رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱۱ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Monday 22 October

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • دوشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۴:۱۴
  • کد خبر : 3899
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا […]

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند.
جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهی‌های مردم و فرهنگ عمومی نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی که در جامعه صورت می‌گیرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمی در اطلاع‌رسانی مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است.
نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند.
امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم.
«روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم.
در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار ۱۸۰ شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود.
خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از آن ساختار و لازمه کمک به حل مشکلات جامعه می‌دانیم.
خدای را شاکریم اینک در بهار سال جاری این توفیق نصیب شد تا «روژان» را بنام روزنامه منتشر کنیم و در حال حاضر با دو شماره در هفته نخستین روزنامه کردستان را تجربه می‌کنیم و این وعده را می‌دهیم به مرور زمان روزانه‌اش کنیم. در اینجا لازم می‌دانم از پیگیری‌های جدی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کردستان برادر عزیز و ارجمند جناب آقای «جلال قلعه‌شاخانی» قدردانی کنم که اگر نبود همت ایشان، کردستان صاحب روزنامه نمی‌شد.
بر حسب تفاوت‌های ماهوی «روزنامه» با «هفته‌نامه» قطعا رویکرد ما در دوره جدید با همان حفظ خط‌مشی قبلی یعنی عدم وابستگی و انفصال مطلق به جریانات سیاسی، اما «رویدادمحور» خواهد بود. در عین حال از تحلیل رخدادهای مهم روز قطعا غافل نخواهیم بود. ما را با حاکمان کاری نیست چرا که در این مدت زیاد گفتیم هرچند گوش شنوایی نبود! اما در آغاز راه لازم می‌دانم نکاتی را با شما مخاطبین گرامی در میان بگذارم:
۱- خوب سخن گفتن هنر است، اما ما از این هنر برای منافع جامعه کم بهره برده‌ایم، چه بسا تحت تاثیر تشویق و ترغیب دیگران عقل را از کف داده و لگام آن را به دست احساساساتمان داده‌ایم. در مطبوعات که جنبه‌ای فراگیر و رسمی‌تر دارند یا آنقدر خشک و با ادبیاتی رسمی سخن می‌گوییم که مخاطب را فراری می‌دهیم یا آنقدر تند و خارج از عرف می‌نویسیم که تندی‌اش دامنمان را می‌گیرد. در همین نشریه روژان تندترین انتقادات را از حاکمیت و دولت داشته‌ایم، در برخی موارد خودم را آماده بازخواست هم کرده‌ام اما در این شش سالی که بر ما گذشت جز یک مورد که آن هم کاملا سلیقه‌ای بود و شخصی با سواستفاده از جایگاه قانونی شکایتی مطرح کرد، توضیحی نخواسته یا سوالی از ما نکرده‌اند.
سخن کز دهان، ناهمایون جهد
چو مار است کز خانه بیرون جهد
روژان، شهامت را نه در مبارزه منفی، گوشه‌نشینی، پرخاشگری و خشونت بلکه در تلاش و تعامل و نقد منصفانه می‌بیند و معتقد است هر کس به سهم خود در قبال جامعه مسوول است و سلب مسوولیت از خود به معنی نفی ماهیت و جوهره‌ی انسانیت انسان است.
انسان بودن همان مسوول بودن است و این احساس مسوولیت ما را وادار می‌کند که در کنار مردم و در غم و شادی آنان شریک باشیم. در شماره نخست روژان نوشتیم: «آمده‌ایم که بمانیم». در صدمین شماره گفتیم: «روژان قطره‌ای است که به دریا می‌اندیشد» و اینک به دور از هرگونه «وابستگی» و یا «انفصال مطلق» از ساختار قدرت، با شما مردم پیمان می‌بندیم که تا هستیم نوشته‌هایمان جز برای رضای خدا و در چارچوب مصالح جامعه رنگ و بوی دیگری نداشته باشند؛ هرچند به لحاظ شرایط بد اقتصادی ممکن است برخی عکس‌ها و نوشته‌هایمان رنگ و لعاب تشریفاتی داشته باشند که این امر برای خود ما هم آزاردهنده است اما چاره‌ای نیست و باید به گونه‌ای هزینه سنگین چاپ را تامین کرد.
۲- با علم به اینکه توسعه و پیشرفت در بستر زمان حاصل می‌شود، معتقدیم باید داشته‌های فعلی هر چند اندک را قدر بدانیم و براساس ضرب‌المثل مشهور «تا نگرید طفل کی نوشد لبن»، به آنچه داریم قناعت نکنیم و تلاش کنیم بر وسعت و کیفیت داشته‌هایمان در همه عرصه‌ها به ویژه سرمایه‌های اجتماعی بیفزاییم.
ماحصل درگیری‌های اوایل انقلاب جز عقب‌ماندگی، فقر و بیکاری چیزی عاید ملتمان نکرد. تاریخ را مشعل عبور از مسیر تاریک آینده قرار دهیم و از تکرار سوختن نسلی دیگر جلوگیری کنیم.
۳- سال ۸۴ پس از بازنشستگی وقتی قرار شد در هفته‌نامه «سیروان» مشغول به‌کار شوم، یک دوست باتجربه از سر مصلحت پیشنهاد کرد که آنجا نروم و دلایلی بسیار مستدل و متقن نیز پشتوانه پیشنهادش کرد؛ اما من نپذیرفتم زیرا به کار و راه خود اطمینان داشتم. برای ثبت در تاریخ می‌نویسم که اگر تدبیر اینجانب نبود چه بسا سیروان همان سال‌ها به سرنوشت بسیاری دیگر از نشریات مبتلا می‌شد. اینک نیز نرم‌گویی را بر درشت‌گویی و عطوفت را بر خشونت و خنده را بر خشم در کار حرفه‌ای خود تمرین می‌کنیم همچنان‌که تاکنون نیز چنین کرده‌ایم و ثمره شیرین آن را نیز همگان دیده‌اند.
۴- سیاست در کردستان به دلایل تاریخی همواره با قهر، خشونت و تندی همراه بوده است؛ در این اوضاع، نرم حرف زدن اما با منطق، بسیار کارسازتر از فریاد کشیدن است. در انعکاس رویدادهای استان با بضاعت اندک خود از معیارهای علمی فاصله نگرفته‌ایم و منشا حل بسیاری از مشکلات بوده‌ایم. دوستان و نویسندگان جدیدی یافتیم که آنان را نه تنها پشتوانه‌ای برای روژان بلکه بدون اغراق از سرمایه‌های بزرگ جامعه می‌دانیم؛ سرمایه‌هایی از میان قشر جوان و تحصیل‌کرده با ذهنیتی مثبت که بزرگترین فرصت برای باز کردن فضای دیالوگ محسوب می‌شوند. سال ۱۳۸۵ با یکی از نویسندگان رادیکال کوردی صحبت می‌کردم، از من اصرار و از او انکار که نمی‌شود کار کرد! البته حق داشت چون تمام فضای ذهن و فکرش را رخدادهای تلخ جنگ داخلی پر کرده بود و جایی برای پذیرش فکر و اندیشه جدید نداشت. برایش توضیح دادم که این شرایط برای طرف مقابل هم صدق می‌کند، فضای فکر او هم متاثر از خشونت‌های اوایل انقلاب که می‌تواند از اقتضائات هر انقلابی باشد پر شده است و ادامه دادم تا این ذهنیت‌های منفی از ذهن‌ها خارج نشوند و نسلی نو با ذهنیتی مثبت وارد عرصه نشود امیدی به اصلاح امور یا بهتر است بگویم مصالحه و دیالوگ نیست. به نظر می‌رسد نسل کنونی ذهنیتی مثبت دارند؛ از همین روست که روان و عادلانه می‌نویسند. بدون شک این روند مطالبه‌گری چنانچه نادیده انگاشته شود یا نسل جوان در مناصب دولتی جایگاهی نیابند نمی‌توان به آینده و چشم‌انداز کردستان امیدوار بود، شاید این فرصت هرگز تکرار نشود.
۶- شکی نیست که تمام نظام‌های حاکم و قدرت‌ها، به نحوی سعی در محدود کردن جریان آزاد اطلاع‌رسانی و یا حداقل هدایت آن دارند. با اعتقاد به این اصل، باید گفت این هنر نویسندگان و قلم‌به‌دستان است که بتوانند در چارچوب قانون به‌گونه‌ای بازی کنند که هم مطالبات جامعه خویش را مطرح کنند و هم بهانه به دست جریانات افراطی ندهند؛ جریاناتی که نمی‌توان وجود آنان را در لایه‌های نظام حاکمیتی انکار کرد؛ اما اگر بدبینانه نیز قضاوت نکنیم در میان مجموعه مدیران کشوری، هستند افرادی که همواره با واقعیات جامعه کردستان با دیدی منطقی نگریسته و در حد وسع و توان خود برای چاره‌جویی تحقق مطالبات مردم دل سوزانده‌اند. «روژان» می‌خواهد در کنار مردم و دولت، « یاریگر» کسانی باشد که پیشرفت جامعه کُردی را نه در خشونت و نفرت، بلکه در گفتگو و مصالحه می‌بینند. امید که هم حاکمیت و هم نخبگان جامعه کُردی با شناخت از واقعیات موجود بتوانند راه را به‌ موازات تحولات منطقه برای عمران و آبادانی هرچه بیشتر کردستان و رفع محرومیت‌ها برای رسیدن به آینده‌ای روشن هموار سازند.

سلیمان الله‌مرادی – مدیر مسئول

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...