رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷
  • الأحد ۵ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 20 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۸:۲۹
  • کد خبر : 3944
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : کولبری و بیکاری، بی‌تدبیری و ناامیدی

این روزها بازار کشور دچار التهابات فراوانی شده و در کنار آن مسائل ریز و درشت فراوانی مطرح است که خیلی از آنها در جریان مطرح شدن در تقابل هم قرار گرفته‌اند و یا می‌شود گفت آنها را در مقابل هم قرار داده‌اند. بازار دلار و ارز به شدت ملتهب است و بدون شک از […]

این روزها بازار کشور دچار التهابات فراوانی شده و در کنار آن مسائل ریز و درشت فراوانی مطرح است که خیلی از آنها در جریان مطرح شدن در تقابل هم قرار گرفته‌اند و یا می‌شود گفت آنها را در مقابل هم قرار داده‌اند. بازار دلار و ارز به شدت ملتهب است و بدون شک از یک قاعده اقتصادی پیروی نمی‌کند.قیمت سکه و طلا هر روز بیشتر می‌شود، علیرغم ادعاهای دولت، کالاها هر روز گرانتر می‌شوند؛ اقلام اساسی مانند قند، گوشت، برنج، روغن و چای نسبت به سال قبل این مواقع بسیار افزایش یافته است. اما در مقابل، افزایش آنچنانی را در حقوق کارگران نمی‌بینیم.، بیکاری در بسیاری از استان‌ها در مرز هشدار قرار دارد؛ کم‌آبی در مناطق مرکزی و جنوبی به مساله تبدیل شده و موجب تنش‌های اجتماعی شده است و در کنار تمام اینها فضای مجازی در حال مسدود شدن است و قرار است این روزها تلگرام فیلتر شود.
زمانی که این همه موضوع در رسانه‌ها منتشر می‌شود مساله اولویت پیش می‌آید و خیلی‌ها با تبحر خاصی می‌خواهند برخی امور را از اولویت خارج کنند. به عنوان نمونه تلگرام است که رسانه ملی و برخی جریانات خاص با مراجعه گزینشی از مردم در مورد فیلتر شدن تلگرام می‌پرسند و آنها نیز با تعجب اولویت مردم را تلگرام نمی‌دانند و بلکه آنرا گرانی دلار و طلا و بیکاری می‌دانند و حتی اعلام می‌کنند که فیلتر شدن تلگرام اهمیتی ندارد. واقعیت این است که متاسفانه سیاست‌های تبلیغاتی در بسیاری از مواقع بدین شکل عمل می‌نماید و آرام و خزنده صورت مساله اولویت بعدی را پاک می‌کند اما اولویت‌های اول همچنان وجود دارند و حل ناشده باقی می‌مانند و دور از انتظار نیست روزهای آینده تلگرام فیلتر شود.
اما دلار و طلا همچنان در همان وضع باقی می‌مانند. در چنین شرایط و اوضاعی، مبرهن است که علیرغم شعارهای توخالی دولت روحانی وجود فضای مجازی و گردش آزاد اطلاعات از اولویت‌های اصلی توسعه جامعه است و بدون شک با مسدود کردن و انحراف آن هیچ سود و نتیجه‌ای را به بار نخواهد آورد.
مشکل بیکاری نیز یکی از اولویت‌های جدی و بحران‌زای جامعه ماست که در بسیاری از استان‌های کشور از مرز هشدار گذشته است. استانهای مرزنشین بخصوص کردستان یکی از مناطقی است که متاسفانه بیکاری در حدی است که برخی نمایندگان مجلس گفته‌اند که از اعلام آمار آن ترس و یا شرم دارند. برخی آمارها از ۴۰ درصد بیکاری سخن می‌گویند و این وضعیت متاسفانه در مقایسه با دیگر نقاط کشور کاملا معنی‌دار است و موضوعی نیست که بتوان آنرا عمومی تلقی کرد.
توسعه صنعتی در این مناطق در چهار دهه گذشته رشد آنچنانی نداشته است و یا باید گفت به حدی ناچیز بوده که می‌توان گفت اصلا رشد نداشته است؛ بیکاری و ضرورت زندگی، بسیاری از مردم این مناطق را وادار به کولبری کرده است؛ پیشه‌ای که متاسفانه در شان انسان نبوده و نیست اما به‌ناچار خیل عظیم جوانان تحصیل‌کرده و بیکار را وادار می‌نماید برای تامین هزینه‌های زندگی خود دست به چنین کار سخیفی بزنند و متاسفانه باید گفت کولبری هم مثل تلگرام و دیگر مسائل دیگر در وعده‌های دولت و در زمان استاندار قبلی و کنونی و در دو دوره دولت روحانی با سیاست‌های زیبا و فریبنده در حال حذف شدن است و به بهانه اینکه کولبری در شان مردم نیست مبادی مرزی را مسدود نموده‌اند و در مواجهه با بیش از صدهزار کولبر در مرزهای غربی، گاه به دنبال بیمه کولبری، گاه طرح دادن عنوان پیله‌وری و ده‌ها طرح و برنامه بدون کارشناسی بوده‌اند که هم در گذشته و هم طرح‌های پیش رو در آینده بدون نتیجه خاصی با شکست مواجه خواهند شد.
نه بیمه کولبری معنی دارد و نه طرح پیله وری، چون مشخص و واضح است که چنین طرح‌هایی هیچ‌گاه نمی‌توانند این جمعیت بیکار را پوشش دهند و صرفا دست‌آویزی برای پاک کردن صورت مساله است. دفاع ما از کولبری در شرایط کنونی نه به خاطر علاقه به چنین شغلی است بلکه به دلیل افزایش نگران‌کننده بیکاری و پیامدهای غیرقابل جبران آن است. بدون شک بیکار نمودن این جمعیت بزرگ، بدون جایگزینی فوری، بحران ایجاد خواهد کرد و سیاست‌های کنونی که از زبان استاندار کردستان جاری می‌شود و مردم را به صبر و حصله دعوت می‌نماید و با نجیب خواندن مردم از آنها زمان می‌خواهد به هیچ وجه کارساز نیست و به باور من تا زمانی که بدیل مناسب آماده نباشد بستن مبادی مرزی کاری اشتباه است و بیکار نمودن کولبران و جوانان مناطق مرزی جدای از اعتراضات مدنی به افزایش اعتیاد، بزهکاری، افسردگی و بسیاری از مسائل اجتماعی دیگر منجر خواهد شد. انتظار صبر و حوصله از مردمی که بیکارند و توانایی خرید مایحتاج روزانه خویش را ندارند امری غیرمنطقی است و همه می‌دانند کولبری صرفا تامین مایحتاج اولیه و گذران زندگی است وگرنه با کولبری، نه می‌توان پس‌انداز کرد و نه سرمایه‌ای تامین نمود.
از سوی دیگر عدم وجود سرمایه مناسب در دست این قشر بیکار و شرایط سخت پرداخت وام در بانک‌ها و سودهای سرسام‌آور آن، امکان کارآفرینی و پرداختن به طرح‌های زود‌بازده را از مردم در این مناطق گرفته است. درحالی که دولت‌های مختلف هیچ گامی در جهت توسعه این مناطق مرزی برنداشته‌اند و امنیت نرم‌افزاری و اعتماد دوسویه بین دولت و مردم ایجاد نشده است جای بسی تعجب است که دولت انتظار تحمل بیکاری و گرانی از مردم را دارد و متاسفانه تا این دوره هم هرگونه اعتراض و ناآرامی نسبت به کشتار کولبران، مسدود شدن مرزها، بیکاری و… را به عوامل آن‌سوی مرزها ربط داده‌اند و با نجیب و آبرومند خواندن مردم این مناطق، اعلام کرده‌اند امکان ندارد چنین مردمی دست به ناآرامی بزنند و تاجایی که نجابت را در برابر اعتراض به مشکلات قرار داده‌اند. آیا کسی که نجیب باشد در برابر مشکلات باید بنشیند نظاره گر اختلاص و تخلفات دیگران باشد و از رنج گرسنگی و بمیرد؟
بنا به آمارهای رسمی که خود دوات و مجلس شورای اسلامی و نهادهای مسئول منتشر کرده‌اند تنها ۱۰٪ از قاچاق از طریق معابر کولبری وارد کشور می‌شود؛ یعنی ۹۰٪ دیگر آن و یا با خوش‌بینی ۸۰٪ دیگر آن توسط باندهای بزرگ قاچاق وارد کشور می‌شوند و اتفاقا بیشتر قاچاق معابر کولبری اجناسی است که در داخل کشور وجود ندارد و یا در حد و اندازه‌ای است که توسط بازاریان این شهرها به فروش می‌رسد، به عنوان نمونه پارچه‌های زنانه‌ای است که توسط زنان مناطق کردنشین و لرنشین استفاده می‌شود و نمونه مشابه آن در کشور وجود ندارد.
اینک این سوال مهم مطرح می‌شود که دلیل این همه تاکید دولت بر بستن مرزهای کولبری چیست؟ آیا توانایی مقابله با باندهای بزرگ قاچاق را ندارد و یا ممکن است کسانی در این امر دخیل باشند که به نحوی به جاهایی وصل شوند که منافع دولتیان با آن شریک است و یا قدرت مقابله با آن را ندارند؟ و یا این ۱۰٪ یا کمی بیشتر قاچاق در معابر کولبری قرار است قربانی آن ۹۰٪ دیگر شوند و با اعلام این این مقابله خود را در سیاست مبارزه با قاچاق موفق جلوه دهیم! اما هرچه که هست آن باندهای بزگ تجار و سرمایه‌دارانی هستند که به‌جای مشارکت در تولید داخلی میلیاردها تومان جنس چینی را به‌صوت قاچاق وارد نموده و با مارک ایرانی وارد بازار می‌کنند و حتما از سوی وزارت‌خانه‌ها هم لوح تقدیر تولیدکننده برتر دریافت می‌کنند و سودهای کلان به جیب می‌زنند و با عنوان قاچاقچیان و دزدان محترم کسی حق برخورد با آنها را ندارد و اما قشری فرودست و بیکار برای تامین هزینه‌های زندگی و تقبل تحقیر و توهین و سختی و مرارت‌ها جان در مشت می‌گذارند و باری بر دوش می‌نهند تا خانواده‌هایشان گرسنه نباشند و برای رفع گرسنگی آنها دست به دزدی نزنند و به‌ناچار قاچاقچی لقب می‌گیرند و علیرغم توصیه‌های مقام معظم رهبری نوک پیکان سیاست مبارزه با قاچاق توسط دولت کولبران و معابر کولبری هستند و طرح برنامه‌هایی چون پیله‌وری و دیگر سیاست‌های دولت صرفا پاک کردن صورت مساله است و در صورت اصرار دولت در این امر در ماه‌های آینده شاهد افزایش بیکاری و دستفروشی و بالارفتن آمار دزدی،اعتیاد، فحشا و جرم و جنایت در این مناطق خواهیم بود.
کولبری با آن همه خطرات و تحقیر و توهین‌های نیروهای مستقر در معابر کولبری، کشته شدن کولبران و الاغ‌هایشان، صدمات ناشی از راه‌های سخت و زخمی شدن و مرگ، سهم ناچیز به کول کشیدن بارهای سنگین امری نیست که قابل دفاع باشد و کسی آنرا تایید نماید، اما واقعیت سخت و تلخ مناطق مرزنشین نشان می‌دهد که تنها ممر درآمد و هزینه‌های اولیه جمعیت کثیری از مردم، همین کولبری است و با بستن این معابر و ممانعت دولت در مقابل این کار، بیکاری و عواقب آن بسیار سنگین‌تر از آن چیزی است که قابل تصور باشد. تا زمانی که دولت شرایط کار و توسعه را فراهم نکند انتظار صبر و تحمل و بستن مرزها تنها به وخیم شدن بیشتر اوضاع خواهد انجامید و اعتراضات مدنی و بستن بازارها مساله‌ای داخلی و اقتصادی است و دخلی به خارج از مرزها ندارد و صرفا نیاز به شناخت وضعیت و تدبیر دولت دارد چیزی که علیرغم ادعای آن تاکنون نشان داده که فاقد آن است و این وضعیت مردم را به سوی پشیمانی از انتخاب دولت تدبیر و امید پیش می برد که با بی‌تدبیری در حال ایجاد ناامیدی در میان مردم است.

رفراسیاب جمالی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...