رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • الأحد ۵ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 20 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۰
  • کد خبر : 3870
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : زن و تاریخ جنسیتی

سخن گفتن از مسائل دنیای امروز ناگزیر ما را به کاوش در تاریخ و گفتمان‌های گذشته وا می‌دارد و بدین سبب پرداختن دیرینه‌شناسی موضوعات جامعه انسانی بخشی از پروسه حل مساله به حساب می‌آیند و به باور من پرداختن به تاریخ یعنی یک سرآغاز درست و ریشه‌یابی مسائلی که امروز جامعه بدانها مبتلاست. از ابتدای […]

سخن گفتن از مسائل دنیای امروز ناگزیر ما را به کاوش در تاریخ و گفتمان‌های گذشته وا می‌دارد و بدین سبب پرداختن دیرینه‌شناسی موضوعات جامعه انسانی بخشی از پروسه حل مساله به حساب می‌آیند و به باور من پرداختن به تاریخ یعنی یک سرآغاز درست و ریشه‌یابی مسائلی که امروز جامعه بدانها مبتلاست. از ابتدای شکل‌گیری جوامع انسانی و حتی دوره انسان شکارجوی و عصر جمع آوری غذا تاکنون در هر جامعه‌ای یک سلسله مراتبی وجود داشته که جوامع را دسته‌بندی و تقسیم نموده است؛ در واقع این سلسله مراتب راهکاری برای اداره جامعه بود که از همان عصر گردآوری غذا این تقسیم‌بندی ضرورت زیست و حیات جوامع انسانی بوده است و در هر دوره‌ای مساله‌ای مبنای تقسیم‌بندی قرار گرفته است که از تخصص‌کاری تا دین و مذهب و بهره‌مندی قدرت اقتصادی و سیاسی را در برگرفته است اما یک تقسیم بندی از همان ابتدا تاکنون رایج بوده است و آن تقسیم جامعه به زن و مرد است و تقریبا از همان اعصار مورد اشاره تاکنون این سلسله مراتب بنام جنسیت رواج داشته است و با ورود به عصر کشاورزی مردان دارای موقعیتی ممتاز نسبت به زنان بوده‌اند. این تقسیم‌بندی در ادوار بعدی با پشتیبانی ادیان استمرار یافت و در طی شکل‌گیری قوانین جوامع، زن همچون مایملک و اموال پدر، برادر و شوهر به حساب آمد و جنسیت وی تعیین کننده این تعلق وی به مرد نقش اساسی را برعهده گرفت و قانون از این حق تعلق و مالکیت پشتیبانی کرد و دین هم بدان قوانین مشروعیت می‌داد؛ براین اساس جرایم و تحریم‌ها حول این موضوع شکل گرفت و تجاوز جنسی در بسیاری از نظام‌های حقوقی گذشته نقض مالکیت قلمداد می‌شد و در این میان در واقع قربانی زنی نبود که مورد تجاوز قرار گرفته بود بلکه مردی بود که مالک وی تلقی می‌شد و حتی اگر زنی مالکی نداشت یا حقوق عمومی نقض می‌شد و یا به مالکیت متجاوز درمی‌آمد. آیا چنین وضعیتی محصول یک تقسیم‌بندی طبیعی بود و زن در ذات خود ناتوان و اموال مرد به حساب می آمد و آیا این تقسیم‌بندی طبیعی دارای ریشه‌های زیستی بود و به عبارتی عامه پسندانه آفرینش وی دارای چنین ویژگی‌هایی بود که باید جزو اموال مرد به حساب بیاید؟ بدون شک برخی تمایزات فرهنگی، قانونی و سیاسی میان زن و مرد بازتاب تفاوت‌های آشکار زیستی میان دو جنس است بارداری همیشه وظیفه زنان است هرچند امروز کار تغییر جنسیت و حتی گذاشتن ابزار حاملگی برای مردان هم از نظر پزشکی میسر شده است اما ساختمان زیستی زن است که حاملگی را می پذیرد و وظیفه مرد هم تکمیل این پروژه بارداری است پس بطور زیستی انسان به نر و ماده تقسیم شده است در حالی که مرد و زن عناوینی اجتماعی هستند و نه زیستی و جنسیت زایده تخیل انسانی است که برگرده جمعی از جامعه انسانی بنان زن سوار شده است تا از آن همچون سوژه ای سیاسی و فرهنگی بهره ببرد. جنسیت یک هویت ثابت و برمبنای ویژگی های زیستی نیست که دارای کنش‌های مشخص باشد بلکه جنسیت هویتی بی بنیاد است که به مرور زمان ساخته شده است و در یک فضای بیرونی از طریق تکرار سبک وار سبک وار کنش ها بنا می شود کنش هایی که به مرور زمان عاملان بر زنان اعمال نموده اند، تعیین رفتار و اخلاق و نوع پوشش و کلیه کنش های هنجاری و اخلاقی زن از سوی پدر، برادر و شوهر در طول تاریخ جنسیت را ساخته است و به عبارتی باید همان گفته سیمون دوبوار را تا حدودی پذیرفت که می گوید هیچ کس زن به دنیا نمی آید بلکه زن می شود در واقع منظور وی زن همچون یک جنسیت برساخته جامعه، فرهنگ و سیاست نه همچون انسان ماده، زن می شود یعنی براساس کنش های سبک وار و مستمر دارای هویتی می شود که خصایص فرهنگی زنانه را با خود حمل می کند و حتی امروزه با تصوری معیوب و کالایی این ویژگی ها را ذات جنس ماده می شمارند که باید لطیف باشد، عشوه گر و دلفریب باشد و صدها القابی که در تحت عنوان زنانگی تعریف می شوند اما آناتومی جسم و روانشناسی زن نشان می دهد که این تعاریف و ویژگی ها برساخته فرهنگی جوامع بوده که از هر عصری به عصر دیگر و جامعه ای به جامعه دیگر متفاوت است و نگاهی مختصر به نوع پوشش مردان و زنان و نوع آرایش آنها این برساخته بودن را مشخص می نماید به عنوان مثال لباس شاهان در میان ملل مختلف، میزان پوشش، داشتن ریش و سبیل و صدها نشانه دیگر که بر این ادعا مهر تایید می زند و البته کسانی ممکن است با زبان ایدئولوژیک به نفی چنین موضوعی بپردازند که در آن موضع جای بحثی باقی نمی ماند. وضعیت اینچنینی از تربیت و رفتارها و هنجارهای خاص فرهنگی با حرکات، سبک های متعدد توهم وجود یک منیت جنسی را ایجاد می کند که با ابزارهای سیاسی و ایدئولوژیک به شدت از آنها دفاع می شود با این فرمول بندی هویت از مبنای مدلی ماهوی از هویت به مبنایی گذر می کند که مفهوم جنسیت را باید فرایند برساخته اجتماعی موقت دانست اگر جنسیت از طریق کنش هایی ایجاد می شود که باطنا ناپیوسته هستند پس جنسیت یک هویت ساختگی و در حال شدن است که مخاطبین اجتماعی و از جمله خود زنان به عنوان کنش گران اصلی آن آنرا باور کرده و به این روش عمل می کنند و چنین امری هیچگاه کاملا درونی نمی شود و نهایتا به شکل بین اذهانی و تصویری خیالی باقی می ماند بنابراین بخشی از ادعای کسانی که بدین موضوع تاکید دارند عدم وجود هویتی بنام زن و مرد از اساس است همچون طبقه موبدان در جامعه زرتشتی و یا جنگاوران و شوالیه ها و یا طبقه بورژوا در جوامع مدرن
با این وجود از عصر کشاورزی تاکنون جوامع مردسالار، زنان و مردان را طوری بار می آورند که جنسیت تعریف شده را بپذیرند هرچند این هویت دستخوش تغییراتی در گذر زمان می شود اما کلیتی هویتی تاکنون استمرار داشته است که همگی این هویت را می پذیرند، مردها مردانه فکر و عمل می کنند و زنها زنانه و هرکسی از این مرزها عبور و یا تخطی نماید تنبیه می شود و کمال مطلوب حفظ این مرزها با برتری رفتارهای مردانه است، زنان از قدرت، فرصت، امکانات در زمینه سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، سلامت و بهداشت کمتری برخوردارند و رقابت با کنترل و برتری مردها همیشه پایان می پذیرد و مردسالاری با تحولات سیاسی اجتماعی، کشتارها، خیزش ها، انقلاب ها و جنگهای ویرانگر با جابجایی جمعیتی اقوام و ادیان هیچگاه عرصه را به زنان واگذار نکرده است و این امر در تمام عالم فراگیر است و به نظر می رسد در دنیای کنونی غرب با وجود پیشرفت هایی در این زمینه هنوز جهان چهره ای مردانه دارد و نه همچون یک دور باطل و یا یک اتفاق کور مردان هنوز بر زنان مسلط هستند و آنچه که امروز بیشتر محل بحث و نزاع و فرسایش بیشتر در نیروی انسانی عالم شده است تشکیک و پرسش و اعتراض به هویت برساخته جنسیتی و تبعیض های میان دوجنس است و زنان به عنوان کنشگران قربانی جنسیت بیدار و آگاه شده اند و به این تعاریف و تبعیض ها معترض اند وتازه در میانه این وضعیت قرار داریم آن هم در خاورمیانه با وجود تمام سلسه مراتب و تقسیم بندی ها و جدال های هویتی موجود مساله زن هم بیش از یک قرن است که کلید خورده است و زنان مسلمان با تفحص در احوال خود در گذشته و فراگیری علم و دانش و آگاهی به آناتومی بدن و روان خود دریافته اند که این هویت جنسی امری برساخته و مساله ای بین اذهانی است که در گذر زمان با پشتیبانی قدرت سیاسی و دینی رشد و قوام یافته است و اینک در پی تغییر این جهان کاملا مردانه برآمده است که ریشه تمام آنها معرفت و آگاهی و خوانش از نوع انسان مساله جنس و جنسیت و هویت متبادر از آن است و اینک تمامی این پرسش ها مطرح اند که چرا اینگونه شده است و آیا چنین وضعیتی ثابت و لایتغیر است که در ساده ترین جواب باید گفت خیر و مطالعه تاریخ جنسیت روشن می سازد که بنیان هویت جنسی تکرار سبک وار کنش ها در گذر زمان است و نه یک هویتی یکپارچه، پس این هویت جنسی پایدار در واقع با کنش های مکرر ساخته شده است و در صورت امتناع و یا خلل در این تکرار امکان گسست و پارگی و انکار این هویت امری حتمی است و این امر بر دوش کنشگرانی است که باید برای این امتناع و خلل و جنبش برای مقاومت در برابر این هویت آگاه شوند و با آگاهی نظم خیالی را برهم بریزند به دلیل آنکه مردان ضرورتا حافظان این نظم و تصور فرهنگی هستند که قرن هاست از آن سود می جویند و نامگذاری روزی برای زن و گرامیداشت آن نه برای کادو خریدن و ایجاد حماقت بیشتر در تاکید بر این هویت جنسی بلکه تلاش برای رهایی از این سلسله مراتب است زن اگر دارای صفاتی باشد آن صفت ها انسانی هستند که تفاوتی با مردان ندارند و اموال و ملک آنها نیز به حساب نمی آیند اگر خودشان بخواهند

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...