رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷
  • السبت ۱۱ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Saturday 26 May

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • سه شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۷:۴۶
  • کد خبر : 3967
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : تعفن زباله در شأن مالیات‌دهندگان نیست

این روزها شهر و محیط زندگی من(شهر مریوان) پر است از زباله‌های شهری که قریب یک هفته است توسط ارگان مسئول از سطح شهر جمع آوری نشده است! در قرن ۲۱ و در عصر تکنولوژی، بهبود شاخص‌های سلامت و انفجار اطلاعات، اکنون زباله در شهر مریوان تبدیل به چنان معضلی شده که به زودی بحران […]

این روزها شهر و محیط زندگی من(شهر مریوان) پر است از زباله‌های شهری که قریب یک هفته است توسط ارگان مسئول از سطح شهر جمع آوری نشده است!
در قرن ۲۱ و در عصر تکنولوژی، بهبود شاخص‌های سلامت و انفجار اطلاعات، اکنون زباله در شهر مریوان تبدیل به چنان معضلی شده که به زودی بحران دیگری را ایجاد خواهد کرد.

قبل از آن مرزهایی که ممرّ درآمد برای خانواده‌های کم‌درآمد و باعث رونق نسبی دکان کاسبان جزء شهر ما و بهانه‌ایی برای مسافرت ساکنان مناطق مرکزی ایران به اطراف این کشور پهناور بودند، بدون هیچ جایگزین و آلترناتیوی که حداقل معیشت ساکنان را تأمین نماید، بسته شدند تا آغازی برای بحرانی باشد که مسئولان محلی تاکنون راه حلی برای آن نیافته اند.
اینک قریب یک هفته است که زباله های شهری و خانگی داخل شهر مریوان و جلو در منازل و مغازه ها دپو شده و بوی گند همه جا را فراگرفته است. سالهاست که مسئولان ذیربط با موضوع زباله های شهری مریوان، برای جمع آوری، تفکیک از مبدأ و حتا مکانیابی مناسب زباله ها با مشکل مواجه بوده و قادر به چاره اندیشی نبوده اند!
جالب است بدانیم که در غیاب یک متولی صاحب اندیشه و خلاقیت، موضوع زباله های شهری مریوان به آوردگاهی برای جنگ های نیابتی اداری و کارزارهای انتخاباتی پیش از موعد میان مسئولان و نماینده مجلس و مسئولان و خودشیفتگان نماینده پندار آینده و شوراهای قبلی و حال و آینده! و فعالان محیط زیست و منتقدان واقعی که جز به مصلحت شهر و شهرنشینان به چیز دیگری نمی اندیشند، بدل شده و آنچه در این میان قربانی می شود، تنها سلامت و مصلحت شهر و شهرنشینان می باشد.
نگارنده علاوه بر متصوّر شدن حقوق شهروندی، در همان حال خود را بعنوان یک فعال زیست محیطی ذیحق دانسته و بعنوان یک مأمور مالیاتی مسؤلیت خود را در قبال محیط زیست، شهر، شهرنشینان و اقتصاد شهری، دوچندان می داند. سازمان امور مالیاتی کشور از یک سو خود را در قبال شهر و مشاغل و اقتصاد شهری ذیحق می داند و همواره به رونق تولید و بازارهای شهری می اندیشد تا از این رهگذر منابع درآمدی دولت که منافع ملی در آن است را تأمین نماید و از سوی دیگر با ابزار مالیات های سبز به جنگ مخربین محیط زیست رفته است. گرچه رونق اقتصادی و اشتغال آفرینی از وظایف ذاتی سازمان امور مالیاتی نیست، لیکن قبل از آنکه به وصول مالیات بپردازد، به زمینه های اقتصادی آن می اندیشد و با استفاده از نرخها و معافیتهای تشویقی مشوق بسط و هدایت سیاست های اقتصادی بوده و نیک می داند که در فقدان رونق اقتصادی، مالیاتی وصول نخواهد شد.
شهرداری های سراسر کشور نیز خود شاهدان قابل اعتمادی هستند بر این مدعا که اگر اندک تاب و توانی هم در پرداخت حقوق پرسنل خود دارند، در سایه تلاش مأموران مالیاتی و منابعی بوده است که مأموران مالیاتی در بستری مناسب از فعالیت های اقتصادی شناسایی نموده و مالیات و عوارض ارزش افزوده اش را وصول و سهم هر شهرداری را به حسابشان واریز کرده اند.
بنابراین نگارنده هم در جایگاه یک شهروند مسؤلیت پذیر، هم در جایگاه کسی که سوابقی در فعالیت های زیست محیطی دارد و هم در جایگاه یک مأمور مالیاتی خود را در قبال شهر، ساکنان شهر و فعالان اقتصادی پاسخگو می داند. اینک شهروندان حق دارند بپرسند که مالیات ها و عوارض های پرداختی آنان کجاها هزینه می شود؟ آنان همچنین حق دارند از طریق نماینده های خود در شوراها و مجالس، بر چگونگی هزینه کرد مالیاتهایشان نظارت قانونی داشته باشند. اکنون شهروندان مریوانی خواهند پرسید که آیا مالیات ها و عوارضهای پرداختی آنان کفاف حتا جمع آوری زباله هایشان و محافظت از محیط زیست شان را ندارد؟!
نگارنده به عنوان یک مأمور مالیاتی از متولیان امور شهری پرسش دارد. من از آنان خواهم پرسید: شماها که توان مدیریت نازلترین خواسته های شهروندان را که عبارت از جمع آوری زباله های شهری است را ندارید، چگونه توقع دارید که آنان با روی گشاده عوارض پسماند و سایر انواع آن را پرداخت نمایند؟ شماها که در ایجاد و خلق موقعیت های شغلی و یافتن منابع درآمدی جایگزین به هنگام بستن مرزها، ناتوان و درمانده اید، من بعنوان مأمور مالیاتی چگونه توان وصول مالیات و حقوق عمومی و دولتی را از چنین شهروندانی داشته باشم؟ من حق دارم تمامی سؤالاتی را که مؤدیان مالیاتی متوجه ام می نمایند را به ترتیب اولی متوجه شماها نمایم و از شماها بپرسم که مالیات هایشان را چگونه و کجاها هزینه کرده یا می کنید؟ باید از شماها بپرسم؛ تا کی می خواهید برای رفع تعفن ناشی از دپوی غیراصولی و غیر بهداشتی زباله به مردمی که زندگی آنان را تباه نموده اید، وعده های بی عمل بدهید؟! آیا در منطقه و زیست بوم حساس و خوش آب و هوایی چون مریوان و سروآباد، جابجا نمودن و تغییرات پیاپی و هرچند سال یک بار محل دپو و دفن زباله و آلوده نمودن کل این سرزمین، از نظر شماها تنها راه چاره است؟!
نگارنده بعنوان مأمور مالیاتی، مالیات را همچون منبعی ارزشمند برای دولت و رفاه عمومی پذیرفته و به آن باور دارد. همچنین باور دارد که مالیات عادلانه باید از آن بخش از منابع درآمدی شهروندان به حیطه ی وصول درآید که قانون آن را مشمول مالیات دانسته است. مدیریت سازمان متولی وصول مالیات نیز طی سال های اخیر با علم به چنین بدیهیاتی تمامی تلاش و توان خود را به کار بسته است تا ضمن تکریم واقعی مؤدیان مالیاتی، سهم قانونی دولت از محل درآمدهای مالیاتی را تأمین نماید تا به تبع آن دولت نیز توان برآورده شدن انتظارات عموم شهروندان کشور در زمینه تأمین آزادی های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و فراهم نمودن فرصت های اشتغال و آبادانی را داشته باشد.
مسؤلان محترم! لطفاً مالیات و مالیات‌دهنده را دریابید و به اهمیت حیاتی مالیات‌دهنده برای تأمین آزادی‌ها و آبادانی کشور واقف باشید. تعفن زباله در شأن مالیات‌دهندگان نیست؛ آنان بدون توجه دولت در فراهم سازی زیرساخت‌ها برای اشتغال و کارآفرینی، در تأمین منابع درآمدی دولت مداومت نخواهند داشت و در نهایت آن کشتی‌ای که همه‌ی ما بر آن سواریم به گل خواهد نشست و در آن صورت نه مالیات دهنده بلکه شماها به عنوان مدیرانی فاقد درایت و خلاقیت که عهده‌دار خدمات عمومی و ناتوان در ارائه آن بوده‌اید، مورد مؤاخذه خواهید بود.
به عنوان یک مأمور مالیاتی، مطالبات یکایک شهروندان از ادارات مختلف دولتی و عمومی برای دریافت خدمات شایسته را به حق دانسته و از آن حمایت می‌کنم. مسؤلان محلی شهر من(کشوری و لشکری) باید بدانند که حقوق ماهانه آنان از محل مالیات‌های پرداختی همین شهروندانی که امروزه بوی تعفن زباله زندگیشان را به تباهی کشانده، تأمین می‌شود و حساب بی‌لیاقتی و ناتوانی آنان در حل مشکلات مردم به حساب دولت نوشته می‌شود؛ پس با بی‌تفاوتی و عدم توجه به حقوق مردم آنان را در رغبت فزاینده اشان به پرداخت مالیات و عوارض عمومی دچار تردید ننمایید و به دولت و ملتی که حقوق بگیرش هستید آسیب نرسانید.

محمد شعبانی/ رئیس گروه مالیاتی مریوان – ۱۰/۲/۱۳۹۷

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

روژان؛ روزنامه‌ای برای مردم

ضرورت وجود روزنامه در کردستان و اینکه چرا باید استان ما از وجود یک نشریه روزانه محروم بماند همواره دغدغه اینجانب در سال‌های گذشته بود؛ محرومیتی که حداقل برای اهالی فرهنگ و به خصوص رسانه دردآور می‌نمود؛ آن هم مردمانی که بر پیشانی آنان فرهنگ می‌درخشد و سابقه روزنامه‌داری را بیش از دیگران دارند. جدا از پیشینه فرهنگی این استان و نقش مطبوعات در بالابردن سطح آگاهي‌های مردم و فرهنگ عمومي نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی كه در جامعه صورت مي‌گيرد و اینکه رسانه‌ها سهم مهمي در اطلاع‌رساني مردم خواهند داشت، استان کردستان به دلیل برخورداری از پتانسیل تجارت، بازارهای مرزی و کشاورزی از دیرباز به لحاظ اقتصادی هم یکی از استان‌های مورد توجه دولتمردان و سرمایه‌گذاران بوده است. نخبگان فرهنگی ما نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ فرهنگ و هویت ایرانی اسلامی و احیای مرجعیت علمی کشور داشته‌اند و بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب آن را استان فرهنگی نامیدند. امروز اما پس از سال‌ها انتشار هفتگی، با کمک و یاری دوستان گرانمایه‌مان در تحریریه، انتشار اولین شماره روزنامه را با شما مردم و خوانندگان خوبمان جشن می‌گیریم و بعد از الطاف الهی، تنها امیدمان را به خوانندگان عزیزی که ما را در این راه یاری خواهند کرد، می‌بندیم. «روژان» روزنامه‌ای است مردمی و برای مردم کردستان و همه کسانی که در این استان وقت خود را برای توسعه و آبادانی کشور وقف کرده‌اند. دست همه شما را برای کمک به بهبود و پیشرفت فعالیتمان در این راه به گرمی می‌فشاریم. در نخستین شماره انتشار روژان، دوست و استاد ارجمندم جناب آقای ناصر کانی‌سانانی مقاله‌ای نوشتند و در آن به نگارنده تذکر دادند که این راه صعب و دشوار را بارها تجربه کرده‌ای و انتشار نشریه آنهم در کردستان کار مجنونان و عاشقان است! امروز بعد از انتشار 180 شماره در سخت‌ترین دوره از نظر اقتصادی می‌توانم با افتخار بگویم استاد عزیز؛ در این آزمون سخت خوشبختانه سرافراز بیرون آمدیم و ثابت کردیم که مجنون نیستیم اما عاشق چرا. البته این موفقیت حاصل نمی‌شد مگر با پشتوانه معنوی و استفاده از تجارب ایشان و اندیشه‌ی اندیشه‌ورزانی چون کاک عماد کریمیان، دکتر افراسیاب جمالی، دکتر بهروز خیریه، آقایان عباد زینبی، حسین اندان، ناصر نجفی، هژیر الله‌مرادی، آرش علیمرادی، یحیی صمدی، امید باتو، صدیق مینایی، عطا امانی، کاک احمد یاسینی (پشکو)، سرکار خانم آسو حسینی و بسیاری دیگر از همراهان که در طول پنج سال گذشته تلخی‌ها و شیرینی‌های وقایع روز جامعه را با زبان یادداشت و خبر با شما درمیان گذاشتند و نیز حمایت مخاطبینی که تذکرات و انتقاداتشان چون شهد، تلخکامی‌های حاصل از لجن‌پراکنی تاریک‌اندیشان را بر کام ما شیرین کرد و راه را برای ادامه مسیر ممکن و عزم ما را برای همپیمانی با مردم مصمم‌تر ساخت؛ اگر نبود تشویق‌ها و حمایت‌های مردم، قطعا ادامه مسیر برایمان امکان‌پذیر نبود. خرسندیم که در این مدت، هرگز به تندی سخن نگفتیم مگر مستدل و ابزار هیچ جریان و گروه سیاسی و دولتی نشدیم مگر گروه‌های ان.جی.او که خود را بخشی از ...