رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • الأحد ۵ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 20 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۳
  • کد خبر : 3872
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : دفن امید کردها به اصلاحات، زیر چکمه‌ مدعیان اصلاح‌طلبی
واکاوی علل گرایش کوردها به شعار اصلاح‌طلبی

دفن امید کردها به اصلاحات، زیر چکمه‌ مدعیان اصلاح‌طلبی

قبل از هرچیزی ذکر این نکته ضروری است که این نوشته به معنای جانبداری یا ضدیت با هیچ فرد و جریانی نیست و تنها با هدف روشنگری بر مبنای برداشت شخصی صورت گرفته است؛ فریادی است از نسلی سوخته با هزاران آرزو و امید و هیچ‌کس به هیچ وجه حق بهره‌برداری و سواستفاده سیاسی از […]

قبل از هرچیزی ذکر این نکته ضروری است که این نوشته به معنای جانبداری یا ضدیت با هیچ فرد و جریانی نیست و تنها با هدف روشنگری بر مبنای برداشت شخصی صورت گرفته است؛ فریادی است از نسلی سوخته با هزاران آرزو و امید و هیچ‌کس به هیچ وجه حق بهره‌برداری و سواستفاده سیاسی از آن را ندارد.
چندی پیش خبری مبنی بر اظهار پشیمانی و کناره‌گیری جناب آقای دکتر جلال جلالی‌زاده از ریاست ستاد انتخابات حسن روحانی در استان کردستان منتشر شد که نه تنها من وامثال من که هنوز اندک امیدی به اصلاحات داشتیم بلکه همه مردم کردستان را باهزاران سوال بی‌پاسخ روبرو کرد. شاید بنده و بسیاری از مردم کردستان در بسیاری از نظرات با آقای جلالی‌زاده اختلاف نظر داشته باشیم و شاید هم آرمان ایشان باآرمانهای مردم کردستان فاصله زیادی داشته باشد، اما به دور از هرگونه تعصبی باید عرض کنم از صداقت وی سواستفاده شد. امسال در تب و تاب انتخابات ریاست جمهوری اردیبهشت ۹۶ در سنندج بودم و اخبار انتخابات را با آنکه از همه ستادها دور بودم پیگیری می‌کردم و می‌دیدم که آقای جلالی‌زاده و امثال ایشان چقدر صادقانه برای حسن روحانی زحمت کشیدند و افرادی چون بنده را وادار کردند که به آقای روحانی رای دهیم. نه تنها آقای جلالی‌زاده بلکه تمامی دوستان ایشان نیز همچون عبدالله سهرابی که خود بارها قربانی این جریان شده در سخنرانی‌هایش مردم را از بازگشت به گذشته و رفتن به سمت کره‌ی شمالی، سوریه و ونزوئلا و سومالی و… می‌ترساندند و آنها را به بهشت موعودی فرا می‌خواندند که گویا با پیروزی روحانی برای مردم کردستان انتظارش را می‌کشیدند! نتیجه‌ی این تلاش در نهایت رای بالا و تاثیرگذار ۷۳درصدی مردم کردستان به آقای روحانی بود.
تنها انتظاری که از ایشان بعد از پیروزی انتخابات می‌رفت، نه واگذاری پست‌های حساس و مدیریتی در حد وزیر و معاون وزیر بلکه حداقل انتخاب آقای جلال جلالی‌زاده یا یک نفر دلسوز و برخاسته از اکثریت مردم کردستان به عنوان استاندار استان کردستان بود که این مساله نه تنها اتفاق نیفتاد بلکه خود جلالی‌زاده قربانی بعد انتخابات شد؛ به نحوی که اظهار ندامت و عذرخواهی ایشان در برابر مردم کردستان را در پی داشت.
برادر محترم و دلسوز آقای جلالی‌زاده؛ جنابعالی ۴ سال نماینده مجلسی بودید (مجلس ششم) که بیش از دوسوم آن را اصلاح طلبان تشکیل می‌دادند و بعدها هم سالیان متمادی با افرادی از همین طیف در ارتباط بودید. ۸ سال دوره‌ی اصلاحات را تجربه کردید؛ سال ۹۲ هم از آقای حسن روحانی حمایت کردید و چهار سال هم ایشان همان راه را ادامه دادند و در انتخابات ۹۶هم همان داستان باز تکرار شد. ممکن است بفرمایید سهم شما و مردم کردستان از این دوره‌ی بیست ساله و دوندگی‌های شبانه‌روزی و هزینه کردن از اعتبار بزرگان این دیار چه چیزی بود و چه دستاوردی برای مردم مظلوم کردستان داشته است؟
شاید من و امثال من هم اگر جای اقای جلالی‌زاده بودیم همین راه را می‌رفتیم چون بالاخره هر انسانی باید راهی را بیازماید تا بخواهد از چیزی نتیجه‌گیری کند. جای تاسف است پس از بیست سال شعار اصلاح‌طلبی و مصادره‌ی آرای مردم کردستان با شعارهای واهی امروز نه تنها کردستان در ردیف آخر استان‌های عقب‌مانده قرار دارد بلکه باید خبر تاسف‌بار اظهار ندامت آقای جلالی‌زاده آن هم بعد از این همه فعالیت و حضور در کار سیاسی و رابطه با اصلاح‌طلبان را نظاره‌گر باشیم. به ذهن چه کسی خطور می‌کرد که تلاشگر اصلاح‌طلب و همسنگر و یار دیرین مهندس ادب و کسی که سالیان دراز دل به این راه پر فراز و نشیب زد تا شاید آرزوهای دیرین سرزمین مادری خویش را در لابلای ریسمان‌های بافته شده باشعارهای توخالی اصلاح‌طلبی‌دنبال کند، امروز اینطور مظلومانه و مستاصل کنار برود و خود را در قربانگاه این مدعیان ببیند!
غرض از از این یادداشت سرزنش یا تقابل با اهداف و افکار آقای جلالی زاده نیست، چراکه وی را انسانی دلسوز اما جایزالخطا ماننده همه انسانها می‌دانم بلکه مخاطب این یادداشت کسانی است که در قامت اصلاح‌طلبی به شعور و فداکاری نه تنها ایشان بلکه مردم کردستان توهین و بی‌توجهی کرده‌اند؛ اما واقعیت چیست و چرا کار به اینجا کشیده شد؟
دریک کلام واقعیت محض و بسیار تلخ این است که بعد از بیست سال چشم‌انتظاری مردم کردستان برای تحقق مطالبات برحقشان از آرایی که به اصلاح طلبان داده‌اند، اکنون رویای خود را در رسیدن به اصلاحات زیر چکمه‌های مدعیان اصطلاح‌طلب مدفون‌شده می‌دانند.
مردم کردستان صلح‌دوست و طرفدار آشتی هستند؛ مردمی مظلوم و ستم دیده از رژیم ستم شاهی که همگام با ملت ایران در سال ۵۷ سهم بزرگ و غیر قابل انکاری در سرنگونی استبداد شاهنشاهی داشتند. آنها هزاران شهید در این راه تقدیم کردند و هیچ‌کس منکر جان‌فشانی‌های مردم کردستان در طول این ۳۹سال نیست؛ اما با وجود این همه فداکاری متاسفانه، به لطف اصلاح‌طلبان از مواهب انقلاب اسلامی چیزی جز محرومیت و بیکاری عاید جوانانشان نشد و امروز متاسفم که جزو سه استان محروم کشور با آمار بالای بیکاری و فقر و مهاجرت و تبعیض هستیم، کمترین بودجه و کمترین پروژه عمرانی و بیشترین آمار قربانیان تصادفات جاده‌ای را داریم.
چرا انتظارات مردم کردستان هنوز براورده نشده در حالیکه به کمترین سهم هم راضی بوده‌اند؟ اگرچه عوامل متعددی برای این عقب‌ماندگی می‌توان برشمرد اما به ضرس قرطع عامل عمده را باید در توهینی دانست که مدعیان اصلاح‌طلبی به شعور این مردم فهیم کرده‌اند. جناح اصلاح‌طلب در ایران با روی کار آمدن محمد خاتمی در خرداد ۷۶ شکل تازه‌ای به خود گرفت و به همه ملت ایران به خصوص مردم کردستان با توجه به ناامیدیشان از جناح مقابل روح تازه‌ای دمید. ما در پایبندی به وظایف خود در قبال این جناح که همان رای دادن است عمل کردیم به گونه‌ای که کردستان همواره تاکنون آوردگاهی مناسب برای کسب آرای بالای ریاست جمهوری نامزد جناح اصلاح‌طلبی بوده است؛ اما سهم ما از قدرت در این اردوگاه تنها یاس و استیصال بود که امروز در متن ندامت‌نامه جناب جلالی‌زاده تجلی پیدا کرده است.
ممکن است گفته شود پس جناح مقابل برای کردستان چه کرده است؟ باید در پاسخ گفت آنها هیچ وقت وعده‌های سر خرمن به مردم کردستان نداده‌اند و از ابتدا تکلیف آنها معلوم بوده است؛ اما چطور ممکن کسانی هر بار با هدف جمع‌آوری و مصادره آرای مردم کردستان به کردستان سفر کنند و با دهها وعده و وعید مردم کردستان را امیدوار کنند اما وقتی به هدف خود رسیدند حتی پشت سر خود را نیز نگاه نکنند! آیا این جای سوال و تاسف نیست؟ آیا توهینی بالاتر از این وجود دارد؟ بانگاهی به تاثیرگذاری آرای مردم کردستان در دوانتخابات ۹۲ و ۹۶ پی می‌بریم که رای مردم کردستان تا چه اندازه تاثیر گذار بوده است. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ حسن روحانی بااندکی بیش از حد نصاب پیروز شد؛ یعنی اگر رای حدود۸۰ درصدی مردم کردستان به ایشان نبود انتخابات به طور قطع به دور دوم کشیده می‌شد و این امر می‌توانست میلیاردها تومان هزینه و انرژی روی دست نظام و مجریان انتخابات و به ویژه اصلاح‌طلبان بگذارد؛ اما مردم کردستان با رای خود از صرف این هزینه و انرژی جلوگیری کردند.
از آن مهمتر انتخابات ۹۶بود که اگر بار دیگر رای بالای ۷۰درصدی کردستانی‌ها نبود، این بار انتخابات برخلاف دور قبل نتایجی به مراتب وحشتناک تر برای حسن روحانی داشت و حتی می‌توانست خطر شکست در این انتخابات را برای او رقم بزند.
اما چطور ممکن است مردمی که تا این حد در تعیین نتیجه انتخابات تاثیر گذار بوده‌اند به یک باره توسط برندگان انتخابات فراموش شوند؟ آیا حسن روحانی نسبت به رقیبان خود از شکل و شمایل بهتری برخوردار بود و از جهانی دیگری آمده بود؟ آیا ایشان موجودی فرازمینی و نورانی و مقدس نسبت به بقیه بودند؟ به طور قطع جواب خیر است. تنها دلیلی که داشت وعده‌های ایشان بود که آن عملی نشد. در هیچ کجای جهان این طور به طرفداران خود پشت نمی‌کنند بلکه دستان آنها را می‌بوسند، به آنها درود می‌فرستند، بعد انتخابات اولین سفر را پیش آنها می‌روند و به انتظاراتشان با جان و دل پاسخ می‌دهند؛ نخبگانشان را به‌کار می‌گیرند؟ به تحصیل‌کردگان آنها پست‌های مدیریتی ولو محلی هم که باشد می‌دهند.
حقیقت این است مردم کردستان هیچ‌وقت انتظار معجزه از یک رئیس جمهور آن‌هم با قدرت محدودی که قانون اساسی به او داده ندارند. چیزی که مردم را می‌آزارد توهینی است که این اصلاح‌طلبان با وعده‌هایشان به شعور مرم کرده‌اند و اینکه آنها هنگام انتخابات چنان با صلابت و قدرت و اعتماد شعار می‌دادند که ذهن مخاطب را تسخیر کردند. آنها وقتی قدرتی برای تغییر ندارند چرا مردم کردستان را چندین دوره فریب داده‌اند؟ امروز لبخندهای به ظاهر ملیح و مهربانانه دکتر روحانی نزد مردم کردستان به‌گونه‌ای دیگر تفسیر می‌شود. با وجود همه‌ی احترامی که برای ایشان قائل هستم اما باید بگویم شاید جواب این ابهامات را هیچ‌کس حتی خود او هم نتواند بدهد همچنانکه از مصاحبه‌های ایشان پیداست که سوالات و مطالبات اساسی مردم را با کلی‌گویی جواب می‌دهند.
امروز در دوران ریاست جمهوری آقای روحانی، نه تنها وضعیت مردم بهتر نشده بلکه بدتر هم شده است. بیکاری، تبعیض، فقر، وضعیت پروژه‌ها، درآمد عمومی مردم، وضعیت کولبران و ازهمه مهمتر نگاه امنیتی و وضعیت فرهنگی نظیر زبان کردی و مسائل مربوط به مذهب خاص مردم کردستان نه تنها با روی کارآمدن روحانی بهتر نشده بلکه بدتر هم شده است. (این در حال است که ایشان در سال ۹۲ با دادن بیانیه‌ای حقوق فرهنگی و مذهبی و… مردم کردستان را به رسمیت شناخته بود). شاید این امور در همه جای ایران وجود داشته باشد اما سوال اساسی این است چرا کردستان همیشه جزو محرومترین‌هاست؟ اگر وضعیت کلی اقتصادی کشور متزلزل است؛ اکر تحریم‌ها روی دوش دولت سنگینی می‌کند؛ همه این را درک می‌کنند اما چرا کردستان در این آشفته‌بازار باز نسبت به سایر استان‌های دیگر در ردیف‌های آخر قرار دارد؟
اما چرا اصلاح‌طلبان، شرایط را در کردستان اینطور دیدند و مطمئن بودند مردم به آنها رای می‌دهند! آیا دلیل دیگری غیر از فقر و مظلومیت و صداقت مردم کرد و انباشت مطالبات دلیل دیگری می‌توان برای آن یافت؟ حقیقت این است که آنها پیش از آنکه مردم کردستان را این‌طور دور بزنند خود را مایه‌ی شرمساری در برابر چشمان مردم کردستان قرار داده‌اند.
آنها هیچ وقت قدرتی نداشته‌اند چنانکه رئیس جمهور دوره‌ی اصلاحات نیز بعد از اتمام دوران رئیس جمهوری خود اعتراف به ناتوانی پست ریاست جمهوری در ایران کرد. آنها همیشه شعارگرا بوده‌اند نه تنها مردم کردستان بلکه مردم ایران نیز اکنون از آنها بیش از هر زمان دیگری ناامید شده‌اند.
مردم کردستان اینک شاید کمترین انتظارشان از آقای روحانی معذرت خواهی ایشان است و اینکه ایشان باشهامت عنوان کند شما مردم فهیم کردستان صادقانه به من رای دادید اما من نتوانستم انتظارات شما را برآورده کنم. خواستم از شما وزیر و معاون و استاندار انتخاب کنم اما محدودیت‌ها نگذاشتند؛ اینطور شاید برای مردم کردستان قانع‌کننده باشد. کجا در این چند سال سراغ داریم که آقای رئیس جمهور همه شهامت خود را به کار بست تا به کردها پست‌های حساس مدیریتی ولو محلی هم که باشد بدهد! مردم کردستان این درک را نیز دارند که انتخاب یک پست حساس مدیریتی ولو محلی برای یک رئیس جمهور تا چه اندازه مشکل است و می‌فهمند که رئیس جمهور در این زمینه با محدودیت‌هایی روبروست اما چرا یک بار برای ثبت در تاریخ و برای اثبات این ادعا هم که شده یک پست حساس به یک منتخب مردم کردستان داده نشد؟ تا برای مردم هم روشن شود که منتخبشان به فکر آنها بوده است و محدودیت‌های ذکر شده را بهانه‌ قرار نداده است.
مردم کردستان از این پس شعار اصلاح‌طلبی را به سختی خواهند پذیرفت و آرمان خود را فراتر از این جناح خواهند دانست. مردمی که بارها از سوی این مدعیان مورد سواستفاده و تحقیر وتوهین قرار گرفته‌اند و روح و روان آنها به بازی گرفته شده است. حنای اصلاح طلبی دیگر برای مردم کردستان رنگی ندارد و به قول نسلون ماندلای بزرگ خواهند بخشید اما فراموش نخواهند کرد. آنها تاریخ را به قضاوت در این باره فرا خواهند خواند و به یقین قضاوت تاریخ بهترین قضاوت خواهد بود.
*و به عهد (خود) وفا کنید، که از عهد سؤال می‌شود! سوره ی اسرا آیه ی ۳۴
*ای کسانی که ایمان آورده‌اید! به پیمانها (و قراردادها) وفا کنید! مائده آیه ی ۱
*و به پیمان خدا وفا کنید، این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند، تا متذکّر شوید!سوره ی انعام آیه ی ۱۵۲
*کسانی که به عهد خود -به هنگامی که عهد بستند-وفا می‌کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها مقومت کردند اینها کسانی هستند که راست می‌گویند؛سوره ی بقره آیه ی۱۷۷
*پس هر کس پیمان‌شکنی کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است؛ و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند، بزودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.سوره ی فتح آیه ی ۱۰
حضرت محمد (ص): یکی از چهار نشانه نفاق این است؛ کسی است که به وعده‌ی خود عمل نکند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...