رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۴ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 13 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۰ دی ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۸
  • کد خبر : 3730
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : دعا کنید «باد» بیاید
مدیریت آلودگی هوا به سبک کلانتری

دعا کنید «باد» بیاید

هرساله با سرد شدن هوا و کم شدن بارش‌ها، هوای کلان‌شهرها به مرز هشدار می‌رسد تا جایی که روزهای گذشته هوای تهران به وضعیت بحرانی رسید. آلودگی هوا به واسطه عدم استانداردسازی صنایع، موضوعی است که حتی محصلین دوران ابتدایی هم از آن خبر دارند. کارخانجات با دستگاههای قدیمی و آلاینده، افزایش جمعیت کلان‌شهرها به […]

هرساله با سرد شدن هوا و کم شدن بارش‌ها، هوای کلان‌شهرها به مرز هشدار می‌رسد تا جایی که روزهای گذشته هوای تهران به وضعیت بحرانی رسید. آلودگی هوا به واسطه عدم استانداردسازی صنایع، موضوعی است که حتی محصلین دوران ابتدایی هم از آن خبر دارند. کارخانجات با دستگاههای قدیمی و آلاینده، افزایش جمعیت کلان‌شهرها به واسطه تجمع خدمات در آنها و سیاست‌های تمرکزگرایانه دولت، صنایع خودروسازی خودسر با قیمت‌های خودسرانه‌تر و کیفیت بسیار بد، گرانی خودرو و عدم اجازه ورود رقبای خارجی به بازار داخل به بهانه حمایت از چند کارخانه‌ای که نیم قرن است بلای جان مردم شده‌اند در کنار تغیرات اقلیمی به واسطه کنترل غیرمنطقی آبها و ایجاد سدهای بزرگ و ده‌ها موضوع ریز و درشت مشابه ایران را به بحران آلودگی ها، هجوم ریزگردها، بحران آب، گرم شدن هوا و قطع شدن بارش برف و باران در بسیاری از مناطق تبدیل کرده است.
در روزهای گذشته رئیس سازمان محیط زیست کشور در واکنش به آلودگی هوای تهران اعلام کرد ما که نمی توانیم از ماشین استفاده نکنیم حالا که کاری از دستمان برنمی آید دعا کنیم باد بوزد تا آلودگی هوای تهران کمتر شود! سخنان وی واکنش های فراوانی به دنبال داشت و حتی اسباب خنده و تمسخر بسیاری را فراهم کرد. به باور نگارنده عیسی کلانتری بهترین راهکار موجود را بیان کرد و هیچ جای خنده و ایراد و تمسخر ندارد و در عجبم چگونه است افرادی از این سخن وی جوک ساخته‌اند و به آن خندیده‌اند
مگر غیر از این است که در این چند دهه به واسطه زد و بندهای سیاسی و به بهانه حمایت از تولید داخلی کارخانجات خودروسازی بیشترین خسارت‌ها به جامعه تحمیل شده و متولیان امر، هیچگاه هم در مقابل مردم و مشتری قائل به پاسخگویی نبوده‌اند. کیفیت بسیار بد محصولات داخلی در مقایسه با مشابه خارجی چه از لحاظ کیفیت و استحکام و امنیت، چه از لحاظ آلایندگی و چه از لحاظ قیمت سرسام آور، موضوعی نیست که نیاز به آوردن سند و مدرک داشته باشد؛ مرگ و میر ناشی از تصادفات، آلودگی هوا و مقایسه قیمت خودروی داخلی و خارجی بارها و بارها مورد بحث و بررسی قرار گرفته و به بهانه ممانعت از بیکار شدن پرسنل هیچگاه فشار و مانعی سر راه تولید خودروهای بی‌کیفیت قرار نگرفته است در حالی که مرگ و میر عارض از این محصولات بسی بیشتر از تعداد کسانی است که در آن صنعت مشغول به‌کارند! از سوی دیگر قیمت بسیار بالای محصولات و ناتوانی مردم در تعویض و اوراق مدل‌های قدیمی و فرسوده باعث شده است محصولات دهه پنجاه و شصت شمسی هنوز در بازار و در حال کار و آلوده کردن هوا باشند، در حالی که کارخانجات اروپایی در تعویض مدل‌های فرسوده خودرو نهایت مساعدت را می‌کنند. به طور قطع و یقین می‌توان بخش جدی آلودگی هوای کلان‌شهرها را در پایین بودن کیفیت خودروهای تولیدی و حضور مدل‌های قدیمی و فرسوده دانست. کارخانجات به جای خدمات صرفا دنبال سود شخصی و فروش بیشتر هستند حتی اگر به وسیله ارائه وام کامل خرید خودرو باشد و چنین چهار دهه مردم گرفتار انواع مشکلات شده اند و اینک آقای کلانتری حق دارد بگوید دعا کنیم تا باد بیاید که هوا پاک شود، واضح است فشار به صنایع و خودرسازها و دارندگان خودروی فرسوده و آلاینده با واکنش هزاران نفر و نهاد و سازمان روبرو می شود و قطعا منافع بسیاری به خطر می افتد، اما باد نه مالک دارد و نه سهام دار و نه نمایندگی و اگر هم بوزد به کسی بر نخواهد خورد.
در فضای کنونی قطعا مدیریت در بسیاری از سطوح به همین منوال به پیش می‌رود شهری به بزرگی بم بر اثر زلزله ویران گردید یکی از دلایل آن قرار گرفتن شهر بر روی گسلی بود که آن ویرانی عظیم را به بار آورد و اینک بعد از گذشت یک دهه یکی از پژوهش‌گران مرکز زلزله‌شناسی اعلام کرده که شهر جدید بم بر روی گسل ساخته شده است؛ گسلی که بدون شک روزگاری فعال خواهد شد و در صورت وقوع زلزله، قطعا خسارت به بار خواهد آورد؛ خوب حتما امکان مطالعه مکانی جدید وجود نداشته است و یا اگر داشته تملک و خرید مکانی مناسب برای شهر وجود نداشته است و حتما اگر هم فراهم بود همچون سیستم تملک شرکتهای سدسازی زمین ها را با پولی ناچیز و گداگونه از مالکین خریده و آنها را بیرون می کردند، یا همین تهران بر اثر سیاست‌های تمرکزگرایانه و تجمع تمام امکانات موجود کشور شهری به اندازه جمعیت چندین استان بر روی گسل قرار گرفته است و حتی سیاست تغیر پایتخت هم نخواهد توانست بار جمعیتی تهران را کاهش دهد چون همه می‌دانند در صورت تحقق چنین امری، صرفا با مساله‌ای تشریفاتی روبرو خواهیم بود چون تهران منافع بخش اعظم اقشار مرفه کشور در آن قرار دارد و نمی‌شود به خاطر جان چند میلیون نفر منافع چند هزار نفر را به خطر انداخت و یا سیاست‌های تمرکزگرایانه را نادیده گرفت؛ بنابراین چاره‌ای نیست باید ساخت و سوخت و به جای تدبیر اساسی، مدیر ستاد بحران ناچار است بگوید دعا کنید زلزله رخ ندهد. یا در همین زلزله کرمانشاه و مدیریت بحرانی که مشخص بود بر چه منوال است و وضعیت بم و شمال خراسان و اینک کرمانشاه بر اثر زلزله را همگان شاهد هستیم و میزان حساسیت و اندیشه و تدبیر را در این زمینه دیده و خواهیم دید تنها باید دعا کنید که دیگر زلزله نیاید. به نظر می‌رسد محیط زیست و جغرافیای کشور بر اثر چنین سیاست‌هایی هر روز به بحران نزدیکتر می‌شود؛ سدسازی‌های بی‌رویه و صرفا جهت افزایش آمار کمی سدسازی، انحراف مسیر رودخانه‌ها، برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی، غارت شن و ماسه بستر رودخانه‌ها، قطع درختان و نابودی مراتع، آتش‌سوزی‌های مکرر در کنار وضعیت کمیک خاورمیانه و بخصوص همسایگانمان در عراق و سوریه و ترکیه، جنگ و نابودی مراتع و خشکاندن دجله و فرات به تغیرات شدید اقلیمی منجر شده است؛ بارش برف و باران هرسال در حال کمتر شدن است و مسئولین وزارت نیرو و سازمان حفاظت از محیط زیست به جای ارائه طرح‌های مطالعاتی علمی و دور از غرض‌ورزی و منافع افراد و گروه‌ها هر روز به این بحران‌ها بیشتر دامن می‌زنند.
گردوخاک و ریزگردها، غرب و جنوب غربی را از نفس انداخته‌اند و به جای تدبیر، آقای کلانتری با نمایندگان خوزستان درگیر می‌شود و آن جلسات و برنامه‌های تاسف‌بار، آب، هوا، خاک در بحران قرار گرفته‌اند و تنها عنصری که برقرار است آتش است و آتش که گرما، بی‌آبی، ریزگردها، آتش‌سوزی‌ها، زلزله و صدها بلای مخرب بلای جان مردم شده‌اند آنهم سرزمینی که زمانی از دید مهاجمان و فاتحان و رهگذران، بهشت روی زمین بود؛ ایران سرزمینی معتدل با تغیرات فصلی کامل و آب و هوای مناسب؛ آنچه که شاهدیم ظاهرا کاری از کسی ساخته نیست و تنها باید دعا کنیم باد بیاد هوای آلوده را ببرد، باران ببارد خشکسالی را ببرد، زلزله نیاد تا کسی خانه‌اش ویران نشود و ما دعا می‌کنیم.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...