رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۸:۳۵
  • کد خبر : 3949
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : افزایش قیمت دلار و تولید کالای ایرانی

یکی از مثال‌های رایج که بین مردم و حتی مسئولین بخش‌های اقتصادی و نهادهای اجتماعی مرسوم و به عنوان نماد همفکری، هم‌رایی و همراهی به منظور نیل به اهداف از پیش تعیین‌شده رایج و متداول است مثال کارایی تمامی نهادهای حاکمیتی به مثابه یک تیم فوتبال است؛ تیمی که حاصل عمل آن، می‌تواند آرامش و […]

یکی از مثال‌های رایج که بین مردم و حتی مسئولین بخش‌های اقتصادی و نهادهای اجتماعی مرسوم و به عنوان نماد همفکری، هم‌رایی و همراهی به منظور نیل به اهداف از پیش تعیین‌شده رایج و متداول است مثال کارایی تمامی نهادهای حاکمیتی به مثابه یک تیم فوتبال است؛ تیمی که حاصل عمل آن، می‌تواند آرامش و رفاه مردم در جامعه باشد. در یک تیم موفق و مقتدر فوتبال چندین نفر و گروه‌های دو نفره بایستی در پست‌های تعریف شده برابر شرح وظایف احصایی انجام وظیفه کنند تا منتج به برتری در مسابقه شود. اگر اعضای تیم خوب بازی کنند ولی نتیجه که همان گل زدن به تیم حریف است به همراه نداشته باشند تیم موفقی نبوده و در بین هواداران و طرفداران مورد انتقاد شدید قرار می‌گیرد و هواداران خواهان و خواستار تغییرات اساسی در بدنه مدیریتی تیم و تغییرات اساسی در آرایش بازیکنان می‌شوند. موفقیت تیم به عوامل متعددی همانند ایجاد هماهنگی در خط حمله، خط میانی، دفاع های چپ و راست و… بستگی دارد.
واقعیت امر این است که تیم اقتصادی دولت نتوانسته است هماهنگی‌های اولیه را برای بازی در میدان رقابت با حریفان ایجاد نمایند.
مثال مصطلح در یک اقتصاد پویا و توانمند به خوبی مشهود و نمایان است و هدف تمامی اقتصادها رفاه و آسایش مردم جامعه خود و تصاحب بازارهای داخلی و خارجی به منظور ایجاد اشتغال پایدار مردم است. تیمی می‌تواند به اهداف مذکور نائل آید که با ایجاد زیرساخت‌های مطمئن و با به‌کارگیری منابع مادی و معنوی بتوانند رفاه و آسایش مردم خود را تامین کند و مردم بدون دغدغه افزایش قیمت‌ها و نوسانات بازار ارز به فعالیت‌های روزمره بپردازند.
متاسفانه در دهه‌ی گذشته اقتصاد ایران به دلایل گوناگون از ثبات و امنیت پایدار برخوردار نبوده و فشار تورم بر زندگی قشر متوسط سایه افکنده و مردم به منظور تامین مایحتاج زندگی خود دچار عسر و حرج شدید شده‌اند. در اینجا ذکر نمونه‌ای از وقایع تلخ جامعه خالی از لطف نیست؛ سارق بانک در یکی از شهرهای مرکزی دستگیر می‌شود، وقتی از سرنوشت پول‌های سرقتی از وی می‌پرسند در جواب می‌گوید: «با پول‌های سرقتی برای فرزند شیرخوارم که دچار سوء تغذیه شده بود شیر خشک خریدم و بقیه را خرج تهیه برنج، روغن، مرغ و گوشت برای اعضای خانواده‌ام کردم»! این مورد از هزاران موارد مشابه در جامعه ایران است که علی‌رغم منابع سرشار، مردم از این وضعیت رنج می‌برند. البته در بیان این مثل نگارنده قصد توجیه عمل زشت سارق را ندارد.
یکی از موارد افزایش قیمت در یک دهه گذشته افزایش قیمت دلار از ۷۵۰ تومان در سال ۱۳۸۷ و قیمت آن در بهار ۹۷ به حدود ۶ هزار تومانی است. افزایش قیمت دلار از زمستان ۹۱ تا تابستان ۹۲ به حدود ۳ هزار تومان رسید؛ در ایام انتخابات ریاست جمهوری یازدهم جناب آقای دکتر حسن روحانی که سابقه ۵ دوره نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، حضور در نهادهای نظامی و امنیتی و ریاست مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام را در کارنامه‌ی کاری خود دارد به عنوان یکی از کاندیداها با شعار «اعتدال و عقلانیت» وارد کارزار رقابت شد و یکی از شعارهای خود را ثبات بخشیدن به بازار، خصوصا بازار ارز عنوان کرد و افزایش قیمت ارز به‌ویژه دلار را خارج از موضوع تحریم‌ها، ناشی از ضعف مدیریت و عدم هماهنگی در تیم مدیریت اجرایی کشور و ناهماهنگی اعضای دولت در بهره‌برداری از مثال رایج فوتبال عنوان نمود.
این در حالی است که از بهمن ماه سال ۱۳۹۶ افزایش قیمت دلار به علت ضعف‌های ساختاری و مدیریتی کشور (که تا آن زمان قیمت هر دلار ۳۳۰۰ تومان بود) شروع شد تا جایی که در بهار سال ۹۷ به مرز تقریبی۶۰۰۰ تومان رسید. متاسفانه تا بیستم فروردین ماه سال جاری واکنش آنچنانی و اساسی از سوی رئیس‌جمهور و اعضای تیم اقتصادی دولت در ارتباط با کاهش قیمت دلار نشان داده نشد. نکته حائز اهمیت و در خور توجه در افزایش هزار تومانی دلار در ۲۰ روز اول سال جاری، مصادف بودن آن با نامگذاری سال از سوی رهبری نظام اسلامی به نام سال حمایت از کالای ایرانی بود و با عنایت به اینکه اقتصاد ایران در شرایط فعلی به شدت دلاریزه شده و وابستگی بیش از حد به معیار واحد پولی آمریکا دارد، در اوضاع و احوال کنونی تقریباً قیمت‌گذاری همه کالاها به قیمت دلار وابسته است.
اگر در ارتباط با این موضوع، سیاست اصولی و علمی در خصوص مدیریت بازار ارز از سوی دولت و مجلس به عمل اتخاذ نشود مطمئناً کالاهای تولیدی به لحاظ افزایش قیمت تمام شده یارای رقابت با کالاهای خارجی را نخواهند داشت. در چنین شرایطی باید شاهد بحران‌های ارزی کشور ناشی از وابستگی به دلار باشیم و سیاست‌های اتخاذی فعلی نیز به صورت مسکنی، مقطعی و کوتاه‌مدت بوده و توان تثبیت نرخ را ندارد؛ لذا به نظر می‌رسد در چند ماه آینده مجددا شاهد افزایش قیمت دلار خواهیم بود چرا که با مطالعه‌ی اوضاع و احوال موجود به علت ناهماهنگی در سیاست اتخاذی وزرای اقتصادی دولت و وابستگی ریال به ارزهای خارجی شاهد افزایش قیمت‌ها و به تبع آن نابودی تولید داخلی خواهیم بود. نمونه آشکار این ادعا افزایش قیمت ارز (دلار) به ۴۲۰۰ تومان بر خلاف پیش‌بینی تبدیل دلار به ریال در بودجه ۹۷ است.
امید اینکه دلسوزان و حامیان کالای ایرانی همت و سعی خود را در ثبات‌بخشی به نرخ ارز معمول دارند.

جواد حسن آبادی کارشناس مدیریت دولتی و کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...