رفتن به بالا

روزنامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۴ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Tuesday 13 November

  • روزنامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۶:۵۷
  • کد خبر : 3999
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : حاکمیت و رسانه

در این نوشته می‌خواهم بدون استفاده از ادبیات و اصطلاحات سلمبه قلمبه علمی و نیز نقل قول از اندیشمندان عرصه‌های حکومت و رسانه با زبانی ساده، چگونگی روابط بین حاکمیت و وسایل ارتباط جمعی و نفع و ضرر این چگونگی‌ها را بیان کنم. با توجه به اشراف خوانندگان محترم ضرورتی به تعریف حاکمیت و رسانه […]

در این نوشته می‌خواهم بدون استفاده از ادبیات و اصطلاحات سلمبه قلمبه علمی و نیز نقل قول از اندیشمندان عرصه‌های حکومت و رسانه با زبانی ساده، چگونگی روابط بین حاکمیت و وسایل ارتباط جمعی و نفع و ضرر این چگونگی‌ها را بیان کنم. با توجه به اشراف خوانندگان محترم ضرورتی به تعریف حاکمیت و رسانه نمی‌بینم. وسایل ارتباط جمعی در هر جامعه می‌توانند در سه حالت در برابر نظام حاکم بر جامعه عمل کنند:
نخست این رسانه‌ها در اختیار حاکمیت بوده و هر آنچه را که بیان و عیان می‌کنند ایده‌آل و عملکرد دستگاه‌های مرتبط با حاکمیت باشد.
شق دوم رسانه و حاکمیت در دو قطب متضاد با یکدیگر بوده و هر کدام بدون توجه به مسئولیت و مأموریت یکدیگر، راه خود را بروند و در تقابل با هم بکوشند و بجوشند و سرانجام حالت بینابینی که حاکمیت و رسانه با شناخت مقام و جایگاه یکدیگر و اعتقاد به این واقعیت که هر دوی این ساز و کارها ابزاری علمی و عقلی در خدمت جامعه هستند تا با تلاش و تکاپوی منطقی جامعه را در بستر توسعه و پیشرفت به استقلال و آزادی هدایت و مدنیت را در حد اعلا شکل بخشند. هر کدام در چهارچوبه‌‌ی قواعد و قوانین مصوبه جامعه به کار خود ادامه و مکمل و یاور یکدیگر در مسیر رسیدن به هدف واحد باشند.
در بیان فوائد یا مضار شق اول باید گفت حسن این رویه، کوتاه‌مدت است؛ اما در بلندمدت نتیجه عکس به بار می‌آورد. حاکمیتی که چنین طریقی را بر می‌گزیند معمولاً ایدوئولوژیک و دگم است و می‌خواهد در هر زمینه اجتماعی اقتصادی و سیاسی منشأت خود را به جامعه دیکته کند. این نوع حاکمیت، جامعه را به سان سربازخانه‌ای بزرگ می‌بیند که باید بدون چون و چرا اوامر فرماندهان اجرا شود؛ تکثر و تنوع در بینش این‌گونه حاکمیت، مردود و قوانین ناظر بر دموکراسی و حقوق مردم و آزادی در اشکال مختلف رعایت نمی‌شود
و تعامل با رسانه‌ها را فقط در قالب توجیه‌گر اعمال و افکار خود می‌داند و خارج از این چهارچوب آنرا دشمن تلقی و از نشر آن جلوگیری می‌کند. از آنجا که جامعه یارای تحمل اینگونه حکمرانی را ندارد در گام نخست نسبت به رسانه‌های توجیه‌گر بی‌اعتماد و سعی می‌کند اطلاعات خود را از غیر دریافت کند؛ اینجاست که بازار شایعه‌پراکنی و تشویش افکار عمومی گرم و در نهایت مشروعیت نظام حاکم از نظر آحاد جامعه زیر سوال می‌رود و تداوم چنین حاکمیتی تنها با اعمال زور است که در قالب دیکتاتوری نمود یافته و جامعه وارد فاز مقاومت و مبارزه علیه حاکمیت می‌گردد.
نقطه‌ی مقابل این حالت یا شق دوم که رسانه فارغ از حاکمیت و بدون وابستگی به آن کار خود را می‌کند و هر روز صدها مطلب و خبر نشر می‌دهد و بدون هیچ محدودیتی به میدان سخن سنجیده و نسنجیده مبدل می‌گردد. از آنجا که در چنین حالتی هر منبع اطلاع‌رسانی هدفی را دنبال و در تلاش برای به کرسی نشاندن حرف و حدیث خویش است؛ تشتت آراء و عقاید و دور شدن از ضروریات جامعه عدم توجه به خواسته‌های مشترک عمومی آرام آرام مردم را از رسانه و حاکمیت دل‌زده و در پی یافتن منابعی که حقایق را بازگو کند ایده‌ال خود را خارج از جامعه خویش جستجو و فضای بی‌اعتمادی به حاکمیت و رسانه فراگیر می‌شود و در نهایت جامعه را با چالش‌های جدی مواجه و امنیت داخلی به خطر افتاده و چه بسا شیرازه جامعه هم گسسته و دوام و قوام آن در معرض خطر قرار گیرد.
وضع بینابینی این دو حالت شریطی است که حاکمیت، در مقام پاسخ‌گویی به ملت با هدف اطلاع رسانی به مردم و آگاهی گرفتن از آنها در قبال عملکرد خویش وضعیتی فراهم می‌آورد که رسانه‌ها در اشکال گوناگون در این بستر عمل کرده و یار و یاور حاکمیت و جامعه در پیمودن طریق تعالی باشند. مسلم است که در هر حالت باید قوانینی ناظر بر عملکرد رسانه‌ها باشد اما این قوانین نه در جهت محدود کردن نشر آزاد اطلاعات، بلکه در راستای رعایت حرمت جامعه و مصلحت آن با صواب‌دید مصلحان و اندیشمندان تدوین گردد. در این نوع حاکمیت که قدرت را به راستی از مردم می‌گیرد و تداوم آن در گرو رضایت بدون اجبار و اکراه جامعه است رسانه و حاکمیت دو ساز و کار همسو به جهت رفع مشکلات و نواقص و پرتوان کردن لوکوموتیو هدایت جامعه بر ریل توسعه و شکوفایی تلقی می‌شوند. در چنین شرایطی نه حاکمیت خود را تنها صاحب مشی اداره جامعه می‌پندارد و نه رسانه خود را عقل کل به حساب می‌آورد. در این نوع تعامل، حاکمیت رسانه را آئینه عملکرد خود و منبع تغذیه فکری دانسته و با حسن نظر به آن نگاه می‌کند و رسانه نیز حاکمیت را تجلی‌گاه اندیشه و آرمان جامعه تصور و با هدف تقویت آن می‌کوشد و نشر می‌دهد و به موقع خطاها و لغزش‌ها را عیان می‌کند تا از تکرار خطاها جلوگیری کند. در چنین جامعه‌ای است که دیگر تبلیغات رسانه‌ای مخالفان و معاندان خریداری نداشته و مردم با اطمینانی که به حاکمیت و رسانه‌های داخلی دارند از امکانات خودی تغذیه فکری شده و نظریات خود را بدون دغدغه خاطر بروز می‌دهد.
به قول استاد سخن سعدی شیرازی:
من از مفصل این نکته مجملی گفتم
تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل

ناصر کانی سانانی

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...