رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۳
  • کد خبر : 3785
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : حکومت‌ها، مصون از خطا نیستند

از زمان شکل‌گیری اولین حکومت‌ها چه در شرق و چه غرب بدون درنظر گرفتن ساخت و شکل آن، مخالفت واعتراض بخشی طبیعی از واکنش مردم و جامعه در برابر آن بوده است. نظام سیاسی با هر نوع مشروعیت و میزانی از مشروعیت حتی اگر توسط پیامبران هم اداره شده باشد بخشی از جامعه منتقد، معترض […]

از زمان شکل‌گیری اولین حکومت‌ها چه در شرق و چه غرب بدون درنظر گرفتن ساخت و شکل آن، مخالفت واعتراض بخشی طبیعی از واکنش مردم و جامعه در برابر آن بوده است. نظام سیاسی با هر نوع مشروعیت و میزانی از مشروعیت حتی اگر توسط پیامبران هم اداره شده باشد بخشی از جامعه منتقد، معترض و مخالف آن بوده‌اند، حکومت‌داری تجربه‌ای انسانی از اداره جامعه و رتق و فتق امور مردم است و هیچ تجربه انسانی مصون از خطا نیست. در واقع تجربه انسان بخصوص در عرصه سیاست ثابت کرده که اداره جامعه با وجود نیازها و تکثر، علایق و سلایق همواره دچار تشتت و اختلاف نظر است و این هم خود قضیه‌ای است افزون بر اشتباه که ممکن است بخشی از جامعه با یکسری از سیاست‌ها وبرنامه‌ها مخالف باشند و نظام‌های سیاسی نیز باید بپذیرند که نظر و ایده‌ی آنها تنها نظر صحیح نیست.
بنابراین در برابر خطاها، اشتباهات، کسورات و نقایص، واکنش‌های مخالف امری است لازم و ضروری که با بروز آن می‌توان انتظار رشد و توسعه جامعه انسانی را داشت. در دوهفته گذشته شاهد اعتراضات و مخالفت‌هایی با برنامه‌ریزی‌های دولت در زمینه اقتصاد بودیم که به‌حق باید آنرا استمرار چندین دهه تناقضات در حوزه معیشت مردم دانست و علل و عوامل فراوانی هم مسبب این اوضاع بوده‌اند؛ اوضاعی که منجر به هم تورم و هم گرانی و بیکاری، اعتیاد، طلاق، شکاف طبقاتی شده است و بدون شک مسبب و علل و عوامل آن هم در درون این نظام سیاسی قرار دارند و طبیعی است که مردم در برابر تنگناها و مشکلات اقتصادی و بیکاری منتقد باشند و به وضع موجود اعتراض کنند. در جوامع کنونی با این سطح از رقابت‌ها و عداوتها هم یافتن نقاط ضعف دشمنان و سعی در بزرگ نمودن و دخالت در آنها هم مساله‌ای است که به وفور دیده می‌شود و بخصوص قدرت‌های بزرگتر در نظام کنونی بین‌الملل برای سرکوب و نابودی دشمنانشان به دنبال چنین شکاف‌هایی هستند و قطعا در این وضعیت دست به دخالت و تحریک و حتی پشتیبانی می‌زنند.
از سوی دیگر تجربه ما در نظام سیاسی در چند دهه اخیر ثابت کرده که با تغییر دولت و روسای جمهوری بخشی از سیاست‌های موجود دستخوش تغییر شده و گاه بخشی و مواردی که صحیح پنداشته شده‌اند در دوره بعد مورد نقد و حتی اعتراض شدید خود دولتمردان واقع شده است. جالب اینکه هیچگاه کسی هم به این نوع برخورد و واکنش‌ها صرف‌ نظر از درستی و نادرستی ایرادی نگرفته و بلکه آنرا حق دولت، رئیس جمهور، وزیر و یا نماینده جدید دانسته که نسبت به سیاست‌های گذشته ونتایج آن نقد داشته باشد و قطعا فضا و امکانات هم برای این انتقادات و اعتراضات فراهم بوده است؛ اما در شرایطی که بخشی ار جامعه به سیاست‌های اقتصادی و یا به عبارت ساده‌تر به اوضاع سخت معیشتی معترض باشند و سازوکار مناسبی در رسانه ملی فراهم نباشد، آیا حق اعتراض ندارند؟ اگر گروهی فرصت‌طلب و یا دولت‌های دشمن اگر از این انتقاد و اعتراض بهره‌برداری کردند باید اصل اعتراض را نبینیم و یا محکوم کنیم؟ آیا نادیده گرفتن صدای مردم به بهانه نتایج سیاست‌های منتخب خودشان است و یا به بهانه اینکه اعتراض کمک به قدرت گرفتن رقیب حزبی و جناحی است باید آنرا محکوم کنیم و یا نادیده بگیریم؟
به باور من اصل مساله آنجاست که در برابر وضعیت پیش آمده و مشابه، ما ناتوان از تحلیل آن باشیم و یا با طفره رفتن از تحلیلی منطقی به دلایل و اسبابی غیرمرتبط متوسل شویم و نهایت تحلیل، چیزی می‌شود که آنرا پاک نمودن صورت مساله نام می‌نهیم؛ یا از آن همچون بهانه‌ای برای سرکوبی مخالفین و یا تایید ادعاهای خود سود می‌جوییم و همچون پتکی برای بدنام نمودن رقیب آنرا بر سر دیگران فرود می‌آوریم. تحلیل نادرست در ظاهر شسته و رفته مساله را پایان‌یافته اعلام نموده و حتی در کمترین زمان آنرا حل و فصل می‌نماید؛ اما تاریخ علیرغم عبرت ناگرفتنی‌اش گواهی می‌دهد که چنین مسائلی هیچگاه این‌گونه پاک نمی‌شوند و بلکه در زمانی دیگر و با شکلی دیگر از همان ریشه سبز می‌شوند. بنابراین بغرنج‌تر از بحران‌های اجتماعی و مشکلات گوناگون جامعه انسانی، تحلیل‌های نادرستی است که مساله را سرپوش می‌نهد؛ به تقدیس مفاهیم و اصطلاحات همت می‌گمارد، تئوری توطئه می‌بافد و علل و عوامل بروز بحران را به زمین و زمان گره می‌زند الا بسترها و زمینه‌های بروز آن. بحران را بهانه‌ای می‌سازد برای رقابت، برای بدنام نمودن دیگران، برای منافع حزبی و در سیمایی کلی تحلیل‌های اینچنینی هرکاری را انجام می دهد الا تحلیل مساله و بحران صورت گرفته. توهم و توطئه آنجاست که فرد، گروه، حزب، یا جناحی سیاسی و نظامی سیاسی بپندارد که مصون از اشتباست و بر اشتباه خود تاکید بورزد و آنرا درست بپندارد و گمان برد که نظام سیاسی خوب یعنی نظامی سیاسی بدون منتقد و مخالف و معترض؛ بنابراین با نادیده گرفتن تجربه انسانی و اشتباه و خطاهایش، هرگونه اعتراضی را خاموش نماید و در مرحله بعد کانال‌ها و راههای سیستماتیک رسیدن صدای منتقد و مخالف را ببندد. در این شرایط در یک کمای اجتماعی تمام صداهای مخالف تا زمانی تحت دستگاه‌های مشابه پزشکی برای فرد به کما رفته تحت کنترل درمی‌آیند اما بالاخره روزی کما باید پایان یابد.
توهم دیگر آنجاست که اعتراض در خیابان همچون امری زشت و ناپسند تلقی شود و هیچ کانال و مکانیزمی برای پذیرفتن این امر واقع پیش‌بینی نشود و در صورت بروز آن به جای پذیرفتن و شنیدن صدای انتقاد و اعتراض در کف خیابان و حتی در صورت تخلیه هیجانات و بروز ناآرامی، با خشونت پلیس و پیگرد قضایی منتقدین و معترضین پاسخ داده شود؛ اینجاست که باز باید نگران بود و هشدار داد که اینچنین روش‌هایی نه مطلوب است و نه نتایج مفیدی به دنبال خواهد داشت.
فارغ از اینکه اعتراض همیشه خوب است باید از چنین وضعیتی استقبال کرد چرا که مردم برای رساندن پیام خود به شکل مستقیم صدایشان را در خیابان به گوش مدیران و دولتمردان می‌رسانند آنهم به صورت آشکار و با به کارگیری روشی رو در رو بدون پرده پوشی و به‌کار بردن روش‌های براندازانه و مخرب؛ چه اگر دولتمردان، به حرف‌های صادقانه منتقدین در همین سال‌های اخیر و در همین مطبوعات گوش فرا می‌دادند شاید مردم به چنین شیوه‌ای هرگز متوسل نمی‌شدند. باید زمانی نگران بود که مردم به جای روز روشن و خیابان به شب و شب‌نامه و اعمال براندازانه دست بزنند.
در هر عصر و زمانی روش‌هایی برای انتقاد، مخالفت و اعتراض وجود داشته است و هیچ نظام سیاسی هم با محدود نمودن و سرکوب نتوانسته پاسخی مناسب به منتقدین بدهد. زمانی آتش روشن کردن، زمانی جار زدن و داد زدن و زمانی نوار کاست و شب‌نامه و اینک فضای مجازی بستری است برای رساندن صدای اعتراض، صدای انتقاد و صدای مخالفت. ابزارها به وجود آورنده این صداها نیستند و صرفا کار هدایت و انتقال این صداها را برعهده دارند، حذف و فیلتر این ابزارها کمکی به خاموشی این صداها نخواهد کرد و راهی برای ارضا و اقناع مرجع صدا و علت بلند شدن آن نخواهد بود بلکه تنها باعث خفگی موقت آن در هر زمان و مکانی خواهد شد. اینکه اوضاع کنونی خاورمیانه بغرنج است کسی عکس این قضیه ادعایی ندارد، اینکه اوضاع کشور ما به مراتب بهتر از تمام خاورمیانه است؛ اینکه امنیت برقرار است باز عکس این را هم کسی ادعا نکرده است، اما باید گفت گرانی، بیکاری،اعتیاد، شکاف طبقاتی دامنگیر جامعه ماست و حداقل بخش گسترده‌ای از این وضعیت رنج می‌برد و به باور من انتقاد و اعتراض به این وضع نه به معنای مخالفت با کلیت نظام سیاسی است و نه دسیسه احزاب گروه‌ها و دولت‌های دیگر؛ بخشی از مردم و حتی خود بدنه نظام به این مشکلات جامعه واقف و منتقد آن هستند. بنابراین به جای آنکه به طرد و انکار و تحلیل‌های ناروا از این وضعیت روی بیاوریم، باید صدای مردم را شنید و راهکار مسالمت‌آمیز و قانونی به دور از خشونت و برهم زدن نظم عمومی را پیش‌بینی و اجرایی کرد و در نهایت مردم منافع و آینده خود را هیچ‌گاه قربانی دسیسه‌ها و فریب‌ دولت‌های استعمارگر و گروه‌های منفعت‌طلب نخواهند کرد. اعتراض همیشه خوب است اما به شرطی که به دور از خشونت، مبتنی بر قواعد و به‌دور از هیجان و احساسات باشد. این را هم نمی‌توان نادیده گرفت که متاسفانه در جریان اعتراضات اخیر، در برخی از موارد نوع شعارها و رفتارهای احساسی نه تنها سنخیتی با مطالبات عموما اقتصادی و بر حق مردم نداشت بلکه به محملی برای مخالفین تبدیل شد. شاید اگر سمت و سوی اعتراضات با شعارهای ساختارشکن همراه نمی‌شد و برخی جریانات در صفوف معترضین به برنامه‌های اقتصادی دولت، رخنه نمی‌کردند قطعا در رسیدن به نتیجه یعنی وادار کردن دولت به اصلاحات اقتصادی تاثیر بهتری داشت.

افراسیاب جمالی- دانشجوی دکتری تاریخ

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...