رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • الأحد ۵ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 20 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۵
  • کد خبر : 3772
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : نقدی بر کتاب «نسل‌کشی کردها»

هرچند که دل شکستن کاری است بس دشوار و نامیمون، ولی از آنجایی که پای منافع عمومی به میان آمده است و قداست کتاب از یک سو و اهمیت ژنوساید ملتی از دیگرسو زیر سؤال رفته و سبک انگاشته شده است، ناچار از دست بردن به قلم نقد شده ام. لیکن ایرادهای وارده به این […]

هرچند که دل شکستن کاری است بس دشوار و نامیمون، ولی از آنجایی که پای منافع عمومی به میان آمده است و قداست کتاب از یک سو و اهمیت ژنوساید ملتی از دیگرسو زیر سؤال رفته و سبک انگاشته شده است، ناچار از دست بردن به قلم نقد شده ام. لیکن ایرادهای وارده به این صفحات نامنظم بلحاظ ویرایشی و نگارشی و تقدم و تأخر مطالب عنوان شده، آنچنان فراوان است که ناقد از سر ناچاری تنها به موارد با اهمیت تر آن می پردازد.
نوشته‌ی حاضر نقدی است بر چند صفحه نوشته‌ی ناقص به هم چسپبده که در قالب کتاب گردآوری شده و عنوان «نسل کشی کردها» بر آن نهاده شده است. قاعدتاً کتابی که به مراحل پایانی نگارش رسیده، دیگری بر آن مقدمه نوشته، به چاپ رسیده و در بازار توزیع می گردد، بدان معنی است که نویسنده چند بار آنرا وارسی نموده و در معرض بازبینی قرارداده است. بنابراین هیچ بهانه ای حتی برای اشتباه تایپی هم در آن قابل قبول نخواهد بود.
عنوان فارسی این باصطلاح کتاب (نسل کشی کردها)، با عنوان انگلیسی آن که با غلط املایی محرز نگارش شده است، نه‌تنها همخوانی معنایی و مفهومی ندارد بلکه متأسفانه مفهومی متضاد با عنوان مدنظر گردآورنده را به خواننده‌ی انگلیسی زبان منتقل می‌کند! چرا که «Kurdish Genocide» زبان انگلیسی به معنای فارسی‌اش می شود: «نسل کُشیِ کوردی» یعنی نسل کُشیِ‌ای که کوردها مرتکب شده اند یا نسل کُشی به سبک کوردی! که این هم برخلاف واقعیت امر و هم برخلاف رؤیای مدنظر گردآورنده (ابراهیم فرهمندنیا) بوده است. اگر ناقد در جایگاه ایشان بود، چنین می‌نوشتم:
Genocide of the Kurdish Nation
Writings, Documents and Information
یعنی«نسل کُشیِ ملت کورد» تا بدینوسیله بر واژه «ملت» هم تأکید کرده باشم.
گردآورنده(فرهمندنیا)، هرجا که در پروسه‌ی(copy»paste) دست برده(برای نمونه در صفحات پایانی و جلد کتابش)، کلمات انگلیسی را غلط نوشته‌اند. از آن جمله: «Genocide» را «Genoside»، «Writings» را «Writing» و «Documents» را «Document» نوشته است! نقایص ترجمه در حالی است که آقای فرهمندنیا در صفحه (۵) تحت عنوان «سخن مؤلف» چنین آورده است: «… به علت نبود منابع فارسی در این زمینه در ایران و عدم آشنایی مردم با آن، سعی در جمع آوری و ترجمه زحمات نویسندگان از زبانهای دیگر نموده ام.» با این وجود، از این باصطلاح کتاب ۲۱۸ صفحه ای، قریب ۱۰۰ صفحه(!) با همان زبانی است که به قول گردآورنده «مردم با آن آشنایی ندارند»! و او با فشردن یک کلید ساده از صفحات مجازی کپی و تهیه نموده و به سایر صفحات چسپانده و برای فروش با قیمت «۱۵۰۰۰» تومان به فروش گذاشته است! بر همین اساس استفاده از عنوان «مؤلف» که فرهمندنیا از آن استفاده نموده است نیز برای چنین حالاتی از گردآوری مطالب، غیرمرسوم بوده و صحیح نمی‌باشد.
طبق آئین‌نامه نگارش، صفحه بندی اجزاء یک کتاب از قواعد خاصی پیروی می‌کند؛ در حالی که در این باصطلاح کتاب، بدون رعایت اصول صحفه بندی، صفحه ی «سخن مؤلف» قبل از فهرست مطالب قرار گرفته است. البته که از این نظر، انتشارات مربوط نیز به همان میزان مقصر و مورد انتقاد می باشد. در کلیات و مفاهیم، بدون رعایت تقدم و تأخر، قبل از شرح واژه ژنوساید و نسل کُشی، به «سازمان منع سلاح‌های شیمیایی» و «کنوانسیون بین‌المللی منع سلاح‌های شیمیایی» پرداخته و در همانجا می‌نویسد که «۱۲۰۰ کشور»(!) پروتکل ژنو را امضاء کردند. در مجموع به دلیل فراوانی نواقص صفحه‌آرایی، عنوان، نگارشی، ویرایشی و نادرستی آمار و اطلاعات ارائه شده، ناقد از پذیرفتن و نام بردن آن بعنوان «کتاب» معذور است.
شخصی که خود را مؤلف باصطلاح کتاب «نسل کشی کردها» نامیده، نتوانسته است در ابتدای مجموعه اوراق خود حوزه پژوهش خود و جغرافیای منطقه را به درستی ترسیم نماید. وی در اشاره به جغرافیا و حدود مناطق مورد بحث بارها دچار اشتباه و لغزش شده است. بعنوان مثال در همان آغاز و در صفحه «۴»، منطقه‌ی بارزان را هم مرز با کشور ایران به خواننده معرفی می‌نماید، در حالیکه آنچه به عنوان منطقه بارزان شناخه می‌شود، هیچ مرز مشترکی با کشور ایران ندارد. آمار و ارقام منتشره در این مجلد (نسل کُشی کُردها)، به هیچ وجه قابل استناد نیست و منابع مورد اشاره در صفحه‌ی «منابع» به دلیل عدم توجه به ارجاعات دقیق داخل متنی، مورد وثوق نیستند. در جای جای منتشره‌ی مورد بحث، فرهمندنیا از جداولی استفاده کرده است تا بزعم خود آمار و اطلاعاتی را به خواننده ارائه کند، در حالی که تمامی جداول فاقد شماره و ترتیب بوده و برای هیچ‌کدام از جداول، منبعی مورد استفاده ذکر نشده و صحت اطلاعات مندرجه مورد شک و گمان است. ایرادهای وارده به این صفحات نامنظم به لحاظ آمار و اطلاعات استفاده شده و غلط‌های املایی و انشایی فراوان و اشاره به همه‌ی نقایص آن از حوصله‌ی این نقد خارج است.
علاوه بر موضوع «۱۲۰۰ کشور» که قبلاً اشاره شد، بعنوان نمونه در باب «کشتار کردهای فیلی در عراق» آورده است که: «۴۰۰۰۰ خانواده کرد فیلی به ایران کوچانده شدند»! که اگر بُعد خانوار را عدد «۶» فرض کنیم، به عدد ۲۴۰،۰۰۰ می رسیم که برای سال ۱۹۷۰ دور از ذهن می‌نماید و چون ارجاع داخل متنی هم موجود نیست، صحت آن قابل اثبات نخواهد بود. ایضاً در همان باب به رقم «۵۰۰،۰۰۰ خانواده فیلی» اشاره می کند که از سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ جابجا شده اند که با فرض همان بُعد خانوار، جمعیتی معادل ۳،۰۰۰،۰۰۰ نفر بدست می‌آید؛ یعنی نصف جمعیت کنونی کوردستان عراق!
فرهمند باوجود آنکه خود را ساکن شهرستان سروآباد در استان کوردستان معرفی نموده، فواصل روستای شیمیایی شده‌ی «قلعه‌جی» با شهرهای سروآباد و مریوان را نادرست و به ترتیب ۱۲ و ۱۵ کیلومتر ثبت نموده است در حالیکه فواصل مذکور به ترتیب عبارتند از ۸ و ۲۰ کیلومتر. ایشان تعداد کشته¬های چهارم فروردین ۱۳۶۷ روستاهای قلعه‌جی و تازه آباد را در نتیجه بمباران شیمیایی ۷۷ نفر(!) ذکر کرده است که به هیچ وجه صحت ندارد؛ بلکه آنچه را که ناقد سال‌ها قبل، از اسناد جنگ میان ایران و عراق استخراج نموده و در وبلاگ شخصی خود تحت عنوان «ژینامه» به نشانی«jiname.blogfa.com» درج نموده، چنین است: «…علاوه بر حمله‌ی موشکی صبح امروز به تهران، هواپیماهای عراقی به نقاط مسکونی چند شهر و روستای کشور حمله کردند. از جمله هواپیماهای عراقی روستاهای بهرام‌آباد، قلعه‌جی، دزلی و بلبر از توابع مریوان در استان کردستان را بمباران خوشه‌ای و شیمیایی کردند که بر اثر حمله به روستای قلعه‌جی که در ساعت ۱۳:۴۰ انجام شد، ۳ نفر شهید شدند. سه راکت شیمیایی هم به اطراف پایگاه دزلی اصابت کرد که منجر به مصدوم شدن ۶ نفر گردید. در حمله به روستای بلبر از توابع دهستان اورامان تخت در استان کردستان که از بمب‌های خوشه‌ای استفاده شد، ۳ نفر شامل ۲ زن و یک کودک ۴ ساله شهید شدند.»
در جدول صفحه «۸۵» بزعم خود نام تعدادی از کشته‌شدگان شیمیایی را در «۲» ستون «مشخصات»(!) و «منطقه»(!) آورده(صد البته بدون ذکر منبع) که خواننده کاملاً سردرگم خواهد بود از اینکه منظور آقای فرهمندنیا از «مشخصات» چیست؟! در حالیکه در زیر آن ستون تنها نام و نام خانوادگی ذکر شده است! منظور از ستون «منطقه» چیست؟! در حالیکه در آن ستون، هم نام شهر «مریوان» بعنوان منطقه درج شده و هم نام قریب «۱۰» روستای شیمیایی شده باز بعنوان منطقه ذکر شده است و خواننده حیران می ماند که مفهوم «منطقه» کدامین مفهوم را در خود دارد؛ شهر؟ شهرستان؟ بخش؟ دهستان؟ روستا یا…؟! البته شایان ذکر است که ما هیچ سندی در دست نداریم که شهر مریوان مورد حملات بمباران شیمیایی قرار گرفته باشد.
در باب تعداد کشته‌ها و مصدومان روستای «زرده»ی کرمانشاه به تعداد «۳۷۵»  کشته و مصدومیت «۱۵۰۰» نفر اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد که: «از آن زمان تاکنون بیشتر از ۱۰۰ نفر از مصدومین به دلیل شدت صدمه و آسیب ناشی از بمباران در طول زمان جان خود را از دست داده‌اند.»؛ در حالیکه بلافاصله در قالب یک جدول بدون مأخذ «آمار قربانیان روز حادثه زرده» را آورده است که شامل «۶۲» نفر هستند!
از جملات نامفهوم و اشتباهات فراوان ویرایشی و ادبی که بگذاریم، فرهمندنیا به عنوان گرد‌آورنده نیز نتوانسته است بی‌طرفی خویش را حفظ نموده و امانت‌داری را رعایت نماید. علاوه بر آن ایشان در چند جا با استفاده از واژه‌هایی نظیر: «امیدوارم»، «متأسفانه»، «امید است»، این مجموعه را به یک درخواست اداری شبیه نموده است.
علاوه بر همه‌ی اینها، گردآورنده در استفاده از مطالب دیگران و ذکر منابع و مآخذ مربوط، امانت داری را رعایت ننموده و برخلاف ادعای خود در ابتدای مطالب گردآوری شده، تمامی شواهد حاکی از آن است که به جز فضای مجازی، از هیچ مأخذ معتبری همچون نشریه، مقاله و کتاب خارجی استفاده نکرده است!
در نهایت می‌ماند اینکه آقای ابراهیم فرهمندنیا به پاسخ پرسش‌هایی به شرح آتی بپردازد و نسبت به جمع‌آوری تمامی نسخ توزیع شده از بازار اقدام نماید: با وجود آن همه نقیصه و عدم آشنایی ایشان با مهارت نویسندگی، به کدامین دلایل، در انتشار کتاب، آنهم تحت عنوان سنگین «نسل کُشی کُردها» شتاب به خرج داده و با مصرف بی‌رویه کاغذ، عمل دور از شأن بازنشر زبان خارجی در قریب «۱۰۰» صفحه و فروش آن به مردم، جملات نامفهوم و استفاده از آمارهای متناقض، موضوعی با آن همه اهمیّت بین‌المللی را به کمترین حد ممکن تقلیل داده است؟ هدف از زیر سؤال بردن قداست مقولاتی از قبیل: کتاب، نویسندگی، امانت داری، ملیّت و تقلیل آثار ژنوساید و نسل کشی چه بوده است؟ آیا نسبت به عذرخواهی از خوانندگان و ملت کوردکه انواع ژنوساید را تجربه نموده و ایشان با انتشار چنان کتابی اهمیت موضوع را به پائین‌ترین حد تقلیل داده است، خود را ملزم می‌داند؟

محمد شعبانی – دکترای جغرافیا و برنامه ریزی شهری (در حال نوشتن رساله)

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...