رفتن به بالا

هفته‌نامه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی رۆژان

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۱۰ ذو الحجة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 22 August

  • هفته‌نامه روژان

    صاحب امتیاز و مدیر مسوول: سلیمان الله‌مرادی

    ..............................................................

    نشانی: سنندج - میدان آزادی - انتهای کوچه سجادی (کوچه رزان) - پلاک ۱۱۵

    کد پستی: ۳۳۹۵۳-۶۶۱۳۷

    ..............................................................

    تلفن: ۳۳۲۳۸۵۴۵-۰۸۷

    ای‌میل: info@rojanpress.com

    کانال تلگرام: rojanpress@


اوقات شرعی

  • چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۳:۲۷
  • کد خبر : 4091
  • هفته‌نامه روژان
  • چاپ خبر : گمشده‌ام را در موسیقی پیدا کردم
گفت‌وگو با «آرمان ساعدپناه» هنرمند و کونگ‌فوکار سنندجی:

گمشده‌ام را در موسیقی پیدا کردم

آرمان ساعدپناه متولد سال ۱۳۶۱ شهرستان سنندج است و در خانواده‌ای هفت نفره به دنیا آمده است. او یکی از آن جوان‌های پرکار است و از روزی که خود را شناخته روی پای خود ایستاده و کمتر به دیگران وابسته بوده است. آرمان ورزشکاری خوش‌صدا است. از سال ۷۵ ورزش کونگ فو را شروع کرد […]

آرمان ساعدپناه متولد سال ۱۳۶۱ شهرستان سنندج است و در خانواده‌ای هفت نفره به دنیا آمده است. او یکی از آن جوان‌های پرکار است و از روزی که خود را شناخته روی پای خود ایستاده و کمتر به دیگران وابسته بوده است. آرمان ورزشکاری خوش‌صدا است. از سال ۷۵ ورزش کونگ فو را شروع کرد و تا امروز این رشته را به صورت حرفه‌ای دنبال می‌کند؛ اما به این نیز اکتفا نکرد و آنگونه که خود می‌گوید با تشویق یکی از دوستانش به خوانندگی روی آورده و به زودی آلبومی از وی به بازار می آید.
در زیر گفتگوی روژان با این جوان نمونه را می‌خوانید:
*آرمان جان از ورزش شروع کنیم. چگونه شد که به رشته کونگ فو روی آوردی؟
– برادر بزرگترم آقای «ادیب ساعدپناه» کونگ‌فو کار بود. برای بار اول من را در سن ۱۴ سالگی به باشگاه برد. همین یک جلسه حضورم در باشگاه باعث شد به این رشته ورزشی علاقه‌مند شوم. مربی من آقای «فریدون ویسیان» بود. در سال ۸۲ خودم حکم مربیگری گرفتم و در باشگاه کارگران شروع به مربیگری کردم. در سال ۸۵ هم موفق به اخذ دانشنامه جهانی کنگ‌فو شدم، همچنین مدرک داوری این رشته را هم دارم و مسئول بازرسی کونگ‌فوتوای سنتی استان هم هستم.
* در این سال‌ها چه مقام‌هایی کسب کرده‌ای؟
تا به امروز که در مسابقات زیادی شرکت کرده‌ام و بیش از ۲۰ مقام اولی کشوری و استانی و یک مقام اولی آسیایی (مبارزات آزاد) دارم. اولین مقام اول در رشته کنگ‌فوتوا را در مسابقات مایانا (نیمه آزاد) در سال ۷۶ کسب کردم. آخرین مقام هم که آن هم طبق معمول اول بود، سال ۹۶ و در مسابقات کشوری اصفهان به دست آوردم. شیرین‌ترین مقامی هم که کسب کرده ام سال ۹۵ پس از هفت سال دوری از مسابقه، در مسابقات کشوری قم به دست آوردم که آن هم اولی بود.
*چطور شد که ۷ سال از مسابقات دور بودی؟
– سال ۱۳۸۸ از چهار طبقه ساختمان سقوط کردم و مهره چهارم کمرم همچنین پاشنه پایم شکست. راستش را بخواهید فکر نمی‌کردم که بتوانم دیگر مسابقه بدهم اما به شکر خدا توانستم بر مشکلات غلبه کنم و مثل همیشه روی فرم بیایم.
*آیا تاکنون به اردوی تیم ملی دعوت شده‌ای؟
بله، سه مرتبه به اردوی تیم ملی دعوت شده‌ام ولی به این دلیل که برای تامین مخارج زندگی باید کار می‌کردم، نتوانستم در اردوها حاضر شم. چرا که من از بچگی در مرز باشماق مریوان کار می‌کردم و یکی از افتخاراتم این است که روی پای خودم ایستاده‌ام.
* کمی هم از هنر بگوییم. چه طور شد که وارد عرصه خوانندگی شدی؟
– تا جایی که به یادم دارم همیشه به خوانندگی علاقه داشته‌ام و در اوقات تنهایی برای خودم زمزمه می‌کردم. برادر کوچک‌ترم آقای «آرام ساعدپناه» که عضو ارکستر فیلارمونیک کردستان و نوازنده چندین ساز است، همیشه من را تشویق به خوانندگی در جمع می‌کرد اما به دلیل اینکه خودم را دست‌کم می‌گرفتم هیچ وقت برای خواندن در جمع راغب نبودم تا اینکه به پیشنهاد دوست قدیمی و بسیار عزیزم جناب آقای استاد «یدالله شاکری» وارد این عرصه شدم و در حال حاضر یک آلبوم در دست تهیه دارم که به امید خدا به زودی به بازار خواهد آمد.
احساس می‌کنم در موسیقی گمشده‌ام را پیدا کرده‌ام. راستش را بگویم عاشق خوانندگی هستم و می‌خواهم به امید خدا اگر عمری باشد در آینده زندگی‌ام را وقف هنر کنم.
*یعنی در آینده از ورزش کناره‌گیری می‌کنی؟
قبل از پاسخ دادن به سوالتان می‌خواهم این را بگویم که در دوران ما کمبودها و کاستی‌های زیادی برای ورزش کردن وجود داشت. از سالن ورزشی گرفته تا لوازم و بسیاری چیزهای دیگر. اگر امکانات بهتری برای من و هم‌نسل‌هایم فراهم بود مطمئناً افتخارات بسیار بزرگ‌تری کسب می‌کردیم. در حال حاضر هم به شکر خدا از سابقه‌ای که دارم راضی‌ام یعنی وقتی به گذشته نگاه می‌کنم به خودم می‌بالم. راستش کم‌کم احساس می‌کنم که باید بازنشسته شوم و عرصه را به جوانان بسپارم تا این راه را ادامه بدهند و برای ورزش کردستان افتخار آفرینی کنند. هرچند من همیشه با توجه به عشقی که به ورزش دارم ارتباطم را با کونگ‌فو و سالن ورزشی قطع نمی‌کنم. برای تمرین کردن به باشگاه می‌روم اما از این به بعد وقتم را بیشتر برای خوانندگی می‌گذارم.
*چه توصیه‌ای برای جوانان خصوصاً کسانی که هم به ورزش و هم به هنر علاقه دارند داری؟
– امیدوارم جوانان کردستان به جای پرداختن به کارهای عبث و ناشایست به ورزش روی بیاورند، چون همانطور که همه می‌دانند عقل سالم در جسم سالم است. جدای از آن به نظرم انسان باید دنبال عشق زندگی‌اش برود. هر کسی به کاری علاقه دارد یکی نقاشی، دیگری موسیقی و… اگر کاری را با عشق انجام دهید و برایش وقت بگذارید موفق خواهید شد. پس فقط می‌توانم بگویم جوانان ما باید خود را بشناسند و بدانند به چه چیزی علاقه دارند و برای آن وقت بگذارند.
* و سخن پایانی
با تشکر از روزنامه خوب روژان که فرصتی را فراهم کرد تا با مخاطبین حرف بزنم و در نهایت از مردم تقاضا می‌کنم قدر هنر را بیشتر بدانند؛ به جوانها باور کنند و زمینه رشد استعدادهای آنان را فراهم سازند.

اخبار مرتبط

نظرات

یادداشت روژان

نگاهی به سوانح دلخراش جاده‌ای در راه‌های استان کردستان

گوش‌هایی که نمی‌شنوند و چشم‌هایی که نمی‌بینند

بامداد سەشنبه ۲۰ تیر درحالیکه غالب مردم براساس نظم و گردش شبانەروز در بستر خواب بودند جمعیتی از شهر سنندج، به اقتضای نیاز و کار ضروری عزم سفر کردند تا در این گردش روزگار به نیازهای خود پاسخ دهند اما انگار مقدر چنین بود که به مقصد نرسند و در همان ابتدای سفر راهی دیار باقی شوند. حادثه دلخراشی که به سبب ارتباطات پیشرفته و شبکەهای اجتماعی خواب را در همان نیمەهای شب از چشم هموطنان ربود و به خبر اول خبرگزاری‌های ایران تبدیل شد، به گونەای که سه روز عزای عمومی اعلام شد و مقامات کشور از رئیس جمهور و رئیس مجلس گرفته تا بسیاری از وزرا و شخصیت‌های مطرح کشور با صدور پیامهایی به ابراز همدردی با مردم داغدار کردستان پرداختند و  روز پنجشنبه نیز خبر آن در صفحه اول همه روزنامەهای سراسری قرار گرفت. مرگ دست کم ۱۱ نفر که به سبب نوع حادثه قلب بسیاری‌ها را جریحەدار کرد. نکته حائز اهمیت در این رویداد تلخ ایجاد موجی از حزن و اندوه در عرصه استانی و ملی بود که اگر نبود این ابراز همدردی‌ها شاید تالم ناشی از آن برای  خانواده‌های داغدار قابل تحمل نبود. اما پیرامون این سانحه نکاتی قابل تامل است که بیان آن ضروری به نظر می‌رسد: ۱- تلنگری بود به مسوولان که هشدار رسانه‌ها و کارشناسان را جدی بگیرند. نقطه وقوع حادثه به عنوان مکانی حادثه خیز بارها مورد نقد قرار گرفته بود اما دریغ از یک پاسخ منطقی! ۲- بارها گفتیم و بار دیگر تکرار می‌کنیم، مردم کمبودها و ناملایمات را تحمل می‌کنند اما بی‌توجهی، اهمال، فخرفروشی و بی‌عدالتی ازسوی مسئولان را تحمل نمی‌کنند. شکی نداریم که با هزینه چندبرابرهم که شده این مسیر تحت فشار افکارعمومی در کوتاه‌ترین زمان اصلاح خواهد شد، همچنانکه قطعه‌ای از مسیر راه سنندج- حسین آباد، در سال 1382 پیش پس از واژگونی تانکر حامل مواد شیمیایی MTBE و سرازیر شدن مواد آن به داخل آب سد قشلاق بلافاصله اصلاح شد، آیا بهتر نیست قبل از وقوع حوادث تلخ و تحمیل هزینه‌های بسیار گوشها را بروی انتقادات بگشایند و اینقدر بیخیال نباشند. حتما باید جان چند نفر گرفته شود تا معبری حادثه خیز اصلاح شود؟ 3- بارها از تردد تانکر‌های نفتکش در جاده‌های کردستان به عنوان ارابەهای مرگ و کابوس نام برده شده است و سال‌هاست واژگونی تانکر‌ها که نفت و مشتقات نفتی عراق را از طریق جاده‌های باریک و ناامن کردستان به ویژه مریوان و سنندج به ایران می‌آورند یا محصولات نفتی فراوری شده مانند بنزین و گازوئیل را به آن کشور منتقل می‌کنند، همچون کابوسی مردم و محیط زیست منطقه کردستان را تهدید می‌کند. گفته می‌شود در سوآپ نفتی ایران و عراق روزانه ۳۰ تا ۶۰ هزار بشکه نفت خام از طریق مرز به پالایشگاه‌های کرمانشاه، شازند، تهران و تبریز انتقال داده می‌شود و ایران معادل آن را در بنادر صادراتی جنوب تحویل مشتریان عراق می‌دهد. آمار تردد روزانه از ۶۰ تا ۴۰۰ کامیون در محور مریوان – سنندج که یکی از باریک‌ترین و ...