست، در ضمن ما در اقلیم با بحران در ایدئولوژی ملی مواجهه نیستیم مردم کماکان معتقد و پایبند به اصل ایدئولوژی ناسیونالیسم بوده و هستند، اثبات این فرض استقبال از همه پرسی بود و جالب اینکه بیشتر مردم این عمل مسعود بارزانی را ستایش کردند و اگر امروز بخشی از مردم سلیمانیه که اتفاقاً کانون ناآرامیهای اخیر بوده و با حزب حاکم مخالف می باشند، اینها همان کسانی بودند که با رفراندوم نیز مخالف کرده بودند بنابراین مکان یابی و سنخ شناسی معترضین به خوبی این مدعای ما را اثبات می کند که نباید اعتراضات اخیر را فراگیر و شامل همه مردم و طبقات و گروهای سیاسی و اجتماعی بدانیم بلکه بلعکس برای فهم وفاداری مردم به سیستم حاکم، با وجود همه مخالفتها با رفراندم اعلامی توسط بازرانی توسط احزاب و برخی از شخصیتها سیاسی و کشورهای منطقه، باید از مشارکت حداکثری مردم به به آرمان ملی و راهبرد بارزانی و حزب او در رفراندم استقلال توجه کرد. مسئله دوم اینکه برای به راه انداختن هر جنبش انقلابی وجود اپوزیسیون منجسم و با ایدئولوژی واحد و فراگیر و مورد پذیرش همه مردم لازم است در صورتی که در اقلیم کردستان ما اپوزیسیون منسجم با پایگاه اجتماعی فراگیر که داعیه الترناتیو بهتری برای مدیریت سیاسی باشد، نداریم. این جریانها و گروهای اپوزیسیون نه لزوماً دارای ایدههای ایجابی بلکه داری رویکردی سلبی هستند. تلاش آنها بیشتر مبارزه برای کسب قدرت است تا برقراری حکومت دموکراسی. جریان مخالف حزب حاکم بیشتر جریانات مذهبی هستند و پایگاه اجتماعی آنها هم طبقات اقتصادی ضعیف و به لحاظ فکری سنتی و مذهبی هستند. نکته دیگر اینکه خود این گروهها با هم دارای اختلافات سیاسی و عقیدتی و روشی درباره حکومت مداری در اقلیم هستند. بالاخره نکته سوم اینکه وقتی ما شاهد وضعیت بحرانی و انقلابی هستیم که در سطح نخبگان حکومتی شاهد شکاف و عدم انسجام در ارزشها و هنجار انسجام بخش و عدم توافق بر سر روش حکومت مداری باشیم. این در حالی است هر چند این مشکل در اقلیم وجود دارد ولی هنوز به آن درجه نرسیده است که بشود آن را شکاف درون حکومتی نامید. در ضمن خود حزب دموکرات به عنوان سکان دار دولت دارای انسجام درون حزبی بالائی نسبت به دیگر احزاب است و این خود نشان می دهد که حزبی که از انسجام داخلی برخودار است از قابلیت بهتر و بیشتری نسبت به دیگر احزاب که داری تشتت فکری و سازمانی هستند، برای مدیریت جامعه برخوردار است. بنابراین با توجه به انچه گفته شد ما وضعیت بحران عمیق و انقلابی در اقلیم ندارم. اما این هم بدین معنی نیست که در آینده شاهد بحران نباشیم مسئله ناآرامیهای اخیر می‌تواند نشانهای از افتادن در مسیری باشد که در صورت عدم مدیریت درست متعاقباً می تواند منجر به شکافها، بحرانها و جنبشهای انقلابی در اقلیم بشود. و این یعنی اینکه در این وضعیت ما در اقلیم کردستان با بحرانهای پنج گانه مشارکت، مشروعیت، توزیع،هویت و توزیع مواجهه خواهیم بود و خطر انجا بیشتر خود را نشان می دهد که با انباشت این بحرانها و عدم راه حل برای آنها از سوی دولت مواجهه شویم.
اما راه کار چیست؟ تنها راه کار برای فائق آمدن بر چنیین مشکلاتی گشایش در توسعه سیاسی و افزایش ظرفیت و کارآیی حکومت است. کارآیی، عقلانیت و افزایش توانمندیها از طریق بسیج مداوم و فزاینده منابع مختلف انسانی و مادی و همچنین روند نشر و بازتولید ارزشهای اساسی جامعه می تواند گشایشی را برای غلبه بر مشکلات اقتصادی و سیاسی ایجاد نماید. از این رو حکومت اقلیم باید برای غلیه بر ناارامیهای سیاسی – اقتصادی و محتملا در اینده بحران در هر یک هر یک از حوزههای پنچ گانه مشارکت، مشروعیت، توزیع، نفوذ و سلطه نیازمند اقدامات است که در چارچوب حکمرانی خوب برای بسیاری از کشورها تجویز شده است. حکمرانی خوب روایتی نوین از مدیریت جامعه برای رسیدن به توسعه است و بر مفاهیمی چون دموکراسی، حقوق بشر، پاسخگویی، مشارکت، شفافیت، عدالت و برابری، کارایی و اثربخشی، حکومت قانون و مسؤولیت‌پذیری استوار است. بنابراین اقلیم کردستان برای پایداری و غلبه بر مشکلات پیش روی خود باید اقدامات زیر را در دستور کار خود قرار دهد.
۱- احترام به قانون و حکومت قانون و توسعه مکانیزم‌های نظارتی بر عملکرد قوه قضائی و اجرائیه
۲- باز سازی گفتمان وحدت بخش ملی همراه با تقویت گفتمان دموکراسی خواهی در بین مردم و نخبگان سیاسی
۳- تمرکز زدایی از قدرت و توسعه مشارکت همگانی
۴- احترام به تحزب و آزادیهای مدنی و فراهم کردن بستر برای فعالیت رسانه‌های گروهی.
۵- توسعه فرهنگ سیاسی مردم و توانمندسازی شهروندان از طریق مراکز آموزش و رسانهای.
۶- توزیع عادلانه ثروت اقتصادی بین اقشار مختلف مردم
۷- تفکیک ساختاری به مفهوم انفکاک و استقلال ساختارهای به عنوان یک مولفه گذار به توسعه و دموکراسی
۸- تشویق سرمایه برون گروهی برای غلبه بر تعصبات درون گروهی و قومی
۹- مبارزه با فساد و کم کردن حجم دولت و تقویت بخش خصوصی
۱۰- در بعد خارجی توسعه روابط تجاری و اقتصادی با همسایگان برای فراهم کردن توسعه اقتصاد داخلی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...