رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۷
  • الأحد ۱۲ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 27 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۸:۴۹
  • کد خبر : 3957
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : یاشار کمال، ابرمردی از دیار کردستان کهن (۲۰۱۵-۱۹۲۲)
جمال دبیری- کارشناس روان شناسی بالینی

یاشار کمال، ابرمردی از دیار کردستان کهن (۲۰۱۵-۱۹۲۲)

قبل از آنکه وارد مبحث اصلی شوم لازم می‌دانم اشاره‌ای اجمالی داشته باشم به دو موضوع کوتاه؛ لیکن اساسی که همچون روز روشن بر همگان عیان است اما چون همواره تکرار می‌شوند به‌صورت عادی و عادت در آمده‌اند البته عادت‌هایی منفی. از منظری دیگر شاید گفته شده: مشکلات زندگی مسبب چنین عواملی یا موارد مثابه […]

قبل از آنکه وارد مبحث اصلی شوم لازم می‌دانم اشاره‌ای اجمالی داشته باشم به دو موضوع کوتاه؛ لیکن اساسی که همچون روز روشن بر همگان عیان است اما چون همواره تکرار می‌شوند به‌صورت عادی و عادت در آمده‌اند البته عادت‌هایی منفی.
از منظری دیگر شاید گفته شده: مشکلات زندگی مسبب چنین عواملی یا موارد مثابه است لیکن با عنایت به این مهم که خواستن تواستن است «عملاً خط بطلان عاید چنین تفکری است بس منی و منفور.
امّا دو نکته لازم و ضروری عبارتند از:
۱- مرده‌پرستی مردم شرق
۲- فراموش شدن نخبگان ملت کرد یا به بیان دیگر دزدیدن عالمان ملت کورد توسط حاکمان ظالم.
در خصوص مورد اول «مرده‌پرستی مردم شرق» تنها باذکر یک مثال ساده و دینی اکتفا می‌کنم چرا که تکرار قبیح است هرچند فصیح باشد.
شرق و آسیا به صورت اخص مهد آدیان آسمانی است و انتظار آن است که نقطه مقابل این مرده‌پرستی بدرخشد.
نقل است: در زمان پیامبر (ص) اسلام درختی بود و قبل از آنکه مسجد ساخته شود رسول خدا به آن درخت تکیه می‌کرد و برای مردم سخنرانی می فرمود. بعداز رحلت پیامبر صلح و آشتی، مردم درخت را می‌بوسیدند و توسط یاران آگاه آن حضرت درخت قطع گردید تا 3 پیام مهم و حیاتی را به ملت اسلام برسانند.
۱- ارزش دادن به انسانها تا زمانی که زنده‌اند ازهر نظر
۲- مانع بت‌پرستی واشیاء پرستی
۳- پیامبر(ص) که مایه مباهات بشریت هدایت شده است او نیز فوت می‌کند.
پس پیام واضح است. چقدرکند این مهم به بشریت رسیده و تا چه حدی سایه عملش طنین‌اندازه شده است؛ امّا همانطوری که دکتر علی شریعتی در خاطرات خود می‌نویسد: به اروپا سفر کردم هرچه را اسلام اعلام می‌دارد عمداً مشاهده نمودم امّا کمتر مسلمانی را دیدم لیکن، به شرق برگشتم مسلمانان کثیری را زیارت نمودم امّا رفتارهای اسلامی به ندرت!
در خصوص مورد دوم فراموش شدن نخبگان ملت کرد یا به بیان دیگر دزدیدن عالمان ملت کورد توسط حاکمان ظالم.
صرف نظراز عوامل تاریخی و سیاسی ریز درپانصد سال اخیر فرهنگ ملت کورد به گوشه رانده شده است.
خودنمایی چنین فرهنگی جرم تلقی شده و بایسته بوده و هست با پسوندهای بیگانه عرضه گردد که این مهم دلایل متعددی دارد؛ اولاً تکراری است مطرح نمودنش دوماً چنان از وسعت عظیمی منشاء می‌گیرد که در حوصله این نگارش خارج است. فقط همین بس خفته را خفته کی کند بیدار.
هر ملتی هزاران ابرمرد را در تبار خویش در حافظه داشته و دارد که گرد وخاک، پوسیدگی، فاسد شدن، باد و هوا و… نمی‌تواند رنگ و لعاب خوشایند چنین عالمانی را نه تنها بزداید بلکه 4 رنگ نیز گرداند.
امّا سلطه سیاسی و اقتصادی و نظامی و فرهنگی در حد شناسایی این متفکران را مخدوش نموده است. ملت کرد بخاطرعدم موجودیت عوامل ذکر شده به قبول علمای علم ریاضی به اندازه ایبسیلون (ناچیز ترین) شرایط ظهور و نشور داشته ایم وهمانطوری که اشاره نمودم بعضی حاکمان ظالم متفکران مارا نیز با شناسنامه جعلی ثبت نموده‌اند.
در این نوشتارمرحوم یاشارکمال رمان‌نویس شهیر و متفکر ملت کرد که در ترکیه می‌زیست را به حافظه تاریخی جهان و کردستان باز می‌گردانم تا هم حقایق کرد بودنش به اثبات برسد و هم نوه جدید کرد الگوهای خویش را سر مشق رسیدن به فتح قله‌های علم جهانی بنماید و مضافاً از دزدیدن مشاهیر علمی و عملی کردستان بزرگ جلوگیری کنیم و یاشار کمال نمونه‌ای از چهره‌های ماندگار دزدیده شده ملت کرد در گوشه و کنار جهان است.
یاشار کمال رمان‌نویس نامی ترکیه در سال 1922میلادی در آدنه به دنیا آمد؛ پدرش از اعقاب زمین‌داران معروف و مادر از تبار یاغیانی بود که علیه حکومت و زمین‌داران قیام کردند (نقل از آقای دکتر ایرج نوبخت مترجم بگذار خارستان بسوزد- نوشته یاشار کمال چاپ 1368 تهران)
حال ۳ نکته در این نقل قول جای بسی تأسف است:
۱-امروز جهان دهکده‌ای بیش نیست. شرم آوراست شخصیتی شهیر جهانی گنگ معرفی گردد.
۲-اگر دولت ترکیه او را رمان‌نویس نامی ترک می‌خواند جای تأسف مضاعف است در ایران اسلامی دکتر ایرج نوبخت این روند را پی می‌گیرد و از علم دهکده جهانی غافل است.
۳-مادرش را از تبار یاغیان می‌خواندند همان واژه‌ای که ترکیه کردها را ترک کوهی می‌نامند.
باری واقعیت‌ها شاید با زور و اکراه پنهان بماند امّا روزی نور افشانی می‌کند و دست متجاوزگران را کوتاه خواهد کرد.
یاشار کمال ( کمال صادق گولچلی) سال ۱۹۲۲ در روستای کردنشین همیته در استان جنوبی عثمانی ازخانواده‌ای فقیرو تنگدست به دنیا آمد و در 28 فوریه 2015 در سن 93 سالگی در شهر استانبول ترکیه به سوی حق شتافت.
یاشار کمال در سن ۵ سالگی زمانی که شاهد قتل پدرش بود به مدت ۷ سال دچار لکنت زبان شد و بدین‌سان علاوه براینکه از نعمت پدر محروم شد و یتیم گشت دچار لکنت زبان نیز شد.
بنابراین یاشار کمال تنها در میان طوفان دشواری‌ها غوطه‌ور شد و حدوداً سی سال زندگی پرازمشقت و توأم با آوارگی را تجربه نمود و در این میان پیشه‌های متعددی را آزمو.د ازآن جمله (کارگری در کارخانه و کار توان‌فرسا در شالیزارها، چوپانی و نهایتاً نویسندگی)
یاشار کمال به خاطر حس انسان‌دوستی که شخصیت او را آراسته بود بارها به جرم دفاع از حقوق ملت کرد و مذاهب به زندان افتاد امّا نه تنها کم نیاورد بلکه زندانهای ترکیه را مدرسه ادبیات معاصر می‌خواند و این تعبیر اوج وقاهت دولت ترکیه در مبارزه و روشنگری است.
یاشار کمال سرانجام در روزنامه جمهوریت چاپ استانبول شغلی به دست آورد و کار خود را با نوشتن گزارش و مقاله‌هایی کوتاه آغاز کرد و این آغاز راهی بود که می‌بایست تا اوج قله‌های شهرت و افتخارطی کند.
بین سال‌های 1952-1955میلادی به نوشتن داستان‌های کوتاه پرداخت که «چوکورووا در حال سوختن» «لانه‌های پریان» و«پیت حلبی» و…
« زمین آهن است و آسمان مشت» «علف همیشه جوان»«تیرک چادر» «قهر دریا» «افسانه کوه آقری» و داستان مشهور اینجه مهد»
نامبرده خالق حدوداً ۳۶ رمان است که رمان «اینجه مهد» شهرت جهانی به او بخشید. ایشان در سال 1955 جدوال «اینجه مهد را به رشته تحریر در آورد و این اثر در اندک زمان کوتاهی به بیش از12 زبان ترجمه شد و شهرت جهانی یافت.
تا جایی که « پیتر یوستیف» کارگران معروف آمریکایی فیلمی از آن تدارک دید. رمان‌های این متفکر در ایران به زبان فارسی ترجمه شده‌اند.
یاشار کمال بارها نامزد جهانی نوبل شد امّا هرگز بدان دست نیافت در سال ۲۰۰۸ جایزه بزرگ ادبیات ریاست جمهوری ترکیه را تصاحب نمود وبارها معتبرترین جایزه‌های متعددی کسب کرد.
آثار این رمان‌نویس خوش‌ذوق که حدوداً 36 اثراست به 40 الی 50 زبان دنیا ترجمه و منتشرشده‌اند. نامبرده در سال 2010 مجموعه اشعارش را نیز روانه بازارکرد.
نامبرده در سن ۶۷ سالگی در یکی از مصاحبه‌هایش می‌گوید حدوداً 500 رمان و داستان کوتاه چاپ و نوشته دارم که اگر فرصتی باشد آنها را آماده چاپ خواهم کرد.
همچنین اعلام می‌دارد اگر در شبانه‌روز دست کم 100صفحه مطلب ننویسم بیمارم. در خصوص همکاری با روزنامه‌ها می گوید: فقط با روزنامه جمهوریت همکاری می‌کنم و پیشنهادهای مصرانه و مکرر روزنامه ها برای نوشتن مقاله در ازای دریافت مبالغ هنگفت را رد می‌کنم. در خصوص جذابیت داستان‌هایش مطرح می‌کند قبل از اینکه موضوعی را بنویسم قبلاً به آن محل عزیمت و روزها را به گشت و گزار می پرداختم تا ماهیت عینی نوشته‌هایم را واقعیت ببخشم.
گویا رمان مشهور اینجه مهد ۷ جلد است و از ایشان می پرسند آیا مایلی آنرا ادامه دهی در جواب می گوید خیر.
نگاه متفاوت ایشان به حاشیه‌ها، اقلیت‌های مذهبی، قومی، نژادی، زن، کودک، طبیعت حیوانان نقش ویژه ای دارد و هرگز در ادبیات او زن تحقیرنمی‌شود. پس به همین حاطراست مردم او را دوست دارند و چندین مدرسه و دانشگاه در ترکیه به نام او مزین گشته‌اند.
کارهای سی سال اول بیشتر عصیان علیه خواستن- فئودالیسم موجود و پرولتاریا بود و همیشه قهرمان داستان‌هایش علیه خان و دولت عصیان می‌کنند.
در ۱۰ یا ۲۰ سال اخیرآثارش به سمت شاعرانگی پیش می‌رفت و رنگ و بوی نرم آمیخته آنها شده بود. زمانی که روزنامه‌نگاری را در استانبول اختیارکرد آثارش جهان شمول‌تر می‌شوند. هم چنین دلیل اقبال او در میان ملل غرب به دلیل تواضع آثارش است. چرا او روستازاده بود و هرگز ابایی از آن نداشت و بانی سبک روستایی در ترکیه بود؛ درست زمانی که بیشترین به سبک شهری می‌نوشتند شاید حدوداً 80 درصد.
هرچند گرایش چپی داشت امّا هرگز در هیچ حزبی کمونیستی رسماً وارد نشد. او ادبیات شفاهی و سنتی را مکتوب کرد. امثال و حکم و حکایت‌های شرقی اسلامی و عثمانی را با روش ادبیات مدرن مکتوب و پس از آن حرکت او بود که دیگر هرکسی در ترکیه با اندک‌سوادی می‌توانست این حکایت‌ها را نقالی کند و بخواند. ادبیات او در قالب بسته و حزب قرار نمی‌گیرد.
دریک کلام یاشار کمال رمان‌نویس شهیر و برجسته ملت کرد است که نوشته‌هایش را با عصیان علیه فئوالیسم آغاز کرد و با اومانیسم ادامه داد و نهایتاً با شاعرانگی به پایان برد.
جان کلام:
فوت پدر، کوری چشم خویش، لکنت زبان به مدت ۷ سال، یتیم شدن، کارگری و چوپانی و… هیچ‌کدام مانع از گرایش او به سوی آزادی و مبارزه نشد و این مقاومت و تداوم اورا از کارگری به کارفرمای رمان‌نویسی برجسته رساند. امید راهش پر رهروباشد. روحش شاد.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...