رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۲
  • کد خبر : 3857
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : تنوع زبانی؛ فرصت یا تهدید

از میان تمام عناصر تعلق انسان از ابتدای زیست انسان متمدن تاکنون زبان همیشه یکی از تعیین‌کننده‌ترین تعلقات است؛ دست کم به اندازه دین و در تمام طول تاریخ به شیوه‌ای رقیب اصلی و گاهی نیز متحدش بوده است تا جایی که برخی از زبان‌ها به واسطه این اتحاد لقب مقدس گرفته‌اند. در واقع گاه […]

از میان تمام عناصر تعلق انسان از ابتدای زیست انسان متمدن تاکنون زبان همیشه یکی از تعیین‌کننده‌ترین تعلقات است؛ دست کم به اندازه دین و در تمام طول تاریخ به شیوه‌ای رقیب اصلی و گاهی نیز متحدش بوده است تا جایی که برخی از زبان‌ها به واسطه این اتحاد لقب مقدس گرفته‌اند. در واقع گاه بسیاری از خشونت‌ها در طول تاریخ و در دنیای کنونی نیز از این اتحادها مرگبار بوده است که زبان و دینی با پیوستگی و اتحاد عرصه را بر اقلیت‌ها تنگ نموده و خشونت‌ها آفریده‌اند؛ البته بعد زا ظهور ایدئولوژی‌های مدرن چون ناسیونالیسم، اتحادهای جدیدتری نیز بر این مناقشه‌ها افزوده است اتحادی از نژاد و سرزمین و دولت ملت‌ها بر مبنای یک زبان هم نوعی فشار و سرکوب را برای زبانهای دارای جمعیت کمتر آفریده است اما همیشه این اتحادها و یا اشتراکات نتوانسته سبب همزیستی در کنار هم شود؛ گاه معتقدان یک دین به دلیل زبان متفاوت با هم دشمن گشته‌اند و امپراطوری‌ها و دولت‌های دینی بر اثر اختلافات زبانی دچار تجزیه و فروپاشی شده‌اند و عکس قضیه هم صادق است و یک جمعیت زبانی بر اثر وجود ادیان متفاوت در میانشان گاه پیش آمده که دچار تنش و درگیری و تجزیه شده‌اند. بنابراین این دو عنصر هویتی همواره، هم برای دولت‌ها و گروه‌های سیاسی، عنصر قدرت و دخالت بوده‌اند و همواره هم موجب دردسر و تنش.
با تمام این تفاسیر به باور من زبان از بسیاری جهات کمتر خشونت آفرین بوده است. آدمی قبل از هرچیزی زبان را می‌آموزد و در واقع صفت ناطق بودن و ابزار انتقال اندوخته‌های فکری و ذهنی انسان زبان است و به وسیله زبان است که آدمی از دیگر حیوانات متمایز شده است. حتی قبل از آنکه میان خودش مرزها و تقسیماتی بیافریند و بر فرزندانش نامی نهد لالایی را بلد شده است و تجریه و دانایی خویش را به فرزندانش آموخته است؛ بنابراین زبان همزاد آدمی است و آنچه انسان خردمند را از دیگر موجودات متمایز نموده است ناطق بودن است.
زبان در عین هویت ساز بودن عنصر ارتباط و وسیله اندیشیدن آدمی است و برای برقراری با دیگر همنوعان باید زبان آنها را آموخت؛ بنابراین یادگرفتن همزمان چند زبان نه دردسری دارد و نه مانعی و صرف داشتن زبان مادری مانع از آن نمی‌شود که زبان‌های دیگری را بیاموزی و با آنها سخن بگویی و بنویسی. به عبارتی می‌توان گفت زبان برخلاف دین، انحصارطلب نیست هرچند در دنیای کنونی برخی تعصبات کور و جاهلانه گاه بر این انحصارطلبی در زبان انگشت می‌نهند اما ذات زبان به این شکل نیست. دین در این میان کاملا متفاوت است با برگزیدن دینی خاص دیگر نمی‌توان همزمان به دین دیگر باور داشت و مناسک چند دین را به جای آورد. ادیان هرکدام خویش را مالک حقیقت می‌دانند و بقیه را جاهل و نادان ومرتد و مشرک و باطل و منحرف می‌دانند و به شدت بر ایجاد مرز میان خویش و دیگر ادیان باور داشته و از آن حفاظت می‌نمایند وحتی در درون هر دینی تفاسیر مختلف از منبع اصلی آن وجود دارد که دردسرساز است و بر این اساس است حکومت‌های دینی مخالفین فراوانی دارند چون به طور قطع و یقین هرگروهی در راس یک حکومت دینی قرار بگیرد تنها تفسیر خویش از دین را به رسمیت می‌شناسد و بر این اساس حکومت‌های دینی نه موفق‌اند و نه پذیرش عام دارند و در ساده‌ترین شکل تضاد و اختلاف و درگیری و سرکوب و خشونت بخشی از راه دوام و موجودیت آنها به حساب می‌آید؛ بنابراین دین انحصارطلب است و حتی اگر شخصی خود را همزمان پیرو دو دین و حتی دو مذهب بداند برای دیگران پذیرفتنی نخواهد بود. یعنی کسی بگوید من مسلمانی مسیحی هستم و یا شیعه‌ی سنی هستم و همزمان مناسک هردو را به جا می‌آورم حتی اگر فرد قایل به این امر باشد برای دیگران غیرقابل پذیرش است. بنابراین زبان وجهی بااهمیت و در عین حال با ذاتی مسالمت آمیز است که می تواند در مناسبات انسانی موجب تفاهم بیشتر گردد. بدون شک هر انسانی به یک زبان هویتی نیاز دارد هویتی که نباید با اجبار جمع خواه اکثریت یک جامعه یا یک گروه و یا حکومت تحمیل و یا طرد شود و مهم نیست که این زبان هویت ساز مشترک میان صدمیلیون نفر باشد یا فقط میان یک منطقه و جمعیتی چند هزار نفری و تنها چیزی که اهمیت دارد احساس تعلق است این احساس تعلق نه اجباری است و نه قابل کتمان و انکار و این وجهی روانی است که افراد آزادانه به آن وابسته هستند و برایشان اطمینان و نیرومندی می آفریند و سرانجام نوعی تفاخر به وابستگی هویتی و این نیرو به گونه ای است که ممکن است برای فردی تات یا هورامی، گزی، نائینی، زازاکی با گویشوران کمتر بسیار قوی تر از فردی انگلیسی، فرانسوی و یا روسی باشد و از این بابت باید اطمینان داد تنوع زبانی نه تهدید است و نه سبب ایجاد مرزهای بیشتر و خشونت آفرینی، بلکه هویت‌های زبانی و تنوع زبانها سبب ایجاد اطمینان نوع بشر به استمرار انسانی زیستن است؛ انسانی که با تنوع زبانی و فرهنگی معنی دارد و اگر قرار باشد تمام انسان‌ها دارای یک زبان و یک دین و یک فرهنگ و یک شکل باشند چه تفاوتی با یک گله گوسفند خواهند داشت و به راستی اگر چنین اتفاقی بیافتد ملال آورترین اتفاق زیستن و انسان بودن است.
تحقیر یک زبان، تمسخر و فشار فرهنگی و اجتماعی، اجبار به آموزش و یادگیری زبان دوم و سوم و ممانعت از فراگیری زبان مادری و تمام تلاشها و اقدامات دولت ها و گروههای قدرت (که حامل نوعی هژمونی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هستند) برای پاره نمودن رشته های ارتباط و پیوند یک انسان با زبان مادری اش بسیار خطرناک خواهد بود گسستن این رشته های پیوند موجب سرخوردگی، بیگانگی، و سرانجام خشونت و نابودی بخشی از جامعه انسانی و قدمی نزدیک شدن به آن مرحله جهنمی و ملال آور خواهد بود. زمانی که زبانها به وجود آمده اند قطعا برابر نیستند و از لحاظ کیفیت و توانایی برای ایجاد ارتباط و هویت سازی در مراتب گوناگون قرار دارند و این موضوع به هیچ عنوان نمی تواند سبب نابرابری و بی عدالتی در برخورد با آنها شود و هر زبانی از این حق برخودار است که به آن احترام گذاشته شود و عزت اش حفظ گردد ابتدایی ترین حق خواندن و نوشتن و داشتن امکانات لازم برای رشد و شکوفایی هر زبانی است و بدون شک اجرای این ساده ترین حق چندان نیاز به قوانین پیچیده و امکانات گسترده ندارد اما قطعا مراحل بعدی رسمیت یافتن و توانایی یادگیری زبانهای متفاوت موجود در یک شهر و واحد سیاسی برای پاسخ به مطالبات و درک همدیگری مساله‌ای است در برخی از نقاط دنیا به اجرا درآمده است کشورهایی هستند که با چندین زبان رسمی و قانون فراگیری همزمان آنها و در ساحت هویتی نیز چندین تعلق زبانی را به وجود آورده‌اند. اما متاسفانه هنوز بخشی وسیع از جهان و بخصوص خاورمیانه دولتها و زبان های مسلط سعی و تلاش فراوانی برای حذف و نابودی زبان اقلیت ها به‌کار می‌برند و بخشی از به اصطلاح روشنفکرانشان با توسل به استدلال‌های بیمار علمی و باورهای فاشیستی با تمام قدرت از این ایده‌ها حمایت می‌کنند و به‌نام زبان ملی و زبان استاندارد در پی تخفیف و تحقیر و سرکوبی دیگر زبان‌ها هستند و این عین کوتاه فکری و جهالت و حماقتی است که بنام‌های دهان پرکن و در عین حال با روتوش‌های منافع و مصلحت و امنیت و هویت ملی ترویج و پشتیبانی می‌شود.
این که هر انسانی بتواند زبان هویتی‌اش را حفظ کند و آن را آزادانه به‌کار ببرد؛ با آن حرف بزند، فکر کند و بنویسد باید بدون کمترین ابهام به روشنی و وضوح و با جملات حقوقی قاطعانه و غیر قابل تفسیر شدن گوناگون پذیرفته، تصویب و اجرا شود و پیوسته بر حسن اجرایش مراقبت و نظارت شود. این آزادی مهمتر از آزادی بیان و عقیده است چون این نوع از آزادی گاهی از آموزه های مخالفت با حفظ زبانهای اقلیت و غیررسمی دفاع می‌کند و حتی فراتر از آن این نوع آزادی گاه در مخالفت با حقوق زنان و مردان و حتی زندگی افراد سخن می راند. من از آزادی اعتقاد و بیان کسانی که با اندیشه‌های مرگباری چون داعش و پان‌های دینی، ناسیونالیستی، فاشیستی و ایدئولوژی‌های جهادی و خشونت طلب خواهان حذف و نابودی دیگران هستند به شدت مخالفم و چنین آزادی را خطرناک به حال نوع انسان می‌دانم اما حق انسانی هر فردی را بر روی این کره خاکی جهت حرف زدن و حفظ زبانش را محترم و قابل دفاع می‌دانم و بر این باورم با نابودی زبانهای بشری و حرکت جوامع به سوی تک زبانی و هژمونی زبانهایی با پشتیبانی قدرت دامی خطرناک است که حاکمان جهان برای خود تنیده‌اند.حذف تفاوت ها سبب ایجاد جهنمی ملال آور خواهد شد که انسان را به نابودی خواهد کشاند.
افراسیاب جمالی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...